
چرایی برگزاری نشست جایگاه نقد در هنرهای نمایشی توسط حوزه هنری آذربایجان شرقی؛
نقدِ هنر، راه رفتن بر لبۀ تیغ و تلنگر بر شیشه
در این گزارش نیم نگاهی به نشست جایگاه نقد در هنرهای نمایشی در حوزه هنری آذربایجان شرقی می اندازیم.
با نگاهی به تاریخ هنر میبینیم که نقد گرچه دانشی نوپاست اما همواره در کنار آثار هنری در رشتههای مختلف حضوری پر رنگ داشتهاست. اما نقد در درام به سبب تازگی خودِ هنر درام به معنای غربی آن در ایران(به زحمت 100 سال) هنوز آنچنان که باید و شاید جایگاه خود را پیدا نکردهاست. نقدر در کنار هنر ضرورت محسوب میشود چرا که نبود نقد، هنر و خالق اثر هنری را از طرفی با بیانگیزگی مواجه میکند و از طرف دیگر باعث میشود هنرمندان، به خصوص هنرمندان جوان، نتوانند نقاط ضعف و قوت خود را با چشم سومی ببینند و همواره در جایی که هستند باقی بمانند. نقد پژواک هنر در فضای جامعه است که اگر نباشد هنر و هنرمند دچار پیری زودرس میشوند.
چند سالی است که در محافل مختلف تئاتری از آسیب نبود نقد در تئاتر تبریز سخنها گفته میشود اما از شواهد پیداست هنوز هم هنرمندان این عرصه احساس نیاز به وجود دانش نقد نمیکنند. وقتی از نبود نقد سخن میگوییم نه تنها برگزاری جلسات نقد برای نمایشها و فیلمها مد نظر است بلکه پای نقد مکتوب و علمی نیز به میان میآید. نقد مکتوب با تبلیغات و هشتگهایی که در فضای مجازی برای اجراهای عمومی تئاتر و یا اکران فیلم درج میشود تفاوت بسیار دارد و همین نکته عرصۀ نقد هنری را در کشور و به ویژه شهر ما آسیبپذیر میکند. در تبریز هنوز به ضرورت نقد واقف نیستیم، به راحتی ماهیت نقد را بر اساس دوستیها و دشمنیها تغییر میدهیم، نبود منتقد را بهانه میکنیم و به خود اجازه میدهیم هر گونه نظر شخصی عاری از استاندارهای نقد حرفهای را منتشر کنیم. پس نقد هنری راه رفتن بر لبۀ تیغ و تلنگر بر شیشه است و اگر به اصول و قواعد آن دقت نشود میتواند تعریف آثار هنری قوی و ضعیف را اشتباه منعکس و مخاطب عام را سردرگم کند.
با توجه به جایگاهی که نقد در هنر باید داشتهباشد، حوزۀ هنری آذربایجان شرقی و دانشگاه نبیاکرم (ص) تبریز در یک همکاری مشترک اقدام به برگزاری نشستی با عنوان جایگاه نقد در هنرهای نمایشی با حضور امیرعطا جولائی (بازیگر، کارگردان و منتقد تئاتر و سینما و مدرس دانشگاه) کردند.
حسین اصل عبداللهی، مدیر گروه تئاتر دانشگاه نبیاکرم (ص) در خصوص اهداف برگزاری این نشست میگوید: نقد حرفهای در عرصۀ تئاتر تبریز تا به امروز هنوز جایگاه خود را پیدا نکردهاست و یکی از دلایل آن نبود روحیۀ انتقادپذیری در میان هنرمندان است اما به نظر میرسد که دیگر وقت آن رسیده تا از کانالهای آکادمیک تلاش کنیم تا نقد نمایش و فیلم، تبدیل به یک ضرورت جداییناپذیر از آثار هنری شوند.
وی میافزاید: وقتی چشم سومی باشد که یک اثر هنری را به شکل استاندارد و از تمامی جنبهها زیر ذرهبین بگذارد، هنرمند نیز خود را موظف میداند تا تمام تلاش خود را در راستایخلق یک اثر اصولی به کار بگیرد و دیگر بر پایۀ احساسات و خوشایند شخصی اثری را به روی صحنه نبرد.
عبداللهی معتقد است، نظرات شخصی که دوستان هنرمند در مورد کار یکدیگر در فضای مجازی منتشر میکنند نقد نیست و امروزه منتقدان باید قلم به دست گرفته و نقدهای اصولی برای آثار بنویسند تا به مرور زمان بیاموزند که با # تئاتر_خوب_ببینیم# تصمیم به تماشای یک کار نگیرند.
