حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار
به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، آذربایجان به دلیل موقعیت مکانی و قرار گرفتن در مسیر تحولات فرهنگی و اجتماعی، همواره از نقاط تاثیرگذار بر شکلگیری و قوام یافتن اندیشههای مختلف بوده و در بسیاری موارد، اثربخشیهای بلند مدتی را در زمینههای متعدد ایجاد کرده است.
یکی از این زمینهها، هنرهای نمایشی و نمایشیهای فولکلور هستند که به شکلی پرشمار در این خطه از سرزمین رخ نمودهاند و خاطرات بسیاری را برای مردمان امروز یا به عبارت بهتر برای بزرگترهای جامعه ساختهاند.
به هر روی این نمایشها بخشی از فرهنگ معنوی کشور هستند و شناخت و بررسی آنها و علل ایجاد و ماندگاری آنها ضروری نمود میدهد. اقدامی که توسط پژوهشگر و هنرمند جوان تبریزی در مدت زمانی بیش از پنج سال با گردآوری و انتشار کتاب «منتشا» به وقوع پیوسته است.
سیروس مصطفی، بازیگر، کارگردان، پژوهشگر و نویسنده تبریزی، متولد سال 1357 است. او فعالیت هنری از سال 74 آغاز کرده و پس از دریافت مدرک کارشناسی هنرهای نمایش با گرایش بازیگری، با توجه به سابقه و علاقمندی قبلی، دوره کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر را به اتمام رساند.
حضور در بیش از 60 نمایش به عنوان استاد راهنما، کارگردان، بازیگر، طراح صحنه و نور همچنین حضور در بیش از 20 تله فیلم، سریال و فیلم کوتاه از جمله فعالیتهای حرفهای سیروس مصطفی در سالهای اخیر است.
وی در این مدت موفق به اخذ جوایز متعدد از جشنوارههای ملی و بینالمللی فیلم و تئاتر شده است و در حوزه فعالیتهای علمی نیز با انتشار مقاله در نشریات متعدد سراسری و محلی همچون فصلنامه تئاتر، فصلنامه تئاتر دانشگاهی ایران و مانند اینها، به ارتقای سطح فعالیتهای حرفهای یاری رسانده است.
انتشار کتاب «منتشا» که به ریشهیابی نمایشهایی از فولکلور آذربایجان میپردازد، بهانه کافی برای انجام گفتوگو با این هنرمند و پژوهشگر جوان را فراهم کرد که ماحصل آن را میخوانید.
• پژوهش در رابطه با ریشههای مختلف مراسم کهن اقدامی است که با وجود پیشینه قوی، بسیار کم صورت گرفته، ایده نگارش «منتشا» چطور خلق شد؟
علاقه به فرهنگ عامیانه از دوران نوجوانی با من بود. با علاقه¬ زیادی پای قصههای مادر بزرگ از ملک محمد و نقل پدرم از حماسههای کوراوغلو مینشستم ... حوالی سال 83 با محمد پسندی حکمآبادی(پژوهشگر و محقق فقید) در دوره آموزشی که اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری انجمن نمایش تبریز در مجتمع فرهنگی هنری تبریز برگزار می¬کرد، آشنا شدم.
ایشان مدرس آن دوره بودند، در حوزه اساطیر و فرهنگ عامیانه حرفهای تازهای می¬زد و سخنان ایشان توجه مرا بیش از پیش به حوزه فرهنگ عامیانه و اساطیر جلب کرد.
سال 85 تصمیم گرفتم در کنکور کارشناسی ارشد شرکت کنم، چون دغدغه و تخصص من در حوزه هنرهای نمایشی بود، تصمیم گرفتم برای پایاننامه کارشناسی ارشدم پژوهشی مرتبط با فرهنگ عامیانه آذربایجان و به خصوص نمایشهای عامیانه آذربایجان انجام دهم ولی متاسفانه منابع مدون و قابل اعتنایی در حوزه¬ نمایش¬های عامیانه آذربایجان نبود و این کار را دشوار میکرد.
