حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار

گفتوگو با بهمن و بهرام ارک، دوقلوهایفیلمساز تبریزی
یک فیلم برای دو نفر
۲۶ خرداد ۱۳۹۴کد خبر: 42995۲
به گزارش ایران جوان: از در که وارد میشوند، چند لحظه مکث لازم است تا چشم این شباهت بینظیر را اشتباه خودش نداند! نه! اینها یک نفر نیستند، دو نفرند. البته از آن دو نفرهای یک روح در دو بدن، خودشان هم تا جایی که توانستهاند به این شباهتها افزودهاند. آنها تنها دوقلوهای فیلمساز ایرانی هستند که توانستند با ساخت فیلمهایشان مخاطبان را حیرتزده کنند. این شماره بهسراغ دو برادر، بهرام و بهمن حاجابولو(ارک) رفتیم. فیلم «نجس» آخرین ساخته آنهاست که به خاطرش توانستند تندیس بهترین فیلم از انجمن منتقدین و ن
دوقلویید و همکار، همه کارها را هم که با هم کارگردانی میکنید، دو نفری کارگردانی کردن مشکلی برای خودتان، بازیگران و عوامل به وجود نمیآورد؟
بهمن: چرا اتفاقا من یک حرف میزنم، بهرام یک حرف دیگر، بازیگرها و عوامل هم نمیدانند کدامش را رعایت کنند. گاهی اوقات هم شده در فیلمبرداری نظر هردویمان را فیلم گرفتهایم، بعد زمان تدوین انتخاب میکنیم کدام را قطعی کنیم. این نوع کارگردانی جدا از دردسرهایش حسنهایی هم دارد. مثلا اینکه با چهار پا و چهار دست و دو فکر کارهای فیلم را جلو میبریم. بیشتر اوقات موازی کاری میشود و آنقدر بگو مگو میکنیم اما در نهایت سعی میکنیم از یک اتفاق ساده و معمولی یک کار خوب در آوریم.
بهرام: اتفاق خوبی که با این نوع کار کردن برای ما میافتد اینکه هنگام کار دچار توهم فانتزی نمیشویم! وقتی ایدهای از طرف من بیان میشود که مربوط به حالت درونی آن لحظهام است، زود توسط بهمن نقد میشود. اگر ایده خوبی بود با حرف زدن به یک جریان که هردویمان قبولش داریم تبدیل میشود. به نظرم بهمن و من فیلمسازهای محافظهکاری در نوع دکوپاژ هستیم و اگر هرکداممان تنها کار کنیم شاید طراحی پلانهایمان مثل الان با این کیفیت نباشد. البته بحث و جدل من و بهمن در ساختن فیلم الان کمتر شده چون الان به مشترکات فراوان رسیدیم.
از چه زمانی و چطور شد شروع کردید به فیلم ساختن؟
بهرام : فکر میکنم برنامههایی مثل «سینما حرفهای» و «سینما چهار» ما را به سینما علاقهمند کرد. البته آن زمان هنوز کم سن بودیم و اصلا به فکر ساختن فیلم نبودیم. اصلا نمیدانستیم ساختن فیلم چه هست! اما از وقتی یک دوربین برای فیلمبرداری مراسم خانوادگیمان گرفتیم، شروع کردیم به فیلم گرفتن و آنها را بهطور ابتدایی تدوین کردن. در واقع کلیپهای خانوادگی میساختیم. بعد از مدتی دیدیم که علاقهمند به این کار هستیم و بهطور جدی شروع کردیم به ساخت فیلمهای ساده از روی تجربههای شخصیمان.
بهمن: الان فیلمنامهنویسی و فیلمسازی را 6 سالی میشود که دنبال میکنیم. اولین کار جدی در این حرفه را با ساخت یک فیلم دانشآموزی تجربه کردیم. بعد از آن کمکم حرفهای شدیم. یعنی اصول کار را یاد گرفته بودیم و با «هندیکم» فیلم نمیگرفتیم.
تاکنون چند فیلمنامه نوشتید و چند فیلم ساختید؟
بهمن: تا الان 2 فیلمنامه بلند، 3 داستان برای انیمیشن و 5 فیلمنامه برای فیلم کوتاه نوشتیم. همه فیلمنامههای کوتاهمان به علاوه یکی از فیلمنامههای بلندمان را ساختیم اما آنهای دیگر را نه.