حسین اصل عبداللهی همچنین تأکید میکند: البته نقد هنری موضوعی نیست که با یک نشست بتوان آن را در بطن جامعۀ هنری نهادینه کرد و بدون شک این جلسه به عنوان نقطۀ شروع برای برگزاری جلسات بیشتر و طرح مباحث گستردهتری در این حوزه خواهد بود.
مدیر گروه تئاتر دانشگاه نبیاکرم(ص) تبریز از راهاندازی مجلۀ تخصصی تئاتر در سطح دانشگاه خبر داد و این نشریه را محل خوبی برای آزمون و خطای دانشجویان برای نوشتن و تمرین نقد و تحلیل عنوان کرد.
در نشست جایگاه نقد در هنرهای نمایشی که با حضور علاقهمندان به حوزۀ نقد، دانشجویان رشتۀ تئاتر و اصحاب رسانه برگزار شد، دکتر امیرعطا جولائی ضمن بیان تاریخچهای از دانش نقد در جهان و ایران اصول اولیۀ نقد و آفتهای موجود در نقدنویسی را بررسی کرد.
به گفتۀ وی بدون منتقد تاریخ نمایش ایجاد نمیشود و موضعگیریهای مختلف در مورد یک اثر ایجاد نمیشود اما متأسفانه در ایران واکنش خالق اثر به نقد و منتقد و برعکس یعنی واکنش منتقد نسبت به اثر هنری، سلبی است.
جولائی در این خصوص میگوید: تندگوئی آفت نقد است و منتقدان باید خیلی مواظب باشند تا نقدشان به غرضورزی آلوده نشود، به علاوه یک منتقد خوب باید از کلیشهزدگی، متفاوتنمایی و پیشفرضهای گولزننده دوری کند.
وی تأکید میکند: حد فاصل بین یک منتقد و مخاطب عادی این است که منتقد باید تفاوتها را ببیند و نقاط تمایز یک اثر قوی را بشناسد. کار منتقد این نیست که در نقد خود بنویسد یا بگوید اثری خوب است یا بد، این موضع نقد را به انشانویسی مبتلا میکند و هنر به این انشاها نیازی ندارد.
این مدرس دانشگاه همچنین میگوید: تنها کسانی میتوانند دست به قلم ببرند و یا زبان به نقد بگشایند که بر تاریخ نمایش تسلط داشتهباشند، شعر فارسی بدانند، رمانهای متعدد خواندهباشند، مسط بر مبانی نقد باشند و دانش روانشناسی و جامعهشناسی داشتهباشند، در غیر این صورت، نقد تبدیل به سلیقۀ شخصی میشود و این همان نقطۀ شکنندۀ نقد در هنر است؛ اینکه همه حق اظهار نظر دارند و کسی به دنبال کسب دانش نقد برای نظر دادن نیست. یک منتقد تئاتر علاوه بر تمام این نکات پیش از هرچیز باید از متن و تاریخچۀ نگارش اثری که میبیند مطلع باشد و بر بینامتنیت وقوف کامل داشتهباشد اما در حالحاضر چند در صد از افرادی که در اینستاگرام متنی برای یک اثر نمایشی و یا فیلم مینویسند، حائز این شرایط هستند؟
جولائی، معتقد است که فقط در ایران است که افراد در فضای مجازی به خود اجازۀ اظهارنظر در مورد آثار هنری را میدهند، در حالیکه در دنیا نقد حوزهای به شدت جدی است که هر کسی در خود توان قدم گذاشتن در حیطۀ آن را نمیدهد. وی میگوید: نقد باید باشد چون در صورت نبود پژواک در فضای فرهنگی و هنری، هنرمند دچار جوانمرگی میشود و بعد از مدتی دیگر تمایلی به خلق اثر نخواهد داشت اما اینکه نقد باید از استانداردهای جهانی این دانش تبعیت کند واقعیتی است که هرگز نباید فراموش شود.
امیرعطا جولائی در پایان سخنان خود به تکتهای کلیدی اشاره کرد: من توصیه میکنم تا زمانی که بر دانش نقد تسلط کامل پیدا نکردهایم قلم به دست نگیریم، فراموش نکنیم که هر نوشتهای قابل انتشار (حتی در فضای مجازی) نیست و بهتر است که نوشتههای اولیه و مشقهایی را که برای نگارش نقد میکنیم، دور بریزیم.
گزارش: پری اشتری
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
