حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار
چرا واقعه عاشورا رخ داد؟

چرا واقعه عاشورا رخ داد؟

۲۹ مهر ۱۳۹۴کد خبر: 43120۱

چرا واقعه عاشورا رخ داد؟

حادثه بی مانند، تاریخی و عظیم عاشورا که در متن زندگی شیعیان و در عمق باورهای پاک آنان جریان داشته و نهضت کربلا در طول چهارده قرن، با کوثری زلال و عمیق، سیراب کننده جانها بوده، تا کنون از جهات مختلف و دیدگاههای متفاوتی مورد بررسی و تحقیق واقع شده است.اهل مجلس با بیان فضایل یاد و تذکر واقعه و گریه و عزا بر غربت سالار شخیدان، موجب احیاء و زنده نگه داشتن این رویداد عظیم شده¬اند. لکن آن چه به وضوح قابل دریافت است، بیان این مهم است که عاشورا نه یک حادثه که یک فرهنگ است، فرهنگی برخااسته از متن اسلام ناب که نقش حیاتی در استحکام ریشه¬ها، رویش شاخه¬ها و رشد باروبرهای آن داشته است. بی شک محتوای آن حماسه عظیم و انگیزه¬ها و اهداف و درس¬های یک فرهنگ غنی و ناب و الهام بخش را تشکیل می¬دهد. فرهنگ عاشورا نه تنها الهام بخش تشییع در راستای حرکت¬ها، جنبش¬ها و قیام¬های راستین شیعه ـ بلکه بسیاری از نهضت¬های دیگر ـ در برابر کانون¬های ظلم و کفر و نفاق بوده است. در راستای تبیین اهداف عالیه نهضت عاشورا در طول این هزار و چهارصد سال دانشمندان، نویسندگان و شعرای بسیاری آن را مورد کندو کاو قرار داده و هر یک پنجره¬های جدیدی را به سوی این چشم انداز گشوده¬اند که همگی قابل تحسین و تقدیر است.
اما از جمله موضوعاتی که شاید به آن کمتر پرداخته شده است بیان این سؤال و پیدا کردن پاسخی مناسب برای آن است که چگونه در طول فاصله کوتاه 60 سال بعد از هجرت پیامبر (ص) و آغاز دعوت رسمی آن حضرت، جامعه اسلامی به درجه¬ای از انحطاط فکری و دینی رسید که افراد همان جامعه که یا خود میزان محبت و احترام رسول مکرم اسلام نسبت به فرزندان فاطمه زهرا (س) را بارها و بارها دیده و یا از زبان بزرگان خود شنیده بودند، او را فردی شورشی و بی دین معرفی کرده و جهاد در مقابل وی را فریضه شمرده و برای ادای این به ظاهر فریضه غسل شهادت بجا آورده¬اند؟! و نه تنها این کار در نظر آنها هیچ شنعت و زشتی نداشت بلکه متمین و متبرک بود و بنی امیه نیز آن روز را تبرعاً تا سالهای سال روزه می¬گرفتند.
به راستی چرا همان¬هایی که بارها حسین (ع) را بر دوش پیامبر دیده و با عالاقه وافر حضرت نسبت به حسین (ع) آشنا بودند، بیشترین کاری که در جهت حمایت از او کردند تماشا و سکوت در مقابل این رسوایی فضاحت بار بود؟!
حادثه عاشورا، علاوه بر پیامی که باید آن را شنید و به کار بست، دارای عبرت¬هایی هم هست که با شناخت آنها باید از بروز آنگونه حوادث و مظلومیت حق و طرفداران دین جلوگیری کرد.
