
متن سخنرانی مرحوم امیر حسین فردی در اختتامیه جشنواره طریق
رسالت و وظیفه ما در حوزه هنری، صدور انقلاب با زبان هنر است ...
متن سخنرانی مرحوم استاد امیر حسین فردی در اختتامیه جشنواره سراسری داستان کوتاه طریق، فروردین 92
رسالت و وظیفه ما در حوزه هنری، صدور انقلاب با زبان هنر است
تسلیت عرض می کنم شهادت حضرت فاطمه زهرا علیه السلام را و آرزو می کنم که پیرو صادق آن حضرت باشیم. همان طور که آن حضرت پیغام اسلام را توانست در لایه های اجتماعی دوران خودش نفوذ بدهد و به گوش ها برساند. ما هم بتوانیم پیغام انقلاب اسلامی را در داخل و خاج از کشور به سمع علاقه مندان و عاشقان انقلاب اسلامی برسانیم.
من صحبت هایم را به دو بخش تقسیم می کنم.
بخش اول خطاب به بزرگواران و مسؤلین فرهنگ استان و بخش دوم عرایضم متوجه نویسندگان و شاعران این خطه است.
جناب آقای میلانی از مسئولیت های حوزه فرمودند و درست هم فرمودند.بنده به عنوان قدیمی ترین عوض خانواده حوزه هنری که از سال 1358،آذر ماه 1358 ما این نهاد را تشکیل دادیم. هدف خیلی بزرگ و بسیار حساسی برایش تعریف کردیم.
همزمان با تاسیس حوزه هنری،سپاه پاسداران و جهاد سازندگی هم در جمهوری اسلامی تاسیس شد. آن ها ماموریت های مشخصی داشتند.سپاه ماموریتش دفاع از تمامیت ارضی، ارزش های انقلاب و مانع از نفوذ ضد انقلاب در بدنه جامعه بود و جهاد سازندگی آن دوران مسئول بازسازی این مملکت بود.آبادانی و سازندگی را به جامعه ایرانی برگرداند و این جامعه را آن طور که در حد و انتظار یک انقلاب بزرگ هست به جامعه معرفی کند. و اما حوزه هنری که آن موقع حوزه اندیشه و هنر اسلامی بود، ماموریتش ترویج هنر انقلاب بود و یا پیام رسان هنر انقلاب بود که ملت های دیگر این پیام را بگیرند و با انقلاب آشنا بشوند.
بعد از گذشت 34 سال با این کارنامه خودمان، یک سوال برایمان پیش می آید که آیا توانستیم این ماموریت را انجام بدهیم؟
به نظر بنده که مسئول ادبیات حوزه هستم نه، نتوانستیم. من مثال خود آذربایجان را خدمت شما بزرگواران و مسئولین، چه آن هایی که اینجا تشریف دارید و چه آن هایی که تشریف ندارند عرض می کنم. خب یکی از رسالت های ما، وظایف ما صدور انقلاب است.انقلاب اگر درون خودمان، درون مرزها بماند افسرده می شود، پژمرده می شود. انقلاب باید مثل آب جاری بشود، حرکت بکند و برای اینکه پیغام انقلاب به گوش ها برسد قالب می خواهد.یک زبان جهانی، یک زبان بشری، یک زبان بین المللی می خواهد و این زبان، زبان هنر است و ما باید این را به کار بگیریم. بسیار خب حالا ما می خواهیم به مسلمانان و هم زبانان آن طرف مرزهایمان انقلاب اسلامی را همین امروز معرفی بکنیم چه چیزی داریم به آن ها بگوییم؟
این 34 سال چه کار کردیم؟ الان بپرسند که شما در انقلاب، در انقلاب آذربایجان شرقی چه نقشی داشتید؟ به ما مدرک بدهید، به ما اثر بدهید، به ما قصه بدهید بخوانیم و آشنا بشویم، آیا ما چیزی از آذربایجان داریم؟ کسی توی 34 سال کاری کرده است؟ پس به چه کار مشغول هستیم؟ چه کار کردیم؟ سؤال همین است... مسلمانان آن طرف مرزها به ما می گویند یک چیزی به ما بدهید بخوانیم تا با انقلاب شما آشنا شویم، مخصوصا در آذربایجان. حالا غربی، شرقی، ما چه چیزی داریم بدهیم؟ متاسفانه دستمان خالی است و شرمنده ایم.

