حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار
پیروزی خیر بر شر امر حتمی تاریخی است

در تحلیل ریخت شناسی قصه خیر و شر در هفت پیکر نظامی عنوان شد:

پیروزی خیر بر شر امر حتمی تاریخی است

۹ تیر ۱۴۰۰کد خبر: 149504۱

اولین نشست از سلسله نشست های پژوهشی اندیشه گانی نظامی گنجوی در آثار خمسه تحت عنوان « شرح گنج» با حضور و سخنرانی دکتر ابراهیم اقبالی از اساتید دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز در موضوع « تحلیل ریخت شناسی و بررسی ویژگی های قصه خیر و شر در هفت پیکر نظامی» برگزار شد.

در این نشست که با حضور پرشور علاقمندان به نظامی شناسی برگزار گردید، اقبالی« هفت پیکر یا بهرام نامه» را نام منظومة چهارم از خمسة نظامی بیان داشت و گفت: نظامی این اثر را به نام سلطان علاء الدین کرپ ارسلان اقسنقری حاکم مراغه سروده است. نظامی در این مثنوی، زندگی نامة بهرا م گور را بیان می کند و از ازدواج بهرام با هفت دختر از پادشاهان هفت اقلیم سخن می گوید. بهرام در هر یک از روزهای هفته به یک گنبد می رود و مهمان یکی از این دختران می شود. این هفت گنبد هرکدام به رنگی است. بهرام در هر کدام از این روزها از دختر ساکن در آن گنبد می خواهد داستانی برای او حکایت کند و نظامی در هفت پیکر هفت داستان از زبان آنان بیان می کند.

اقبالی افزود: داستان « خیر و شر » که در این نشست به آن پرداخته می شود جزء داستان های عامیانه است و حکایت افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم ششم در روز پنجشنبه در گنبد صندلی است .تصور بر آن است که این داستان حکایتی است اخلاقی، از آن دسته حکایات که در ادب غربی به آنها « پارابل » گفته می شود که تفاوت آنها با « فابل » در این است که در « فابل » قهرمانان، حیوانات هستند اما در « پارابل» شخصیت ها انسان ها هستند.

در هفت پیکر نظامی هر شاهزاده خانم طوری داستان خود را مطرح می کند و به پایان می آورد که با رنگ گنبدی که در آن سکونت دارد، متناسب باشد و در پایان آن نیز، رنگ گنبد خود را از سایر رنگ ها برتر می نهد و سخنانی در امتیاز آن نسبت به سایر رنگ ها می گوید.

این استاد دانشگاه در ادامه خلاصة داستان خیر و شر را چنین تعریف کرد: روز پنجشنبه بهرام هوای گنبد مشتری پیکر صندل فام بر سرش افتاد. با جامه ای به رنگ صندل نزد لعبت چین، بانوی آن گنبد شتافت. همین که شب فرارسید، بانوی چین پس از شکر و دعا بر سر و دست شاه بوسه زد و این افسانه را آغاز کرد: دو جوان به نام های خیر و شر از شهر خود قصد سفر کردن د. هرکدام با ره توشه ای تا به بیابانی سوزان رسیدند. خیر که همة آبش را نوشیده بود، با این که از بد رگی شر خبر داشت، به دلیل فشار تشنگی در مقابل پرداخت جواهرش از او طلب آب کرد. اما شر به خاطر خبث طینت فقط در مقابل دریافت چشمان خیر، حاضر به دادن آب به او شد. خیر ناچار تسلیم شد و شر با دشنه ای که همراه داشت، چشم های خیر را بیرون آورد و در حالی که به او آب نداده بود، او را تنها رها کرد و رفت.

