
هشتمین جشنواره دستهای کوچک دعا برگزیدگان خود را شناخت
اسامی و دعاهای مقام آوران هشتمین جشنواره دستهای کوچک دعا ...
اسامی و دعاهای مقام آوران هشتمین جشنواره دستهای کوچک دعا
|
علی زارع/ تبریز / مشترک دوم خدایا من دوست دارم الان در بیمارستان در حال کما باشم و هیچ چاره ای بریا درمان من نباشد و همه ی اعضای بدنم برای کسانی که به آن احتیاج دارند استفاده شود و همه ی مریضان شفا پیدا کنند.
|
|
سید پوریا جوادی/ اردبیل، گرمی / مشترک دوم ای خدای صمیمی و قشنگ من دعا می کنم همه ی ماشین های جوجه کشی خراب شوند تا همه ی جوجه های کوچک مادر داشته باشند
|
|
امید آقائی/ تبریز/ سوم مشترک خدا جون چی می شد مثل امید من هم عمه داشتم مرا به خانه می برد و برای من تفنگ می خرید، کت می خرید. عمه امید او را به اسب سواری برده. اما منو هیچ کس به خونشون نبرد من تو مرکز موندم خانم ها می گویند من باید خوب درس بخوانم و بیست بگیرم بعد من هم می رم اما می دانم دروغ می گویند دیگه عید شد من هم که نمی تونم ببیست بگیرم مدرسه تعطیل شده خدا جون من با عمه ی امید قهم خدا جون کای کن من پلیس شوم خودم تفنگ بخم دیگه نمی زارم عمه ی امید به مرکز ما بیاید.
|
|
فرزاد برزگر بافقی/ یزد، بافق/ سوم مشترک خدایا از امروز می خوام برای ماهیم صلوات بفرستم تا یادت نره مواظبش باشی. قول میدم دیگه اذیت خواهرم نکنم تا سالش خراب نشه. روی دیوارا هم نقاشی نکشم. حالا اگه یه وقتایی یادم رفت تو منو ببخش. خوش به حالت که همش کارای خوب میکنی و مردم برات صلوات می فرستند. خاله گفته براش دعا کنم .چا بهش نی نی نمیدی؟ تازه پسر باشه که بشه باهاش بازی کنم. به صلواتای خالم گوش بده من بهش گفتم برات بفرسته. عید شما مبارک . . . شما سه چارک خدایا اگه یه ذره حواست به ادما نباشه بد میشن. مواظب حتی آدم بدا باش که اذیت آدم خوبا نکنن. خدایا کاش منو فرشته درست کرده بودی تا هر وقت آدم بدا خواستند بدی کنند تو گوششون صلوت بفرستم. آمین یا ب العالمین.
|
|
مبین آقچلی/ گلستان، گنبد کاووس/ چهارم خدایا دعا می کنم امسال ایران از تحریم در بیاید تا ما بتوانیم راحت تر چیز هایمان را بخریم و مدرسه ما بودجه داشته باشد تا آقای یمرلی هر ماه نیاید و از ما پول بخواهد و از این کار خجالت بکشد. خدایا رئیس جمهور امسال هم مثل قبل پر کار باشد.
|
اسامی و دعاهای برگزیدگان هشتمین جشنواره دستهای کوچک دعا
|
پرستو فرزانه آبادیان/ ماهدشت کرج خدایا می دانی وقتی در ورزقان تبریز زلزله شد من چه آرزویی کردم. بله از شما خواستم که مرا یک فرشته کنی و دو تا بال برایم بدی تا پرواز کنم و بروم بچه هایی که زیر آوار مانده اند ا در بیاورم و به پد و مادرشان بدهم.
|
|
رامین ارفعی/ تبریز ای کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند تا من مجبور نباشم در صف نان بایستم
|
|
سودا اصغری/ تبریز خدایا ما یک دکان اجاره داریم ولی مردم از ما خرید نمی کند و میوه هایی را که پدرم می خرد خراب می شود الا و بلا آن سر پدرم هم درد می کند چرا چون پدرم فک می کند. خدایا مرا پسر کن تا پدرم در مغازه تنها نماند.
|
|
سجاد افسری/ تبریز خدایا از آسمان برای مادرم یک کبریت بزرگ بفرست که تا آخر عمرمان هم تمام نوشود خدایا یک قابلمه ی بزرگ سیب زمینی بده تا من دیگر گرسنه نمانم
|
|
محمد رضا امانی/ تبریز دیروز یکی از ماهیهایم مرد و این یکی تنهای تنهای شد الان هم در شهر ما، ماهی قرمز نمی فروشند دلم برای ماهی قرمزم می سوزد. مادرم همیشه می گوید هیچ کس عزیزتر از بچه نیست خدایا کمک کن تا ماهی من صد تا بچه به دنیا بیاورد تا از تنهایی در بیاید آمین.
