حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار
آیینه اعتراف

خاطره l عسگر حسن‌پور

آیینه اعتراف

۲۸ مرداد ۱۳۹۳کد خبر: 42808۳

(اذعان دشمن به پایداری و پیروزی در خاطرات آزادگان)

آیینه اعتراف

                    (اذعان دشمن به پایداری و پیروزی در خاطرات آزادگان)

عسگر حسن‌پور

      در حوزه مطالعات دفاع مقدس مسئله دشمن شناسی و تاثیر آن در چند و چون جنگ و جریان شکست و پیروزی جایگاه مهمی دارد. آنچه در بحث دشمن شناسی به عنوان یک معضل مطرح است، شکست عراقی ها در جنگ است که به دلایل متعدد زمینه ها و دلایل آن به درستی تحلیل نشده است. چرا که سخن از شکست یا حدیث الهزیمه  همان گونه که از عنوانش پیداست مستلزم اعتراف تلخ و تحقیری است که عوامل موثر دیگری نیز بر دشواری آن دامن زده اند. اینکه تعریف دشمن از اهداف جنگ چه بوده است یا دشمن به چه میزان خود را شکست خورده می داند یک روی سکه است و اینکه این مهم چگونه امکان طرح و تبیین داشته روی دیگر سکه.  به عبارتی یکی از مشکلات بیان شکست مسئله تداوم حکومت بعثی هاست. همان گونه که صدام و حزب بعث در تعریف اهداف جنگ و آغاز آن نقش اساسی داشته اند و دو کشور مسلمان همسایه را دچار خسارت های بسیاری کرده اند، در تبیین نوع پایان جنگ و به سخن دقیق تر انحراف افکار از نوع پایان و علل آن نیز نقشی اساسی داشته اند. اختناق و خفقان حزب بعث در درون کشور مایه سلب آزادی بیان و مشارکت سیاسی در عراق بوده است. عدم آزادی در بیان حقایق و نظرات شخصی حلقه نظامیان نزدیک به صدام را در برابر دستورات نظامی بی ارزش صدام دچار سکوت ساخته است. این امر تعریف جنگ و اهداف آن را در اختیار صدام قرار داده در حالی که از نظامی گری سررشته ای نداشته است. «یکی از اشتباهات صدام که بعدها به آن اذعان کرد این بود که مشغول آبادان و خرمشهر شد. اگر به جای آبادان و خرمشهر دزفول را می گرفت کل خوزستان را از نقشه ایران حذف می کرد.» (حاجی خلف، 1392، 66)  تداوم حکومت صدام با وجود شکست (برخلاف بیشتر جنگ ها) و تسلط حزب بعث سبب عدم تبیین علل شکست و کیفیت اتمام جنگ در عراق شده است.  

نکته دیگری که نتیجه فرماندهی مستقیم صدام و حزب بعث به جای نظامیان در جنگ است بحث عدم ابتکار و خلاقیت عراقی ها در جنگ  (بر خلاف آزادی و قدرت ابداع و ابتکار فرماندهان ایرانی) در تدوین استراتژی مناسب یا به دست آوردن برگ برنده  در تداوم مناسب یا اتمام قدرتمندانه جنگ است. این مورد مایه نیاز به دانش و کمک های نظامی دیگر کشورها در کنار نیاز مالی به برخی دیگر از کشورها و در نهایت در کنار ناکافی بودن آنها کاربرد گسترده سلاح های شیمیایی از سرناچاری است.  که به معنای قطع امید از توان و فرماندهی جنگ و توسل به جنایت به جای جنگ متعارف است. مشکل دیگر صدام و حزب بعث عدم شناخت دقیق شرایط امروز جهانی نیز هست که صدام و بعث را در درون مرزهای عراق محصور کرده است. «رعد مجید حمدانی: صدام هرگز متوجه نشد که تفاوت عظیمی میان جنگ های مدرن و جنگ های باستان وجود دارد. در جنگ مدرن ملاحظات دیگری مثل ملاحظات سیاسی و خطوط بین المللی وجود دارد که شما نمی توانید به آسانی از آن صرف نظر کنید.» (وودز و ..، 1390، 189)  این مهم از آن رو بیشتر اهمیت دارد که صدام و بعث به عنوان مهاجم نیاز بیشتری به زمینه چینی یا بسترسازی برای بهره وری از نتایج جنگ و همسو ساختن مردم عراق و دیگر کشورها داشته اند. بر همین اساس صدام و بعثی ها در همراه ساختن خود ملت عراق نیز _توجیه ملی جنگ_ ناکام بوده اند. «اگر قرار باشد سرباز عراقی از دشمن جبهه ای بیش از رژیم خودش بترسد اسلحه را زمین می گذارد و تسلیم می شود و یا فرار می کند... دلیل اینکه ایران سه برابر عراق اسیر جنگی گرفته است، همین است.» (الخلیل، 1370، 432) از همین روست که عراقی ها در یادآوری خاطرات و حقایق جنگ دچار مشکل هستند چرا که مجبور به یادآوری جنایات بعث و صدام در داخل و خارج  هستند نه دفاع جانانه مردمی در برابر دیگران. بحث اینکه چه میزان از این جنایات نیز از قبل پیش بینی شده بوده و یا بر اثر اضطرار گسترش یافته، نشانه ضعف بیشتر عراقی هاست و مایه ای  برای فراموشی عمدی جنگ.  