این موضوع ـ سیر انحرافی جامعه اسلامی ـ همان نکته ای است که چندین بار مقام معظم رهبری تحت عنوان عبرت¬های عاشورا، اهل قلم و تحقیق را دعوت به تتبع و پژوهش در آن کردند و فرمودند: جا دارد ملت اسلام فکر کند که چرا 50 سال بعد از وفات پیامیر (ص) کار کشور اسلامی به جایی رسیده باشد که همین مردم مسلمان از وزیرشان، عالمشان، قاضی شان گرفته، در کوفه و کربلا جمع بشوند و جگر گوشه همین پیامبر را با آن وضع فجیع به خاک و خون بکشند؟ آدم باید به فکر فرو برود که چرا اینطور شد؟ ...
اکر خواص در هنگام خودش کاری را که تشخیص دادند عمل کردند، تاریخ نجات پیدا می¬کند و حسین بن علی ها دیگر به کربلا¬ها کشانده نمی¬شوند، اگر خواص بد فهمیدند، دیر فهمیدند و فهمیدند و با هم اختلاف کردند، ... معلوم است که کربلا در تاریخ تکرار خواهد شد. «1»
هر روز عاشورا و هر زمینی کربلاءست. «کل یومٌ عاشورا و کل ارضٍ کربلا» این جمله و شعارها نشان دهنده پیوستگی و تدوام خط درگیری حق و باطل در همه زمان ها و مکان هاست. عاشورا و کربلا یکی از بارزترین حلقه¬های این زنجیره طولانی است، همیشه حق و باطل رو در وری هم هستند و انسان¬های آزاده وظیفه پاسداری از حق و پیکار با باطل را بر عهده دارند و بی تفاوت گذشتن از کنار صحنه حق و باطل، بی دینی است.
از این رو مقاله ذیل نگرشی کاملاً اجمالی و تنها در سطح شمارش عوامل این پدیده (سیر انحرافی جامعه اسلامی) بوده و مسلماً تنها سزنخ هایی را به خوانندگانی که علاقه به مطالعه بیشتری در این باره دارند نشان خواهد داد. انشاءالله.
الف) ضغف و تزلزل ایمان
در زمان ظهور و حیات پیامبر اکرم (ص) در میان مسلمانان کسانی بودند که اسلام را چندان قبول نداشته و به دلایلی از روی کراهت مسلمان شده و تظاهر به اسلام کرده بودند، در این زمینه در قرآن آیات بسیاری آمده و حتی سوره ای بنام منافقون هم نام نهاده شده است، در اسلام صحبت از منافقان شده است که اظهار ایمان می کنند و دروغ می گویند و حتی در اظهار ایمان، قسم می خورند : ای رسول ما! چون افراد ریا کار نزد تو آیند، گویند که ما به یقین و حقیقت گواهی می¬دهیم که تو رسول خدایی و خدا می داند که تو رسول اویی و خدا هم گواهی می¬دهد که منافقان سخن دروغ می¬گویند. «2»
در جایی دیگر از قرآن مجید آمده است:
اعراب گفتند: ما ایمان آوردیم و تو بگو که ایمان نیاوردید بلکه مسلمان شده¬اید و هنوز ایمان حقیق در قلب آنان داخل نشده است. «3»
و همچنین در موارد فراوانی از آیات دیگر درباره وجود یک گروه در میان مسلمانان و اینکه به صورت واقعی ایمان نیاورده بودند، قرآن حتی کسانی را که ایمان ضعیف و متزلزلی داشتند، نیز گاهی جزء منافقان به حساب می آورد؛ از اوصاف منافقین این است که با کسالت در نماز شرکت می¬کنند، در مسجد نماز می¬خوانند اما کسل و بی حال هستند و از روی ریاکاری است و در دل به خدا توجه نمی کنند مگر اندکی. «4»
اندکی در چگونگی ایمان آوردن درصد بالایی از مسلمانان زمان پیامبر (ص) و انگیزه آنان از پذیرش اسلام، این نکته را آشکار می کند که بیشتر آنان بدون تحقیق و بررسی و یا حتی دریافت و باور عمیق قلبی مسلمان شده اند، بلکه تنها و تنها از روی مصالح و منافع مادی به این آئین روی آوردند و طبیعی است که تأثیر و تنایج چنین ایمانی هیچ گاه از مرز گفتاری تجاوز نمی کند و آنجا که پای عمل و پس دادن امتحان به میان می آید قدم های بسیاری می لرزد و آن چه را که سال ها در نهاد خویش پنهان کرده بودند، بالاخره در ظاهر و رفتار آنان نمود پیدا می¬کند.
