حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار

هنر در خدمت تبلیغات و اطلاع رسانی دینی

۳۱ تیر ۱۳۹۹کد خبر: 131609۱

مقاله ای به یادداشت علی آقایاری، مسئول واحد آموزش و پژوهش با عنوان «هنر در خدمت تبلیغات و اطلاع رسانی دینی» منتشر شد.

چکیده:

دین در زندگی بشری از اهمیت ویژه ای برخوردار است و به نوعی تاریخ بشر بر پایه دین استوار شده است. هر پدیده ای که دین به آنها یاری رسانده و یا آنها بر دین تاثیر گذاشته اند، در طول تاریخ ماندگار شده اند. دین تنها راه سعادت و کمال انسان می باشد. دین در تمام افراد و در همه ازمنه بیش از هر چیز دیگر مؤثر است و از این جهت پیشروان نهضت های جهان و زمامداران مقتدر عالم با تشخیص این تأثیر خارق العاده برای پیشرفت خود همواره به مذهب و دین متوسل گشته اند.

 انسان در حال حاضر در جهانی زیست می کند که به جهت سرعت در تبادل اطلاعات و ارتباطات، دنیای کنونی را دنیای اطلاعات و ارتباطات نامگذاری کرده اند و در این دنیا رساندن پیام به مخاطب یا گیرنده پیام جز از طریق تبلیغ امکان پذیر نیست. عصر حاضر سرشار از پیام های تبلیغی متفاوت و متناقضی است که اگر لحظه ای غفلت گردد این پیام های مختلف و گاه متضاد بشر امروز را در خود خواهد تنید و اصل اساسی که همان رسیدن به کمال مطلوب انسانی است، مهجور و گمنام خواهد ماند.

در این راستا هنر، با استفاده از زبان ارتباطی خاص خود می‌تواند بهترین وسیله و عامل برای تبلیغ و اشاعه کمال انسانی باشد. شاید تنها راه رسیدن به کمال انسانی، دین باشد. پس با استفاده درست از زبان هنر برای تبلیغ و گسترش دین، می توان گام های محکمی برای رسیدن به کمال برداشت. در موضوع مورد بررسی ما - نقش هنر در تبلیغ و اطلاع رسانی دینی- به کارکرد نقش هنر در این مقوله توجه ویژه ای شده است. پس برای رسیدن به تأثیر مطلوب در عرصه تبلیغ دینی لازم است هنر به عنوان موثرترین امکان جهت انتقال پیام، به درستی شناخته شود.

این نوشته که بر اساس روش کتابخانه ای و تحلیل محتوایی صورت گرفته است در صدد است به این پرسش پاسخ دهد که هنر چگونه می تواند در امر تبلیغ و اطلاع رسانی دینی نقش موثری ایفا کند.

کلمات کلیدی: دین، هنر، تبلیغ، هنرمند متعهد، رسانه، پیام دینی.

 

مقدمه:

اهمیت دین در زندگی بر کسی پوشیده نیست و تاریخ بشر بر دین او استوار است و از طرفی در حال حاضر ما در عصر اطلاعات و ارتباطات زندگی می کنیم و لازمه زندگی موثر در این عصر، برقراری ارتباط است. یکی از اساسی ترین راه های برقراری ارتباط در دنیای کنونی به مدد تبلیغ و رسانه امکان پذیر می شود. از اینروست که تبلیغ، رگ حیاتی دنیای نوین به شمار می‌آید. در عصری که آکنده از پیام‌های تبلیغی است پیام‌ها یا تبلیغات دینی به ویژه در کشورهایی که بر دین‌داری تأکید می‌ورزند به وفور دیده می‌شود.

در دنیای کنونی که فرهنگ ها، تمدن ها، ادیان و تمام ارکان هویت ساز ملل تحت تاثیر جهانی شدن قرار گرفته‌اند، برای حفظ این عناصر باید از طریق تبلیغ کوشید تا هویت فردی و ملی خود را محفوظ بداریم. در این میان تبلیغ در حوزه دین که یک رکن اساسی در فرآیند هویت سازی یک ملت و جامعه‌است باید مورد مداقه و پژوهش قرار گیرد.

