حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار
رمضان از زبان استاد شهریار

رمضان از زبان استاد شهریار

۲ مرداد ۱۳۹۱کد خبر: 42358۱

محمدحسین شهریار، علاوه بر سرودن غزل‌های عاشقانه، تعدای غزل دارد که در آن به روزه‌داری پرداخته است ...


سید محمدحسین بهجت تبریزی در سال 1285 متولد شد و در 27 شهریور سال 1367 درگذشت. او متخلص به شهریار بود که شعرهایی به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی دارد. از شعرهای معروف او می‌توان به "علی ای همای رحمت" و "آمدی جانم به قربانت" به فارسی و "حیدر بابایه سلام" (به معنی سلام بر حیدربابا) به ترکی آذربایجانی اشاره کرد. شهریار در برخی از غزل‌هایش به طور صریح و یا با به ‌کارگیری از آرایه تشبیه به روزه‌داری پرداخته است.
  او در غزل روزه‌شکن آورده است:

تا دهن بسته‌ام از نوش لبان می‌برم آزار
من اگر روزه بگیرم رطب آید سر بازار

تا بهار است دری از قفس من نگشاید
وقتی این در بگشاید که گلی نیست به گلزار

هرگز این دور گل و لاله نمی‌خواستم از بخت
که حریفان همه زار از من و من از همه بیزار

هر دم از سینه این خاک دلی زار بنالد
که گلی بودم و بازیچه گلچین دل آزار

گل بجوشید و گلابش همه خیس عرق شرم
که به یک خنده طفلانه چه بود آنهمه آزار

چشم نرگس نگرانست ولی داغ شقایق
چشم خونین شفق بیند و ابر مه آزار

ابر از آن بر سر گل‌های چمن زار بگرید
که خزان بیند و آشفتن گل‌های چمنزار

شهریارست و همین شیوه شیدایی بلبل
بگذارید بگرید به‌هوای گل خود زار


همچنین او در غزلی با مطلع "امشب از دولت می دفع ملالی کردیم" می‌سراید:


باری از تلخی ایام به شور و مستی
شکوه از شاهد شیرین خط و خالی کردیم

روزه هجر شکستیم و هلال ابروئی
منظر افروز شب عید وصالی کردیم

 

 

  شهریار در غزلی می‌گوید:
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست

متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست

چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم
این‌هم از آب و آینه خواهش ماه کردنست

نو گل نازنین من تا تو نگاه می‌کنی
لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست

ماه عبادتست و من با لب روزه‌دار ازین
قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست

لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن
چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست

غفلت کائنات را جنبش سایه‌ها همه
سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می‌کند
این هم اگر چه شکوه شحنه به شاه کردنست

عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من
رو به حریم کعبه لطف آله کردنست

گاه به گاه پرسشی کن که زکوه زندگی
پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست

بوسه تو به کام من کوه نورد تشنه را
کوزه آب زندگی توشه راه کردنست

خود برسان به شهریار ای‌که درین محیط غم
بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست


 
 
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/5Z2X6XX

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: azarsh.hozehonari.ir