حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار

خط نستعلیق ، اعجاز مکتب تبریز در هنر خوشنویسی
۷ اردیبهشت ۱۳۹۵کد خبر: 43232۶
اشاره: هنر ودیعه ای است الهی و جوهره ی آن، در وجود بشر نهاده شده و آمیخته با ادراک و احساسات آدمی است و برخاسته از فهم و شعور انسان ، که مُلهم از زیبای مطلق و خالق زیباییها است. و فعالیت هنرمند ، خوشه چینی از گلستان زیبایی و تمتع از فیض لایزال باری تعالی است.
تبریز در دوره های مختلف تاریخ در عرصه های گوناگون علمی ، هنری ، ادبی و دینی ، شخصیت های تأثیرگذاری را به جامعه معرفی کرده و در برهه هایی از روزگاران مختلف و متنوّعی که سپری کرده ، کانون توجه و رشد جریانهای مختلف فکری و هنری و علمی بوده است.
صرف نظر از مصادیق مختلف هنر، که نمود فهم و شعور انسان و خلاقیت اوست ، تبریز، در عرصه هایی از هنر، صاحب مکتب و سبک و شیوه می باشد، از جمله در عرصه نگارگری و موسیقی.
برخلاف تصور عموم که مکتب تبریز را خلاصه در این دو رشته مذکور دانسته و در سایر عرصه های هنر، تبریز را صرفاً بعنوان یکی از مراکز فعّال هنری، در طول ادوار مختلف ذکر کرده اند. بسط و گستره دیگرفعالیتهای هنری را در این خطّه ، در حدّی که بتوان به عنوان مکتب قلمداد کرد، ذکر نکرده و محسوب نمی کنند.
در این مقال، برای اولین بار قصد بر این است که ، با ارائه استنادات تاریخی و معرفی هنرمندان بزرگ و شهیر عرصه خوشنویسی تبریز و ذکر تلاش تأثیر گذار چندین دهه و سده ی آنان در ابداع ، خلق و چگونگی بسط و گسترش و آموزش و انتقال خوشنویسی، خصوصاً خط نستعلیق به دیگر نقاط و بلاد همجوار، بپردازیم. که در اثر این تلاش دامنه دار و سلسله واری که در حدّ اعلا و با گستره ای بسیار وسیع تا سده های بعد از ابداع خط نستعلیق در تبریز، جریان داشته است اشاره می شود. و با این تفضیل، به وضوح پی به این نتیجه روشن و اثبات شده و متقن می رسیم که « خط نستعلیق، اعجاز مکتب تبریز در هنر و خوشنویسی است» ، که هدیه ای از هنر این مکتب ، به جامعه خوشنویسی و هنری بلاد اسلامی می باشد. و ارزش این تحفه ی ارزشمند، زمانی روشن و قابل توجه است که آنرا عروس خطوط اسلامی نامیده اند . در میان تنوّع گوناگون خطوط و با وجود گستردگی دامنه استفاده از خط و خوشنویسی ، خط نستعلیق، دارای جایگاه ویژه و استثنائی بوده و همواره مورد توجه و علاقه عموم و موجب تحسین اهالی هنر می باشد.(1).
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-آرتور پوپ هنر شناس و ایران شناس مشهور می گوید: ..... «در حالیکه خط نسخ کامل و متعادل است، خط تعلیق تأثیرناک و حاکم است. از بهم یافتن ویژگیهای این دو نوع خط،َ نستعلیق که خیلی نوازشگر ، مفشن آرام و ملایم است بمیان آمده، نستعلیق توسط جعفر تبریزی، سلطانعلی مشهدی، میرعماد قزوینی و دیگران به کمال و پختگی رسید. ظهور نستعلیق به کاربرد خط تعلیق کاملاً پایان داد.»
قرن هشتم و نهم هجری ، دوره درخشان و پر فروغی در عرصه خوشنویسی و هنر خط در تبریز و ایران،است چرا که که در این زمان در تبریز وجود وحضور دو هنرمند بسیار نامی و بزرگ بیشتر از سایر بزرگان و هنرمندان خوشنویس جلب توجه کرده و به سبب تأثیر شگفت انگیز و فعالیت چشم گیرشان در این عرصه ، بعنوان دو چهره مشهور و تأثیرگذار در تاریخ هنر خوشنویسی ، و از مفاخر هنری تبریز و سرآمدان مکتب تبریز در هنر خوشنویسی هستند. 1- عبداله صیرفی 2- میر علی تبریزی
عبداله صیرفی، که از او به عنوان حلقه اتصال و انتقال مرکز ثقل هنر خوشنویسی اسلامی از مکتب بغداد، به داخل ایران و سپس ارسال بخشی از آن به عثمانی یاد شده و از حلقه های کلیدی به شمار می رود.
عبداله صیرفی ، فرزند محمود تبریزی مشهور به مولانا عبداله صیرفی. از خوشنویسان صاحب نام قرن هشتم هجری بوده که دست کم تا 747 ه. ق می زیسته است. برخی تاریخ وفاتش را 742 ه. ق گفته اند.
محل دفن او را مقبره چرنداب تبریز نوشته اند. او در خطوط ششگانه شاگرد یاقوت مستعصمی بوده و از جمله استادان سبعه یا هفتگانه ، بحساب می آید. همچنین او را از شاگردان سید حیدر گُنده نویس دانسته اند. شیوه عبداله صیرفی را شاگردش خیرالدین مرعشی( متوفای 876 ق)، به قلمرو عثمانی برد و شاگرد برجسته ای چون حمداله آماسی(متوفای 926 ق) را پرورش داد، که سرسلسله خوشنویسان عثمانی محسوب می شود. به این ترتیب عبداله صیرفی به واسطه استادش یاقوت ، به مکتب بغداد متصل است. و در انتقال مرکز ثقل هنر خوشنویسی اسلامی به داخل ایران و سپس ارسال بخشی از آن به عثمانی ، نقش تأثیرگذار و حائز اهمیت داشته و از حلقه های کلیدی به شمار می رود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع-
لغت نامه دهخدا
اطلس خط، حبیب اله فضائلی – چاپ دو 1362، اصفهان- انتشارات مشعل
دانشنامه بزرگ جهان اسلام – ثلث، رقیه میر ابوالقاسمی
بدیهی است که خط نستعلیق مبدع و واضع آن، « میرعلی تبریزی» است . و در تذکره های مختلف ، واضع نستعلیق را میرعلی تبریزی در قرن هشتم ذکر کرده اند. و علاوه بر ذکر این مطلب ، دراکثریت کتب و تذکره های قدیمی مربوط به خوشنویسی و خط و در دوره معاصر نیز در مقدمه اکثر کتابهای هنری ، پیرامون خوشنویسی و مرقعات و .... این نکته ذکر شده و ابداع و وضع خط نستعلیق را به میرعلی تبریزی نسبت داده اند.(2)
و اکنون به شرح و تفصیل این قضیه پرداخته و اثبات وچگونگی وجود مکتب تبریز در هنر خوشنویسی، در حدّ اثبات کلیّآت موضوع ، مطرح و ذکر می شود.
تا ضمن توجیه و توضیح این مبحث، با جلب توجّه ونظرات گوناگون محققین و پژوهشگران هنر و خوشنویسی، ابعاد و دیگر زوایای این مبحث، تبیین و واضح شده و ناگفته های مکتب پر فروغ هنر تبریز در عرصه خوشنویسی، مورد ملاحظه و دقّت نظر علاقمندان هنر قدسی خوشنویسی و صاحب نظران و پژوهشگران هنر و خوشنویسی گردد.
***
عبداله صیرفی که با توجه به تاریخ وفاتش که 747 ه . ق و یا 742 ه . ق ذکر شده، تقریباً هم عصر و چند سالی قبل از میرعلی تبریزی متولد 766-850 ق(1360-1446 میلادی) در تبریز می زیسته و مشغول خلق آثار و تربیت شاگردان بوده است. کتیبه های داخلی و خارج مسجد استاد شاگرد واقع در خیابان فردوسی تبریز ، که هم اکنون به عنوان یکی از مساجد مشهور و فعّال و پررونق تبریز هست، بخط عبداله صیرفی و شاگردش نوشته شده که به همین مناسبت این مسجد به نام استاد شاگرد ، مشهور است. عبداله صیرفی در هنر خوشنویسی و در خطوط ششگانه، شاگرد یاقوت مستعصمی بوده و از جمله استادان سبعه یا هفتگانه بحساب می آید. فعالیت خوشنویسی و هنر تعلیمی او با توجه به موارد ذکر شده ، به گونه ای بوده که به حلقه اتصال مکاتب بغداد به تبریز و دیگر نقاط ایران و عثمانی را در تاریخ خوشنویسی ، می توان ،عبداله صیرفی ذکر کرد و اینگونه گفته اند.