فراموش نکنیم که بسیاری از بزرگان مکه نظیر ابوسفیان، بدیل بن ورقاء و ... تا ساعاتی قبل از فتح مکه مشرک بوده و در زمره کسانی بودند که در مخالفت با پیامبر (ص) شمشیرها را از رو بسته بودند و تنها با مشاهده شکوه و عظمت لشکر اسلام و از ترس جان خود ایمان آوردند و هیچ گاه نور ایمان در قلب آنان پرتو افشانی نداشت. همچنین بعد از فتح کمه پیامبر گرامی اسلام علیرغم دشمنی ها و کینه توزی های فراوانی که مکیان با ایشان کرده بودند، دست محبت ب سر این ها کشید و آنان را «طلقا» یعنی آزاد شدگان نامید. بسیاری از بنی امیه از اینها هستند، آنان بعداً در بین مسلمانان بوده و با آنها معاشرت و ازدواج داشتند ولی بسیاری از ایشان ایمان واقعی نداشتند، بسیاری از این افراد بعد از وفات پیامبر (ص) در حدود 25 سال به منصب هایی در جامعه اسلامی رسیدند.
به یثرب می آئیم تا ببینیم انگیزه آنان از پذیرش اسلام چه بود؟ یثرب سرزمین مردمی بود که سال های متمادی خود را در مقابل سلطه و جلالت مکه حقیر می دیدند و از این موضوع رنج می بردند بهترین راه چاره را در این دیدند که پیامبر(ص) را به نزد خود خوانده و ریاست او را پذیرفته تا در سایه ریاست و حکومت او به آرزونی دیرینه خود یعنی برتری بر اهل مکه دست یابند، پس چنان بی ربط هم نبود که سران قریش می کوشیدند تا محمد (ص) را از رسیدن به یثرب باز دارند.
بررسی چگونگی ایمان آوردن بیشتر مسلمانان حجاز را در همین مقدار خلاصه می¬کنیم و تنها یادآور می شویم که چنین ایمانی هیچ نخواهد توانست ریشه عقاید و جلوه در رفتار افراد پیدا کند و در واقع در روز عاشورا امام حسین (ع) با جماعتی روبرو بود که بزرگان و علماء و شیوخ آن بدین شکل اسلام آورده بودند.
ب) بازگشت به عقاید و عادات گذشته
با شناخت روند اجتماعی و سیر تکامل دین آوری مردم حجاز که بدان اشاره شد، می توان اذعان داشت که به هیچ وجه قابل قبول نیست که بگوئیم همه این تازه مسلمانان با گفتن کلمه شهادتین یکباره تمام عادات و عقاید دیرین خود را ترک کردند. چون ارتقاء فرهنگی چیزی نیست که به این سادگی و سرعت در اذهان مردم نفوذ پیدا کند و باید ساده لوح باشیم اگر بپذیریم همه صحابه پیامبر (ص) در طول چند سال از چنان قدرت معنوی برخوردار شدند که تمام جاهلی خود را ـ که با آن بزرگ شده بودند ـ رها کرده و آئینه تمام نمای خصلت¬های پیامبر (ص) شدند.