سال 87 با آغاز دوره کارشناسی ارشد مطالب و مقالههایی در این خصوص در دست داشتم و همچنین به صورت میدانی تحقیقاتی نیز انجام داده بودم و در خصوص مراسم بدوی آذربایجان و به ویژه "شمنیسم" آغاز به مطالعه کردم و کار سر و شکل مدونتری به خود گرفت، در نهایت سال 89 از رساله خود با عنوان «ریشهیابی نمایشهای عامیانه آذربایجان در کهن و آیین "شمنیسم" با نگاهی به چمچه خاتون، تکم، کوسا گلین» با درجه عالی دفاع کردم.اما با تشویق اساتید و دوستان ارجمند برای انتشار این رساله به شکل کتاب، دوباره کار آغاز شد و چون انتشار نتایج این کار قالب کتاب را میطلبید، بخش¬هایی از رساله کاسته و مطالبی نیز به آن افزوده شد و کار به طول انجامید.
اواخر سال قبل بود که حوزه هنری آذربایجان شرقی علاقمندی خود را برای انتشار این کتاب اعلام کردند از این رو ادیت نهایی،
ویراستاری، طراحی و صفحهبندی برای چاپ آغاز شد. در نهایت کتاب «منتشا» در اسفند ماه 1393 به همت حوزه هنری استان و با همکاری انتشارات سوره مهر منتشر شد که میتوان گفت از فکر اولیه تا انتشار کتاب، پنج سال طول کشید.
• چه ضرورتی برای جمعآوری اطلاعاتی در خصوص ریشهیابی نمایشهای آیینی و فولکلور وجود داشت؟
واقعیت این است که فرهنگ عامیانه به مثابه میراث معنوی ملل در گذر زمان و در مواجهه با تکنولوژی و مدرنیسم به دلیل مکتوب نبودن به شدت آسیبپذیر است.
کشورهای متعددی برای حفظ و صیانت از فرهنگ عامیانه و فولکلور خود سرمایهگذاریهای کلانی انجام میدهند که مبین اهمیت موضوع در بین این کشورهاست. در این کشورها مراکز متعدد پژوهشی در حوزه فولکلور مانند نمایش، ادبیات (قصه، شعر و ...) موسیقی، بناهای تاریخی و ... وجود دارد و در زمینه ثبت و مکتوب کردن این میراث معنوی فعالیت میکنند.
سازمانها و نهادهای بینالمللی مانند یونسکو سالهاست در خصوص ثبت مواریث معنوی ملل تلاش میکنند. در این میان غنای فولکلور آذربایجان و تبریز مرا برانگیخت تا در خصوص مکتوب کردن گوشهای از فرهنگ عامیانه و غیرمکتوب یعنی نمایش¬های فولکلوریک آذربایجان دست به کار شوم. همچنین برای تبیین ریشههای این نوع نمایشها بررسی تطبیقی راهگشا به نظر میرسید. متاسفانه تاکنون مجموعه مدونی در این حوزه کار نشده بود. این کتاب هر چند مختصر ولی به لحاظ تقسیمبندی و معرفی گونهها تلاشی بدیع به نظر میرسد، اشاره به ریشهیابی نمایشهای فولکلور آذربایجان در آیینهای بدوی و چگونگی و چرایی به وجود آمدن این نمایشها موضوعاتی است که نگارنده در هیچ منبعی آن را نیافته است و مجموع این مباحث ضرورت پدید آمدن این کتاب را به وجود آورد.
• براساس این اثر تحقیقی و نتایجی که شما در مدت پژوهش به آنها دست یافتهاید، نمایش چه جایگاهی در آذربایجان دارد؟ به نظر میرسد نمایشهای فولکلوریک در جوامع مختلف براساس یک ضرورت به وجود آمده باشد، این ضرورت ریشه در نیازهای مادی و معنوی ملل دارد از این رو نمایشهای فولکلوریک در آذربایجان ریشههای آیینی دارد و نیازهای روزمره و مادی در به وجود آمدن این آیینها نقش اساسی داشته است.