2-میر علی تبریزی: درگذشت (850 ه. ق) ملقب به قدوه الکتاب به معنی پیشگام خوشنویسان، فرزند میر علی سلطانی از خوشنویسان بنام و از مفاخر خوشنویسی ایرانی در سده هشتم و نهم هجری(14 و 15 میلادی) است. او را واضع و مُبدع خط نستعلیق می دانند که از قلّه های رفیع هنر ایرانی است.
دانشنامه بریتانیکا تولّد او را حدود 1360 میلادی و وفاتش را 1420 میلادی هر دو در تبریز ذکر کرده است.(1)
از جزئیات زندگی این استاد بزرگ خوشنویسی بجز از موارد ذکر شده، اطلاعات زیادی در دسترس نیست.
میرعلی تبریزی: نستعلیق را از ترکیب دو خط تعلیق و نسخ وضع کرد که در ابتدا با عنوان نسختعلیق شناخته می شد و سپس با حذف« خ» نستعلیق نام گرفت و همان است که اکنون خط زیبای پارسی بدان نوشته می شود که هم اکنون نیز بعنوان خط اصلی در تمامی مراکز آموزش هنر خوشنویسی ، آموزش داده می شود و هنرمندان بی شماری در این خط به خلق آثار و فعالیت مشغولند ، و هنوز هم بعنوان زیباترین نوع خط و خوشنویسی مطرح و مورد استفاده های فراوان است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-دانشنامه بریتانیکا MR ALI OF TABRIZ ، بازبینی شده در 24 ژانویه 2011
میر علی تبریزی در حدود سال (783 الی 813) با مهاجرت و یا دعوت به بغداد در دربار سلطان احمد جلایر بود. و آثاری نیز بخط نستعلیق ،در آنجا علی رغم عربی بودن زبان مردم بغداد ، نوشت . از جمله کلیات فارسی خواجوی کرمانی – مثنوی همای و همایون اثر خواجوی کرمانی ، بخط میرعلی تبریزی در موزه ی بریتانیا و آثاری دیگر از این هنرمند هم اکنون در موزه واشنگتن و هم چنین در موزه توپ قاپو استانبول نگهداری می شود.
قابل ذکر است، شخصیت های بزرگ هنری و خوشنویسان بزرگ و تأثیر گذاری در تبریز بوده و فعالیتهای قابل توجه و ارزشمندی داشته اند که با وجود این بزرگان و فعالیت شان در تبریز و یا با مهاجرت به سایر نقاط میهن و بلاد دیگر، دستاورد ارزشمند مکتب تبریز در هنر خوشنویسی« نستعلیق» را رواج داده و در تکمیل آن کوشش خلاّقانه کرده اند که علاوه بر میر علی تبریزی تعدادی از نامداران مکتب تبریز در خوشنویسی و نقش آنها را در تاریخ خوشنویسی و نقش آنها را در تاریخ خوشنویسی، ذکر می کنیم.
میر علی تبریزی با تعلیم این خط و ابداع جدیدش به فرزند خودمیرزا عبداله، نستعلیق، این یادگار ارزشمند و میراث گرانسنگ خویش را ، ماندگار کرده است. و سپس میرزا عبداله از طریق تعلیم این خط و تربیت شاگردانی همچون میرزا جعفر تبریزی و اظهر تبریزی(سرآمد نستعلیق نویسان در دوره اوّل شکل گیری خط نستعلیق و از بزرگترین خوشنویسان قرن نهم) ، در حفظ این شیوه و ابداع جدید ، همّت گماشته و بعد از ایشانمیرزا جعفر و سپس شاگردانش ، به تقویت و تکمیل آن پرداختند و در این کار کوشیدند و این در حالی بود که خط نستعلیق تا زمان مهاجرت میرزا جعفر تبریزی و اظهر تبریزی به دیگر نقاط و ممالک اسلامی از قرن هشتم و پیدایش خط نستعلیق (تا حدود نیمه اوّل قرن دهم ) این شیوه فقط در تبریز نوشته می شد. و با مهاجرت میر علی تبریزی به بغداد به مدّت 30 سال و مراجعت دوباره اش به تبریز و همچنین مهاجرت میرزا جعفر تبریزی به هرات، و سفر او به ماوراء النهر و اقامت سه ساله در بلخ و سپس مهاجرت به خوارزم و بعد از آن یک سال اقامت در سمرقند و در انتها اقامت در بخارا، که همانجا به سال(885 ق) بدرود حیات گفته ، این خط و شیوه جدید که تحفه اعجازین مکتب تبریز است ، به دیگر بلاد رفته و مورد استقبال و پیروی دیگر هنرمندان در طول تاریخ سیر خط نستعلیق گردیده است. و روز به روز به تکمیل و زیبایی آن افزوده شده است.
میرزا جعفر تبریزی: بزرگترین نستعلیق نویس زمان خود بود، یکی از آثار معروف نستعلیق او شاهنامه بایسنقری است. این شاهنامه هم اکنون در موزه کاخ گلستان ش 4752 نگهداری می شود. و آثار دیگری نیز بخط نستعلیق میرزا جعفردر دیگر نقاط و موزه ها نگهداری شده و موجود است.(1)
یکی از عوامل تجدید رونق خطوط متداول در ایران قرن نهم ، وجود میرزا جعفر ذکر شده است. او با تربیت شاگردانی در انواع خطوط ، به توسعه و پیشرفت خطاطی در ایران کمک کرد. شاگردان معروف او عبارتند از : اظهر تبریزی(نستعلیق) – شیخ محمود زرین قلم جَلی نویس عبدالحی منشی استر آبادی در خط تعلیق – و مشهورترین شاگردش، که داماد او نیز بود عبداله طبّاخ هروی که در خط اصول، سرآمد بود. میرزا جعفر علاوه بر خطاطی، شعر نیز می سرود.
در پی وقوع اتفاقاتی در تبریز در آن دوره که میرزا جعفر و سایر خوشنویسان مثل اظهر تبریزی، در تبریز فعالیت داشتند، میرزا جعفر توفیق اجباری به سفر به هرات داشته اند، و از آن جمله اتفاقات، هجوم ترکمن ها به تبریز است که، در آن هنگام بایسنقر میرزا ( که لقب میراز جعفر تبریزی به دلیل ارادتش به این شخص و فعالیتش زیر نظر وحمایت بایسنقر میرزا، از نام او اقتباس شده است) با فرماندهی قشونی، ضمن نجات تبریز از دست ترکمن ها، با حضور در تبریز و بردن هنرمندانی از قبیل استاد جعفر تبریزی به هرات ، موجبات تأسیس کانون هنری هرات و کتابخانه عظیم دارالصنایع کتاب سازی هرات گردیده است، که کتابهایی، با نفیس ترین آثار نگارگری و خوشنویسی، با صحافی و جلد آرایی های زیبا از این مکتب که به مکتب هرات مشهور است، خلق گردید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شاهنامه بایسنقری بخط نستعلیق در 833 ق بفرمان بایسنقر میرزا کتابت شده- موزه کاخ گلستان . ش 4752
دیوان اشعار حسین دهلوی در 852 ق به کتابخانه هرات تقدیم شد.(کتابخانه مجلس) ش 4017.
کلیات همام تبریزی – نستعلیق 816 ق تحریر شده- کتابخانه ملّی پاریس بنام میرزا جعفر تبریزی.
دیوان حافظ بخط نستعلیق در موزه آثار اسلامی در ترکیه ، استانبول نسخه دو جلدی( 830 ق)
مکتب هرات و کانون هنری بایسنقری و پرداختن به کار کتاب آرایی در آن دیار را می توان ادامه کتابخانه جلایریان در تبریز دانست، هرچند که در زمان قراقیونلوها، پایتخت به شروان منتقل شده و حمایتی از هنرمندان به عمل نمی آمد، امّا بقایای آن ، هنوز تا زمان رسیدن بایسنقر به تبریز، موجود بود . و هنگامی که بایسنقر شاهزاده تیموری ،به فرمان پدرش شاهرخ میرزا، به حکمرانی تبریز،فرستاده شد، او جعفر تبریزی را در آنجا می بیند. وبه سبب انتقال میرزا جعفر به هرات می شود.
در بسیاری از منابع او را مولانا جعفر تبریزی، می نامند و از آنجائیکه از توجه و حمایت شاهزاده بایسنقر میرزا برخوردار بود و به او انتساب داشت، اغلب او را بانام« جعفر بایسنقری» یا بایسنغری نام داده اند. لقب دیگرش « عین الاعیان» و قبله الکتاب و کمال الدین بود.