 اگر هم چیزی در  خاطرات عراقی ها در  زمینه جنگ  گفته شده در خارج از عراق و در ادبیات مهاجرت صورت گرفته است که خود ابعاد گوناگونی داشته است. فراریان یا نجات یافتگان از چنگال رژیم بعثی در طول جنگ یا پس از اتمام آن به تبع محل و موقعیت پناهندگی و امنیت جانی در کشورهای مختلف ملاحظات و محظورات بسیاری در بیان حقایق جنگ و شکست صدام داشته اند. چنانکه بر میزان امانتداری و صداقت آنان اثر گذاشته و گاه آثارشان به جای بیان حقیقت و تجربه دقیق تاریخی و تاکید بر ارزش های استنادی، محلی برای شعار یا واگویه های فردی و دل نوشته های شخصی شده است. وجود چنین زمینه ای از مشکلات در شناخت دشمن در کنار عواملی مانند فقر تاریخی نگری و تاریخ نگاری جهان سومی  مردم عراق و عدم آزادی بیان فهم و کاوش در حقایق جنگ و علل شکست عراق را سخت تر کرده است. اگر چه سقوط صدام و تغییر وضعیت شرایط را اندکی تغییر داده است و امکان نسبی برای بیان بسیاری از حقایق به وجود آورده است اما هنوز اثرات چندان چشمگیر و دامنه داری نداشته است و تنها نشان رفع مشکل امنیتی و تداوم مشکلات فرهنگی است. تمام این عوامل مانعی مهم در بحث دشمن شناسی است.

در کنار این مشکلات دو منشا و منبع مهم و مغتنم دشمن شناسی مغفول مانده است و آن گونه که باید و شاید مورد اعتنا نبوده است. یکی از این موارد بررسی میزان شناخت رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس از دشمن در جنگ و نیز تحلیل آنان از نوع و عوامل پیروزی بر دشمن است. چنانکه نوع نگرش رزمندگان و فرماندهان علاوه بر شناخت دشمنی به نام عراق حاوی دشمن شناسی بومی و ملی است و تاثیر و تاثر عوامل مختلف بر آن نیز درخور توجه و تحلیل است.  مورد دیگر که در این مقوله بیشتر مدنظر است دشمن شناسی در کلام آزادگان است. آزادگان ایرانی که بیشتر از سایر رزمندگان با دشمن مواجه بوده اند اگر چه با اتاق فکر و مرکز فرماندهی دشمن فاصله داشته اند، حقایق بسیاری را درباره دشمن بیان کرده اند که مطالب روشن و دقیقی را درباره تعریف جنگ و اهداف آن از نظر دشمن در خود نهفته است. این مطالب علل شکست و اعتراف عراقی ها را دربردارد که بسیار ارزشمند است.

مطلب نخست خود مقوله اسارت رزمندگان ایرانی و سیر اجمالی آن  یکی از حقایق شکست عراقی هاست. عدم دستیابی به اهداف تهاجم، شکست های پی در پی  و عدم پیش بینی درست وضعیت جنگی و واقع بینی سبب شده است که از همان آغاز عراقی ها سیاست مشخصی در قبال اسرا نداشته باشند که مهم ترین مورد در این زمینه کشتن رزمندگان ایرانی به جای اسیر گرفتن آنهاست. با اینکه بیشتر عملیات عراقی در روز روشن و در پناه تجهیزات زرهی بوده و امکان گرفتن و تخلیه اسیر وجود داشته، چندان مایل به گرفتن اسیر نبوده اند. به ویژه اینکه کشتن مایه رعب و وحشت بیشتر در نظر آنان بوده است. در حالی که ایرانی ها با وجود  عملیات های شبانه و مشکل گرفتن و تخلیه اسیر در شب، رفتاری مطابق با شرع اسلام داشته اند. جالب اینجاست که روند کشتن رزمندگان اسرا به جای اسارت آنان در پایان جنگ وضعیت متفاوتی می یابد. با روشن دورنمای صلح و مشکل تعویض اسرا، عراقی ها  به طراحی عملیات هایی برای به دام انداختن ایرانیان و اسیر کردن آنان اقدام می کنند. حجم زیاد اسرا در سال پایانی جنگ موید این مطلب است.