چرا هیچ وقت به این فکر نکردیم که همچنین نیازی هم هست و باید به این فکر کنیم. اگر ما نکنیم چه کسی بکند! این نکته بسیار مهمی است ودر وهله اول این وظیفه حوزه هنری است.حوزه هنری نباید کارهای فرعی بکند، نباید خودش را سرگرم کارهای حاشیه ای بکند و اساسی به این مسئولیت بپردازد و همیشه از خودش بپرسد من چه کار کردم برای انقلاب، من چطور می توانم این انقلاب را معرفی بکنم. من چه چیزی دارم. من از 29 بهمن تبریز در عرصه شعر و داستان و رمان چه داریم؟ که ترجمه بکنیم بدیهم آن طرف مرزها این مسلمانان مشتاق و علاقه مند بخوانند و بفهمند لذا حوزه هنری همین کارها را بکند، کارهای سخت و نفس گیر و اساسی. یعنی یک جریان ادبی باید راه بیندازد تا در استان بتواند نویسندگان و شاعران علاقه مند را جذب کند. از آن ها حمایت بکند و از آن ها بخواهد و خواهش بکند که درباره انقلابشان بنویسند، درباره تاریخ انقلابشان بنویسند، شعر بگویند،داستان بنویسند، وگرنه این ها فراموش شده و از یاد می رود. واقعا فراموش می شود و از بین می رود.حافظه آدم خیلی خیلی قوی نیست، این چیزی است که به نظر من همه ارگان ها و سازمان های فرهنگی استان باید با حوزه همکای بکنند. وقتی می گوییم داستان انقلاب و شعر انقلاب یعنی همه چیز درون این ها است. حتی ادبیات جنگ ما هم دون همین است.صبح به دوستان عرض می کردم اگر انقلابی نبود جنگی نمی شد. به خاطر نابودی انقلاب جنگ را بر ما تحمیل کردند والاه دعوایی با ما نداشتند. لذا مسبّب اصلی ما در همه حوادث همان انقلاب است و مسئولین محترم استان باید دغدغه یشان این باشد که بتوانند کارنامه استان خودشان را د ادبیات ارائه بدهند .الان وجود ندارد. الان یک نفر خارجی می آید مهمان شما شود و از شما کتاب می خواهد. می گوید می خواهم آشنا بشوم. رمان می خواهد، داستان می خواهد و می گوید می خواهم با انقلاب اسلامی در آذربایجان آشنا بشوم، شما چه چیز دارید؟ و من می دانم دست شما خالی است. همه ما مسئول هستیم. هیچ کس نباید شانه خالی کند. خب ما فکر چندانی در این مورد نکردیم.
برای انقلاب مشروطیت در همین شهر،نویسنده ای به نام محمد سعید اردوبادی آمده یک رمان سه جلدی حدود هزار صفحه نوشته در همان زمان. یعنی اگر ما امروز بخواهیم انقلاب مشروطیت را به کسی معرفی کنیم که بشناسد، ناگزیریم به او اثر محمد سعید اردوبادی را پیشنهاد کنیم که اصلا جزو سوسیال دموکرات های آذربایجان و روسیه بود و بعد از انقلاب هم از آن کمونیست های خیلی رادیکالی شد. چرا در مورد مشروطیت ما هیچ اثری نداریم؟ مگر مشروطیت مال ما نبود؟ نویسندگان تبریز کجا بودند؟ شاعران تبریز کجا بودند؟ خب الان هم اتفاق بزرگتری از آن افتاده آن هم انقلاب اسلامی است. نیامدیم برای این طراحی بکنیم، فکر بکنیم، جریان ایجاد بکنیم. انقلاب در واقع همه چیز ما هست. نمازمان، روزه امان، عبادتمان، همه چیز ما با انقلاب معنی پیدا می کند.
بیایم حوزه متمرکز بشود روی این قضیه و بقیه هم کمکش بکنند. مثلا همین جشنواره طریق . من امروز آمارش را می دیدم حدود سیصد و خورده ای داستان فرستادند.از سیصد خورده ای اثر فقط دویست خورده ای با مضمون 29بهمن تبریز، یعنی دویست خورده ای نویسنده نشسته، فکر کرده است. ببینید ما با یک برنامه ریزی جوان های خودمان را، ذهنشان را معطوف کردیم به انقلاب. از آن ها دعوت کردیم که راجع به این فکر بکنید و بنویسید. حالا من کاری به این ندارم که این داستان ها ضعیف است ولی همین که جوان ها نشسته اند و راجع به روز 29 بهمن که اگر از هر کدام ما بپرسند خیلی چیزهایش از یادمان رفته، جوان ها زحمت کشیده اند و داستان نوشته اند.این خیلی ارزش دارد و خیلی مهم است. ما دست کم این جریان را باید ده سال ادامه بدهیم. تا یک آثار آبرومند و قوی به دست بیاوریم. این به عهده ماست، کاملا به عهده ماست.