میرزا جعفر پیش از پیوستن به دربار بایسنقرمیرزا، در تبریز و در دربار میرانشاه ابن تیمور به سر می برد. در حقیقت تربیت یافته دربار شاهرخ تیموری و طرف توجه و علاقه خاص پسر او ، بایسنقر میرزا بود.
میرزا جعفر در یکی از حجره های کاخ چهلستون بایسنقر میرزا کتابت می کرد و سرآمد چهل کاتب و خوشنویس کتابخانه او بود. جعفر تبریزی بزرگترین نستعلیق نویس زمان خود بود و
دیگر خطوط را نیز به زیبایی تمام می نوشت. مرقع نفیسی از میرزا جعفر در کتابخانه دانشگاه توبینگن آلمان موجود است که می توان نمونه هایی بسیار عالی از خطوط ثلث، نسخ، ریحان، رقاع ، توقیع و نستعلیق را در این مرقع ارزشمند یافت.
تاریخ تولد او دقیقاً مشخص نیست ولی از آثار و خطوط برجای مانده از او می توان گفت
ما بین سالهای 816 ه . ق تا 856 ه .ق زنده بوده است. درگذشت او را 885 ه. ق گفته اند.
خوشنویس دیگری که از بزرگان تاریخ نستعلیق بشمار رفت و از خوشنویسان و نستعلیق نویسان صاحب نام قرن نهم هجری است، اظهر تبریزی یا ظهیرالدین تبریزی است که لقب استادالاساتید داشته و او را صاحب کمالات و فضایل بسیار دانسته اند.
اظهر تبریزی از شاگردان میرزا جعفر تبریزی بوده که از تبریز به هرات رفته و ملازم سلطان ابو سعید گورکانی شد. سپس به کتابخانه الغ بیگ در سمرقند رفته است. و بعدها از راه اصفهان به شیراز و بصره و بغداد ، حلب ، شام و مکه رفت و با بیش از 80 سال عمر پر ثمر در راه نشر و خط خوشنویسی، پس از سفرهای طولانی و دور و دراز به اقصی نقاط بلاد اسلامی و خلق آثار و آموزش خط در سال 880 هجری قمری در مکّه بدرود حیات گفته است.
اظهر ، رئیس کتابخانه شاهرخ میرزا و پسرش الغ بیگ و بایسنقر میرزا بود و او را سومین کسی می دانند که در خط نستعلیق، استاد شد. خط اظهر را صاحبنظران، بهتر از جعفر تبریزی و خود میر علی تبریزی دانسته اند. استاد اظهر تبریزی علاوه بر نستعلیق از خفی تا جلی( بسیار ریز تا بسیار درشت) ثلث را همانند بزرگترین خوشنویسان ثلث نویس می نوشته و اثار ارزشمندی در خطوط ششگانه دارد.
از شاگردان معروف و مشهور اظهر تبریزی،
سلطان علی قاینی- سلطان علی مشهدی(خوشنویس مشهور نستعلیق نویس)- شیخ محمد امامی- غیب اله امامی را دانسته اند. فرزند اظهر تبریزی- مولانا میرکی بود که او هم به استادی در نستعلیق رسید.
آثار اظهر در بین سالهای 824 تا 877 ه . ق امضاء دارد که اکنون بیشتر آثار در موزهای ایران و استانبور نگهداری می شود.
سال (880 ه . ق) سال درگذشت اظهر تبریزی را صحیح دانسته اند.
با این وجود تا اینجا واضح است که تا اواخر قرن نهم نستعلیق خطی تبریزی بوده و بزرگان این خط یا از بزرگان یاد شده تبریزی بوده اند و یا اینکه از تربیت یافتگان و شاگردان این هنرمندان بزرگ و نامی تبریزی بودند که در نشر آن و تعلیق این خط به همه نقاط مختلف بلاد اسلامی مهاجرت کرده و دعوت شده یا به اجبار کوچ کرده اند و در آنجا به تعلیم و فعالیت ، خصوصاً تعلیم خوشنویسی و خط نستعلیق و نشر این تحفه و هدیه اعجازین مکتب تبریز مشغول بوده اند.
با تفصیل سیر تاریخی خط و خوشنویسی و نامداران خط تعلیق در حدود 100 الی 150 سال از پیدایش و وضع خط نستعلیق ، که جملگی تبریزی بوده و با سفر و مهاجرتش یا دعوت به سایر بلاد به تربیت شاگردان پرداخته و این شیوه را تعلیم داده و آثار مختلفی را با خط نستعلیق خلق کرده اند و موجب نشر و گسترش این شیوه در سراسر بلاد و ممالک اسلامی آن روزگار گردیده اند.
این مطلب مبرّز و روشن است که این خط در تبریز ابداع و وضع شده و باصطلاح متولّد شده و در آنجا رشد یافته و سرآمدان این خط در تاریخ در حدود اواخر قرن نهم هجری فقط تبریزی بودند. و سپس با نشر این شیوه از دیگر نقاط مختلف اعم از خراسان و هرات ، اصفهان و قزوین و سایر مراکز نیز خوشنویسانی بزرگ و برجسته در خط نستعلیق ظهور کرده اند و در تبریز نیز همواره در این امر بزرگانی وجود داشته است. و در ادامه مطلب به این موضوع اشاره می شود که پس از رشد و تکامل خط نستعلیق و تکمیل قواعد و اصول آن و جلوه گری این خط با مرقعات و آثاری از بزرگان قرن دهم اعم از سلطانعلی مشهدی که شاگرد اظهر تبریزی بوده و در ارتقای کیفی این خط نقش مهم و بسزا داشته است و در ادامه پس از این هنرمند نامی خطه خراسان، میرعلی هروی در نگارش این خط از دیگر معاصران خویش بهتر و در تکمیل این خط کوششی مثمر ثمر و ستودنی داشته است که نام این دو خوشنویس از مشهورترین نستعلیق نویسان تاریخ، بهمراه چند خوشنویس بزرگ دیگر در تاریخ این هنر شریف نام برده می شوند. اندکی بعد از این دو هنرمند شهیر نستعلیق نویس که تحت تأثیر اظهر تبریزی و با نبوغ و تبحّر خود و به این جایگاه و مرتبه در این هنر رسیده اند، در قرن دهم هجری قمری نامی دیگر در عرصه خوشنویسی آذربایجان و در پهنای ممالک اسلامی و نقاط مختلف ایران ، مشهور و بلند آوازه بود.
ملاّ محمد حسین تبریزی ملقب به مهین استاد( درگذشت 985 ه . ق) که فرزند مولانا عنایت اله شیخ الاسلام آذربایجان و برادر مولانا محمد علی بود.
محمّد حسین تبریزی از علمای دوران خود و از صاحبان فضل و کمال و هنر بشمار می آمد. شعر نیز می گفت و تخلّص او محزون است. در جوانی به مشهد رفته و از خوشنویسان آن دیار مانند میرحیدر خوشنویس و سید احمد مشهدی بهره برده و سپس در نزد مالک دیلمی تعلیم یافته است.
کتیبه نویس، ماهر و قوی دستی بود و در زمان شاه اسماعیل ، کتیبه های بناهای دولتی برعهده او بود که ایشان در سنین جوانی بدرود حیات گفت است.
شهرت او در عرضه خوشنویسی و خصوصاً نستعلیق نویسی چنان بود که میرعماد الحسنی قزوینی در جوانی بجهت کسب فیض از محضر این بزرگ مرد و خوشنویس شهیر زمان خود بمدّت 5 سال در تبریز رحل اقامت افکنده و در محضر محمد حسین تبریزی تعلیم گرفته و شاگردی کرده و در نهایت با کسب اجازه استادی از ایشان، عازم اصفهان گردیده و به فعالیت خوشنویسی مشغول شده و سپس نستعلیق را به اوج زیبایی و تکامل آن رسانده است.
گفتنی است سه استاد برتر نستعلیق نویسی در محضر ملا محمد حسین تبریزی تلمذ کرده اند.
میرعماد حسنی قزوینی – محمّدرضا تبریزی و علیرضا عباسی که میرعماد و علیرضا عبّاسی از بزرگترین و بهترین نستعلیق نویسان تاریخ بشمار می روند.