دنیای «متناسب نامتناسب» و «فرصتی برای گریه تاکها» دو فیلم کوتاهی هستند که فیلمنامه نداشتند و متن آنها تنها چند سطر میشد. اما برای فیلم کوتاه «فالش» و «آفتابسوخته» و «نجس» حتی دکوپاژهایش را هم نوشته بودیم. الان هم در حال تدوین فیلم بلندی هستیم که فعلا اسمش را «ایو» به معنی خانه گذاشتیم.
بهرام: چند فیلمنامه دیگر هم نوشتهایم که هنوز نتوانستیم کارشان کنیم.
بیشتر کارهایتان در جشنوارهها برگزیده شده اما از فیلم «نجس» بیشتر از بقیه استقبال شده، درباره فیلم «نجس» بگویید؟
بهمن: خودم همیشه فیلمهایی که راحت میتوانند با بیننده ارتباط برقرار کنند را دوست دارم. در این نوع فیلمها اتفاقهایی میافتد که احتمالا بسیاری از مردم در زندگی عادی آن را تجربه کردند. فیلم «نجس» هم میشود گفت فیلمی از همین نوع است. میتواند حس مشترک میان خیلی از آدمها باشد که در جامعه ما زندگی میکنند.
بهرام: طرح اولیه ساخت این فیلم را روزی ریختیم که شاهد تصادف ماشین و سگی در خیابان بودیم. دیدن عکسالعمل راننده آن ماشین با ماجرا موقعیتی ناراحتکننده اما جالب بود. این روزها داستان حمایت از حیوانات به هر شیوهای موضوعی است که برای خیلی از مردم مهم است، ما به ذهنمان آمد فیلمی بسازیم در این باره که وقتی آدمی باوجدان با این مسأله برخورد کند چه اتفاقی میافتد.
فیلم شما چه داستانی را روایت میکند؟
بهمن: داستان یک مرد مذهبی که در خیابان و ناغافل با سگی تصادف میکند ، سگ نمیمیرد و وجدانش نمیگذارد که آن را به همان حالت بگذارد و برود. سگ را با خود به خانه میبرد تا از او نگهداری کند اما از یک طرف هم همه فکر و ترساش این است که فردا که در خانهشان هیات است؛ سگ شروع به پارس کردن کند و همه به وجود آن در خانهاش پی ببرند. از طرف دیگر هم به خاطر نجاست سگ، همسر و مادرش از نگهداری آن در خانه با او مخالفت میکنند.
درباره نحوه انتخاب بازیگر در فیلم توضیح دهید؟
بهمن: انتخاب بازیگر را خودمان انجام ندادیم. البته یک نفر را در نظر داشتیم که متأسفانه رانندگی بلد نبود. بعد از آن «حمید مهرافروز» یکی از بازیگران پیشکسوت استانمان را به ما پیشنهاد کردند. ما با اینکه با او در کارهای قبلی همکاری داشتیم اما برای این کار فکر کردیم که نقش را قبول نکند. در همین تصمیمگیریها بودیم که خبر دادند «ناصرهاشمی» نقش را قبول کرده است. از همان زمان فیلم کلید خورد، برای ورود ناصر هاشمی به فیلممان هم خوشحال بودیم و هم دلشوره داشتیم. خوشحال بودیم که بازیگر مشهوری مثل او در فیلممان است و دلشوره داشتیم چون او را بیشتر در نقشهای طنز دیده بودیم. میترسیدیم برخلاف نظرمان فیلم حس طنز پیدا کند. اما ناصر هاشمی همان شخصیتی شد که برای فیلم دنبالش بودیم.
بهرام: پیدا کردن سگ مورد نظر در این کار معضل بود. سگی که هم آرام باشد و هم ظاهرش به سگهای خیابانی بخورد. برای رسیدن به هدفمان با پردیس نگهداری حیوانات خیابانی آشنا شدیم و بعد سگی را از آنجا انتخاب کردیم. تلاش کردیم با سگ ارتباط برقرار کنیم تا کنارمان احساس راحتی کند و نترسد و ...
برای لوکیشن کدام منطقه را انتخاب کردید؟
بهمن: با اینکه در خانهای اجارهای زندگی میکنیم اما تقریبا همیشه در خانه خودمان فیلم میسازیم. حتی فیلمهای بلندمان را با تمام مشکلاتی که با صاحبخانه داشتیم در خانه خودمان تصویربرداری کردیم. برای لوکیشنهای بیرونی هم اطراف محل خودمان رفتیم.
