حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار

اند احوالات لیالی قدر
۲۴ خرداد ۱۳۹۶کد خبر: 43595۲
لیلة القدر و شب قدر، همان شبی است که در آن دست به دعا بر می داریم. سه اتفاق نزول یک باره قرآن، تقدیر زندگی یک ساله آینده انسانها و ضربت خوردن و شهادت مولای متقیان علی(ع) از اتفاقات شبهای قدر می باشد همچنین بخشش گناهان انسانها توسط خداوند متعال، رویکرد بزرگی است که در این شب رخ می دهد.
اصولا نگاه ما به شب قدر از این منظر است که در این شب سرنوشت یکساله ما رقم خواهد خورد و در این شب است که تقریبا همه مسلمانان، شب زنده داری می کنند و بیشتر با حضور در مساجد و تکایا با خواندن ادعیه های متنوع ، طلب بخشش و مغفرت از خداوند می کنند و این شب را احیا می گیرند . بخشی از از این شب صرف عزاداری مولای متقیان علی(ع) می شود زیرا بر اساس احتمالی که شب قدر بین شبهای19و21و23رمضان باشد درست همین شبها متناسب با شهادت امام علی(ع) می باشد 19رمضان ضربت خوردن ایشان، 21رمضان شهادت و 23رمضان سومین روز شهادت امام علی(ع).گفته می شود خوارجی که قصد ترور امام علی، معاویه و عمروعاص را نموده بودند در کنار کعبه قسم یاد کرده بودند که در سحرگاه لیله القدر، نقشه خود را عملی کنند و اگر این روایت درست باشد. احتمال این که شب قدر همان شب 19رمضان باشد را تقویت میکند . اما شبهای 21و23وحتی27رمضان را نیز به عنوان شب قدر اعلام نموده اند .
در قرآن کریم درباره شب قدر چنین آمدهاست: به راستی که ما آن را در شب قدر فرو فرستادیم. و چه تو را به شب قدر آگاه تواند کرد. شب قدر از هزار ماه برتر است. در این شب فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان از هر امر فرود میآیند. این شب تا صبحگاه «سلام» است. سوره قدر آیات ۱ تا ۵ همچنین در این سوره به صراحت بیان شده که قرآن کریم در شب قدر نازل شده است: « انا انزلناه فی لیلة القدر »
و نیز در سوره دخان آمدهاست: سوگند به کتاب روشنگر. به راستی ما آن را در شبی مبارک فرو فرستادیم زیرا که به حقیقت هشداردهنده بودیم. در آن شبی که هر امری با حکمت معین و ممتاز و جدا میگردد. تعیین آن امر البته از سوی ما خواهد بود، که ما رسولان را فرستنده بودیم. و این البته از رحمت و مهربانی پروردگار توست، به راستی او شنونده داناست. (سوره دخان آیات ۱ تا ۶)
در تفسیر نمونه حدیثی از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده است که میفرمایند: خداوند شب قدر را به امت من بخشیده، و احدی از امتهای پیشین از این موهبت برخوردار نبودند.
شعر و ادبیات فارسی نیز از شب قدر بی بهره نماند و این شب در شعر کهن فارسی واژهی نامآشنایی است؛ شاعران کلاسیک ادب فارسی در اشعار خود بهوفور از اصطلاح «شب قدر» استفاده کرده اند که به برخی از آنها اشاره می شود.
شب عاشقت لیلة القدر است/ چون تو بیرون کنی رخ از جلبیب( رودکی)
مطلع نور تجلی آفتابِ روی اوست/لیلة القدری که می گویند هست آن ، موی اوست( نسیمی )
شب قدرست و روز عید زلف و روی این ترکان/ نمیباشد دل ما را شکیب از روی این ترکان(اوحدی مراغه ای)
عارفان را ز روزه در شب قدر/ شود از فیض نور چهره چو بدر/ تو به روزی هلال عید شوی/ ور به ماهی رسد قدید شوی /تو شکم بودهای، از آنی سست/ جان و دل باش، تا که باشی چست/ هر که روزش به فربهی باشد /چون شکم شد تهی، تهی باشد/ تن چو از خون ثقیل سنگ آید/ دل ز بار بدن به تنگ آید(اوحدی مراغه ای)
ملک و روح با تو و تو به خواب/ شب قدری، تو خویش را دریاب (اوحدی مراغه ای)
چنین شب، گر مجال افتد که با دلدار بنشینی/ شب قدرست و شبهای چنین بیدار خوش باشد(اوحدی مراغه ای)
قندیل فروزی به شب قدر به مسجد/ مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا/ قندیل میفروز بیاموز که قندیل/ بیرون نبرد از دل بر جهل تو ظلما(ناصر خسرو)
ای که ندانی تو همی قدر شب/ سوره واللیل بخوان از کتاب/ قدر شب اندر شب قدر است و بس/ برخوان آن سوره و معنی بیاب (ناصر خسرو)
از آنکه هست نشاط جهان ز رحمت حق /چو روز عید و شب قدر شد صباح و مساش(سنایی غزنوی)
جاهش ز دهر چون مه عید از صف نجوم/ ذاتش ز خلق چون شب قدر از مه صیام (خاقانی شروانی)
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی/ آن شب قدر که این تازه براتم دادند(حافظ)
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است/ یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است(حافظ)
شب قدری چنین عزیز و شریف/ با تو تا روز خفتنم هوس است(حافظ)