اسطوره خوشنویسی و یگانه دوران در خط نستعلیق، یعنی میرعماد الحسنی که تربیت یافته مکتب تبریز و شاگرد ملّا محمد حسین تبریزی بوده ، و به گواه هنر شناسان و بزرگان خوشنویسی و اساتید نستعلیق ، سرآمد نستعلیق نویسان تاریخ است و در ارتقاء کیفی این فنّ شریف و شیوه لطیف، تا بحد کمال آن کوشیده و موفق به طرح اصول و وضع دقایق علمی و فنّی پر رمز و راز در این هنر و شیوه نستعلیق نویسی گردیده است . و در شأن و اعتبار فنّی و هنری، تا به حال جایگاهی رفیع و عنوان صدر نشین را داشته و دارد.
همزمان با میرعماد و معاصر با او، دیگر خوشنویسی از خطّه تبریز و تربیت یافته ای قابل و چیره دست و توانا از مکتب تبریز بنام علیرضا عباسی (وفات 1038 ه . ق) حضور و فعالیت های چشمگیری داشت که به اتفاق میر عماد و چند خوشنویس دیگر ، از شاگردان ملا محمد حسین تبریزی بوده و علاوه بر نستعلیق ،خطوط نسخ وثلث را با استادی تمام می نوشت و در خط نستعلیق شیوه ای خاص داشته و در خطوط دیگری مانند محقق ، رقاع ، ریحان ، توقیع و تعلیق استادی و مهارت کامل داشت.
علیرضا عباسی، به غیر از محمد حسین تبریزی، شاگرد علاء الدین محمد بن محمد تبریزی معروف به علا بیک ، که یکی دیگر از خوشنویسان بزرگ مکتب تبریز است تلمذ کرده و به غیر از خط نستعلیق، انواع خطوط دیگری را از محضر این استاد بزرگ تبریزی فرا گرفته و به زیبایی تمام نگاشته است.
پس از آنکه در زمان شاه محمد خدابنده،(پدر شاه عباس)، ترکان عثمانی تبریز را به تصرّف درآوردند، علیرضا از تبریز به شهر قزوین ، پایتخت دولت صفوی در آن زمان رفت و در مسجد جامع آن شهر منزل گرفت وبه کار کتابت مشغول شد و قسمتی از کتیبه های آن مسجد را با چند قرآن در آنجا تمام کرد. و همین امر موجب شهرت علیرضا عباسی گردید و در پی اتفاقات حکومتی و دیگر پیش آمدهای تشکیلاتی و زمامداری و همچنین پیشرفت های چشمگیر و خلق آثار متعدّد ،توسط این هنرمند یگانه، سبب جذب او به دربار صفوی و ماندگاری و قرب و محبوبیت او نزد سران حکومت صفوی گردیده است.
تا بدانجا که از سوی شاه عباس صفوی به لقب شاهنواز خان ملّقب گردید.
سمت کتابداری دستگاه حکومت صفوی و آموزش و سرپرستی خوشنویسان روزگار خود و مصدر کارهای هنری دربار و نظارت بر تعمیر ابنیه آستان مقدس ثامن الحجج علیه السلام و نگارش کتیبه های حرم امام هشتم علیه السلام و عمارت خواجه ربیع، بخط ثلث و الواح زرین دور ضریح امام رضا علیه السلام بخط نستعلیق از آثار و فعالیتهای هنری این هنرمند شهیر جهان اسلام و خوشنویس بزرگ تاریخ است.
فرزند علیرضا عباسی بنام بدیع الزمان نیز در خط نستعلیق در حد استادی خط می نوشت و دیگر فرزند او محمد رضا تبریزی که خط نسخ را خوش می نوشت. و از دیگر شاگردان علیرضا عباسی ، عبدالباقی تبریزی، محمدرضا امامی و محمدصالح اصفهانی( که از دیگران مشهورتر بودند) را می توان نام برد.
گرانبهاترین اثری که از او باقی است ، قرآن بزرگ کتابخانه آستان قدس رضوی است.
کتیبه های بسیاری از بناهای مهم اصفهان از جمله مسجد شیخ لطف اله و مسجد امام و ... بخط اوست و اغلب کتابهای خطی و قطعات و مرقعات او را به خارج برده و زینت بخش موزه های خارجی و کتابخانه های شخصی ساخته اند..
منابع
علیرضا عباسی- سهیلی خوانساری دوره 16، ش 189 و 190 –(تیر و مرداد 1357) ص 30-25
شهرتارین اصفهان- چاپ چهارم- لطف اله هنر فر- 1376 انتشارات گلها
اطلاعات عمومی ، عنایت اله شکیبا پور، چاپ هفتم، کتابفروشی اشراقی ، 1348، 51
وب گاه – تبیان میهن ، آفتاب ، ماهنامه مشرق زمین و .... .
با مرور دوره 200 ساله تاریخ خوشنویسی و خط نستعلیق از قرن هشتم تا دهم هجری قمری و اندکی بعد از آن، بسیار روشن و واضح است که وجود و حضور سرآمد خوشنویسان زمان ، خصوصاً نستعلیق نویسان بزرگ در این دو قرن و فعالیت و تلاش آنان در تبریز و سپس با مهاجرت و سفر به سایر نقاط اعم از بغداد(میرعلی تبریزی- قرن هشتم و نهم) هرات (جعفر و اظهر تبریزی قرن نهم)-خیرالدین مرعشی(عثمانی قرن هشتم و نهم به بعد)- علیرضا عباسی( قزوین و اصفهان- قرن دهم و یازدهم و سایر فعالیتهای شاخص و پر ثمر خوشنویسان تبریزی در این مقطع تاریخی، با ابداع خطی بسیار ویژه و متمایز و مورد قبول و تحسین و استقبال عموم و خصوص و خلق بهترین آثار در این شیوه، همچنین تنوع و کارآمدی و استفاده های متنوع از خط نستعلیق و ماندگاری پر فروغ آن تا بحال و ذکر بسیاری دیگر از مسائل و موارد خاص و عمومی دیگر، بغیر از مکتب تبریز نامیدن این قضایا و امورات، چه نامی دیگر می توان به آن نهاد و یا اینکه مکاتب هنری مختلف در رشته های هنری گوناگون کدام شاخصه و ویژگی دیگری دارند که در این دویست سال پر بار خوشنویسی تبریز و خوشنویسان تبریزی یافت نمی شود که آن را بعنوان مکتب تبریز مطرح نکنیم.
1- حضور و وجود متمرکز هنرمندان این هنر و رونق مکتبی و منطقه ای
2- ابداع و وضع شیوه و در انداختن طرحی نو با اقتباس از سنت و نوآوری
3- تربیت و تعلیم
4- نشر و بسط و گسترش آن و تأثیر گذاری و مقبولیت و استقبال و رواج آن.
5- مقصد سفر هنرمندان جهت فراگیری و تلمّذ در این مکتب.
6- خالق آثار بی بدیل در گستره ممالک اسلامی و وجود نمونه های بسیار درخشان و شگفت انگیز
7- ثبت دقیق این موارد در تواریخ و تذکره های قدیم و جدید .
8- اذعان عموم اهالی هنر و بزرگان و اساتید به موارد و رویش خط و شیوه دیگر از این فن بنام شکسته نستعلیق.
9- وجود و بقای این مواریث در اقصی نقاط جهان بصورت اصل و تصاویر موجود این آثار در کتب هنری.
10- ارزش هنری و علمی و فنی و فرهنگی و ... این میراث درخشان که زینت افزا و موجبات فخر موزه ها و مجموعه داران است . ...
بدیهی است زنده و جاری بودن این شیوه و اثرات مثبت و تأثیر گذاران آن نقش اساسی در اجتماع و محافل هنری و بسیار موارد دیگر که متقن و کافی است تا مطرح کرد و در مجامع علمی و هنری باید قبول کرده و اذعان شود که خط نستعلیق اعجاز مکتب تبریز در هنر قدسی خوشنویسی است.
محمد نقی نوعی پور
---------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع:
1- مجالس المومنین قاضی نوراله شوشتری(قرن دهم)
خلاصه التواریخ قاضی حسین قمی ( قرن دهم)
مداد الخط میر علی هروی
اطلس خط حبیب اله فضائلی
فرهنگ دهخدا ذیل واژه میر علی تبریزی
2- اطلس خط حبیب اله فضائلی
آثار میرزا کلهر استاد خروش
حبیب اله فضایلی- اطلس خط ص 503
پیدایش و سیر تحول هنر خطّ- بیانی- ج 1- ص 118-115-114
دولتشاه سمرقندی ، ص 39
مهدی بیانی – احوال و آثار خوشنویسان – 1363 تهران
تذکره الشعراء دولتشاه سمرقندی – چاپ محمد عباس – تهران 1337 شمسی
مناقب هنروران – مصطفی بن احمد عالی افندی – ترجمه و تشریح توفیق ه. سبحانی – تهران 1369 شمسی
گلستان هنر – احمد بن حسین منشی قمی – به تصحیح احمد سهیلی خوانساری – کتابخانه منوچهری – تهران 1369
نقاشی ایرانی – گری بازیل – انتشارات عصر جدید – ترجمه شروه ، عربعلی – تهران 1369- ص 76
اطلس خط – حبی اله فضایلی – چاپ دوم 1362 اصفهان – انتشارات مشعل
دانشنامه جهان اسلام – ذیل عبارت بایسنقر – منیژه ربیعی رودسری – گروه تاریخ.