نمایشهای فولکلور در زمانهای گذشته دارای اهمیت و جایگاه حیاتی بوده ولی امروزه به دلیل از دست دادن کارکرد، جایگاه قبلی خود را از دست داده است و دلیل این رویداد نیازمند پژوهش و بررسی ست.
• به عقیده شما ویژگیهای نمایش آذربایجان و تمایز آن با نمایشهای آیینی دیگر نقاط کشور چیست؟
جالب است بدانیم ویژگیها و شاخصههای نمایشهای فولکور نسبت به اکولوژی و زیست بوم مناطق مختلف از تنوع زیادی برخوردار است و عناصر به کار رفته در این آیینها بسته به منطقه، متفاوت است.
اینکار از نوع طلب تا اشعار به کار رفته تا پوشش و ابزار برگزارکنندگان آیین متفاوت است. به عنوان مثال در مناطق خشک و بیابانی آیین طلب باران و مناطق پر باران آیین قطع باران برگزار میشود؛ یا عناصر مقدس در اشعار در مناطق کوهستانی با شهرهای ساحلی و مناطق بیابانی متفاوت است.
• در این نمایشها، چه ابعادی از باورهای فرهنگی، اجتماعی و دینی مردم آذربایجان قابل بررسی است؟
به نظر من فولکلور مانند خط هیروگلیف است. عناصر و باورهای موجود در فرهنگ عامه توسط سمئولوژیستها، اتیمولوژیستها و تمثیلشناسان رمزگشایی میشود و ما از این طریق با نوع زندگی، عناصر مهم و مقدس، خطراتی که آن جوامع را تهدید میکرد و ... آشنا میشویم.
• بر این اساس جایگاه نمایشهای آیینی و فولکلور در زندگی امروز مردم منطقه چگونه است؟
امروز در زندگی شهری تماشای این نوع نمایش¬ها به دلیل موزهای بودن آن برای مخاطبش جذاب است، برعکس دوران قدیم که تماشاگر جزو ارکان اجرای این آیینها بوده. این نمایشهای فولکلور اگر هم در شهرها اجرا شود یا در جشنوارههای موضوعی و یا مناسبتی است و از شکل آیینی و اصیل خود دور است و شاید در بعضی مناطق روستایی این نمایشها به شکل اصیل خود اجرا شود.
• طبق تحقیقات و نتایجی که به دست آوردهاید، این نمایشها ابعاد و ویژگیهای مختلفی داشتهاند، با توجه به ابعاد اخلاقی و آموزشی این نمایشها، برای ورود آنها به زندگی مردم چه باید کرد؟
اگرچه نمایشهای فولکور در تبریز به شکل اصیل خود به حداقل رسیده ولی واقعیت این است که فرهنگ عامه که در برگیرنده سنتهای هویتی ماست به حیات خود در زندگی حتی شهری ادامه میدهد و این فرهنگ رمزگونه را به راحتی در گوشه گوشه زندگی روزمره میتوان دید.
از آب پاشیدن پشت سر مسافر تا اسپند دود کردن به هنگام احساس خطر از طرف بدنظران؛ از آینه و شمعدان سفره عقد و عروسی تا هندوانه بریدن شب چله! از پریدن از آتش شب چهارشنبه سوری تا به دل طبیعت رفتن در روز سیزده بدر و... اینها همه نمونهای از صدها آیین و سنتهای ژرف و رمزگونه است که شاکلهای نمایشگونه دارد و حاوی معانی شگرف است.
پس برای وارد کردن این آیینها به زندگی امروز مردم، نیازی به تقلای ما نیست چون این آیینها و سنتها در بدنه زندگی مردم تنیده شده است و به راه خود ادامه میدهد.
• به عقیده شما هنوز میتوان از طریق اینگونه نمایشها مسائل مختلف را به شکل غیرمستقیم آموزش داد؟
اکثر نمایشهای فولکلور به باور من درصدد آموزش مخاطبانش نیست بلکه در پی رفع نیاز مادی و معنوی خلق و از پی آیینهای بدوی پدید آمده است و شرکتکنندگان در این آیین در پی یاد گرفتن آموزهها نیستند چون خود با ایمان و یقین قلبی در حال برگزاری این آیینها و در پی آن باعث پدید آمدن نمایشهای فولکلوریک هستند.