|
|
صبا ایران زاد/ تبریز من چیز زیادی از خداوند نمی خواهم فقط می خواهم یک کلید کوچکی باشم تا دری که پدرم پشت آن زندانی شده را باز کنم و پدرم هر چه زودتر به خانه بازگردد. دوستت دارم پدر
|
|
فاطمه بدری/ فارس، لامرد خدایا من دوست دارم پدرم چشمانش را پیدا کند تا بتواند کارنامه کلاس اولم را ببیند. خدایا من دوست دارم که همیشه شاگرد اول باشم.
|
|
زهرا حبیبی/ آذربایجانشرقی، وزقان خدا من از تو خواهش می کنم که پای مادر بزرگم را خوب کنی چون فقط او هست که به من مهربانی می کند. پدرم که هیچ مادرم که هی منو کتک می زنه. ای خدایا من که از تو یک برادر تپلی مپلی خواسته بودم در همین موقع پدرم از خانه آمد در دستش یک اردک و جوجه بود خدایا فقط یک آرزو هم دارم این که همه به من محبت کنند و به من نگند« کوچک» بگن «زهرا بزرگه»
|
|
ابولفضل حیدری/ همدان، فامننین ای خدای مهربان من از تو می خواهم که نسل معلمان منقرض شود چون آن ها ما را می زنند. من یک لانه خوب برای مرغ هایم ساختم ای خدا کمک کن وقتی بزرگ شدم مهندس ساختمان بشوم.
|
|
پریا چراغی/ ایلام، دهلران خدایا خودت خوب میدونی چقدر سخته یه دختر مو نداشته باشه. آیلین رو که یادت هست چقدر خوشگله حالا به خاطر بیماریش باید موهاش رو از ته بزنه خودت مواظبش باش.
|
|
سیده الهام دمیر دوکن اسکندانی/ تبریز خدا جون من می خوام با دوستانم به مشهد بریم اما اینجا خانم ها می گویند هواپیماها خراب شده ولی من اون روز دیدم که یک هواپیما تو آسمان داشت می رفت اما پس چرا منو نبرد. خدا جون به مرکز ما یک هواپیما بده که همه ما امید و یوسف، سجاد، عسل و همه بچه های تخت به مشهد بریم آخه معلم ما می گوید اونجا امام هست هر چی بخواهیم می ده من می خواهم بریم مشهد از امام بخواهیم که به همه ما بیست بده دیگه هممون بریم خونمون به بچه های دیگه هم پا بده که برن خونه خدایا قول می دی که ما بریم مشهد تا بریم از امام بخواهیم که زودتر بریم خونمون
|
|
آیلار رحمتی/ تبریز خدایا مادرم را در ازدواج دومش خوشبخت کن خدایا کاش من را فرشته ای کوچک می کردی تا به پرورشگاه می رفتم و با اجازه خدا تمام بچه ها را پیش پدر مادرشان می بردم تا پدر مادرشان را ببینند و باز به پرورشگاه برمی گرداندم خدایا به من کمک کن تا نمازهایم را سر وقت بخوانم
|
|
ندا حسین زادگان / تبریز خدایا کاش ما بینی نداشتیم و از جای دیگر نفس می کشیدیم. که هی مجبور نباشیم دست تو دماغ کنیم. خدایا کسانی که خسیسسن جیباشونو پاره کن وقتی به کسی کمک نمی کنن پولاش از جیبش بریزه
|
|
نگارسادات حسینی/ اراک خدایا می گن پول چرکه کف دسته اگه میشه این چرک رو توی دست کسانی بگذار که پول ندارند و بتوانند برای خودشان خرید کنند. خدایا کاری کن که مردم یاد بگیرند روی صندلی های اتوبوس شرکت واحد یادگاری ننویسند.
|
|
الهه شوقیان/تبریز خدایا یک گنجشک کوچک در حمام ما به دام افتاده است و پدرم می خواهد سر او را ببرد به او کمک کن تا آزاد شود. من دوست دارم که دکتر شوم و به مردهای معتاد کمک کنم تا ترک اعتیاد کنند و از آن ها پولی نگیرم.
|
|
محمد صادقی/ تبریز خدا جون من آرزو دارم که پدرم مرا به خانه ببرد برای من وسایل بخرد اما او مرا نمی برد خدا جون پاهایم را خوب کن که خودم به خانه برم خوا جون دیگه من بابامو دوست ندارم منو به خانه نبرد مربی می گوید عیبی نداره عوضش خوب می شی مدرسه میری درس میخونی دکتر میشی ولی چطوری من درس بخونم من که نمی تونم مداد در دست بگیرم خدا جون دستامو خوب کن که دکتر بشم بهت قول می دم که اگه دکتر شدم من هم پاهای اسماعیل را خوب می کنم.