در فیلم «نجس» لوکیشنی که بیشتر از همه برایمان مهم بود صحنه اول و آخر فیلم بود که هر دو در یک مکان اتفاق میافتاد. برای پیدا کردن این مکان هم با «علی مسلمی» تدوینگر و «حمید مهرافروز» تصویربردار فیلم چند روز خیابانهای خلوت اطراف را گشتیم تا بالاخره مکانی را که میخواستیم پیدا کردیم.
چقدر برای ساخت فیلم هزینه کردید؟
بهمن: هیچ پولی برای ساخت فیلم نداشتیم. تهیهکنندهای که از فیلم قبلی ما خوشش آمده بود، قبول کرد مخارج فیلم را بدهد. در واقع «سینا برادرانآهنگری» اگر ما را حمایت نمیکرد، نمیتوانستیم فیلم را بسازیم.
بهرام : البته سینا الان تهیهکننده فیلم بلندمان هم است.
بعد از حضور در جشنوارهها و اکران در مکانهای مختلف، هزینهها جبران شد؟
بهمن: بله. آنقدر امیدوارکننده بود که جرأت کردیم فیلم بلند بسازیم. البته باز هم اگر دوستهای خوبمان و سینا نبودند شاید نمیتوانستیم فیلم بلند بسازیم.
چه عاملی در فیلم «نجس» وجود دارد که توانسته توجه مخاطب و داوران را جذب کند؟
بهمن: فکر میکنم سادگی موضوع و اینکه موضوع فیلم با اخباری که از آزار و اذیت سگها شنیدهایم و دیدیم بیربط نیست. مهمتر از اینها فاصله گرفتن این فیلم از شعارزدگی است که در بیشتر فیلمهای این چنینی وجود داشته است.
در حال حاضر تعداد کارگردانهای جوان زیاد شده، جوانهایی که تخصص دارند اما به خاطر مشکلات مالی نمیتوانند به سمت تولید فیلم دلخواهشان بروند. این افراد چه کار باید کنند؟
بهمن: به نظر من همه اینها فقط در حد مشکل تراشی است. من یادم میآید سر این کار آخرمان ما پول کپی کردن فیلمنامهمان را هم نداشتیم. اما الان کار در مرحله تدوین است. همیشه بیپولی سخت و مشکل اصلی، کارگردانان تازهکار و جوان است اما این چیزی است که بالاخره در سینما با آن مواجه میشوید. باید قبولش کنید و همچنان علاقهمند باقی بمانید تا موفق شوید.
کسی که واقعا به خودش و کارش ایمان داشته باشد حتی اگر اشتباه هم کند با ایمانی که به تواناییهایش دارد، میتواند همه را متقاعد کند که همکاری لازم را با او داشته باشند. اما این ایمان نباید کورکورانه باشد چون فیلم بعدیاش را نمیتواند بسازد. باید از ته دل تصمیم بگیرد و اراده کند آن وقت دنبال کارهای فیلم برود.
بهرام: من واقعا هر وقت ساخت یک فیلم را تمام میکنیم با خودم میگویم میتوانیم فیلم بعدی را هم بسازیم یا این آخرین کار ما بوده؟ ترسی در وجودم هست اما همیشه این حرف در گوشم زنگ میزند که تا وقتی پایم را جلو نگذاشتم و چیزی را نخواهم کسی از من چیزی نمیخواهد، اگر 10 سال هم فیلم نسازم کسی بهم نمیگوید که چرا فیلم نمیسازی؟ اما همین که متوجه میشوند میخواهم کاری را شروع کنم، میگویند: من بودم اینجوری نمیساختم، خیلی خرج کردید، من دو روزه این کار را میبندم و...اما اگر شما راهتان را انتخاب کرده باشید هیچکدام از آنها حس بدی را به شما منتقل نمیکند.
بهنظر شما فیلمسازان جوان بهتر است در ابتدای شروع در این حوزه فعالیتشان را با ساخت فیلم مستند شروع کنند یا داستانی؟
بهمن: به نظر من اصلا تفاوتی نمیکند. مهم این است که از یک جایی شروع کنید بعد مسیر را تشخیص میدهید. اما با تجربهای که در این حرفه بدست آوردم به نظرم اگر یک نفر فیلم داستانی خوب را بشناسد فیلم مستند خوب هم میتواند بسازد. اما مستندساز شاید نتواند برعکس انجام دهد.