• در نهایت و پس از انجام این پروژه تحقیقاتی فولکلور، فکر میکنید بررسی و شناخت این آثار و کارکرد آنها میتواند در کارکرد هنر نمایش امروز جامعه موثر باشد؟
برای پویایی در هنر باید سه رکن به موازات هم رشد کنند؛ پژوهش، آموزش و تولید. متاسفانه جای پژوهش در تمام حوزههای نمایش در تبریز خالی به نظر میرسد، شاید کتاب «منتشا» نقطه آغازی باشد برای دقیق شدن در فرهنگ غیرمکتوب آذربایجان که به شدت نیازمند ثبت شدن است.
بر تمام متولیان امر فرهنگ فرض است که هنرمندان و پژوهشگران را دریابند و با سرمایهگذاری و حمایت مادی و معنوی، در زمینه حفظ و صیانت از فرهنگ بومی و ملی گامهای موثری بردارند، زیرا این منطقه از ایران دارای ظرفیت بسیار بالایی در حوزه فرهنگ عامه است.

***
آنچه مسلم است هنرهای نمایشی آیینی و فولکلور در آذربایجان قدمتی به درازای تاریخ دارند و به همین یک دلیل شایسته است با ثبت و ضبط آنها، یادگاری ارزشمند برای ماندگاری در تاریخ را شکل داد.
انتشار این کتاب شاید شمعی در تاریکی پژوهشهای فرهنگی باشد، اما در نهایت میتواند موجب دلگرمی پژوهشگران دیگر شده و در کنار دیگر اقدامات تحقیقی و پژوهشی به شکلگیری فضایی مساعد در این زمینه منجر شود.
----------------------------------------------------
گفتوگو: فرینوش اکبرزاده

منتشا؛ یادآور روزهای درخشان هنرهای نمایشی آذربایجان
۲۶ فروردین ۱۳۹۴کد خبر: 42954۱
این روزها جای خالی پژوهش و تحقیق را در میان بسیاری از برنامهریزیها و اقدامات اجرایی میتوان دید و این مورد در خصوص اقدامات فرهنگی به خصوص در رابطه با هنرهای نمایشی، بسیار جدیتر مشاهده میشود.
به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، آذربایجان به دلیل موقعیت مکانی و قرار گرفتن در مسیر تحولات فرهنگی و اجتماعی، همواره از نقاط تاثیرگذار بر شکلگیری و قوام یافتن اندیشههای مختلف بوده و در بسیاری موارد، اثربخشیهای بلند مدتی را در زمینههای متعدد ایجاد کرده است.یکی از این زمینهها، هنرهای نمایشی و نمایشیهای فولکلور هستند که به شکلی پرشمار در این خطه از سرزمین رخ نمودهاند و خاطرات بسیاری را برای مردمان امروز یا به عبارت بهتر برای بزرگترهای جامعه ساختهاند.
به هر روی این نمایشها بخشی از فرهنگ معنوی کشور هستند و شناخت و بررسی آنها و علل ایجاد و ماندگاری آنها ضروری نمود میدهد. اقدامی که توسط پژوهشگر و هنرمند جوان تبریزی در مدت زمانی بیش از پنج سال با گردآوری و انتشار کتاب «منتشا» به وقوع پیوسته است.
سیروس مصطفی، بازیگر، کارگردان، پژوهشگر و نویسنده تبریزی، متولد سال 1357 است. او فعالیت هنری از سال 74 آغاز کرده و پس از دریافت مدرک کارشناسی هنرهای نمایش با گرایش بازیگری، با توجه به سابقه و علاقمندی قبلی، دوره کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر را به اتمام رساند.
حضور در بیش از 60 نمایش به عنوان استاد راهنما، کارگردان، بازیگر، طراح صحنه و نور همچنین حضور در بیش از 20 تله فیلم، سریال و فیلم کوتاه از جمله فعالیتهای حرفهای سیروس مصطفی در سالهای اخیر است.
