حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار

کودک و قصه
۳ اسفند ۱۳۹۰کد خبر: 42268۴
کودکان قشر عظیمی هستند که به علت سن کم و محدودیت قدرت و تواناییهایشان ، برای رفع نیازهای جسمی و روحی خود ، نیازمند بزرگترها هستند و لازم است بزرگترها با تفکر و حتی المقدور به بهترین شکل ممکن به این نیازها پاسخ گویند ...
کودک و قصه
نویسنده: فاطمه فروغی
کودکان قشر عظیمی هستند که به علت سن کم و محدودیت قدرت و توانایی هایشان ، برای رفع نیازهای جسمی و روحی خود ، نیازمند بزرگترها هستند و لازم است بزرگترها با تفکر و حتی المقدور به بهترین شکل ممکن به این نیازها پاسخ گویند . همراه با نیازهای زیستی مثل تغذیه مناسب ، هوای سالم ، امنیت و بهداشت به نیازهای روحی کودکان مانند آموزش ، محبت ،آزادی و تشویق نیز باید توجه شود . از نظر مراحل رشد ، کودکی ، شامل پس از تولد تا پایان دوره تحصیلی دبستان است و پس از آن ، یعنی از سن 12 سالگی به تدریج وارد دوره نوجوانی می شود و البته این دوره هم خود به چهار گروه سنی الف ، ب ، ج ، د تقسیم می شود که این مرزبندی می تواند در کودکان مختلف ، اندکی متفاوت باشد . داستان نویسی که در آثار خود گروه سنی کودک را مخاطب قرار می دهد، کار جدی و حساسی را به عهده گرفته است پس باید خودش هم شرایطی را دارا باشد : باید با خصوصیات و ویژگیهای کودک و مراحل رشد او و نیازهایش آشنایی کامل داشته باشد و در این زمینه ها مدام اطلاعات خود را جدید و به روز کند . همچنین باید از سلامت اخلاقی ، نفسانی و وجدانی برخوردار باشد چرا که مطالبی را که می نویسد ، وارد مغزها و اندیشه ها و احساسهای پاک کودکانی خواهد شد که به محض شنیدن یا خواندن قصه ، با شخصیتهای آن ( انسان ، حیوان ، گیاه یا حتی اجسام بی جان ) همذات پنداری می کنند و با وقایع موجود در قصه همراه می شوند . کودک – به تنهایی و بدون کمک و راهنمایی بزرگترها – قادر نیست ( یا به سختی و به ندرت قادر است ) از این روند کنار بکشد و خوب و بد را از هم تشخیص دهد . او هر آنچه را که در قصه گفته می شود ، معصومانه می پذیرد . مشکل از جایی آغاز می شود که قصه هایی نامناسب دردسترس کودک قرار گیرد و او بخواند یا برایش خوانده شود . کودک نیاز به مهر و محبت و نوازش ، امنیت ، آزادی ، وابستگی اجتماعی و گروهی (خانواده ، همکلاسیها ، دوستان ) فراگیری و کسب علم و تجربه ، تشویق و پاداش ، آموختن مهارتهای زندگی ، نشاط و شادی و زیبایی و درک مفاهیمی مانند انصاف ، عدالت ، حقوق خود و دیگران دارد. نویسنده ی کودک بجاست که این نیازهای مهم را بشناسد وآنچه راکه به عنوان تغذیه روحی کودک ، در اختیارش قرار می دهد ، به مناسب ترین شکل ممکن سوژه یابی ، نگارش و پرداخت کند. کودک با شنیدن قصه ، آرامش پیدا می کند ، لذت می برد ، می اندیشد و قوه ی تخیل خود را به کارمی اندازد ویاد می گیرد ، با دنیا و محیط اطرافش و با خلق وخوهای مختلف ، حوادث گوناگون و بدیها وخوبیها آشنا می شود . از جنبه ها و زاویه های مختلفی به مشکلات و مسائل پیش آمده در قصه می نگرد و به راه حلهای گوناگونی فکر می کند و بهترین راه حل را در پایان قصه ها و در اندیشه و عملکرد قهرمان قصه می جوید و شاید ساعتها و روزها به آن فکر می کند . پس قصه در ساختار شخصیتی کودکان نقش بسیاری دارد . کودک معمولا مسائلی را که در زندگی با آن رو به رو می شود ، با حوادث قصه هایی که شنیده است مطابقت می دهد و آنها را با هم مقایسه می کند . به این علت که همه ی فراگیری های کودکان نمی تواند به صورت تجربه عملی باشد ، لازم است چیزی مثل قصه به کمک بیاید و تجربه ها و آزمودنیها را پیشاپیش به کودک بیاموزد و مفاهیمی مثل شادی و غم و درد ومشکلات و شادیها و کمک و همدردی و محبت و ... را برای کودکان معنی کند و نشانش دهد و کودک را برای ورود جدیتر و تدریجی به زندگی آماده کند . برای نویسنده ی قصه ، شناخت کودک ، عشق و علاقه به کودک و احساس مسئولیت ، ضروری است چرا که باید بداند دست به عملی می