در این راستا هنر با توجه به زبان ارتباطی خاص خود چنانچه به‌درستی مورد توجه قرار گیرد می‌تواند بهترین وسیله و عامل برای تبلیغ و اشاعه دین باشد. چرا که اگر بپذیریم در مقوله تبلیغ، سه رکن اساسی "پیام دهنده"، "پیام گیرنده" و "خود پیام" وجود دارد، در موضوع مورد بررسی ما – نقش هنر در تبلیغ و اطلاع رسانی دینی- پیام دهنده در حقیقت هنرمند دین‌دار و هنر عجین شده با اندیشه و تفکر دینی است. پس برای رسیدن به تأثیر مطلوب در عرصه تبلیغ دینی لازم است هنر به عنوان موثرترین امکان جهت انتقال پیام، توسط مبلغین دین به درستی شناخته شود.

 

معنای تبلیغ و هنر

در معنی تبلیغ آورده اند که تبلیغ عبارت است از: رساندن پیام از طریق برقراری ارتباط، به منظور ایجاد دگرگونی در بینش و رفتار و افکار گیرنده پیام. دهخدا نیز تبلیغ را رساندن، خواندن کسی به دینی، عقیده‌ای و مذهبی و مسلکی و روشی، کشیدن کسی به راهی که تبلیغ کننده قصد دارد، معنی کرده است.

اما معنی دقیق "تبلیغ " همان، رساندن پیام است، با استفاده از ابزار مناسب و موثر. در جهان امروز، برای جذب انسان‌ها به افکار و عقاید مختلف تبلیغات وسیعی صورت می‌گیرد و صاحبان مکاتب برآنند تا با استفاده از تبلیغ مناسب، مردم را پیرو خویش سازند و اندیشه‌های خود را بر آنان تحمیل کنند.

اما در اسلام، مراد از تبلیغ، آشنا نمودن مردم با احکام اسلامی و معارف الهی و بشارت دادن مومنان و انذار و هشدار مخالفان است. در قرآن کریم برای تبلیغ، کلمات "انذار"، "بلاغ"، "تبشیر"، "تخویف "، "هدایت "، "ارشاد"، "دعوت " و "امر به معروف و نهی از منکر" آمده‌است که هر یک به بعدی از ابعاد تبلیغ، اشاره دارد.

در اینجا خالی از لطف نخواهد بود نظری بیفکنیم به سخنان رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) که در خصوص اهمیت تبلیغ بیان داشته اند: مسأله تبلیغات یک امر مهمی است که می‌شود گفت که در دنیا در رأس همه امور قرار گرفته است، و می توان گفت که دنیا بر دوش تبلیغات است... باید با تبلیغات صحیح، اسلام را آن گونه که هست به دنیا معرفی نمایید... توجه داشته باشید که بالاترین چیزى که مى‏تواند این انقلاب را در این جا به ثمر برساند و به خارج صادر کند، تبلیغات است، تبلیغات صحیح.

بدون تردید امروزه شعر، داستان، نمایش‌نامه و تئاتر، سینما و تلوزیون، نقاشی و گرافیک، خوشنویسی و حتی اجرای موسیقی به عنوان جذاب‌ترین و در عین حال رسا‌ترین ابزار جهت انتقال پیام، مورد استفاده قرار می‌گیرد. "حضرت آیة‌الله خامنه‌ای" در این خصوص می‌فرمایند: ابزارهای هنری، بی شک، رساترین، بلیغ‌ترین و کاری‌ترین ابزار ابلاغ و تبلیغ پیام است.

اما در خصوص ارائه تعریف از "هنر" باید گفت: هنر تعریف منطقی ندارد، از آنجایی که هنر بسیط است لذا تعریفی ندارد و هر کسی که سعی داشته هنر را تعریف نماید در واقع آن را توصیف کرده است نه تعریف. لذا شکل اصیل و متعالی هنر پدیده‌ای است که به شدت تعریف‌گریز است و نمی‌توان آن را در چارچوب عبارات، محصور نمود و این تعریف‌گریزی، ریشه در ذات هنر اصیل دارد و تعاریفی که از پدیده هنر و رشته‌های آن ارائه می‌شود کمک تقریب به ذهن است.