صرف نظر از مصادیق مختلف هنر، که نمود فهم و شعور انسان و خلاقیت اوست ، تبریز، در عرصه هایی از هنر، صاحب مکتب و سبک و شیوه می باشد، از جمله در عرصه نگارگری و موسیقی.
برخلاف تصور عموم که مکتب تبریز را خلاصه در این دو رشته مذکور دانسته و در سایر عرصه های هنر، تبریز را صرفاً بعنوان یکی از مراکز فعّال هنری، در طول ادوار مختلف ذکر کرده اند. بسط و گستره دیگرفعالیتهای هنری را در این خطّه ، در حدّی که بتوان به عنوان مکتب قلمداد کرد، ذکر نکرده و محسوب نمی کنند.
در این مقال، برای اولین بار قصد بر این است که ، با ارائه استنادات تاریخی و معرفی هنرمندان بزرگ و شهیر عرصه خوشنویسی تبریز و ذکر تلاش تأثیر گذار چندین دهه و سده ی آنان در ابداع ، خلق و چگونگی بسط و گسترش و آموزش و انتقال خوشنویسی، خصوصاً خط نستعلیق به دیگر نقاط و بلاد همجوار، بپردازیم. که در اثر این تلاش دامنه دار و سلسله واری که در حدّ اعلا و با گستره ای بسیار وسیع تا سده های بعد از ابداع خط نستعلیق در تبریز، جریان داشته است اشاره می شود. و با این تفضیل، به وضوح پی به این نتیجه روشن و اثبات شده و متقن می رسیم که « خط نستعلیق، اعجاز مکتب تبریز در هنر و خوشنویسی است» ، که هدیه ای از هنر این مکتب ، به جامعه خوشنویسی و هنری بلاد اسلامی می باشد. و ارزش این تحفه ی ارزشمند، زمانی روشن و قابل توجه است که آنرا عروس خطوط اسلامی نامیده اند . در میان تنوّع گوناگون خطوط و با وجود گستردگی دامنه استفاده از خط و خوشنویسی ، خط نستعلیق، دارای جایگاه ویژه و استثنائی بوده و همواره مورد توجه و علاقه عموم و موجب تحسین اهالی هنر می باشد.(1).
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-آرتور پوپ هنر شناس و ایران شناس مشهور می گوید: ..... «در حالیکه خط نسخ کامل و متعادل است، خط تعلیق تأثیرناک و حاکم است. از بهم یافتن ویژگیهای این دو نوع خط،َ نستعلیق که خیلی نوازشگر ، مفشن آرام و ملایم است بمیان آمده، نستعلیق توسط جعفر تبریزی، سلطانعلی مشهدی، میرعماد قزوینی و دیگران به کمال و پختگی رسید. ظهور نستعلیق به کاربرد خط تعلیق کاملاً پایان داد.»
قرن هشتم و نهم هجری ، دوره درخشان و پر فروغی در عرصه خوشنویسی و هنر خط در تبریز و ایران،است چرا که که در این زمان در تبریز وجود وحضور دو هنرمند بسیار نامی و بزرگ بیشتر از سایر بزرگان و هنرمندان خوشنویس جلب توجه کرده و به سبب تأثیر شگفت انگیز و فعالیت چشم گیرشان در این عرصه ، بعنوان دو چهره مشهور و تأثیرگذار در تاریخ هنر خوشنویسی ، و از مفاخر هنری تبریز و سرآمدان مکتب تبریز در هنر خوشنویسی هستند. 1- عبداله صیرفی 2- میر علی تبریزی
عبداله صیرفی، که از او به عنوان حلقه اتصال و انتقال مرکز ثقل هنر خوشنویسی اسلامی از مکتب بغداد، به داخل ایران و سپس ارسال بخشی از آن به عثمانی یاد شده و از حلقه های کلیدی به شمار می رود.
عبداله صیرفی ، فرزند محمود تبریزی مشهور به مولانا عبداله صیرفی. از خوشنویسان صاحب نام قرن هشتم هجری بوده که دست کم تا 747 ه. ق می زیسته است. برخی تاریخ وفاتش را 742 ه. ق گفته اند.
محل دفن او را مقبره چرنداب تبریز نوشته اند. او در خطوط ششگانه شاگرد یاقوت مستعصمی بوده و از جمله استادان سبعه یا هفتگانه ، بحساب می آید. همچنین او را از شاگردان سید حیدر گُنده نویس دانسته اند. شیوه عبداله صیرفی را شاگردش خیرالدین مرعشی( متوفای 876 ق)، به قلمرو عثمانی برد و شاگرد برجسته ای چون حمداله آماسی(متوفای 926 ق) را پرورش داد، که سرسلسله خوشنویسان عثمانی محسوب می شود. به این ترتیب عبداله صیرفی به واسطه استادش یاقوت ، به مکتب بغداد متصل است. و در انتقال مرکز ثقل هنر خوشنویسی اسلامی به داخل ایران و سپس ارسال بخشی از آن به عثمانی ، نقش تأثیرگذار و حائز اهمیت داشته و از حلقه های کلیدی به شمار می رود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع-
لغت نامه دهخدا
اطلس خط، حبیب اله فضائلی – چاپ دو 1362، اصفهان- انتشارات مشعل
دانشنامه بزرگ جهان اسلام – ثلث، رقیه میر ابوالقاسمی
بدیهی است که خط نستعلیق مبدع و واضع آن، « میرعلی تبریزی» است . و در تذکره های مختلف ، واضع نستعلیق را میرعلی تبریزی در قرن هشتم ذکر کرده اند. و علاوه بر ذکر این مطلب ، دراکثریت کتب و تذکره های قدیمی مربوط به خوشنویسی و خط و در دوره معاصر نیز در مقدمه اکثر کتابهای هنری ، پیرامون خوشنویسی و مرقعات و .... این نکته ذکر شده و ابداع و وضع خط نستعلیق را به میرعلی تبریزی نسبت داده اند.(2)
و اکنون به شرح و تفصیل این قضیه پرداخته و اثبات وچگونگی وجود مکتب تبریز در هنر خوشنویسی، در حدّ اثبات کلیّآت موضوع ، مطرح و ذکر می شود.
تا ضمن توجیه و توضیح این مبحث، با جلب توجّه ونظرات گوناگون محققین و پژوهشگران هنر و خوشنویسی، ابعاد و دیگر زوایای این مبحث، تبیین و واضح شده و ناگفته های مکتب پر فروغ هنر تبریز در عرصه خوشنویسی، مورد ملاحظه و دقّت نظر علاقمندان هنر قدسی خوشنویسی و صاحب نظران و پژوهشگران هنر و خوشنویسی گردد.
***
عبداله صیرفی که با توجه به تاریخ وفاتش که 747 ه . ق و یا 742 ه . ق ذکر شده، تقریباً هم عصر و چند سالی قبل از میرعلی تبریزی متولد 766-850 ق(1360-1446 میلادی) در تبریز می زیسته و مشغول خلق آثار و تربیت شاگردان بوده است. کتیبه های داخلی و خارج مسجد استاد شاگرد واقع در خیابان فردوسی تبریز ، که هم اکنون به عنوان یکی از مساجد مشهور و فعّال و پررونق تبریز هست، بخط عبداله صیرفی و شاگردش نوشته شده که به همین مناسبت این مسجد به نام استاد شاگرد ، مشهور است. عبداله صیرفی در هنر خوشنویسی و در خطوط ششگانه، شاگرد یاقوت مستعصمی بوده و از جمله استادان سبعه یا هفتگانه بحساب می آید. فعالیت خوشنویسی و هنر تعلیمی او با توجه به موارد ذکر شده ، به گونه ای بوده که به حلقه اتصال مکاتب بغداد به تبریز و دیگر نقاط ایران و عثمانی را در تاریخ خوشنویسی ، می توان ،عبداله صیرفی ذکر کرد و اینگونه گفته اند.
2-میر علی تبریزی: درگذشت (850 ه. ق) ملقب به قدوه الکتاب به معنی پیشگام خوشنویسان، فرزند میر علی سلطانی از خوشنویسان بنام و از مفاخر خوشنویسی ایرانی در سده هشتم و نهم هجری(14 و 15 میلادی) است. او را واضع و مُبدع خط نستعلیق می دانند که از قلّه های رفیع هنر ایرانی است.