|
|
یونس قربانی مقدم/ مشهد من دوست نداشتم اسمم یونس باشد چون بچه ها من را مسخر ه می کنند و به من میگویند یونس یونس دیونسکو... چرا مثلاً به کسانی که اسمشان علی استدر روز تولد حضرت علی (ع) جایزه میدهند و به کسانی که اسمشان یونس است نمیدهند مگر حضرت یونس نرفت در شکم ماهی پس چرا به یونس ها جایزه نمیدهند بنابراین من اسمم را دوست ندارم. |
|
نیلوفر فیروزی/ خدایا من میخواهم کچل بشم تا نامهرم ها موهای من را نببنند. خدایا کاچ من بمیرم و در آن یکی دنیا پدر بزرگ و دایی ام را ببینم.. خدایا کاش پرنده بودم و پرواز میکردم میآمدم پیش شما. |
|
لیلی ضمیری/گرمی دعا میکنم تمام سنگها دل داشته باشند آن وقت دیگر کسی سنگدل نمیشود.
|
|
کیمیا کیوان/ایلام خدایا مگر مرغ و خروس ها مثل کبوترها بال ندارند پس چرا نمی توانند پرواز کنند. خدایا کاری کن که مرغ و خروس ها بتوانند پرواز کنند و روی پشت بام خانه ها تخم های خود را بگذارند تا کسانی که پول ندارند تخم مرغ بخرند از این تخم مرغ ها استفاده کنند.
|
|
حسن مرادی / ایلام شهرستان سیروان خدایا، ای خدای مهربان که ما بچه ها را دوست داری کاری بکن تا گوسفند های پدربزرگم که دیروز در کوه گم شدند را پیدا کن چون آن ها تمام دارایی ما هستند.
|
|
زینب مشتاقی / اراک کاشکی دور همه آدم ها یک حباب بود تا اگر یک وقت جنگ بشه هر چه قدر به آن آدم ها تیراندازی بکنند باز هم زنده بمانند. کاش دنیا یا همون کره ی زمین دو نصف می شد نصف کره ی زمین فقط زن ها و نصف کره ی زمین فقط مردها تا زن ها بتوانند بدون روسری و چادر رزاحت به بیرون بیایند. خدای مهربون پدر من سرطان داره میشه بابام رو شفا بدی تا دوباره بره مسجد و برام بستنی و شکلات بخره آخه هر وقت می رفت مسجد یه چیزی برایم می آورد.
|
|
رومینا نعمت پور / تبریز دعا می کنم همانطور که برای روز مادر ما برای مامان ها مون کادو می خریم و به فکر اون ها هستیم اون ها هم به فکر ما باشن و برای ما ارزش قائل شن. من آرزو دارم وقتی میرم خونه مامانم بهم بگه سلام فندقم. آرزو دارم یه روزی دخترا بتونن تو سن کم کفش پاشنه بلند بپوشن تا عقده تو شون نمونه |
|
نازلی نظرزداه ی اهری/ تبریز خدایا کاش انسان ها کله نداشتن. چون هر وقت خواهرم کتاب هایم را بر می دارد وقتی می گیریم سرش را به زمین می کوبد و گریه می کند
|
|
علی عالی زاد/ تبریز سلام خدا، از تو می خواهم دهای من را برآوده کنی من از تو می خواهم که اختلافی که بین خواهرم و دامادمان وجود داره را برطرف کنی آخه من خواهم را خیلی دوست دام و وقتی که کمی از اون ناراحتی می بینم مثل اینکه قلب من را پاره کردن،خدایا خواهر من یک پسر داره به اسم عطا از تو می خواهم بدون اینکه بین خواهرم و دامادمان اختلافی در بیاد بزرگ بشه و راحت به زندگی ادامه بدن. اگر فقط این آرزو من رو برآورده کنی من هیچی نمی خوام نه می خوام تو مدرسه خوب درس بخونم نه می خوام درآینده فر پولداری بشم
|
|
رضا نظری/ ایلام ای خدا خوب کاری بکن تا مشکل دوستم حل شود چون ناراحتی او خیلی زیاد است ای خدا کاری بکن تا از شر نامادری اش راحت شود چند وقت پیش کفش های خواهر ناتنی اش را برای مدرسه به او پوشانده بود ای خدا مگر می شود یک پسر کفش های دختر بپوشد کاش می شد او این قدر زجر نکشد.
|
|
حمیدرضا نوعی/ گرمی اردبیل دعا می کنم کلمه های ت و ر از حروف الفبا حذف شود تا پدرم نگوید سجاد از تو بهت رضا از تو خوبتر فلانی از تو درسخوان تر است
|
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