فلاسفه نیز هنر را کوششی برای ایجاد زیبایی یا ایجاد عالم ایده آل تصور کرده اند. اما در یک تعریف کلی، هنر عبارتست از خلق زیبایی و یا هنر، بیان غیرمستقیم حقایق زندگی است که بر عنصر تخیل استوار است. یا هنر مبتنی بر سه عنصر "تخیل"، "زیبایی" و "آفرینش" است. این عناصر دست به دست هم می‌دهند و آفریده را به پدیده‌ای دل انگیز و زیبا تبدیل می‌کنند. قوه تخیل منشأ هنر است. یک اثر هنری چون آبی زلالی از این چشمه می‌جوشد. طبق این معیار هنرمند واقعی تنها خدایی است که آفریننده پدیده‌های جهان می‌باشد. آسمان و زمین، ستارگان و افلاک، انسان و حیوان، نبات و جماد همه پدیده‌هایی نو که تنها او اولین بار آنها را آفریده‌است، انسان را نیز به گونه‌ای خلق نموده که می‌تواند مثل خالق‌اش به هنرنمایی بپردازد و این خصوصیت انسان از روح الهی اش سرچشمه می‌گیرد. اما هر اثر هنری که از آدمی صادر می‌شود کپی از خلقت الهی است پس به دیده اغماض آدمی را هنرمند می‌نامیم.

انسان هنرمند در بورژوا، هنر را به خاطر هنر خلق می کند یعنی چیزی که جالب باشد و تهییج کننده باشد کافی است و آن غایت هنر برای جامعه بورژوا است. اما بهتر است بگوییم که هنر برای انسان است و نقش هنر این است که معقول را به محسوس تبدیل کند وگرنه نمی تواند هنر باشد. ولی متاسفانه در بینش فلسفی غرب هنر را پدیده ثانوی قلمداد می کنند که وقت پرکن است و تنها برای ایجاد هیجان و احساس خلق می شود.

عنصر دیگر پدیده هنری، زیبایی است. آیا زیبایی چیزی است که گوش و چشم ما را ارضا می‌کند یا چیزی لذت بخش است؟ و یا آنکه مطابق حقیقت باشد یا طبق تعریف ارسطو آنچه از تعادل و هماهنگی اجزا و دقیق بودن برخوردار باشد زیباست؟ پس عناصر تشکیل دهنده زیبایی دقت، هماهنگی، توازن، ترابط یا پیوستگی اجزای یک پدیده‌است. بنابراین هرچه ناهماهنگ و نامتعادل و بی اندازه و خارج از حد باشد زشت است. لذا هنر و زیبایی رابطه تنگاتنگی با هم دارد و نسبت هنر و زیبایی باهم حالت تساوی دارد و همان طور که هنر قابل تعریف نیست زیبایی نیز تعریف جامعی ندارد.

 

پیوستگی هنر و تبلیغ

از خصوصیات هنر این است که انسان در طول تاریخ خود بوسیله آن بهترین پیامها و ظریف‌ترین ایده‌ها و آرمانها را تبلیغ کرده‌است. نگاه شهید آوینی به این مسئله قابل تامل و تعمق است: هنرمند ،رویی به عالم غیب دارد ورویی به عالم شهادت. با آن روی خورشیدی منیر است و با این روی، قمری مستنیر در شب ظلمانی کره ارض، اما کدام هنرمند ؟"هل یستوی الاعمی والبصیر " -هنرمند از آسمانیان می گیرد و بر زمینیان می بخشد پس سینه اش باید قابلیت نزول ملائکه ای را داشته باشد که واسطه الهام هستند.  سینه تنگ کوردلان کجا و آسمان بی کران کجا ، آنچه هنرمند می پردازد، نقشی است که از غیب در آینه جان او اشراق یافته واگر هنرمند از شواغل وتعلقات دنیایی اعراض نکند واهل جذبه عشق نباشد، آن جانب را نخواهد یافت -هنرمند میان دیگر انسان ها همچون بلبل است میان پرندگان و وجه امتیاز او نیز در "شیدایی" است وبیان "خویش ". مرادم از شیدایی ،شیدایی حق است ،اما همچنان که نزد غالب انسان ها القائات نفس از دعوات شیطان تشخیص پذیر نیست، چه بسا که "شیفتگی شیطان "با شیدایی حق مشبه شود وغالبا چنین است ، -آزادی انسان ،در آزادی از تعلقات انسانی است وآن آزادی از تعلقات انسانی است وآن آزادی که در غرب گویند ،قبول بندگی عادات وتعلقات است وعین اسارت ونه عجب ،که از خصوصیات اصلی دنیای امروز ،یکی هم این است که الفاظ را "وارونه "به کار می برند ،می گویند "آزادی "ومرادشان "اسارت "است ،می گویند "عقل " ومرادشان "وهم "است . می گویند "انسان"و مرادشان "حیوان " است ومی گویند "تکامل" و مرادشان هبوط است ومی گویند "علم" ومرادشان جهل است وقس علی هذا .

