
یادداشت l جریان شعر تجسمی(پلاستیک)
جریان شعر تجسمی(پلاستیک)
چون ملاک بسامانی برای تشخیص شعر موج نو وجود نداشت،رویایی و همراهانش درسال 1348برآن شدند تا در تشخیص این نوع شعر فرمالیستی-افراطی بیانیه علمی در بردارنده ی زیبایی شناسی و ساختار شناسی آن ارائه کنند.
جریان شعر تجسمی(پلاستیک)
مرتضی طوسی
دانشجوی مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز
مقدمه:
چون ملاک بسامانی برای تشخیص شعر موج نو وجود نداشت،رویایی و همراهانش درسال 1348برآن شدند تا در تشخیص این نوع شعر فرمالیستی-افراطی بیانیه علمی در بردارنده ی زیبایی شناسی و ساختار شناسی آن ارائه کنند.
اصحاب این بیانیه با تیکیه بر ترفندهایی در موج نو شعر حجم را بنیان نهادند.
اسماعیل نوری علاء که خود از منتقدان و مدافعان شعرموج نو بود دید که بیانیه ی حجم گرایان و شعرشان گره موج نورا باز نکرد ناچار خود دست به کاری زد که البته نافرجام ماند،وی گفت:یک شعر باید موجز،تصویری و بی حشو باشد.
برای اینکار "شعرک" و تمرین آن را پیشنهاد کرد.
می گوید:شعر هرشاعر بزرگ ،مجموعه ی منظم و ساختمان یافته ی این شعرک هاست.اینها حکم آجرهای ساختمانی را دارند،مثل سلولهای یم بدن زنده اند.
سه خط زیر از شعر –آیدا در آینه-شاملو میتواند شعرک و شعر مستقل به شمار آید:
کوه با نخستین سنگها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد...
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.
نوری علاء در سال 52شعر تجسمی را طرح کرد.وعلاوه بر شعرک سازی و پینه دوزی شعرک ها،راهی را در پیش گرفت که شعر نیمایی را با شعر موج اول(نو)نزدیک می شاخت وچنین پیشنهاد کرد:
1.روشن بودن بیان و پرهیز از ابهامات نا مفهوم-میراث شعر نیمایی
2.تصویری بودن زبان و آزاد بودن ذهن خلاق –میراث شعر موج نو
ازجمع کردن این دوخط دقیق شاید بتوان به یک نام رسید،نامی نظیر شعر تجسمی یا پلاستیک.به بیان دیگر شاعر این شعرمی کوشدتا به طرزی روشن و مبین، ذهنیات را درلباس عینیات و معقولات را در جامه ی احساسات بیان کند.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