دانشنامه بریتانیکا تولّد او را حدود 1360 میلادی و وفاتش را 1420 میلادی هر دو در تبریز ذکر کرده است.(1)
از جزئیات زندگی این استاد بزرگ خوشنویسی بجز از موارد ذکر شده، اطلاعات زیادی در دسترس نیست.
میرعلی تبریزی: نستعلیق را از ترکیب دو خط تعلیق و نسخ وضع کرد که در ابتدا با عنوان نسختعلیق شناخته می شد و سپس با حذف« خ» نستعلیق نام گرفت و همان است که اکنون خط زیبای پارسی بدان نوشته می شود که هم اکنون نیز بعنوان خط اصلی در تمامی مراکز آموزش هنر خوشنویسی ، آموزش داده می شود و هنرمندان بی شماری در این خط به خلق آثار و فعالیت مشغولند ، و هنوز هم بعنوان زیباترین نوع خط و خوشنویسی مطرح و مورد استفاده های فراوان است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-دانشنامه بریتانیکا MR ALI OF TABRIZ ، بازبینی شده در 24 ژانویه 2011
میر علی تبریزی در حدود سال (783 الی 813) با مهاجرت و یا دعوت به بغداد در دربار سلطان احمد جلایر بود. و آثاری نیز بخط نستعلیق ،در آنجا علی رغم عربی بودن زبان مردم بغداد ، نوشت . از جمله کلیات فارسی خواجوی کرمانی – مثنوی همای و همایون اثر خواجوی کرمانی ، بخط میرعلی تبریزی در موزه ی بریتانیا و آثاری دیگر از این هنرمند هم اکنون در موزه واشنگتن و هم چنین در موزه توپ قاپو استانبول نگهداری می شود.
قابل ذکر است، شخصیت های بزرگ هنری و خوشنویسان بزرگ و تأثیر گذاری در تبریز بوده و فعالیتهای قابل توجه و ارزشمندی داشته اند که با وجود این بزرگان و فعالیت شان در تبریز و یا با مهاجرت به سایر نقاط میهن و بلاد دیگر، دستاورد ارزشمند مکتب تبریز در هنر خوشنویسی« نستعلیق» را رواج داده و در تکمیل آن کوشش خلاّقانه کرده اند که علاوه بر میر علی تبریزی تعدادی از نامداران مکتب تبریز در خوشنویسی و نقش آنها را در تاریخ خوشنویسی و نقش آنها را در تاریخ خوشنویسی، ذکر می کنیم.
میر علی تبریزی با تعلیم این خط و ابداع جدیدش به فرزند خودمیرزا عبداله، نستعلیق، این یادگار ارزشمند و میراث گرانسنگ خویش را ، ماندگار کرده است. و سپس میرزا عبداله از طریق تعلیم این خط و تربیت شاگردانی همچون میرزا جعفر تبریزی و اظهر تبریزی(سرآمد نستعلیق نویسان در دوره اوّل شکل گیری خط نستعلیق و از بزرگترین خوشنویسان قرن نهم) ، در حفظ این شیوه و ابداع جدید ، همّت گماشته و بعد از ایشانمیرزا جعفر و سپس شاگردانش ، به تقویت و تکمیل آن پرداختند و در این کار کوشیدند و این در حالی بود که خط نستعلیق تا زمان مهاجرت میرزا جعفر تبریزی و اظهر تبریزی به دیگر نقاط و ممالک اسلامی از قرن هشتم و پیدایش خط نستعلیق (تا حدود نیمه اوّل قرن دهم ) این شیوه فقط در تبریز نوشته می شد. و با مهاجرت میر علی تبریزی به بغداد به مدّت 30 سال و مراجعت دوباره اش به تبریز و همچنین مهاجرت میرزا جعفر تبریزی به هرات، و سفر او به ماوراء النهر و اقامت سه ساله در بلخ و سپس مهاجرت به خوارزم و بعد از آن یک سال اقامت در سمرقند و در انتها اقامت در بخارا، که همانجا به سال(885 ق) بدرود حیات گفته ، این خط و شیوه جدید که تحفه اعجازین مکتب تبریز است ، به دیگر بلاد رفته و مورد استقبال و پیروی دیگر هنرمندان در طول تاریخ سیر خط نستعلیق گردیده است. و روز به روز به تکمیل و زیبایی آن افزوده شده است.
میرزا جعفر تبریزی: بزرگترین نستعلیق نویس زمان خود بود، یکی از آثار معروف نستعلیق او شاهنامه بایسنقری است. این شاهنامه هم اکنون در موزه کاخ گلستان ش 4752 نگهداری می شود. و آثار دیگری نیز بخط نستعلیق میرزا جعفردر دیگر نقاط و موزه ها نگهداری شده و موجود است.(1)
یکی از عوامل تجدید رونق خطوط متداول در ایران قرن نهم ، وجود میرزا جعفر ذکر شده است. او با تربیت شاگردانی در انواع خطوط ، به توسعه و پیشرفت خطاطی در ایران کمک کرد. شاگردان معروف او عبارتند از : اظهر تبریزی(نستعلیق) – شیخ محمود زرین قلم جَلی نویس عبدالحی منشی استر آبادی در خط تعلیق – و مشهورترین شاگردش، که داماد او نیز بود عبداله طبّاخ هروی که در خط اصول، سرآمد بود. میرزا جعفر علاوه بر خطاطی، شعر نیز می سرود.
در پی وقوع اتفاقاتی در تبریز در آن دوره که میرزا جعفر و سایر خوشنویسان مثل اظهر تبریزی، در تبریز فعالیت داشتند، میرزا جعفر توفیق اجباری به سفر به هرات داشته اند، و از آن جمله اتفاقات، هجوم ترکمن ها به تبریز است که، در آن هنگام بایسنقر میرزا ( که لقب میراز جعفر تبریزی به دلیل ارادتش به این شخص و فعالیتش زیر نظر وحمایت بایسنقر میرزا، از نام او اقتباس شده است) با فرماندهی قشونی، ضمن نجات تبریز از دست ترکمن ها، با حضور در تبریز و بردن هنرمندانی از قبیل استاد جعفر تبریزی به هرات ، موجبات تأسیس کانون هنری هرات و کتابخانه عظیم دارالصنایع کتاب سازی هرات گردیده است، که کتابهایی، با نفیس ترین آثار نگارگری و خوشنویسی، با صحافی و جلد آرایی های زیبا از این مکتب که به مکتب هرات مشهور است، خلق گردید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شاهنامه بایسنقری بخط نستعلیق در 833 ق بفرمان بایسنقر میرزا کتابت شده- موزه کاخ گلستان . ش 4752
دیوان اشعار حسین دهلوی در 852 ق به کتابخانه هرات تقدیم شد.(کتابخانه مجلس) ش 4017.
کلیات همام تبریزی – نستعلیق 816 ق تحریر شده- کتابخانه ملّی پاریس بنام میرزا جعفر تبریزی.
دیوان حافظ بخط نستعلیق در موزه آثار اسلامی در ترکیه ، استانبول نسخه دو جلدی( 830 ق)
مکتب هرات و کانون هنری بایسنقری و پرداختن به کار کتاب آرایی در آن دیار را می توان ادامه کتابخانه جلایریان در تبریز دانست، هرچند که در زمان قراقیونلوها، پایتخت به شروان منتقل شده و حمایتی از هنرمندان به عمل نمی آمد، امّا بقایای آن ، هنوز تا زمان رسیدن بایسنقر به تبریز، موجود بود . و هنگامی که بایسنقر شاهزاده تیموری ،به فرمان پدرش شاهرخ میرزا، به حکمرانی تبریز،فرستاده شد، او جعفر تبریزی را در آنجا می بیند. وبه سبب انتقال میرزا جعفر به هرات می شود.
در بسیاری از منابع او را مولانا جعفر تبریزی، می نامند و از آنجائیکه از توجه و حمایت شاهزاده بایسنقر میرزا برخوردار بود و به او انتساب داشت، اغلب او را بانام« جعفر بایسنقری» یا بایسنغری نام داده اند. لقب دیگرش « عین الاعیان» و قبله الکتاب و کمال الدین بود.
میرزا جعفر پیش از پیوستن به دربار بایسنقرمیرزا، در تبریز و در دربار میرانشاه ابن تیمور به سر می برد. در حقیقت تربیت یافته دربار شاهرخ تیموری و طرف توجه و علاقه خاص پسر او ، بایسنقر میرزا بود.