 

هنر به مثابه یک رسانه

هنر به‌ عنوان‌ یک‌ رسانه‌ (با دارا بودن‌ خصوصیات‌ یک‌ رسانه‌ همچون‌ جذب‌ مخاطب‌، خبر رسانی‌، آموزش‌، تحول‌ در نگرش‌ و...) همچنان‌ نقش‌ موثری‌ در جوامع‌ بشری‌ ایفا می‌کند.

آدمی به صورت فطری زیبایی پسند آفریده شده است. هر انسانى، از نوای خوش، آهنگ دلنشین، منظره چشم نواز و… لذت می برد. این حسّ زیبایى خواهى از پدیده های طبیعی روح انسان را ارضاء نمی کند لذا آدمی به دنبال کمال خواهی می رود و با       درهم آمیختن کمال جویى انسان با حس زیبایی خواهی دوست دارد آنچه را خود احساس مى کند، بیافریند؛ از این رو پدیده‌هاى زیباى جهان را بر مى گزیند و با احساسى که خود از آنان دارد و آن گونه که پسند خویش است، به نیروى خیال دگرگون مى سازد، بازآفرینى مى کند و احساس خود را از پدیده‌هاى هستى به گونه زیبا و دلنواز به نمایش مى گذارد. چنین کوششى که به آفرینش اثرى زیبا مى انجامد، هنر نامیده مى شود و حاصل آن کوشش؛ اثر هنرى، و خالق آن را هنرمند مى نامند.

این اثر هنری خلق شده توسط هنرمند به یک زبان بین المللی تبدیل می شود و قدرت ایجاد ارتباط با جوامع را دارا می شود. بنابراین زبان هنر، زبان بین المللى است و با همه انسانها از هر نژاد و قبیله ارتباط برقرار می کند.

شهید آوینی در توصیف زبان هنر می نویسد: زبان هنر، زبان قرب و شهود است. هنرمند رازدار خزاین غیب است و زبان او، زبان تمثیل و تمثل است. پس باید رمز و راز ظهور حقایق متعالی و کیفیت حضور و ظهور امر قدسی را در جهان بشناسد. او باید با بصیرت قلبی، راز تمثل حقایق ملکوتی را بیابد و این یافتن، به معنای علم پیدا کردن نیست. به زبان روان شناسی امروز، این یافتن، لزوما با خودآگاهی نیست؛ بلکه روح هنرمند باید منزل نزول ملائکه ای شود که واسطه الهام رموز غیبی به قلوب و اذواق هستند. قلب هنرمند باید جلوه گاه حسن و بهاء حضرت حق باشد و آیینگی نیز بداند.

استفاده صحیح از هنر و زبان هنر مى‌تواند انتقال هر پیامی(تبلیغ) را به اوج اثرگذارى نزدیک کند، دلیل ما بر این ادعا آن است که تبلیغ، تماماً با انتقال پیام و القاء احساسات همراه‌است و این دقیقا همان کارکردى است که براى هنر تبیین شده‌است. تجربه نشان داده‌است که کارهاى هنرى درک مفاهیم پیچیده را آسان مى‌‌کند. به نظر مى‌رسد به همین دلیل باشد که موثرترین ابزارى که پیامبران الهى براى تبلیغ دین از آن بهره مى‌گرفته‌اند هنر بوده‌است. قرآن که بزرگترین اثر در زمینه تعلیم و تربیت انسان است، محل تبلور زیباترین جلوه‌هاى هنر است.

 

 نسبت هنر و دین

در یک جامعه دینی مقوله هنر از مؤثرترین و بهترین ابزارها جهت ارائه حقایق و معارف دین به شمار می‌آید. هنر، مى تواند زبان رساندن حقایق دین باشد، آن جا که زبانها قدرت بیان نداشته باشند و از وصف کردن ارزشها و فهماندن آنها و جاى گیر کردن آنها به ژرفاى وجود انسان عاجز باشند.

