
شعر/ (1)
کاش ای کاش لشکری بودم پیش آن تیغ نانجیب دغل
شعر لیلا حسین نیا به مناسبت ایام ضربت خوردن حضرت امیرالمومنین علی (ع) منتشر می شود.
سالها کنج مسجد کوفه میزبانم بساط تقوا را
سالها دیدهام به سینه خود سجده پیر را و برنا را
میزبان نماز بسیاران بودهام لیک قبل از او انگار
هیچکس در جنون نیفکنده این چنین منبر و مصلی را
تا که قد قامت علی میریخت شوق مستی به عالم و آدم
میکشیدند ذرههای جهان صف طولانی تماشا را
در رکوعش ز خویش میرفتم چشمهایش مقابل من بود
چه کسی میبرد ز یاد آخر آن نگاه غریب و گیرا را
من در آن سجدههای طولانی آسمان را به خاک میدیدم
با نفسهای او شناختهام بوی جانپرور مسیحا را
گاه میدیدمش که وقت نماز رعشه بر جان مطمئنش بود
آتش از عمق سینه میگیراند آن زبان به حمد گویا را
دیدنش ذوق صبح و شامم بود لیک داد از زمانه بیداد
آه هرگز نمیبرم از یاد صبح شوم جنون و بلوا را
کاش ای کاش لشکری بودم پیش آن تیغ نانجیب دغل
تا به پیشانیاش سپر باشم، تا فدایش کنم سر و پا را
لیک محراب سادهای بودم همه طاقتم فقط این شد
که در آغوش خود کشیدم آه صولت بیمثال دریا را
لحظه رستگاری او را هیچ کس مثل من ندید آری
من در آن زخم خونچکان دیدم دردهای تمام دنیا
قرن ها میرود از آن شب و باز حسرت صبح و شام من این است
که دوباره به پایش اندازم این دل تنگ ناشکیبا را
لیلا حسین نیا
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