وی در این مدت موفق به اخذ جوایز متعدد از جشنوارههای ملی و بینالمللی فیلم و تئاتر شده است و در حوزه فعالیتهای علمی نیز با انتشار مقاله در نشریات متعدد سراسری و محلی همچون فصلنامه تئاتر، فصلنامه تئاتر دانشگاهی ایران و مانند اینها، به ارتقای سطح فعالیتهای حرفهای یاری رسانده است.
انتشار کتاب «منتشا» که به ریشهیابی نمایشهایی از فولکلور آذربایجان میپردازد، بهانه کافی برای انجام گفتوگو با این هنرمند و پژوهشگر جوان را فراهم کرد که ماحصل آن را میخوانید.
• پژوهش در رابطه با ریشههای مختلف مراسم کهن اقدامی است که با وجود پیشینه قوی، بسیار کم صورت گرفته، ایده نگارش «منتشا» چطور خلق شد؟
علاقه به فرهنگ عامیانه از دوران نوجوانی با من بود. با علاقه¬ زیادی پای قصههای مادر بزرگ از ملک محمد و نقل پدرم از حماسههای کوراوغلو مینشستم ... حوالی سال 83 با محمد پسندی حکمآبادی(پژوهشگر و محقق فقید) در دوره آموزشی که اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری انجمن نمایش تبریز در مجتمع فرهنگی هنری تبریز برگزار می¬کرد، آشنا شدم.
ایشان مدرس آن دوره بودند، در حوزه اساطیر و فرهنگ عامیانه حرفهای تازهای می¬زد و سخنان ایشان توجه مرا بیش از پیش به حوزه فرهنگ عامیانه و اساطیر جلب کرد.
سال 85 تصمیم گرفتم در کنکور کارشناسی ارشد شرکت کنم، چون دغدغه و تخصص من در حوزه هنرهای نمایشی بود، تصمیم گرفتم برای پایاننامه کارشناسی ارشدم پژوهشی مرتبط با فرهنگ عامیانه آذربایجان و به خصوص نمایشهای عامیانه آذربایجان انجام دهم ولی متاسفانه منابع مدون و قابل اعتنایی در حوزه¬ نمایش¬های عامیانه آذربایجان نبود و این کار را دشوار میکرد.
سال 87 با آغاز دوره کارشناسی ارشد مطالب و مقالههایی در این خصوص در دست داشتم و همچنین به صورت میدانی تحقیقاتی نیز انجام داده بودم و در خصوص مراسم بدوی آذربایجان و به ویژه "شمنیسم" آغاز به مطالعه کردم و کار سر و شکل مدونتری به خود گرفت، در نهایت سال 89 از رساله خود با عنوان «ریشهیابی نمایشهای عامیانه آذربایجان در کهن و آیین "شمنیسم" با نگاهی به چمچه خاتون، تکم، کوسا گلین» با درجه عالی دفاع کردم.اما با تشویق اساتید و دوستان ارجمند برای انتشار این رساله به شکل کتاب، دوباره کار آغاز شد و چون انتشار نتایج این کار قالب کتاب را میطلبید، بخش¬هایی از رساله کاسته و مطالبی نیز به آن افزوده شد و کار به طول انجامید.
اواخر سال قبل بود که حوزه هنری آذربایجان شرقی علاقمندی خود را برای انتشار این کتاب اعلام کردند از این رو ادیت نهایی،
ویراستاری، طراحی و صفحهبندی برای چاپ آغاز شد. در نهایت کتاب «منتشا» در اسفند ماه 1393 به همت حوزه هنری استان و با همکاری انتشارات سوره مهر منتشر شد که میتوان گفت از فکر اولیه تا انتشار کتاب، پنج سال طول کشید.
• چه ضرورتی برای جمعآوری اطلاعاتی در خصوص ریشهیابی نمایشهای آیینی و فولکلور وجود داشت؟
واقعیت این است که فرهنگ عامیانه به مثابه میراث معنوی ملل در گذر زمان و در مواجهه با تکنولوژی و مدرنیسم به دلیل مکتوب نبودن به شدت آسیبپذیر است.