شهید آوینی به رابطه بین هنر و دین اشاره می کند و بیان می دارد: هنر دینی، هنری است که در ذیل دین محقق شده باشد و این، حقیقتی است متمایز از آن که هنر امروز، امری مذهبی را هم چون موضوع کار خود برگزیند. هنر امروز به طور یقین هنر دینی نیست و این حکم حتی در آن جا که هنر امروز به موضوعات دینی توجه کند نیز صادق است. هنر دینی هنری است که قالب و صورتی دینی نیز داشته باشد، هنر دینی، نتیجه تاریخی تقرب انسان به حقیقت مطلق است و هنر امروز، نتیجه تاریخی روی گرداندن بشر از حق و فرو افتادنش از بهشت مثالی وجود خویش.... هنر دینی، با خود بنیادی و نهیلیسم پایان می پذیرد؛ حال آن که هنر امروز، درست از همین جا آغاز می شود.

دکتر زرین کوب نیز در رابطه دین‌ اسلام‌ با هنر معتقد است‌ که:‌ در اسلام‌ دین‌ را با هنر سازگاری‌ نیست‌؟ بر عکس‌، این‌ هر دو با یکدیگر ملاقات‌ می‌کنند و آن‌ هم‌ در مسجد، خدای‌ اسلام‌ نه‌ فقط‌ رحیم‌ و حکیم‌ است‌ بلکه‌ جمیل‌ هم‌ هست‌، و از همین‌ رو چنانچه‌ صوفیه‌ می‌گویند، دوست‌ دار جمال‌. یک‌ نظر به‌ معنی‌ مساجد کهن‌ نشان‌ می‌دهد صرف‌ نظر از قدس‌ و نزهت‌ معنوی‌ که‌ دارند از لحاظ‌ یک‌ مورخ‌ نیز در خورآنند که‌ گالری‌های‌ هنر اسلامی‌ تلقی‌ شوند.

 تأثیر دین‌ در هنر و ادبیات‌ در اروپا نیز به‌ گذشته‌های‌ بسیار دور بر می‌گردد و قابل‌ توجه‌تر آن‌ که‌ نخستین‌ آثار ادبی‌ که‌ به‌ زبانهای‌ بومی‌ محلی‌ اروپا منتشر شد، همچون‌ کمدی‌ الهی‌ دانته‌ در زبان‌ ایتالیایی‌، که‌ احتمالاً بزرگترین‌ اثر در ادبیات‌ اروپایی‌ است‌، با موعظه‌های‌ مایستر اکهارت‌ در زبان‌ آلمانی‌ و یا قصه‌های‌ کانتری‌ بری‌ چاوسر در زبان‌ انگلیسی‌، به‌ نحوی‌ با دین‌ و تمدن‌ سنتی‌ مسیحی‌ مربوط‌ بود. البته‌ در قرون‌ وسطی، نیز اشعار عاشقانه‌ زیادی‌ در زبانهای‌ مختلف‌ (اروپایی‌) توسط‌ تروبادورها سروده‌ می‌شد که‌ ریشه‌های‌ مشترکی‌ با اشعار اسلامی‌ اسپانیا داشت‌.

هنری که مبلغ دین است باید خدا را به عنوان آفریدگار قدرتمند و حکیم، تنها مؤثر در وجود معرفی کند. طرح خدا به این صورت، چهره هستی را عوض می‌کند و قلب انسان هم با نشاط و طراوت می‌گردد، باعث می‌شود انسان در سختیها و مشکلات به خدا پناه ببرد، به او توکل کند. انسان بی خدا احساس تنهایی، بریدگی از حیات، کینه، سستی، عزلت، بی صبری و کم ظرفیتی می‌کند.

عبارت "انّ الله جمیلٌ" یعنی هرچیز به همان اندازه زیباست که از خدا سرشار است. خداوند برای اینکه بشر را نسبت به زیباییها عارف گرداند و فهم او را در نشانه شناسی از چهره زیبای خویش بالغ نماید، او را به هنر نامبردار و بلند آوازه کرد و چنان توانی به او بخشید که هرچه بر او بگذرد به هنرهای تازه‌ای دست یابد و به همان اندازه به خدا نزدیک شود. و در تعلیم خدا به دیگران نیز از آن بهره گیرد چه، نمی‌شود با زشتی، مبلغ زیبایی بود و با ادبیات نازیبا از کسی گفت که قول لیّن او راز توسعه مکتبش شده‌است.

