
یادمان سردار شهید پاشایی در شب خاطره 15 برگزار شد
آیین شب خاطره 15 نکوداشت سردار شهید علی پاشایی توسط حوزه هنری آذربایجان شرقی و اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی حوزه هنری آذربایجان شرقی، در این آیین، «محمد فرجقلیزاده» رزمنده لشکر 31 عاشورا در دوران دفاع مقدس در مراسم گرامیداشت یاد و خاطره سردار شهید علی پاشایی در تبریز، اظهار داشت: زمانی که در کنار شهدایی همچون شهیدان پاشایی قرار میگرفتم احساس میکردم کنار کوه ایستادهام؛ بعضاً با خود میگویم یک جوان تا چه اندازه میتواند رشد فکری و معنوی داشته باشد؛ واقعاً شهید پاشایی علیرغم جوانیاش از ابهت و پختگی مردی 50 ساله برخوردار بود.
وی با بیان اینکه 32 سال قبل تعداد کسانی که از گردان حبیب بن مظاهر در عملیات کربلای پنج زنده ماندند انگشتشمار بود، تصریح کرد: در مدتی که توفیق شد کنار شهید پاشایی باشم جز عاطفه از او چیز دیگری ندیدم، ایشان بهقدری رئوف بود که آدمی فکر نمیکرد از روحیات جنگی و خشونت برخوردار باشد.
عضو شورای شهر تبریز تاکید داشت: همانند صخرهای که در دل آن آب زلالی باشد، در دل شهید علی پاشایی نیز عاطفه و محبت فواره میکرد.
همرزم سردار شهید علی پاشایی با اشاره به بیماریاش در خط مقدم به علت گرمازدگی، یادآور شد: آن برهه شهید پاشایی بهمانند یک مادر که نگران فرزند خویش باشد، با بنده رفتار میکرد. ایشان در حالت عادی چهره خندانی داشت و در سنگر به بهانههای مختلف میخندیدیم اما شبهای حاج علی پاشایی با ناله و گریهزاری همراه بود که از راز و نیاز با معبود خویش نشأت میگرفت.
در ادامه این آیین، «ایوب پاشایی» رزمنده لشکر 31 عاشورا اظهار کرد: زبان ما بازماندگان از گفتن پاکیزگیها و تعریف شخصیت شهدا قاصر است. شهید علی پاشایی با اینکه شاگرد نمونهای بود با شروع جنگ تحمیلی مدرسه را ترک کرد و راهی جبهه شد.
برادر شهید علی پاشایی با بیان اینکه ایشان مطیع فرمانده بود و شخصیت منظم و کاردانی داشت، خاطرنشان کرد: حاج علی شبها از سنگر رزمندگان بازدید میکرد و مدام پیگیر احوال رزمندگان بود. بهیاد دارم یکبار در سنگر صحبت از شهادت شد و حاج علی در تعریف آن عنوان کرد شاید بر اثر اصابت ترکش بر گلوی آدم یک لحظه درد و سختی برایمان تحمیل شود اما سعادت ابدی را به ارمغان میآورد.
یادگار دوران دفاع مقدس با اعلام اینکه شهید علی پاشایی علیرغم مجروحیت و عدم کارکرد مناسب انگشتان خود در کارهایی همچون ترمیم سنگرهای تخریب شده به رزمندگان کمک میکرد، تصریح کرد: دیگر ویژگی وی حساسیت شدید به حفظ بیتالمال و صرفهجویی در مصارف بود.
وی یادآور شد: یکبار برادرم صدایم زد و از بنده خواست پیراهنش را جهت ترمیم به خیاطی ببرم، با مشاهده وضعیت نامناسب پیراهن گفتم خیاط نیز نمیتواند برای این کاری کند و گفتم اجازه دهد از تدارکات پیراهن تازهای برایش تهیه کنم اما وی گفت همین را به خیاط ببر تا یقهاش را جابجا کند.
ایوب پاشایی اضافه کرد: زمانی که لباس را نزد خیاط بردم گفت این قابل ترمیم نیست و بهتر است از تدارکات پیراهن جدیدی بگیرم اما بنده گفتم این پیراهن فرمانده است و باید طبق دستورش رفتار کنم؛ برادرم علی با همان پیراهنی که برایش ترمیم کردم به شهادت رسید.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