کشورهای متعددی برای حفظ و صیانت از فرهنگ عامیانه و فولکلور خود سرمایهگذاریهای کلانی انجام میدهند که مبین اهمیت موضوع در بین این کشورهاست. در این کشورها مراکز متعدد پژوهشی در حوزه فولکلور مانند نمایش، ادبیات (قصه، شعر و ...) موسیقی، بناهای تاریخی و ... وجود دارد و در زمینه ثبت و مکتوب کردن این میراث معنوی فعالیت میکنند.
سازمانها و نهادهای بینالمللی مانند یونسکو سالهاست در خصوص ثبت مواریث معنوی ملل تلاش میکنند. در این میان غنای فولکلور آذربایجان و تبریز مرا برانگیخت تا در خصوص مکتوب کردن گوشهای از فرهنگ عامیانه و غیرمکتوب یعنی نمایش¬های فولکلوریک آذربایجان دست به کار شوم. همچنین برای تبیین ریشههای این نوع نمایشها بررسی تطبیقی راهگشا به نظر میرسید. متاسفانه تاکنون مجموعه مدونی در این حوزه کار نشده بود. این کتاب هر چند مختصر ولی به لحاظ تقسیمبندی و معرفی گونهها تلاشی بدیع به نظر میرسد، اشاره به ریشهیابی نمایشهای فولکلور آذربایجان در آیینهای بدوی و چگونگی و چرایی به وجود آمدن این نمایشها موضوعاتی است که نگارنده در هیچ منبعی آن را نیافته است و مجموع این مباحث ضرورت پدید آمدن این کتاب را به وجود آورد.
• براساس این اثر تحقیقی و نتایجی که شما در مدت پژوهش به آنها دست یافتهاید، نمایش چه جایگاهی در آذربایجان دارد؟ به نظر میرسد نمایشهای فولکلوریک در جوامع مختلف براساس یک ضرورت به وجود آمده باشد، این ضرورت ریشه در نیازهای مادی و معنوی ملل دارد از این رو نمایشهای فولکلوریک در آذربایجان ریشههای آیینی دارد و نیازهای روزمره و مادی در به وجود آمدن این آیینها نقش اساسی داشته است.
نمایشهای فولکلور در زمانهای گذشته دارای اهمیت و جایگاه حیاتی بوده ولی امروزه به دلیل از دست دادن کارکرد، جایگاه قبلی خود را از دست داده است و دلیل این رویداد نیازمند پژوهش و بررسی ست.
• به عقیده شما ویژگیهای نمایش آذربایجان و تمایز آن با نمایشهای آیینی دیگر نقاط کشور چیست؟
جالب است بدانیم ویژگیها و شاخصههای نمایشهای فولکور نسبت به اکولوژی و زیست بوم مناطق مختلف از تنوع زیادی برخوردار است و عناصر به کار رفته در این آیینها بسته به منطقه، متفاوت است.
اینکار از نوع طلب تا اشعار به کار رفته تا پوشش و ابزار برگزارکنندگان آیین متفاوت است. به عنوان مثال در مناطق خشک و بیابانی آیین طلب باران و مناطق پر باران آیین قطع باران برگزار میشود؛ یا عناصر مقدس در اشعار در مناطق کوهستانی با شهرهای ساحلی و مناطق بیابانی متفاوت است.
• در این نمایشها، چه ابعادی از باورهای فرهنگی، اجتماعی و دینی مردم آذربایجان قابل بررسی است؟
به نظر من فولکلور مانند خط هیروگلیف است. عناصر و باورهای موجود در فرهنگ عامه توسط سمئولوژیستها، اتیمولوژیستها و تمثیلشناسان رمزگشایی میشود و ما از این طریق با نوع زندگی، عناصر مهم و مقدس، خطراتی که آن جوامع را تهدید میکرد و ... آشنا میشویم.