بهرام: فیلم مستند صبر و حوصله میخواهد من همیشه برای ساختن مستند یک قدمی برداشتم اما برای ادامه تنبلی کردم. شاید به خاطر اینکه نمیدانم قرار است چه رخ دهد. در ساخت فیلمهای داستانی قضیه متفاوت است. شما حتی میدانید بازیگران باید چه تیپی باشند و چه حرکاتی کنند. فکر میکنم کسی که مستندساز خوبی باشد دیگر نتواند از آن فاصله بگیرد و به سراغ سبک دیگری برود.
--------------------------------------------------------------------------------------------
گفتگو از مرجان قندی
بهمن: چرا اتفاقا من یک حرف میزنم، بهرام یک حرف دیگر، بازیگرها و عوامل هم نمیدانند کدامش را رعایت کنند. گاهی اوقات هم شده در فیلمبرداری نظر هردویمان را فیلم گرفتهایم، بعد زمان تدوین انتخاب میکنیم کدام را قطعی کنیم. این نوع کارگردانی جدا از دردسرهایش حسنهایی هم دارد. مثلا اینکه با چهار پا و چهار دست و دو فکر کارهای فیلم را جلو میبریم. بیشتر اوقات موازی کاری میشود و آنقدر بگو مگو میکنیم اما در نهایت سعی میکنیم از یک اتفاق ساده و معمولی یک کار خوب در آوریم.
بهرام: اتفاق خوبی که با این نوع کار کردن برای ما میافتد اینکه هنگام کار دچار توهم فانتزی نمیشویم! وقتی ایدهای از طرف من بیان میشود که مربوط به حالت درونی آن لحظهام است، زود توسط بهمن نقد میشود. اگر ایده خوبی بود با حرف زدن به یک جریان که هردویمان قبولش داریم تبدیل میشود. به نظرم بهمن و من فیلمسازهای محافظهکاری در نوع دکوپاژ هستیم و اگر هرکداممان تنها کار کنیم شاید طراحی پلانهایمان مثل الان با این کیفیت نباشد. البته بحث و جدل من و بهمن در ساختن فیلم الان کمتر شده چون الان به مشترکات فراوان رسیدیم.
از چه زمانی و چطور شد شروع کردید به فیلم ساختن؟
بهرام : فکر میکنم برنامههایی مثل «سینما حرفهای» و «سینما چهار» ما را به سینما علاقهمند کرد. البته آن زمان هنوز کم سن بودیم و اصلا به فکر ساختن فیلم نبودیم. اصلا نمیدانستیم ساختن فیلم چه هست! اما از وقتی یک دوربین برای فیلمبرداری مراسم خانوادگیمان گرفتیم، شروع کردیم به فیلم گرفتن و آنها را بهطور ابتدایی تدوین کردن. در واقع کلیپهای خانوادگی میساختیم. بعد از مدتی دیدیم که علاقهمند به این کار هستیم و بهطور جدی شروع کردیم به ساخت فیلمهای ساده از روی تجربههای شخصیمان.
بهمن: الان فیلمنامهنویسی و فیلمسازی را 6 سالی میشود که دنبال میکنیم. اولین کار جدی در این حرفه را با ساخت یک فیلم دانشآموزی تجربه کردیم. بعد از آن کمکم حرفهای شدیم. یعنی اصول کار را یاد گرفته بودیم و با «هندیکم» فیلم نمیگرفتیم.
تاکنون چند فیلمنامه نوشتید و چند فیلم ساختید؟
بهمن: تا الان 2 فیلمنامه بلند، 3 داستان برای انیمیشن و 5 فیلمنامه برای فیلم کوتاه نوشتیم. همه فیلمنامههای کوتاهمان به علاوه یکی از فیلمنامههای بلندمان را ساختیم اما آنهای دیگر را نه.
دنیای «متناسب نامتناسب» و «فرصتی برای گریه تاکها» دو فیلم کوتاهی هستند که فیلمنامه نداشتند و متن آنها تنها چند سطر میشد. اما برای فیلم کوتاه «فالش» و «آفتابسوخته» و «نجس» حتی دکوپاژهایش را هم نوشته بودیم. الان هم در حال تدوین فیلم بلندی هستیم که فعلا اسمش را «ایو» به معنی خانه گذاشتیم.
بهرام: چند فیلمنامه دیگر هم نوشتهایم که هنوز نتوانستیم کارشان کنیم.