میرزا جعفر در یکی از حجره های کاخ چهلستون بایسنقر میرزا کتابت می کرد و سرآمد چهل کاتب و خوشنویس کتابخانه او بود. جعفر تبریزی بزرگترین نستعلیق نویس زمان خود بود و
دیگر خطوط را نیز به زیبایی تمام می نوشت. مرقع نفیسی از میرزا جعفر در کتابخانه دانشگاه توبینگن آلمان موجود است که می توان نمونه هایی بسیار عالی از خطوط ثلث، نسخ، ریحان، رقاع ، توقیع و نستعلیق را در این مرقع ارزشمند یافت.
تاریخ تولد او دقیقاً مشخص نیست ولی از آثار و خطوط برجای مانده از او می توان گفت
ما بین سالهای 816 ه . ق تا 856 ه .ق زنده بوده است. درگذشت او را 885 ه. ق گفته اند.
خوشنویس دیگری که از بزرگان تاریخ نستعلیق بشمار رفت و از خوشنویسان و نستعلیق نویسان صاحب نام قرن نهم هجری است، اظهر تبریزی یا ظهیرالدین تبریزی است که لقب استادالاساتید داشته و او را صاحب کمالات و فضایل بسیار دانسته اند.
اظهر تبریزی از شاگردان میرزا جعفر تبریزی بوده که از تبریز به هرات رفته و ملازم سلطان ابو سعید گورکانی شد. سپس به کتابخانه الغ بیگ در سمرقند رفته است. و بعدها از راه اصفهان به شیراز و بصره و بغداد ، حلب ، شام و مکه رفت و با بیش از 80 سال عمر پر ثمر در راه نشر و خط خوشنویسی، پس از سفرهای طولانی و دور و دراز به اقصی نقاط بلاد اسلامی و خلق آثار و آموزش خط در سال 880 هجری قمری در مکّه بدرود حیات گفته است.
اظهر ، رئیس کتابخانه شاهرخ میرزا و پسرش الغ بیگ و بایسنقر میرزا بود و او را سومین کسی می دانند که در خط نستعلیق، استاد شد. خط اظهر را صاحبنظران، بهتر از جعفر تبریزی و خود میر علی تبریزی دانسته اند. استاد اظهر تبریزی علاوه بر نستعلیق از خفی تا جلی( بسیار ریز تا بسیار درشت) ثلث را همانند بزرگترین خوشنویسان ثلث نویس می نوشته و اثار ارزشمندی در خطوط ششگانه دارد.
از شاگردان معروف و مشهور اظهر تبریزی،
سلطان علی قاینی- سلطان علی مشهدی(خوشنویس مشهور نستعلیق نویس)- شیخ محمد امامی- غیب اله امامی را دانسته اند. فرزند اظهر تبریزی- مولانا میرکی بود که او هم به استادی در نستعلیق رسید.
آثار اظهر در بین سالهای 824 تا 877 ه . ق امضاء دارد که اکنون بیشتر آثار در موزهای ایران و استانبور نگهداری می شود.
سال (880 ه . ق) سال درگذشت اظهر تبریزی را صحیح دانسته اند.
با این وجود تا اینجا واضح است که تا اواخر قرن نهم نستعلیق خطی تبریزی بوده و بزرگان این خط یا از بزرگان یاد شده تبریزی بوده اند و یا اینکه از تربیت یافتگان و شاگردان این هنرمندان بزرگ و نامی تبریزی بودند که در نشر آن و تعلیق این خط به همه نقاط مختلف بلاد اسلامی مهاجرت کرده و دعوت شده یا به اجبار کوچ کرده اند و در آنجا به تعلیم و فعالیت ، خصوصاً تعلیم خوشنویسی و خط نستعلیق و نشر این تحفه و هدیه اعجازین مکتب تبریز مشغول بوده اند.
با تفصیل سیر تاریخی خط و خوشنویسی و نامداران خط تعلیق در حدود 100 الی 150 سال از پیدایش و وضع خط نستعلیق ، که جملگی تبریزی بوده و با سفر و مهاجرتش یا دعوت به سایر بلاد به تربیت شاگردان پرداخته و این شیوه را تعلیم داده و آثار مختلفی را با خط نستعلیق خلق کرده اند و موجب نشر و گسترش این شیوه در سراسر بلاد و ممالک اسلامی آن روزگار گردیده اند.
این مطلب مبرّز و روشن است که این خط در تبریز ابداع و وضع شده و باصطلاح متولّد شده و در آنجا رشد یافته و سرآمدان این خط در تاریخ در حدود اواخر قرن نهم هجری فقط تبریزی بودند. و سپس با نشر این شیوه از دیگر نقاط مختلف اعم از خراسان و هرات ، اصفهان و قزوین و سایر مراکز نیز خوشنویسانی بزرگ و برجسته در خط نستعلیق ظهور کرده اند و در تبریز نیز همواره در این امر بزرگانی وجود داشته است. و در ادامه مطلب به این موضوع اشاره می شود که پس از رشد و تکامل خط نستعلیق و تکمیل قواعد و اصول آن و جلوه گری این خط با مرقعات و آثاری از بزرگان قرن دهم اعم از سلطانعلی مشهدی که شاگرد اظهر تبریزی بوده و در ارتقای کیفی این خط نقش مهم و بسزا داشته است و در ادامه پس از این هنرمند نامی خطه خراسان، میرعلی هروی در نگارش این خط از دیگر معاصران خویش بهتر و در تکمیل این خط کوششی مثمر ثمر و ستودنی داشته است که نام این دو خوشنویس از مشهورترین نستعلیق نویسان تاریخ، بهمراه چند خوشنویس بزرگ دیگر در تاریخ این هنر شریف نام برده می شوند. اندکی بعد از این دو هنرمند شهیر نستعلیق نویس که تحت تأثیر اظهر تبریزی و با نبوغ و تبحّر خود و به این جایگاه و مرتبه در این هنر رسیده اند، در قرن دهم هجری قمری نامی دیگر در عرصه خوشنویسی آذربایجان و در پهنای ممالک اسلامی و نقاط مختلف ایران ، مشهور و بلند آوازه بود.
ملاّ محمد حسین تبریزی ملقب به مهین استاد( درگذشت 985 ه . ق) که فرزند مولانا عنایت اله شیخ الاسلام آذربایجان و برادر مولانا محمد علی بود.
محمّد حسین تبریزی از علمای دوران خود و از صاحبان فضل و کمال و هنر بشمار می آمد. شعر نیز می گفت و تخلّص او محزون است. در جوانی به مشهد رفته و از خوشنویسان آن دیار مانند میرحیدر خوشنویس و سید احمد مشهدی بهره برده و سپس در نزد مالک دیلمی تعلیم یافته است.
کتیبه نویس، ماهر و قوی دستی بود و در زمان شاه اسماعیل ، کتیبه های بناهای دولتی برعهده او بود که ایشان در سنین جوانی بدرود حیات گفت است.
شهرت او در عرضه خوشنویسی و خصوصاً نستعلیق نویسی چنان بود که میرعماد الحسنی قزوینی در جوانی بجهت کسب فیض از محضر این بزرگ مرد و خوشنویس شهیر زمان خود بمدّت 5 سال در تبریز رحل اقامت افکنده و در محضر محمد حسین تبریزی تعلیم گرفته و شاگردی کرده و در نهایت با کسب اجازه استادی از ایشان، عازم اصفهان گردیده و به فعالیت خوشنویسی مشغول شده و سپس نستعلیق را به اوج زیبایی و تکامل آن رسانده است.
گفتنی است سه استاد برتر نستعلیق نویسی در محضر ملا محمد حسین تبریزی تلمذ کرده اند.
میرعماد حسنی قزوینی – محمّدرضا تبریزی و علیرضا عباسی که میرعماد و علیرضا عبّاسی از بزرگترین و بهترین نستعلیق نویسان تاریخ بشمار می روند.
اسطوره خوشنویسی و یگانه دوران در خط نستعلیق، یعنی میرعماد الحسنی که تربیت یافته مکتب تبریز و شاگرد ملّا محمد حسین تبریزی بوده ، و به گواه هنر شناسان و بزرگان خوشنویسی و اساتید نستعلیق ، سرآمد نستعلیق نویسان تاریخ است و در ارتقاء کیفی این فنّ شریف و شیوه لطیف، تا بحد کمال آن کوشیده و موفق به طرح اصول و وضع دقایق علمی و فنّی پر رمز و راز در این هنر و شیوه نستعلیق نویسی گردیده است . و در شأن و اعتبار فنّی و هنری، تا به حال جایگاهی رفیع و عنوان صدر نشین را داشته و دارد.
