
یادداشت l علی آقایاری
اقوام باید شناسنامه فرهنگی خود را داشته باشند
موج دهکده جهانی با سرعتی هر چه تمام تر ممالک را یکی پس از دیگری در هم می نوردد و پیش می تازد. دهکده جهانی مارشال مک لوهان تحت تاثیر وسایل ارتباط جمعی در حال محقق شدن است به طوری که رفته رفته جهانی شدن اقتصاد، سیاست، و حتی جهانی شدن فرهنگ را شاهد خواهیم بود.
اقوام باید شناسنامه فرهنگی خود را داشته باشند
موج دهکده جهانی با سرعتی هر چه تمام تر ممالک را یکی پس از دیگری در هم می نوردد و پیش می تازد. دهکده جهانی مارشال مک لوهان تحت تاثیر وسایل ارتباط جمعی در حال محقق شدن است به طوری که رفته رفته جهانی شدن اقتصاد، سیاست، و حتی جهانی شدن فرهنگ را شاهد خواهیم بود.
جامعه ایران نیز تحت تاثیر همین وسایل ارتباط جمعی خواسته یا ناخواسته با دهکده جهانی پیوند خورده است. ما در کشوری موزاییکی شکل زندگی می کنیم که فرهنگ های مختلفی بر آن حکمفرماست و این فرهنگ های متفاوت به تبع وجود اقوام متعدد در ایران به وجود آمده است، اما از طرف دیگر همین فرهنگ های مختلف خود تحت تاثیر جهانی شدن فرهنگ قرار گرفته اند.
این پیچیدگی های فرهنگی دوگانگی فرهنگی در کشور را سبب شده چرا که از یک سو گرایش به جهانی شدن و از سوی دیگر تلاش برای حفظ ارزش های ملی و منطقه ای در میان نسل های فعلی وجود دارد. این قبیل چالش ها به نوبه خود بحران هویتی که مختص جهانی شدن فرهنگ است را در پی داشته و دارد.
جوامع به هر وسیله ای که امکان دارد تلاش می کنند در برابر این بحران هویت مقاومت نمایند و بر همین اساس ارگان های فرهنگی مختلف سعی دارند با اجرای برنامه های فرهنگی بومی، منطقه ای و ملی مسئله بحران هویت را برطرف نمایند.
در استان آذربایجان شرقی نیز ارگان هایی نظیر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، آموزش و پرورش،کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سازمان فرهنگی هنری شهرداری و سایر مراکز مرتبط با کارهای فرهنگی تلاش دارند فرهنگ بومی را در مواجهه با جهانی شدن فرهنگ حفظ نمایند.
کارشناسان حوزه جامعه شناسی در آذربایجان شرقی بر این باورند که ما به ناچار چه بخواهیم و چه نخواهیم وارد فاز جهانی شدن شده ایم و نمی توانیم مرز های خود را بر روی دیگران ببندیم اگر هم بخواهیم نمی توانیم این کار را بکنیم . بجای آنکه جهانی شدن را یک خطر تلقی کنیم آنرا یک فرصت تلقی نموده و خود را برای مواجه منطقی با آن آماده کنیم.
اما کارشناسان حوزه فرهنگ نیز بر این نکته اذعان دارند که گریزی از جهانی شدن نداریم لذا باید ارگان های فرهنگی موازی کاری را کنار نهند و به صورت قرارگاهی و جبهه ای عمل نمایند.
به باور آنها تهاجم فرهنگی دشمن بسیار شدید بوده، لذا نگرش جزیرهای به مقوله فرهنگ و هنر بسیار مضر می باشد و باید برای حذف این قبیل نگرشها قرارگاه فرهنگی داشته باشیم.
برخی دیگر از مسئولین فرهنگی آذربایجان شرقی بیان می دارند که ما با اخذ نکته های خوب و ارزشی فرهنگ های بیگانه و بومی کردن آن ها باید گذشته ناب و خالص خود را احیا کنیم. برهمین اساس جوانان و فرهنگ پژوهان و هنرمندان این مرز و بوم باید خودشان درباره آداب و سنن و فرهنگ غنی این منطقه تحقیق و تفحص کنند، تا آثاری به جا بگذارند که در آینده بتوان از آن برای اثبات فرهنگ و هویت مان استفاده کرد ودر برابر محو شدن تدریجی مرزها که خاص جهانی شدن است با دست پر در جهان کنونی حاضر شویم تا فرهنگمان به وسیله فرهنگ های مسلط بلعیده نشود زیرا که انسان بدون هویت مانند شخص بدون شناسنامه است، اقوام هم چنین اند باید شناسنامه فرهنگی خود را داشته باشند.
برای رسیدن به شناخت واحد از ماهیت پیچیده فرهنگ نیازمند این هستیم که همه اقشار اجتماع بویژه صاحب نظران در فعالیت های مستقیم فرهنگی جامعه حضور داشته باشند و همانها نیز بطور طبیعی در تعامل با مدیران اجرایی حرف روشن و شفافی برای حل مسائل فرهنگی جامعه به مسئولین ارائه دهند. و این چنین شاهد نگاه جبهه ای به کارهای فرهنگی می شویم لذا اگر میخواهیم در یک پایگاه کوچک حتی در روستای دورافتاده هم فعالیت کنیم ابتدا باید یک نگاه جبههای به وضعیت فرهنگی آن داشته باشیم. کسی نباید بگوید که من کاری به وضعیت موجود ندارم! من میخواهم کار فرهنگیام را بکنم، در این صورت اصلاً جبههای شکل نخواهد گرفت. یعنی موقعی جبهه فرهنگی شکل میگیرد که همه به یک سری مبانی معتقد باشیم. اگر این اتفاق بیفتد آن موقع مجبور هستیم شکل حرکتمان را هم جوری تنظیم کنیم که بتوانیم در خدمت آن هدف قرار بگیریم، والاّ اگر هدفمان را صرفاً فردی و شعائری تعریف کنیم اتفاقی بیش از آنکه تا حالا افتاده نخواهد افتاد.
علی آقایاری
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