اگر چه در محیط معنوی زمان پیامبر اکرم (ص) اجازه بروز آثار عقاید جاهلی را به آنان نمی داد اما بلافاصله پس از رحلت آن حضرت، زمینه برای بازگشت قهقرایی افراد به آن عقاید و عادات فراهم شد و اولین نمود آن در جلسه سیاسی سقیفه روی داد که بزرگان صحابه برای تعیین تکلیف سرپرستی حکومت اسلامی آنجا جمع شده بودند و سعد بن عباده انصاری گفت: از ما (انصار) یک نفر امیر باشد و از شما مهاجرین هم یک نفر و ابوبکر به عنوان یکی از دیندارترین اصحاب پیامبر (ص) حدیثی را جعل کرد که محمد (ص) گفت: پیشوای مسلمانان باید از قریش باشد.
حساس ترین و مهمترین موضوع دین ـ حکومت و رهبری ـ را با تعصبات قومی و قبیله¬ای مفتضح کردند.
این روال تا جایی ادامه یافت که در جنگ جمل، کوفه و بصره بدون آنکه از هدف اصلی مطلع باشند، برای کسب اهداف قومی و قبیله¬ای خود می جنگیدند. و همین طور در صفین و حتی در روز عاشورا شمر برای چهار تن از فرزندان علی (ع) که مادر انها از بنی کلاب و هم قبیله شمر بود امان نامه گرفت.
ج) کمرنگ شدن تدریجی انگیزه ها و عقاید
مسلماً ایمانی که از روی عقیده شکل نگرفته باشد و تحت تأثیر شرایط خاص اجتماعی و پیروی از جریانات موجود و تقلید از بزرگان و دوستان باشد عمر بسیاری نخواهد داشت و محدود به مقاطع خاص زمانی می گردد. به عنوان مثال پس از جنگ احد پیامبر (ص) به زنی از انصار برخورد کرد که شوهر و فرزندانش به شهادت رسیده بودند. پیامبر (ص) از آن زن دلجویی نمود و او در جواب گفت: «اکنون که تو سلامتی هر مصیبتی را می توان تحمل کرد».
اما مدت زیادی نگذشت (سال 63 هجری) که پس از جنگ جمل علی (ع) برای دلجویی به خانه عبدالله بن خلف خزاعی رفت و همسر او صفیه دختر حارث عامری با گستاخی تمام گفت: «ای علی! کشنده دوستان و ای برهم زننده جمع مسلمانان! خدا فرزندانت را یتیم کند که پسران عبدالله را یتیم کردی».
د) دنیا طلبی و ثروت اندوزی
امام حسین (ع) در یکی از خطبه های خود خطاب به لشکریان دشمن فرمودک «شکم-های شما از اموال حرام و مشتبه پر شده و موعظه و انذار در شما بی تأثیر است».
اگر مقایسه کوتاهی بین وضع زندگی مردم و اوضاع معیشتی اوایل اسلام با سطح درآمد و زندگی در عصر عثمان و پس از آن داشته باشیم متوجه اختلاف فاحش و جهش نموداری بین آن دو و بالتبع تنایج و عواقب خاصی خواهیم شد.
دوران پیامبر (ص) پذیرایی مسلمانانی بود که سه سال در شعب ابیطالب با سخت ترین شرایط زندگی کرده و پس از هجرت به مدینه مهاجرین که بی بهره از ابتدایی ترین امکانات زندگی بودند به ناچار در کنار تنها مسجد آن زمان سکنی گزیدند و به اصحاب «صفه» لقب یافتند و انصار که دارای مختصر اموالی بودند مهاجرین را در کنار خود پذیرفته و زندگی مختصر خود را با آنها تقسیم کردند.
این روال در زمان حکومت پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) ادامه پیدا کرد و در تقسیم عادلانه بیت المال نیز شدیداً سخت گیری و دقت عمل خرج داده می شد، اما پس از مدت کوتاهی در دوران خلافت عثمان وضعیت کاملاً معکوس جلوه یافت و خلیفه اقدام به دست و دلبازی در تقسیم بیت المال بدون هیچ حساب و کتابی شد و افراد و صحابه نیز با حرص و طمع مشغول جمع آوری مال و ثروت شدند و در این راه گوی سبقت را از هم می¬ربودند.