زندکه در تکوین شخصیت کودک و آینده او بسیار مؤثر خواهد بود . ( البته در این مطلب فقط از سهم قصه در روند رشد و تربیت کودک سخن می گوییم و گرنه محیط و تربیت خانوادگی و وراثت و... هم جایگاه مهم خود را دارند . ) داستانهایی که برای کودکان نوشته می شود ، بهتر است به راحتی با مسائل واقعی زندگی کودک قابل تطبیق باشند تا آنها را بپذیرد و باور کند . راوی یا شخص محوری داستان بهتر است کودک باشد تا همذات پنداری با او آسان شود . قصه باید علاوه بر عنصر آموزندگی و پیام ، جذابیت ، سرگرم کنندگی و لذت بخشی هم داشته باشد . خوب است از کلمات و جملات آهنگین ، اسمهای زیبا و دوست داشتنی و به یاد ماندنی بهره برداری شود و حوادث قصه کودک را به سوی پیام اصلی هدایت کند . قصه خوب و مناسب باید کودک را برای کشف محیط و رسیدن به پاسخ سؤالها و نیازهای روحی اش یاری کند . به کار بردن ایجاز ، لحن ملایم و نثر ساده از دیگر مواردی است که باید رعایت شود . نویسنده بهتر است تغییر ویژگیهای کودکان در سنین مختلف را مد نظر قرار دهد تا با توجه به این که قصه اش دقیقاً برای چه سنی نوشته می شود ، آن را با ویژگیهای کودکان همان سن مطابقت دهد ، چرا که ناگفته پیداست قصه ای که برای کودک پنج ساله نوشته می شود ، کاملا با قصه ای که برای کودک 12 ساله نوشته می شود ، متفاوت است . با یک نگاه – حتی کلی و گذرا – و کمی اندیشه و بازنگری به آنچه در مورد قصه های کودکان رخ داده است ، به این نتیجه می رسیم که در این زمینه هنوز اشکالهایی – گاه جدی – وجود دارند که بهتر است هر چه زودتر مورد دقت وارزیابی قرار گیرند. در حال حاضر گاهی شاهد چاپ و نشر وفروش کتابهای قصه برای گروه سنی کودک هستیم که نه تنها بار مثبت محتوایی برای کودک ندارند، بلکه در مواردی بد آموزیها یی هم در آنها دیده می شود که با عنوان و نقاشیهای جذاب به فروش بالایی می رسند و در اختیار کودکان قرار می گیرند . پس چه خوب است نویسندگان ، دست اندرکاران چاپ و نشر وخریداران قصه های کودکان ، با در نظر گرفتن معصومیت کودکان و حساس بودن تغذیه و رشد روحی آنان ، با دقت بیشتری دست به کار شوند .
کودکان قشر عظیمی هستند که به علت سن کم و محدودیت قدرت و توانایی هایشان ، برای رفع نیازهای جسمی و روحی خود ، نیازمند بزرگترها هستند و لازم است بزرگترها با تفکر و حتی المقدور به بهترین شکل ممکن به این نیازها پاسخ گویند . همراه با نیازهای زیستی مثل تغذیه مناسب ، هوای سالم ، امنیت و بهداشت به نیازهای روحی کودکان مانند آموزش ، محبت ،آزادی و تشویق نیز باید توجه شود . از نظر مراحل رشد ، کودکی ، شامل پس از تولد تا پایان دوره تحصیلی دبستان است و پس از آن ، یعنی از سن 12 سالگی به تدریج وارد دوره نوجوانی می شود و البته این دوره هم خود به چهار گروه سنی الف ، ب ، ج ، د تقسیم می شود که این مرزبندی می تواند در کودکان مختلف ، اندکی متفاوت باشد . داستان نویسی که در آثار خود گروه سنی کودک را مخاطب قرار می دهد، کار جدی و حساسی را به عهده گرفته است پس باید خودش هم شرایطی را دارا باشد : باید با خصوصیات و ویژگیهای کودک و مراحل رشد او و نیازهایش آشنایی کامل داشته باشد و در این زمینه ها مدام اطلاعات خود را جدید و به روز کند . همچنین باید از سلامت اخلاقی ، نفسانی و وجدانی برخوردار باشد چرا که مطالبی را که می نویسد ، وارد مغزها و اندیشه ها و احساسهای پاک کودکانی خواهد شد که به محض شنیدن یا خواندن قصه ، با شخصیتهای آن ( انسان ، حیوان ، گیاه یا حتی اجسام بی جان ) همذات پنداری می کنند و با وقایع موجود در قصه همراه می شوند . کودک – به تنهایی و بدون کمک و راهنمایی بزرگترها – قادر نیست ( یا به سختی و به ندرت قادر است ) از این روند کنار بکشد و خوب و بد را از هم تشخیص دهد . او هر آنچه را که در قصه گفته می شود ، معصومانه می پذیرد . مشکل از جایی آغاز می شود که قصه هایی نامناسب دردسترس کودک قرار گیرد و او بخواند یا برایش خوانده شود . کودک نیاز به مهر و محبت و نوازش ، امنیت ، آزادی ، وابستگی اجتماعی و گروهی (خانواده ، همکلاسیها ، دوستان ) فراگیری و کسب علم و تجربه ، تشویق و پاداش ، آموختن مهارتهای زندگی ، نشاط و شادی و زیبایی و درک مفاهیمی مانند انصاف ، عدالت ، حقوق خود و دیگران دارد. نویسنده ی کودک بجاست که این نیازهای مهم را بشناسد وآنچه راکه به عنوان تغذیه روحی کودک ، در اختیارش قرار می دهد ، به مناسب ترین شکل ممکن سوژه یابی ، نگارش و پرداخت کند. کودک با شنیدن قصه ، آرامش پیدا می کند ، لذت می برد ، می اندیشد و قوه ی تخیل خود را به کارمی اندازد ویاد می گیرد ، با دنیا و محیط اطرافش و با خلق وخوهای مختلف ، حوادث گوناگون و بدیها وخوبیها آشنا می شود . از جنبه ها و زاویه های مختلفی به مشکلات و مسائل پیش آمده در قصه می نگرد و به راه حلهای گوناگونی فکر می کند و بهترین راه حل را در پایان قصه ها و در اندیشه و عملکرد قهرمان قصه می جوید و شاید ساعتها و روزها به آن فکر می کند . پس قصه در ساختار شخصیتی کودکان نقش بسیاری دارد . کودک معمولا مسائلی را که در زندگی با آن رو به رو می شود ، با حوادث قصه هایی که شنیده است مطابقت می دهد و آنها را با هم مقایسه می کند . به این علت که همه ی فراگیری های کودکان نمی تواند به صورت تجربه عملی باشد ، لازم است چیزی مثل قصه به کمک بیاید و تجربه ها و آزمودنیها را پیشاپیش به کودک بیاموزد و مفاهیمی مثل شادی و غم و درد ومشکلات و شادیها و کمک و همدردی و محبت و ... را برای کودکان معنی کند و نشانش دهد و کودک را برای ورود جدیتر و تدریجی به زندگی آماده کند . برای نویسنده ی قصه ، شناخت کودک ، عشق و علاقه به کودک و احساس مسئولیت ، ضروری است چرا که باید بداند دست به عملی می زندکه در تکوین شخصیت کودک و آینده او بسیار مؤثر خواهد بود . ( البته در این مطلب فقط از سهم قصه در روند رشد و تربیت کودک سخن می گوییم و گرنه محیط و تربیت خانوادگی و وراثت و... هم جایگاه مهم خود را دارند . ) داستانهایی که برای کودکان نوشته می شود ، بهتر است به راحتی با مسائل واقعی زندگی کودک قابل تطبیق باشند تا آنها را بپذیرد و باور کند . راوی یا شخص محوری داستان بهتر است کودک باشد تا همذات پنداری با او آسان شود . قصه باید علاوه بر عنصر آموزندگی و پیام ، جذابیت ، سرگرم کنندگی و لذت بخشی هم داشته باشد . خوب است از کلمات و جملات آهنگین ، اسمهای زیبا و دوست داشتنی و به یاد ماندنی بهره برداری شود و حوادث قصه کودک را به سوی پیام اصلی هدایت کند . قصه خوب و مناسب باید کودک را برای کشف محیط و رسیدن به پاسخ سؤالها و نیازهای روحی اش یاری کند . به کار بردن ایجاز ، لحن ملایم و نثر ساده از دیگر مواردی است که باید رعایت شود . نویسنده بهتر است تغییر ویژگیهای کودکان در سنین مختلف را مد نظر قرار دهد تا با توجه به این که قصه اش دقیقاً برای چه سنی نوشته می شود ، آن را با ویژگیهای کودکان همان سن مطابقت دهد ، چرا که ناگفته پیداست قصه ای که برای کودک پنج ساله نوشته می شود ، کاملا با قصه ای که برای کودک 12 ساله نوشته می شود ، متفاوت است . با یک نگاه – حتی کلی و گذرا – و کمی اندیشه و بازنگری به آنچه در مورد قصه های کودکان رخ داده است ، به این نتیجه می رسیم که در این زمینه هنوز اشکالهایی – گاه جدی – وجود دارند که بهتر است هر چه زودتر مورد دقت وارزیابی قرار گیرند. در حال حاضر گاهی شاهد چاپ و نشر وفروش کتابهای قصه برای گروه سنی کودک هستیم که نه تنها بار مثبت محتوایی برای کودک ندارند، بلکه در مواردی بد آموزیها یی هم در آنها دیده می شود که با عنوان و نقاشیهای جذاب به فروش بالایی می رسند و در اختیار کودکان قرار می گیرند . پس چه خوب است نویسندگان ، دست اندرکاران چاپ و نشر وخریداران قصه های کودکان ، با در نظر گرفتن معصومیت کودکان و حساس بودن تغذیه و رشد روحی آنان ، با دقت بیشتری دست به کار شوند .
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/JYP3SUL
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