ما جوابی به نسل های آینده نداریم بدهیم چون آن ها کنجکاو خواهند شد که خب پدران ما چه کار کردند؟ این اتفاق چی بود؟ می دانید که حوادث همیشه در ادبیات ماندگار می شود.قرآن کریم روی قصه تاکید می کند برای چی؟ یعنی واقعا می خواهد قصه گویی بکند و مردم لذت ببرند؟ نه ... فلسفه ای پشت این ها است. ما باید تصریح بکنیم. واقعا نسل های آینده از ما می خواهند. بچه هایی که به دنیا می آیند، بزرگ می شوند در همین خطه، می خواهند بدانند که در انقلاب 1357 پدرانشان چیکار کردند!چگونه فداکاری کردند!، دستشان خالی می شود. مسلمانان سایر کشورها می خواهند بدانند، دستشان خالی می شود. لذا من، حالا انشالله به فال نیک می گیرم مسئولیت جناب آقای میلانی را در سمت ریاست حوزه و خدا را شکر می کنم و مطمئن هستم که با مدیریت و درایت ایشان انشالله این جریان در سال های آتی ادامه پیدا خواهد کرد. اما این چشم داشت را هم از بقیه ارگان ها و نهادها دارم که کمک بکنند.آذربایجان عزیز، آذربایجان سرافراز،آذربایجان مبارز که افتخار این کشور است، در مورد مؤلفه انقلابش این جوری زبانش کوتاه نباشد. کارنامه به دست بیاورد. کارنامه ارائه بکند.
نتوانستم به دفتر یادداشتم نگاه بکنم و ببینم چه می خواستم بگویم. در مقدمه ماندم
و اما آن چه که می خواهم خدمت دوستان جوانم و نویسندگان عرض بکنم. عزیزان واقعا این سرزمین مال شماست. من به عنوان کسی این را خدمت شما عرض می کنم که قبل از انقلاب هم زندگی سیاسی داشته است. یعنی درک می کردم که در ایران چه می گذرد.یعنی بغض می کردم. یعنی بلند می شدم از تهران می آمدم همین تبریز و بغضم می ترکید. برای اینکه مهد مبارزان و آزادی خواهان اینجاست.یعنی همیشه می ترسیدم نکند یک سرباز و گروهبان آمریکایی جلوی آدم سبز بشود که تو اینجا چیکار می کنی؟ و بگویم معذرت می خواهم که ما در سزمین خودمان مسافرت می کنم.
امروز این مملکت، این آب و خاک مال شماست. ببینید خاک ایران مقدس است. افتخار بکنید به این سرزمین و همت بکنید. یک جمله ای هست که به غلط حالا راجع به انقلاب های فرانسه و روسیه می گویند که انقلاب فرزندان خودش را می خورد.بنده بر خلاف این عرض می کنم که انقلاب به فرزندان خودش اعتماد به نفس می دهد و می گوید شما می توانید کارهای بزرگ بکنید. الحمدالله در همه عرصه ها پیشرفت کردیم، در هنر و ادبیات با اینکه رهبر عزیزمان خیلی هم روی این موضوع حساس هستند جوابی نداریم بدهیم. خوب نتوانستیم کاری بکنیم. و حالا همت شما جوانان را می طلبد. ببینید عزیزان این راه سختی دارد، مشکلات دارد. من همه چیز را درک می کنم. ماها که الان خدمت شما عرض می کنیم، کاخ نشین که نبودیم.آن موقع فقیر بودیم، حالا هم فقیر هستیم الحمدالله. اما یک رسالتی برای نویسندگان و شاعران هست که باید زبان گویای عصر و زمان خودشان باشند. انشالله مسئولین حمایت بکنند، شما همت بکنید و خداوند هم انشالله توفیق و برکت بدهد.
بنده بیشتر از حدم صحبت کردم. عذر می خواهم. انشالله که به همه ما توفیق خدمت رسانی به انقلاب عزیزمان را بدهد. والسلام علیکم و رحمت . . .
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