گاهی متولیان هنر آب و رنگ هنر را به صورت نازیبا می‌کشند تا آن را زیبا جلوه دهند و این می شود هنر فاسد غرب. صورتک زیبا گذاشتن به صورت نازیبا فریب و تزویر است نه هنر و تصویر. به باور شهید آوینی هنر غربی حدیث نفس است؛ نه حدیث شیدایی حق. هنر غرب بیان خودپرستی انسان امروز است، هنری شیطانی است ؛ حال آن که هنر حقیقی، حدیث شیدایی حقیقت است. در عالم ظاهر، آفاق سِحر و معجزه خیلی به یکدیگر شبیه هستند. جادوگران نیز با سحر و جادو ظاهرا کاری شبیه به معجزه انبیا انجام می دهند، اما در حقیقت، فقط معجزه وجود دارد و سحر و جادو جز فریبی بیش نیست. آفاق هنر رحمانی و هنر شیطانی نیز خیلی به یکدیگر شبیه هستند، اما جز اهل حق کسی آن دو را از یکدگیر تمییز نمی دهد. تمدن غربی در جستجوی بهشت زمینی است. سیر تاریخی هنر در غرب، با غایتی این چنین طی شده است و در هر یک از ادوار، قالب هایی که برای کارهنری اتخاذ شده، لاجرم مظهر همان روح تاریخی است که آن دوره را از سایر ادوار متمایز می سازد.

اساساً هنر مبتذل اروپایی در بها دادن به عاطفه بشر راه افراط را پیموده و در ارائه جمال جسدی زیاده روی و اسراف کرد.  این رویکرد چون بازدارنده از جمال والاتر و شوق متکامل است زشت است.

 

پیام امام خمینی (ره) به هنرمندان متعهد

امام خمینی (ره) در 30 شهریور 1367 در پیامی در تجلیل از هنر و هنرمندان متعهد، با برشمردن ابعاد هنر اصیل به تقدیر از هنرمندانی پرداختند که هنرشان را در راه مبارزه با استکبار و دشمنان اسلام به کار بستند. ایشان با برشمردن ابعاد هنر اصیل به تقدیر از هنرمندانی پرداختند که هنرشان را در راه مبارزه با استکبار و دشمنان اسلام به کار بستند و خود در جبهه نبرد حق علیه باطل به فیض شهادت نائل آمدند. متن پیام رهبر کبیر انقلاب اسلامی به شرح ذیل است:

« بسم الله الرحمن الرحیم. خون پاک صدها هنرمند فرزانه در جبهه‌های عشق و شهادت و شرف و عزتْ سرمایه زوال ناپذیر آنگونه هنری است که باید، به تناسب عظمت و زیبایی انقلاب اسلامی، همیشه مشام جان زیبا پسندِ طالبانِ جمال حق را معطر کند. تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی - صلی الله علیه و آله و سلم - اسلام ائمه هدی - علیهم السلام - اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگانِ تاریخِ تلخ و شرم‌آور محرومیتها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی‌درد، و در یک کلمه «اسلام امریکایی» باشد. 
هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیمِ روشن عدالت و شرافت و انصاف، و تجسیم تلخکامی گرسنگانِ مغضوبِ قدرت و پول است. 
هنر در جایگاه واقعی خود تصویر زالوصفتانی است که از مکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا، لذت می‌برند. تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهانخواران شرق و غرب، و در رأس آنان امریکا و شوروی، را بیاموزد.       
هنرمندان ما تنها زمانی می‌توانند بی‌دغدغه کوله بار مسئولیت و امانتشان را زمین بگذارند که مطمئن باشند مردمشان بدون اتکا به غیر، تنها و تنها در چهارچوب مکتبشان، به حیات جاویدان رسیده‌اند.»

 

نتیجه گیری

از مباحث پیش گفته می توان چنین نتیجه گیری کرد که هنر، درخت تناوری است که در عالم بالا ریشه دارد و گرچه بخشی از مراحل خلق یک اثر هنری به مطالعه و ممارست مداوم هنرمند بستگی دارد، اما آنگاه که زمان خلق یک اثر هنری فرا می‌رسد، هنرمند در جاذبه‌ای آسمانی قرار گرفته و در یک شور و حال خاص آنچه را به او "الهام" شده‌است، از قوه به فعل می‌رساند. باید تلاش کرد این شور و حال هنری را به خدمت دین گرفت تا بتوان انسان را به کمال مطلوب رهنمون کرد.