همزمان با میرعماد و معاصر با او، دیگر خوشنویسی از خطّه تبریز و تربیت یافته ای قابل و چیره دست و توانا از مکتب تبریز بنام علیرضا عباسی (وفات 1038 ه . ق) حضور و فعالیت های چشمگیری داشت که به اتفاق میر عماد و چند خوشنویس دیگر ، از شاگردان ملا محمد حسین تبریزی بوده و علاوه بر نستعلیق ،خطوط نسخ وثلث را با استادی تمام می نوشت و در خط نستعلیق شیوه ای خاص داشته و در خطوط دیگری مانند محقق ، رقاع ، ریحان ، توقیع و تعلیق استادی و مهارت کامل داشت.
علیرضا عباسی، به غیر از محمد حسین تبریزی، شاگرد علاء الدین محمد بن محمد تبریزی معروف به علا بیک ، که یکی دیگر از خوشنویسان بزرگ مکتب تبریز است تلمذ کرده و به غیر از خط نستعلیق، انواع خطوط دیگری را از محضر این استاد بزرگ تبریزی فرا گرفته و به زیبایی تمام نگاشته است.
پس از آنکه در زمان شاه محمد خدابنده،(پدر شاه عباس)، ترکان عثمانی تبریز را به تصرّف درآوردند، علیرضا از تبریز به شهر قزوین ، پایتخت دولت صفوی در آن زمان رفت و در مسجد جامع آن شهر منزل گرفت وبه کار کتابت مشغول شد و قسمتی از کتیبه های آن مسجد را با چند قرآن در آنجا تمام کرد. و همین امر موجب شهرت علیرضا عباسی گردید و در پی اتفاقات حکومتی و دیگر پیش آمدهای تشکیلاتی و زمامداری و همچنین پیشرفت های چشمگیر و خلق آثار متعدّد ،توسط این هنرمند یگانه، سبب جذب او به دربار صفوی و ماندگاری و قرب و محبوبیت او نزد سران حکومت صفوی گردیده است.
تا بدانجا که از سوی شاه عباس صفوی به لقب شاهنواز خان ملّقب گردید.
سمت کتابداری دستگاه حکومت صفوی و آموزش و سرپرستی خوشنویسان روزگار خود و مصدر کارهای هنری دربار و نظارت بر تعمیر ابنیه آستان مقدس ثامن الحجج علیه السلام و نگارش کتیبه های حرم امام هشتم علیه السلام و عمارت خواجه ربیع، بخط ثلث و الواح زرین دور ضریح امام رضا علیه السلام بخط نستعلیق از آثار و فعالیتهای هنری این هنرمند شهیر جهان اسلام و خوشنویس بزرگ تاریخ است.
فرزند علیرضا عباسی بنام بدیع الزمان نیز در خط نستعلیق در حد استادی خط می نوشت و دیگر فرزند او محمد رضا تبریزی که خط نسخ را خوش می نوشت. و از دیگر شاگردان علیرضا عباسی ، عبدالباقی تبریزی، محمدرضا امامی و محمدصالح اصفهانی( که از دیگران مشهورتر بودند) را می توان نام برد.
گرانبهاترین اثری که از او باقی است ، قرآن بزرگ کتابخانه آستان قدس رضوی است.
کتیبه های بسیاری از بناهای مهم اصفهان از جمله مسجد شیخ لطف اله و مسجد امام و ... بخط اوست و اغلب کتابهای خطی و قطعات و مرقعات او را به خارج برده و زینت بخش موزه های خارجی و کتابخانه های شخصی ساخته اند..
منابع
علیرضا عباسی- سهیلی خوانساری دوره 16، ش 189 و 190 –(تیر و مرداد 1357) ص 30-25
شهرتارین اصفهان- چاپ چهارم- لطف اله هنر فر- 1376 انتشارات گلها
اطلاعات عمومی ، عنایت اله شکیبا پور، چاپ هفتم، کتابفروشی اشراقی ، 1348، 51
وب گاه – تبیان میهن ، آفتاب ، ماهنامه مشرق زمین و .... .
با مرور دوره 200 ساله تاریخ خوشنویسی و خط نستعلیق از قرن هشتم تا دهم هجری قمری و اندکی بعد از آن، بسیار روشن و واضح است که وجود و حضور سرآمد خوشنویسان زمان ، خصوصاً نستعلیق نویسان بزرگ در این دو قرن و فعالیت و تلاش آنان در تبریز و سپس با مهاجرت و سفر به سایر نقاط اعم از بغداد(میرعلی تبریزی- قرن هشتم و نهم) هرات (جعفر و اظهر تبریزی قرن نهم)-خیرالدین مرعشی(عثمانی قرن هشتم و نهم به بعد)- علیرضا عباسی( قزوین و اصفهان- قرن دهم و یازدهم و سایر فعالیتهای شاخص و پر ثمر خوشنویسان تبریزی در این مقطع تاریخی، با ابداع خطی بسیار ویژه و متمایز و مورد قبول و تحسین و استقبال عموم و خصوص و خلق بهترین آثار در این شیوه، همچنین تنوع و کارآمدی و استفاده های متنوع از خط نستعلیق و ماندگاری پر فروغ آن تا بحال و ذکر بسیاری دیگر از مسائل و موارد خاص و عمومی دیگر، بغیر از مکتب تبریز نامیدن این قضایا و امورات، چه نامی دیگر می توان به آن نهاد و یا اینکه مکاتب هنری مختلف در رشته های هنری گوناگون کدام شاخصه و ویژگی دیگری دارند که در این دویست سال پر بار خوشنویسی تبریز و خوشنویسان تبریزی یافت نمی شود که آن را بعنوان مکتب تبریز مطرح نکنیم.
1- حضور و وجود متمرکز هنرمندان این هنر و رونق مکتبی و منطقه ای
2- ابداع و وضع شیوه و در انداختن طرحی نو با اقتباس از سنت و نوآوری
3- تربیت و تعلیم
4- نشر و بسط و گسترش آن و تأثیر گذاری و مقبولیت و استقبال و رواج آن.
5- مقصد سفر هنرمندان جهت فراگیری و تلمّذ در این مکتب.
6- خالق آثار بی بدیل در گستره ممالک اسلامی و وجود نمونه های بسیار درخشان و شگفت انگیز
7- ثبت دقیق این موارد در تواریخ و تذکره های قدیم و جدید .
8- اذعان عموم اهالی هنر و بزرگان و اساتید به موارد و رویش خط و شیوه دیگر از این فن بنام شکسته نستعلیق.
9- وجود و بقای این مواریث در اقصی نقاط جهان بصورت اصل و تصاویر موجود این آثار در کتب هنری.
10- ارزش هنری و علمی و فنی و فرهنگی و ... این میراث درخشان که زینت افزا و موجبات فخر موزه ها و مجموعه داران است . ...
بدیهی است زنده و جاری بودن این شیوه و اثرات مثبت و تأثیر گذاران آن نقش اساسی در اجتماع و محافل هنری و بسیار موارد دیگر که متقن و کافی است تا مطرح کرد و در مجامع علمی و هنری باید قبول کرده و اذعان شود که خط نستعلیق اعجاز مکتب تبریز در هنر قدسی خوشنویسی است.
محمد نقی نوعی پور
---------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع:
1- مجالس المومنین قاضی نوراله شوشتری(قرن دهم)
خلاصه التواریخ قاضی حسین قمی ( قرن دهم)
مداد الخط میر علی هروی
اطلس خط حبیب اله فضائلی
فرهنگ دهخدا ذیل واژه میر علی تبریزی
2- اطلس خط حبیب اله فضائلی
آثار میرزا کلهر استاد خروش
حبیب اله فضایلی- اطلس خط ص 503
پیدایش و سیر تحول هنر خطّ- بیانی- ج 1- ص 118-115-114
دولتشاه سمرقندی ، ص 39
مهدی بیانی – احوال و آثار خوشنویسان – 1363 تهران
تذکره الشعراء دولتشاه سمرقندی – چاپ محمد عباس – تهران 1337 شمسی
مناقب هنروران – مصطفی بن احمد عالی افندی – ترجمه و تشریح توفیق ه. سبحانی – تهران 1369 شمسی
گلستان هنر – احمد بن حسین منشی قمی – به تصحیح احمد سهیلی خوانساری – کتابخانه منوچهری – تهران 1369
نقاشی ایرانی – گری بازیل – انتشارات عصر جدید – ترجمه شروه ، عربعلی – تهران 1369- ص 76
اطلس خط – حبی اله فضایلی – چاپ دوم 1362 اصفهان – انتشارات مشعل
دانشنامه جهان اسلام – ذیل عبارت بایسنقر – منیژه ربیعی رودسری – گروه تاریخ.
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/BAV55KR
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