در شب قدر ار صبوحی کردهام عیبم مکن/ سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود(حافظ)
همه به قدر تو که کوتاه نخواهم کردن/ تا ببینم که دهی تا شب قدرم دیدار (انوری)
امشب شب قدرتست بشتاب/ قدر شب قدر خویش دریاب (نظامی)
آن که گویند به عمری شب قدری باشد/ مگر آنست که با دوست به پایان آرند (سعدی)
شب قدری بود که دست دهد /عارفان را سماع روحانی/ رقص وقتی مسلمت باشد/ کستین بر دو عالم افشانی(سعدی)
تو را قدر اگر کس نداند چه غم؟/ شب قدر را میندانند هم(سعدی)
به عزت شب قدر و شب حساب برات/ به حرمت شب آبستن و شب یلدا (عطار نیشابوری)
اسماعیل مجللی
در قرآن کریم درباره شب قدر چنین آمدهاست: به راستی که ما آن را در شب قدر فرو فرستادیم. و چه تو را به شب قدر آگاه تواند کرد. شب قدر از هزار ماه برتر است. در این شب فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان از هر امر فرود میآیند. این شب تا صبحگاه «سلام» است. سوره قدر آیات ۱ تا ۵ همچنین در این سوره به صراحت بیان شده که قرآن کریم در شب قدر نازل شده است: « انا انزلناه فی لیلة القدر »
و نیز در سوره دخان آمدهاست: سوگند به کتاب روشنگر. به راستی ما آن را در شبی مبارک فرو فرستادیم زیرا که به حقیقت هشداردهنده بودیم. در آن شبی که هر امری با حکمت معین و ممتاز و جدا میگردد. تعیین آن امر البته از سوی ما خواهد بود، که ما رسولان را فرستنده بودیم. و این البته از رحمت و مهربانی پروردگار توست، به راستی او شنونده داناست. (سوره دخان آیات ۱ تا ۶)
در تفسیر نمونه حدیثی از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده است که میفرمایند: خداوند شب قدر را به امت من بخشیده، و احدی از امتهای پیشین از این موهبت برخوردار نبودند.
شعر و ادبیات فارسی نیز از شب قدر بی بهره نماند و این شب در شعر کهن فارسی واژهی نامآشنایی است؛ شاعران کلاسیک ادب فارسی در اشعار خود بهوفور از اصطلاح «شب قدر» استفاده کرده اند که به برخی از آنها اشاره می شود.
شب عاشقت لیلة القدر است/ چون تو بیرون کنی رخ از جلبیب( رودکی)
مطلع نور تجلی آفتابِ روی اوست/لیلة القدری که می گویند هست آن ، موی اوست( نسیمی )
شب قدرست و روز عید زلف و روی این ترکان/ نمیباشد دل ما را شکیب از روی این ترکان(اوحدی مراغه ای)
عارفان را ز روزه در شب قدر/ شود از فیض نور چهره چو بدر/ تو به روزی هلال عید شوی/ ور به ماهی رسد قدید شوی /تو شکم بودهای، از آنی سست/ جان و دل باش، تا که باشی چست/ هر که روزش به فربهی باشد /چون شکم شد تهی، تهی باشد/ تن چو از خون ثقیل سنگ آید/ دل ز بار بدن به تنگ آید(اوحدی مراغه ای)
ملک و روح با تو و تو به خواب/ شب قدری، تو خویش را دریاب (اوحدی مراغه ای)
چنین شب، گر مجال افتد که با دلدار بنشینی/ شب قدرست و شبهای چنین بیدار خوش باشد(اوحدی مراغه ای)
قندیل فروزی به شب قدر به مسجد/ مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا/ قندیل میفروز بیاموز که قندیل/ بیرون نبرد از دل بر جهل تو ظلما(ناصر خسرو)
ای که ندانی تو همی قدر شب/ سوره واللیل بخوان از کتاب/ قدر شب اندر شب قدر است و بس/ برخوان آن سوره و معنی بیاب (ناصر خسرو)
از آنکه هست نشاط جهان ز رحمت حق /چو روز عید و شب قدر شد صباح و مساش(سنایی غزنوی)
جاهش ز دهر چون مه عید از صف نجوم/ ذاتش ز خلق چون شب قدر از مه صیام (خاقانی شروانی)
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی/ آن شب قدر که این تازه براتم دادند(حافظ)
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است/ یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است(حافظ)
شب قدری چنین عزیز و شریف/ با تو تا روز خفتنم هوس است(حافظ)
در شب قدر ار صبوحی کردهام عیبم مکن/ سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود(حافظ)
همه به قدر تو که کوتاه نخواهم کردن/ تا ببینم که دهی تا شب قدرم دیدار (انوری)
امشب شب قدرتست بشتاب/ قدر شب قدر خویش دریاب (نظامی)
آن که گویند به عمری شب قدری باشد/ مگر آنست که با دوست به پایان آرند (سعدی)
شب قدری بود که دست دهد /عارفان را سماع روحانی/ رقص وقتی مسلمت باشد/ کستین بر دو عالم افشانی(سعدی)
تو را قدر اگر کس نداند چه غم؟/ شب قدر را میندانند هم(سعدی)
به عزت شب قدر و شب حساب برات/ به حرمت شب آبستن و شب یلدا (عطار نیشابوری)
اسماعیل مجللی
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/9EHDSVN
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