ذ) فعالیت های معاویه
معاویه زمامداری خود کامه و طاغوتی جبار بود، پدرش ابوسفیان و مادرش هند جگر خوار، که از دشمنان سرسخت اسلام بودند، معاویه خلیفه ای سنگدل، حیله گر، دروغگو و فتنه انگیز بود و از زمان عثمان والی شام گشت و با علی (ع) جنگید و همواره علیه او توطئه می¬کرد، حسن بین علی (ع) نیز ناچار شد با معاویه قرار داد ترک مخاصمه امضاء کند و معاویه به هیچ یک از تعهدات صلحنامه وفا نکرد. به شهادت تاریخ و اعتراف خودش تنها هدفی را که دنبال می نمود رسیدن به حکومت و فرمانروایی بود. او بود که پس از انعقاد پیمان صلح با حسن بن علی (ع) در خطبه¬ای که در نخلیه کوفه خواند صریحاً خطاب به مردم چنین گفت: « من با شما جنگ نکردم که نماز بخوانید، روزه بگیرید و حج بروید یا زکات بدهید، شما خودتان این کارها را می¬کنید. من با شما جنگ کردم تا بر شما حکومت کنم.»
اما دستیابی به چنین هدفی (حکومت بر مسلمانان) سوای مقدمات سیاسی، نظامی، مساعدت جو عمومی و همراهی افکار عمومی را هم می¬طلبید. چرا که مردمی که تا مدتی پیش نبی اکرم (ص) را در اوج کمالات و بر تارک قلل شامخ فضایل به عنوان رهبری اسلامی دیده بودند نمی توانستند به یک باره شاهد شخصی در ادنی مرتبه انسانیت و دینداری برب مسند ولایت و اریکه رهبری جامعه اسلامی باشند.
معاویه که خود بر این امر واقف بود برای از بین بردن این فاصله آستین بالا زده و به این نتیجه رسید که در نیل به این هدف باید هم قدر و هم منزلت خود را بالا ببرد و هم جایگاه پیامبر (ص) را پائین آورد. علاوه بر آن معاویه ارتباط مردم با معارف ناب و دست نخورده نبوی که تماماً دال بر حقانیت علی (ع) و اهل بیت علیهم السلام و در رد بنی امیه بود را از مردم دورمی¬داشت چرا که اینگونه روایات و احادیث اگر به گوش مردم می¬رسید هیچ گاه چنین موفقیتی نصیب معاویه نمی گردید.
در این راستا اقدامی که معاویه جهت معرفی خود به عنوان مجسمه و آئینه تمام نمای اسلام انجام داد، بستن گوش مردم مخصوصاً اهل شام بر احادیث نبوی بود و برای این هدف کارهای ذیل را به انجام رسانید:
1.    جلوگیری از رفت و آمد محدثین سایر بلاد اسلامی به حوزه خلافت شام.
2.    جلوگیری از خروج و اقامت طولانی مدت شامیان در خارج شام.
3.    جلوگیری از کتابیت و نقل احادیث نبوی در شام و ترویج علوم و فنون دیگر.
تبلیغات منفی معاویه بر علیه علی (ع) و اهل بیت پیامبر (ص)
در ادامه لکه دار نمودن شخصیت علی (ع) و خاندان نبوی، معاویه عده ای را مأمور کرد که روایات طعن آلودی را در نکوهش علی (ع) تهیه کنند و او را فردی بی دین و بی نماز و مردم آزار معرفی کنند. تا آنجا که در عصر بنی امیه در هزار منبر او را به طور مستمر لعن می¬کردند. روزی شخصی، از عقلاء شام پرسید؛ این ابوتراب که خطیب او را بر فراز لعن می کند کیست؟ شامی پاسخ داد گمان می¬کنم سارقی از سارقان فتنه انگیز باشد!!