• بر این اساس جایگاه نمایشهای آیینی و فولکلور در زندگی امروز مردم منطقه چگونه است؟
امروز در زندگی شهری تماشای این نوع نمایش¬ها به دلیل موزهای بودن آن برای مخاطبش جذاب است، برعکس دوران قدیم که تماشاگر جزو ارکان اجرای این آیینها بوده. این نمایشهای فولکلور اگر هم در شهرها اجرا شود یا در جشنوارههای موضوعی و یا مناسبتی است و از شکل آیینی و اصیل خود دور است و شاید در بعضی مناطق روستایی این نمایشها به شکل اصیل خود اجرا شود.
• طبق تحقیقات و نتایجی که به دست آوردهاید، این نمایشها ابعاد و ویژگیهای مختلفی داشتهاند، با توجه به ابعاد اخلاقی و آموزشی این نمایشها، برای ورود آنها به زندگی مردم چه باید کرد؟
اگرچه نمایشهای فولکور در تبریز به شکل اصیل خود به حداقل رسیده ولی واقعیت این است که فرهنگ عامه که در برگیرنده سنتهای هویتی ماست به حیات خود در زندگی حتی شهری ادامه میدهد و این فرهنگ رمزگونه را به راحتی در گوشه گوشه زندگی روزمره میتوان دید.
از آب پاشیدن پشت سر مسافر تا اسپند دود کردن به هنگام احساس خطر از طرف بدنظران؛ از آینه و شمعدان سفره عقد و عروسی تا هندوانه بریدن شب چله! از پریدن از آتش شب چهارشنبه سوری تا به دل طبیعت رفتن در روز سیزده بدر و... اینها همه نمونهای از صدها آیین و سنتهای ژرف و رمزگونه است که شاکلهای نمایشگونه دارد و حاوی معانی شگرف است.
پس برای وارد کردن این آیینها به زندگی امروز مردم، نیازی به تقلای ما نیست چون این آیینها و سنتها در بدنه زندگی مردم تنیده شده است و به راه خود ادامه میدهد.
• به عقیده شما هنوز میتوان از طریق اینگونه نمایشها مسائل مختلف را به شکل غیرمستقیم آموزش داد؟
اکثر نمایشهای فولکلور به باور من درصدد آموزش مخاطبانش نیست بلکه در پی رفع نیاز مادی و معنوی خلق و از پی آیینهای بدوی پدید آمده است و شرکتکنندگان در این آیین در پی یاد گرفتن آموزهها نیستند چون خود با ایمان و یقین قلبی در حال برگزاری این آیینها و در پی آن باعث پدید آمدن نمایشهای فولکلوریک هستند.
• در نهایت و پس از انجام این پروژه تحقیقاتی فولکلور، فکر میکنید بررسی و شناخت این آثار و کارکرد آنها میتواند در کارکرد هنر نمایش امروز جامعه موثر باشد؟
برای پویایی در هنر باید سه رکن به موازات هم رشد کنند؛ پژوهش، آموزش و تولید. متاسفانه جای پژوهش در تمام حوزههای نمایش در تبریز خالی به نظر میرسد، شاید کتاب «منتشا» نقطه آغازی باشد برای دقیق شدن در فرهنگ غیرمکتوب آذربایجان که به شدت نیازمند ثبت شدن است.
بر تمام متولیان امر فرهنگ فرض است که هنرمندان و پژوهشگران را دریابند و با سرمایهگذاری و حمایت مادی و معنوی، در زمینه حفظ و صیانت از فرهنگ بومی و ملی گامهای موثری بردارند، زیرا این منطقه از ایران دارای ظرفیت بسیار بالایی در حوزه فرهنگ عامه است.

***
آنچه مسلم است هنرهای نمایشی آیینی و فولکلور در آذربایجان قدمتی به درازای تاریخ دارند و به همین یک دلیل شایسته است با ثبت و ضبط آنها، یادگاری ارزشمند برای ماندگاری در تاریخ را شکل داد.
انتشار این کتاب شاید شمعی در تاریکی پژوهشهای فرهنگی باشد، اما در نهایت میتواند موجب دلگرمی پژوهشگران دیگر شده و در کنار دیگر اقدامات تحقیقی و پژوهشی به شکلگیری فضایی مساعد در این زمینه منجر شود.
----------------------------------------------------
گفتوگو: فرینوش اکبرزاده
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/MTQACNY
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