بیشتر کارهایتان در جشنوارهها برگزیده شده اما از فیلم «نجس» بیشتر از بقیه استقبال شده، درباره فیلم «نجس» بگویید؟
بهمن: خودم همیشه فیلمهایی که راحت میتوانند با بیننده ارتباط برقرار کنند را دوست دارم. در این نوع فیلمها اتفاقهایی میافتد که احتمالا بسیاری از مردم در زندگی عادی آن را تجربه کردند. فیلم «نجس» هم میشود گفت فیلمی از همین نوع است. میتواند حس مشترک میان خیلی از آدمها باشد که در جامعه ما زندگی میکنند.
بهرام: طرح اولیه ساخت این فیلم را روزی ریختیم که شاهد تصادف ماشین و سگی در خیابان بودیم. دیدن عکسالعمل راننده آن ماشین با ماجرا موقعیتی ناراحتکننده اما جالب بود. این روزها داستان حمایت از حیوانات به هر شیوهای موضوعی است که برای خیلی از مردم مهم است، ما به ذهنمان آمد فیلمی بسازیم در این باره که وقتی آدمی باوجدان با این مسأله برخورد کند چه اتفاقی میافتد.
فیلم شما چه داستانی را روایت میکند؟
بهمن: داستان یک مرد مذهبی که در خیابان و ناغافل با سگی تصادف میکند ، سگ نمیمیرد و وجدانش نمیگذارد که آن را به همان حالت بگذارد و برود. سگ را با خود به خانه میبرد تا از او نگهداری کند اما از یک طرف هم همه فکر و ترساش این است که فردا که در خانهشان هیات است؛ سگ شروع به پارس کردن کند و همه به وجود آن در خانهاش پی ببرند. از طرف دیگر هم به خاطر نجاست سگ، همسر و مادرش از نگهداری آن در خانه با او مخالفت میکنند.
درباره نحوه انتخاب بازیگر در فیلم توضیح دهید؟
بهمن: انتخاب بازیگر را خودمان انجام ندادیم. البته یک نفر را در نظر داشتیم که متأسفانه رانندگی بلد نبود. بعد از آن «حمید مهرافروز» یکی از بازیگران پیشکسوت استانمان را به ما پیشنهاد کردند. ما با اینکه با او در کارهای قبلی همکاری داشتیم اما برای این کار فکر کردیم که نقش را قبول نکند. در همین تصمیمگیریها بودیم که خبر دادند «ناصرهاشمی» نقش را قبول کرده است. از همان زمان فیلم کلید خورد، برای ورود ناصر هاشمی به فیلممان هم خوشحال بودیم و هم دلشوره داشتیم. خوشحال بودیم که بازیگر مشهوری مثل او در فیلممان است و دلشوره داشتیم چون او را بیشتر در نقشهای طنز دیده بودیم. میترسیدیم برخلاف نظرمان فیلم حس طنز پیدا کند. اما ناصر هاشمی همان شخصیتی شد که برای فیلم دنبالش بودیم.
بهرام: پیدا کردن سگ مورد نظر در این کار معضل بود. سگی که هم آرام باشد و هم ظاهرش به سگهای خیابانی بخورد. برای رسیدن به هدفمان با پردیس نگهداری حیوانات خیابانی آشنا شدیم و بعد سگی را از آنجا انتخاب کردیم. تلاش کردیم با سگ ارتباط برقرار کنیم تا کنارمان احساس راحتی کند و نترسد و ...
برای لوکیشن کدام منطقه را انتخاب کردید؟
بهمن: با اینکه در خانهای اجارهای زندگی میکنیم اما تقریبا همیشه در خانه خودمان فیلم میسازیم. حتی فیلمهای بلندمان را با تمام مشکلاتی که با صاحبخانه داشتیم در خانه خودمان تصویربرداری کردیم. برای لوکیشنهای بیرونی هم اطراف محل خودمان رفتیم.
در فیلم «نجس» لوکیشنی که بیشتر از همه برایمان مهم بود صحنه اول و آخر فیلم بود که هر دو در یک مکان اتفاق میافتاد. برای پیدا کردن این مکان هم با «علی مسلمی» تدوینگر و «حمید مهرافروز» تصویربردار فیلم چند روز خیابانهای خلوت اطراف را گشتیم تا بالاخره مکانی را که میخواستیم پیدا کردیم.