معاویه علاوه بر اینکه روایات دال برفضیلت علی (ع) را از بین می¬برد و با ناقلان آن برخورد می کرد، تهمت هایی را نیز تحت عناوین مختلف به آن حضرت روا می داشت از جمله: قتل عثمان، قصد قتل رسول خدا، قتل عمار، بی نماز بودن علی (ع)، فتنه گری و گمراهی، حسد و حکومت طلبی، ارتداد و خروج از دین و...
دستور جعل حدیث در فضیلت معاویه
معاویه همراه با تخریب وجهه علی (ع) و اهل بیت (ع)، در فضل خود و بنی امیه از پیامبر (ص) کسانی را تشویق و ترغیب کرد که حدیث جعل نمایند. از جمله ان احادیث جعلی:
1.    خداوندا! معاویه را راهبر و راه یافته قرار بده.
2.    خداوند جبرئیل و من و معاویه را بر وحی خود امین دانست و نزدیک بود معاویه به پیامبری مبعوث شود.
3.    گوارا باد بر تو ای معاویه که امین خبر آسمان شدی.
4.    رسول خدا (ص) تیری از تیردان بیرون آورده و به معاویه داد و گفت: «در بهشت آن را به من بده».
تطمیع و تهدید
معاویه رؤسای قبایل را بیشتر از راه تطمیع، دادن پست و مقام و هدایا، جوایز سنگین و کیسه¬های طلا فریب می¬داد و آنها را مجذوب خود می¬کرد و افرادی را که از این راه نمی¬توانست جذب کند آنها را با تهدید مطیع خود می¬کرد، کسانی که مخالفت می¬کردند به محض بدگویی از معاویه و انتقاد از او، فوراً جلب و زندانی و در نهایت کشته می¬شدند.
بدعت در دین
معاویه برای مخدوش کردن چهره حقیقی دین که مغایر رفتار وی و مانع دست یابی به اهداف او بود در موارد بسیاری در مسایل دینی دست برده و آن را به میل خود تغییر داد که در زیر تنها به عناوین تعدادی از آنها اشاره می¬شود:
1ـ دستور لعن علی (ع)                           2ـ دستور جعل حدیث              3 تبدیل خلافت به سلطنت
4ـ حلال کردن ربا                                  5ـ ترویج فحشاء                      6ـ ترک تلبیه در حج
7ـ تمام خواندن نماز مسافرت                  8ـ تغییر مقدار دیه           9ـ مقدم داشتن خطبه نماز عید قربان
10ـ ترک حدود و جاری نکردن حد                                         11ـ نشسته خواندن خطبه¬های نماز جمعه
    12ـ کشتن بچه¬ها به جرم تشیع پدران

سخن آخر
هر عقل سلیمی با مطالعه اوضاع آن زمان انصاف می¬دهد که به تحقیق در واقعه عاشورا این نفس مسوله بود که مردم را به جنگ با عزیز پیامبر (ص) وا داشت و نه اماره. چرا که بیشتر آنها دچار تسویل شده و این طور تربیت شده بودند که مجسمه تمام نمای اسلام، معاویه است و در مقابل او حسین بن علی (ع) قرار دارد.
امان و فغان از آن روز که انسان در پیدا کردن راه حق و باطل دچار تسویل شده و ضد ارزش ها را در منزل و جایگاه ارزش ها مسکنت بخشد بدون آنکه بداند.
منبع:
ـ فرهنگ عاشورا   ( استاد جواد محدثی)
ـ آذرخشی دیگر در آسمان کربلاء   ( استاد مصباح یزدی)
پی نوشت ها:
1 ـ سخنرانی مقام معظم رهبری در عاشورای 72
2 ـ سوره منافقین آیه 1
3 ـ سوره حجرات آیه 14
4 ـ سوره نساء آیه 142
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
حسن میلانی/ رئیس حوزه هنری استان آذربایجان شرقی



اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/WHG2A3S

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: azarsh.hozehonari.ir