مطلب بعدی مقایسه روحیه سربازان عراقی و ایرانی در خاطرات آزادگان است. در این خاطرات آزادگان سفیران مقاومت و اسوه های پایداری اند که در درون اردوگاه ها مایه اعتراف عراقی ها شده اند. اینکه دشمن در داخل خاک خود و در کمال آزادی و امنیت چنین مطالبی را بیان کرده است نشانه عظمت پایداری اسرای ایرانی و تفوق آن بر مطالب شبه اعتراف عراقی در سایر شرایط است.

«سرگرد عراقی بارها عتراف کرده بود که این اردوگاه سفارت جمهوری اسلامی ایران در عراق است. گاهی با طعنه می گفت این جا فقط یک پرچم سه رنگ کم دارد.» (گودرزی، 1390، 65) 

«عبدالمجید رشیدپور: ملازم کریم با اشاره به ستون های ضخیم آسایشگاه اشاره کرد و گفت: بر روی این ستون ها می توان خراش ایجاد کرد و اثری از خود باقی گذاشت. ولی نتوانستم در مغز شما اثر کنم.» (سالمی نژاد، 1386، 92)

«فرمانده اردوگاه می گفت من ایرانی ها را می شناسم. محاصره آبادان یادم است. رفتم مرخصی برگشتم. از تیپ ما یک نفر هم زنده نبود، کشته و اسیر شده بودند.» (قیاسی، 1388، 89)

«سرباز عراقی که از مرخصی برگشته بود به هریک از بچه ها یک عدد خرما داد.. به بغل دستی ام گفتم به او بگو چرا این قدر به ما محبت می کند. او گفت من شیعه و مقلد امام خمینی هستم. علاوه بر این در یکی از عملیات ها ایرانی ها جان مرا نجات دادند. به این صورت که در آن عملیات چون من می دانستم که شب ها اسیر نمی گیرند، تیراندازی نکردم و پنهان شدم. روزی که منطقه به تصرف ایرانی ها درآمد. من به دست دو جوان بسیجی که هنوز محاسن نداشتند اسیر شدم. از آنان خواستم که مرا آزاد کنند... عکس خانوادگی را که همراه داشتم نشان دادم و فهماندم که این ها منتظر من هستند، بگذارید بروم. این دو بسیجی عکس را نگاه کردند، با هم صحبت کردند و به من گفتند: برو. » (جام بزرگ، 1388، 32)

چنین برگ های زرینی به روایت دیگران نیز تسری یافته است. چنانکه روحیه بی بدیل رزمندگان ایران اسلامی در روایات و خاطرات شاهدان بین المللی نیز مایه تحسین و اعجاب است.

«یکبار که نیروهای صلیب سرخ با حاج آق ابوترابی صحبت می کردند گفتند: در اردوگاه های دیگر کشورها که ما رفتیم دیوانه زیاد داشتند و در بین خودشان فساد و دعوا زیاد بود، اما شما ایرانی ها با هم خیلی مهربان هستید و آدم روانی بین شما خیلی کم است.» (رضایی، 1370، 89)    

 منابع:

ابراهیمی، عباس و مرتضی رضایی، 1370، آخرین دیده بانی، نشر حوزه هنری، تهران.

جام بزرگ، محسن، 1388، تکریت در عشق سوخت، به اهتمام زهره عراقچیان، نشر بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، تهران.

حاجی خلف، محمد، 1392، خاکریز پنهان،   مصاحبه سید حسن موسوی طیب، به کوشش فرامرز نوروزی، نشر بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، تهران.

الخلیل، سمیر، 1370، جمهوری وحشت،  احمد تدین، نشر طرح نو، تهران.

سالمی نژاد، عبدالرضا، 1386، در زندان دژخیم، نشر پیام آزادگان، تهران.

قیاسی، اروج، 1388، من از موصل آمده ام،  رضا قلی زاده علیار، نشر شاهد، تهران.

گودرزی، داوود، 1390، ناوک عشق، نشر گلگشت، تهران.

وودز، کویین و همکاران. 1390، جنگ صدام، داود علمایی کوپایی، نشر مرز و بوم، تهران.



اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/CQLR2LS

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: azarsh.hozehonari.ir