چنانکه نمودیم، از خصوصیات هنر این است که انسان در طول تاریخ خود بوسیله آن بهترین پیامها و ظریف‌ترین ایده‌ها و آرمانها را تبلیغ کرده‌است. از منظر اندیشمندانی چون آوینی؛ هنرمند ،رویی به عالم غیب دارد ورویی به عالم شهادت. اما این مسئله در جهان غرب، با کوشش خردگرایان و اومانیست‌ها اصالت همه چیز را به انسان و زمین نسبت می دادند. ولی با این وجود نتوانستند با توجیهات خویش، دلیل قانع کننده‌ای در این خصوص ارایه نمایند و بالعکس در لابه‌لای دلایل ضعیف و توجیهات ناتوان خود، به گونه‌ای دیگر از ماهیت آسمانی هنر سخن گفته اند.

در ممالک اسلامی از دیرباز تاریخ، هنر چون شانى از شئون فرهنگ و تمدن اسلامى از فیض همان حقیقتى ‏بهره‏مند است که علم و سیاست اسلامى از آن برخوردار بوده‌است.

شاید ذکر این نکته مهم باشد که هنرمند موحد، گذشته از آن که باید جهان را به مثابه نشانه ای برای حق ببیند و به تبعیت از این تعهد، هنر او نیز رو به بالا بیاورد و به حقایق متعالی اشاره داشته باشد، باید زبان سمبولیک اشیا را با توجه به این حقیقت پیدا کند که هر شی ء در واقع آیت و نشانه حق است و از وجه خاصی به حق اشاره دارد و این اشارات نیز با یکدیگر متفاوت است.

 

فهرست منابع

  • آیت‌الله خامنه‌ای، 1379، "ساز وکارهای نظام تبلیغی مطلوب دربیان رهبر"، نگاه حوزه 59-62
  • اعوانی، ع. ر.، 1375، "حکمت و هنر معنوی"، تهران، نشر گروّس.
  • 2- الیاده، م. چ.، 1374، "فرهنگ و دین"، ترجمه: خرمشاهى، ب.، تهران، طرح نو.
  • 3- تقى دخت، م. ر.، 1384، "اصول هنر دینی"، فصلنامه هنر دینی، شماره 5 .
  • 4- توقیفی، ح.، 1382، "آشنایی با ادیان بزرگ"، برگرفته از پایگاه اینترنتی تبیان، کتابخانه تبیان.
  • زرین کوب، غلامحسین، 1386، " کارنامه اسلام"، تهران، امیرکبیر، ص32.
  • سالاری، م، گفت و گو با فصلنامه پژوهش و حوزه- شماره 24.
  • سبحانی‌نیا، م، ت، "روحانیان از هنر به عنوان ابراز تبلیغ استفاده کنند" رسانیوز، 7 آبان 1385
  • سخنرانی آقای صادقی در همایش پژوهشی "نقش هنر در تبلیغ دین" در حوزه هنری قم.
  • شاهرخى نژاد، م، ر، روزنامه شرق، تاریخ نشر 17 فروردین 1384
  • شبستانی، م، 1371، "اسلام و هنر"، ترجمه: صابری، ح، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی.
  • شرفشاهی، ک. ک، "هنر اسلامی جایگاه و قابلیت‌ها"، روزنامه قدس، 15 آذر ماه 1384
  • علوی نژاد، س. ح، "نسبت دین و هنر" نگاه حوزه، شماره‌های72-69
  • کاظمی، سید عبدالحمید موسی، 1392، " روایت گر عشق؛ مروری بر اندیشه های شهید آوینی"، تهران، کتاب نشر، ص18 و ص33.
  • محدثی خراسانی، م، " نسبت دین و هنر" نگاه حوزه، شماره‌های72-69
  • محدثی، ج، 1368، "هنر مکتبی"، قم، دفتر تبلیغات اسلامی مدیریت فرهنگی- هنری معاونت پرورش.
  • مددپور، م.، 1384، "تجلیات حکمت معنوى در هنر اسلامى"، تهران، سوره مهر، ص 117.

 

علی آقایاری، مسئول واحد آموزش و پژوهش

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/5EH5GBW

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: azarsh.hozehonari.ir