چوپان کردی که گلة بی شماری داشت، از آنجا عبور می کرد و مدتی در آنجا منزل کر د. روزی دختر چوپان به طلب آب به آن سمت رفت و ناله ای شنید به دنبال صدا آمد و خیر را در خاک و خون دید که از تشنگی می نالید. دختر به او آب داد و چشمانش را که هنوز گرم بود در جای خود گذاشت. خانوادة چوپان، خیر را به خانه آوردند و او را تیمار کردند . چوپان به وسیلة برگ درختی که دو شاخه داشت و برگ یک شاخه برای درمان نا بینایان و برگ شاخة دیگر برای درمان صرعیان بود، چشمان او را بینا کرد. خیر با دختر چوپان ازدواج کرد و صاحب مال و اموال شد و هنگامی که می خواستند از آن سرزمین کوچ کنند، مقداری از آن برگ های شفابخش را همراه خود برد. تا به شهری رسیدند که دختر پادشاه آن شهر بیما ری صرع داشت . خیر با گیاهی که به همراه داشت دختر را شفا داد و طبق قول پادشاه با دختر ازدواج کرد . دختر وزیر هم از بیماری آبله نابینا شده بود که خیر توانست او را نیز شفا دهد و با او هم ازدواج کرد پس از مرگ شاه، خیر به جای او بر تخت نشست و روزی در حین معامله ای شر ر ا دید و نامش را پرسید. شر خودش را مبشر معرفی کرد. اما خیر او را شناخت و نشانی های درستی داد. شر که نمی توانست انکار کند. به دست و پای خیر افتاد و از او خواست او را ببخشد. خیر از او گذشت ولی چوپان که از ملازمان خیر شده بود، سر از تن شر جدا کرد و جواهر خیر را که شر در لباسش پنهان کرده بود، برداشت و به خیر داد.

اقبالی در ادامه به تحلیل و بررسی داستان خیر و شر پرداخت و گفت: با توجه به اینکه در ادبیات مشرق زمین، بویژه ادبیات فارسی، همواره توجه به معنویت، در قالب های گوناگون به چشم می خورد، نظامی نیز در بیان داستان هایش از این نکته استفاده می کند. گرایش نظامی در بیان ویژگی های قهرمانان آثارش به جانب مطلق سازی و ارائة اسوه های مثالی است. یعنی همان چیزی که نظامی به آن خوی گر است. به دیگر سخن، در داستان های او مطابق معمول در سنت داستان پردازی فارسی، سنخ  مطرح است،  نه شخصیت.

در داستان خیر و شر، اعتقاد نظامی به اسوه های کمالی دیده می شود. اعتقاد دیرین به خیر و شر ،همواره در فرهنگ های گوناگون وجود داشته است در دنیای ایران باستان دو نوع نیروی شر متداول بوده است: آنهایی که مستقیماً به پیکر انسان ها حمله می کردند و آنهایی که در اطراف انسان ها پرسه می زدند. و در انتظار فرصتی بودند تا به آنها و محصولات و دام هایشان زیان برسانند. خیر که نمونة خوبی مطلق است، به عنوان یک اسوة کمال دیده می شود و شر از نوع دوم است که در انتظار فرصت آسیب رساندن است و این فرصت برای او ایجاد می شود. دو نیروی خیر و شر با هم به عنوان خوب مطلق و بد مطلق در این قصه در تضاد هستند.

وی در بحث ریخت شناسی و بررسی ویژگی های قصه خیر و شر در هفت پیکر نیز گفت: تحلیل و بررسی این داستان از دیدگاه ریخت شناسی، بر مبنای سازه های ولادیمیرپراپ هستند. او و همفکرانش از بنیانگذاران مکتب « فرمالیسم » است در این مکتب ادبیات در فرم و ساخت است نه در روح و فکر. از نگاه آنها ارزش یک اثر ادبی به چگونگی ساخت آن است. از نظر فرمالیست ها، عدول از زبان معیار ، ایجاد تغییر شکل در واقعیت یا غریب سازی از موارد مهم در ایجاد یک اثر ادبی هستند. البته « آخن بام » از دانشمندانی بود که عقیده داشت بهتر است به جای « فرمالیسم » از ترکیب« ریخت شناسی »  استفاده شود. برداشت پراپ از قصه نوعی برداشت اثبات گرایی منطقی است . یعنی همان طور که در علوم طبیعی، داده های برگرفته شده از تجربة حسی، مهم ترین منبع همة معرفت ها است، در قصه ها نیز مهم ترین سرچشمة شناخت، مطالعة قواعد و ویژگی های صوری آنها است. پراپ اسم این تحول در ساخت قصه را « ریخت شناسی» نامید.