چقدر برای ساخت فیلم هزینه کردید؟
بهمن: هیچ پولی برای ساخت فیلم نداشتیم. تهیهکنندهای که از فیلم قبلی ما خوشش آمده بود، قبول کرد مخارج فیلم را بدهد. در واقع «سینا برادرانآهنگری» اگر ما را حمایت نمیکرد، نمیتوانستیم فیلم را بسازیم.
بهرام : البته سینا الان تهیهکننده فیلم بلندمان هم است.
بعد از حضور در جشنوارهها و اکران در مکانهای مختلف، هزینهها جبران شد؟
بهمن: بله. آنقدر امیدوارکننده بود که جرأت کردیم فیلم بلند بسازیم. البته باز هم اگر دوستهای خوبمان و سینا نبودند شاید نمیتوانستیم فیلم بلند بسازیم.
چه عاملی در فیلم «نجس» وجود دارد که توانسته توجه مخاطب و داوران را جذب کند؟
بهمن: فکر میکنم سادگی موضوع و اینکه موضوع فیلم با اخباری که از آزار و اذیت سگها شنیدهایم و دیدیم بیربط نیست. مهمتر از اینها فاصله گرفتن این فیلم از شعارزدگی است که در بیشتر فیلمهای این چنینی وجود داشته است.
در حال حاضر تعداد کارگردانهای جوان زیاد شده، جوانهایی که تخصص دارند اما به خاطر مشکلات مالی نمیتوانند به سمت تولید فیلم دلخواهشان بروند. این افراد چه کار باید کنند؟
بهمن: به نظر من همه اینها فقط در حد مشکل تراشی است. من یادم میآید سر این کار آخرمان ما پول کپی کردن فیلمنامهمان را هم نداشتیم. اما الان کار در مرحله تدوین است. همیشه بیپولی سخت و مشکل اصلی، کارگردانان تازهکار و جوان است اما این چیزی است که بالاخره در سینما با آن مواجه میشوید. باید قبولش کنید و همچنان علاقهمند باقی بمانید تا موفق شوید.
کسی که واقعا به خودش و کارش ایمان داشته باشد حتی اگر اشتباه هم کند با ایمانی که به تواناییهایش دارد، میتواند همه را متقاعد کند که همکاری لازم را با او داشته باشند. اما این ایمان نباید کورکورانه باشد چون فیلم بعدیاش را نمیتواند بسازد. باید از ته دل تصمیم بگیرد و اراده کند آن وقت دنبال کارهای فیلم برود.
بهرام: من واقعا هر وقت ساخت یک فیلم را تمام میکنیم با خودم میگویم میتوانیم فیلم بعدی را هم بسازیم یا این آخرین کار ما بوده؟ ترسی در وجودم هست اما همیشه این حرف در گوشم زنگ میزند که تا وقتی پایم را جلو نگذاشتم و چیزی را نخواهم کسی از من چیزی نمیخواهد، اگر 10 سال هم فیلم نسازم کسی بهم نمیگوید که چرا فیلم نمیسازی؟ اما همین که متوجه میشوند میخواهم کاری را شروع کنم، میگویند: من بودم اینجوری نمیساختم، خیلی خرج کردید، من دو روزه این کار را میبندم و...اما اگر شما راهتان را انتخاب کرده باشید هیچکدام از آنها حس بدی را به شما منتقل نمیکند.
بهنظر شما فیلمسازان جوان بهتر است در ابتدای شروع در این حوزه فعالیتشان را با ساخت فیلم مستند شروع کنند یا داستانی؟
بهمن: به نظر من اصلا تفاوتی نمیکند. مهم این است که از یک جایی شروع کنید بعد مسیر را تشخیص میدهید. اما با تجربهای که در این حرفه بدست آوردم به نظرم اگر یک نفر فیلم داستانی خوب را بشناسد فیلم مستند خوب هم میتواند بسازد. اما مستندساز شاید نتواند برعکس انجام دهد.
بهرام: فیلم مستند صبر و حوصله میخواهد من همیشه برای ساختن مستند یک قدمی برداشتم اما برای ادامه تنبلی کردم. شاید به خاطر اینکه نمیدانم قرار است چه رخ دهد. در ساخت فیلمهای داستانی قضیه متفاوت است. شما حتی میدانید بازیگران باید چه تیپی باشند و چه حرکاتی کنند. فکر میکنم کسی که مستندساز خوبی باشد دیگر نتواند از آن فاصله بگیرد و به سراغ سبک دیگری برود.
--------------------------------------------------------------------------------------------
گفتگو از مرجان قندی
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/PDPA8J3
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