وی در ادامه به ساختار رمزی داستان خیر و شر پرداخت و افزود: نظامی در آثارش از درون مایه های اسطوره ای- فلسفی و عرفانی بهره برده است و این بهره گیری در تمام آثار نظامی به چشم می خورد تا جایی که به قول ثروتیان همة آثار  نظامی رمزنامه است. در داستان خیر و شر نیز رمز بسیار دیده می شود. خیر رمز خوبی مطلق است. دختر چوپان و چوپان رمز نیروهای امدادی از طرف حق هستند که به یاری خیر می شتابند و او را نجات می دهند و خوشبخت واقعی کسی است که خداوند پشت و پناهش باشد و رسیدن به پادشاهی رمز سعادت است که پاداش خیر و نیکی است. شاه در این قصه مانند سایر قصه های پریوار، رمز ناخودآگاهی است و دختران شاه و وزیر، بخشی از این ناخودآگاهی هستند که برای قهرمان داستان که خیر است و رمز خودآگاهی، سعادت و خوشبختی را به ارمغان می آورند و البته خیر نیز شایستگی خود را نشان می دهد و از پس آزمایش هایی که برایش پیش می آید سربلند بیرون می آید. چرا که قهرمان داستان باید امتحان های سختی را که همه برای سنجش شجاعت و تاب و توان اوست، پیروزمندانه از سر بگذراند تا شایستة زناشویی گردد.

این داستان در روز پنجشنبه که منسوب به ستارة مشتری است، اتّفاق می افتد که مشتری رمز سعادت است و به سعداکبر منسوب است. پس پایان داستان نیز که سعادت خیر و پیروزی او را برشر نشان می دهد، هماهنگی محتوا را با این رمز به خوبی بیان می کند.

روز پنجشنبه روزی خوب             وز سعادت به مشتری منسوب

وی عنوان داشت: در داستان خیر و شر، با دو نیروی اهورایی و اهریمنی روبرو هستیم که از دیرباز در فرهنگ ایرانی جایگاه ویژه ای داشته است. دوگانگی، یعنی باور به دو اصل خیر و شر از باورهای بنیادین ایرانیان بوده است و تاکنون هم در اندیشة ایرانی وجود دار د. در این داستان، شر رمز و نماد همة خصلت های اهریمنی است و برعکس خیر، رمز خوبی های اهورایی است. نظامی جامعة آرمانی را به تصویر کشیده است . جامعه ای که در آن فرجام خوبی و خیراندیشی، نیک است و شر و بدی عاقبت خوشی ندارد.

نظامی در این منظومه، ضمن در نظر گرفتن ویژگی های خوب و بد انسان، سعی دارد با ایجاد تصویرها و بیان مفاهیم دل انگیر غنایی، احساسات خود را نیز به خواننده القا نماید و با توجه به ویژگی های قصه های عامیانه، نظامی در صدد نمایش شخصیت ها نیست، بلکه خصلت های آنان را در نظر می گیرد. چرا که شخصیت ها در این داستان، با عمده ترین اصول اخلاقی سروکار دارند و روحیة آرمان گرایی در قهرمانان آن دیده می شود. به همین دلیل خلق و خوی شر و خیر در قالب گفتگوی آنها به درستی به خواننده منتقل می شود. قهرمان و ضد قهرمان در این داستان به وضوح دیده می شود و اعمال آنها از همان ابتدا برای خواننده مشخص و واضح است.

اقبالی در پایان خاطر نشان کرد: در نهایت می توان گفت داستان خیر و شر از هفت پیکر نظامی، بستر مناسبی برای بررسی ریخت شناسی و نیز شناخت ویژگی های قصة عامیانه برای خواننده فراهم می کند .ضمن این که با دقّت بیشتر می توان دریافت که تنوع استفاده از شخصیت ها در این منظومه، امکان بررسی بیشتر از دیدگاه های مختلف را امکان پذیر می کند.

گفتنی است، سلسله نشست های پژوهشی « شرح گنج»، که به همت واحد آموزش و پژوهش حوزه هنری استان آذربایجان شرقی برگزار می شود، روزهای سه شنبه هر هفته، راس ساعت 17 در سالن استاد شهریار حوزه هنری استان پذیرای عموم علاقمندان به مباحث نظامی شناسی می باشد.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/44D9XX7

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: azarsh.hozehonari.ir