حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار

نمایشنامهخوانی؛ گونهای نمایشی با تواناییهای بسیار
۲۰ تیر ۱۳۹۷کد خبر: 43997۱
نمایشنامهخوانی یک هنر تئاتری مستقل از اجرای صحنهای با تواناییهای بسیاری در رشد و ارتقای تئاتر کشور است.
به گزارش روابط عمومی حوزه هنری آذربایجان شرقی، به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، امروزه هر تمدن و اجتماع مردمی را میتوان با جنگ رسانهای هدایت و کنترل کرد. توان و برندگی رسانهها آنچنان قدرتمند است که هر مدیریتی به آن دست یافت و راه و رسم بهرهگیری از آن را بهخوبی آموخت؛ گویی به بمبهای چند تُنی اتمی و هیدروژنی دست یافته است. رسانه حرف اول امروز را در هر رقابت، جنگ و تقابلی میزند. چرا که مستقیما با اذهان عمومی مردم دنیا سر و کار داشته و به آنها جهت میدهد. این رسانهها کار اصلی خود را از شکلگیری خط و راه ارتباطی زبانی همگانی آغاز کردند. آنجا که انسانهای اولیه برای بیان آنچه در ذهن دارند دست به ابداع خط با شکلهای ساده و ابتدایی از طبیعت و نیازهای روزمره خود زدند. رفته رفته این زبان ساده خود را در آیینهای ابداعی که با حرکت و آوا همراه بود نیز به نمایش گذاشت. آیینهایی که معمولا کارایی عبادی-مذهبی و یا بر حسب نیاز و طلب از خدایان که همان موجودات سازنده طبیعت از جمله خورشید و گیاهان و آب و... تلقی میشدند را داشتند. این آیینها با گذشت زمان، رشد و تکامل زندگی بشر همراه با تولید علم به تدریج شکل نمایشی به خود گرفته و موجبات سرگرمی عموم مردم علاوه بر اثرات اعتقادی بر باورهای آنها را فراهم ساخت. تئاتر یکی از رسانههای امروزی است که نمونهای از آیینهای تمدنهای بشری به شمار میرود. شاید در نگاه کلی و عمومی تئاتر تنها به عنوان یک سرگرمی تعریف شود. اما واقعیت ذات آن راهی مناسب را برای بیان آنچه در جامعه مردمی در ابعاد کوچک انفرادی، چند نفره الی ابعاد جهانی رخ میدهد هموار میسازد. به این ترتیب میتواند نقش مهمی در چگونگی اندیشه و دیدگاه جامعه مردمی به دنیای پیرامون خود داشته باشد. بیان راه و روش زندگی و یا طرح مسئله برای مخاطب تئاتر به متن نمایشی نیاز دارد که معمولا دارای جملات و واژههای رد و بدل شده هدفدار میان شخصیتهای داستان آن متن است. چنین متنی که نمایشنامه به آن گفته میشود علاوه بر گفتوگوهای انجام شده میان شخصیتهای نمایشنامه شامل بخشهای بسیاری از جمله بیان حالات احساسی و ظاهری شخصیتهای داستان نمایشنامه است. همچنین حرکت هر شخصیت داستان، نور، پخش اثرهای آوایی ضبط شده و یا اجرای زنده، طراحی صحنه و لباس در صحنههای نمایشنامه بیان شده است.
نگارش نمایشنامهها توسط نمایشنامهنویس با هدف اجرای صحنهای تمام و کمال آن انجام میشود. در غیر اینصورت نمایشنامهنویس به جای استفاده از قالبهای نمایشنامهنویسی برای بیان آنچه در ذهن پرورانده، اقدام به نگارش ایده خود به شیوه رمان یا داستان میکرد. اما غیر از اجرای صحنهای نمایشنامه راه دیگری برای ارائه آن با همان توان تاثیرگذاری بر مخاطب وجود دارد. این راه دوم را نمایشنامهخوانی گویند. در این روش نقشخوانان گفتوگوهای مربوط به خود را به گونهای باورپذیر و به همان پختگی و گرمی اجرای صحنهای ارائه میدهند. به طور معمول یکی از نقشخوانان به جای خواندن متن مربوطه به شخصیتهای نمایش، صحنههای توضیح داده شده نمایشنامه را میخواند تا مخاطب از وقایع صحنهها و اتصال آنها با هم بهخوبی مطلع شود که به آن «توضیحخوان» گفته میشود. به تعبیر دیگری یکی از نقشخوانان به عنوان راوی در این کار گروهی حضور مییابد. اما نمایشنامه مناسب برای نمایشنامهخوانی به چه ویژگیهایی نیاز دارد؟ انتخاب صحیح متن نمایشی جهت اجرای نمایشنامهخوانی، نقشخوانی، توضیحخوانی و موسیقی اضلاع یک نمایشنامهخوانی موفق محسوب میشود. در نتیجه به چند سوال کلیدی میرسیم. آیا هر نمایشنامهای را میتوان نمایشنامهخوانی کرد؟ آیا در نمایشنامهخوانی الزاما باید هرآنچه نویسنده نمایشنامه در نظر دارد را به اجرا برسانیم؟ آیا نمایشنامهخوانی به میزانسن و طراحی صحنه نیاز دارد؟ آیا نمایشنامهخوانی میتواند کمکی به رشد تئاتر کشور و ارتباط آن با مخاطب کند؟ سوالات مطرح شده را در ادامه با هم بررسی میکنیم.
هر نمایشنامهای قابلیت اجرای نمایشنامهخوانی را ندارد. چرا که تمامی نمایشنامهها مبتنی بر گفتوگوها میان اشخاص نگاشته نمیشوند. چنین نمایشنامههایی بر پایه فرم و حرکت، آنچه مد نظر نمایشنامهنویس است را بیان میکند. این نمایشنامهها بیان بدنی بازیگر را بیش از هر توان دیگر نمایشی میطلبد. در نتیجه نمیتواند در میان نمایشنامههای قابل استفاده در نمایشنامهخوانی قر ار گیرد. همچنین نمایشنامههایی موجود است که با جود گفتوگوهای بسیار میان شخصیتهای داستان آن، باز هم برای فهم و جذب مخاطب به میزانسن نیاز دارد. شاید اگر بخواهیم این نمایشنامهها را به نمایشنامهخوانی تبدیل کنیم به اعمال میزانسنها نیاز داشته باشیم. در این شرایط نمایشنامهخوانی از حالت اصلی خود خارج و به اجراخوانی تبدیل خواهد شد. اما نباید فراموش کنیم که نمایشنامهخوانی باید به گونهای ارائه شود که بدون تماشای زنده آن به اهداف خود دست یابد. به بیانی دیگر نمایشنامهخوانی همان نمایش رادیویی است که نیازی به تصویر خوانشگران آن نیست و مخاطب تنها با شنیدن صدای بازیگران و خلاقیتهای اجرایی آوایی آنها با آن ارتباط برقرار خواهد کرد.
نمایشنامهخوانیها برخلاف بیشتر نمایشهای رادیویی اجرای زنده برای مخاطب دارند. به این شیوه که نقشخوانان در مکانی مناسب برای خوانش، که الزاما صحنه تئاتر نیست، قرار گرفته و علاقهمندان به آن اجرای نمایشنامهخوانی را تماشا میکنند. هنگام تماشای نمایشنامهخوانی ممکن است مخاطبان با حرکات بدنی نقشخوانان همچنان که سر جای خود نشستهاند مواجه شوند که برای شکلگیری هرچه بهتر حس و نقش بازیگر انجام میشود. در این حالت نقشخوانان از جای خود تکان نخواهند خورد. اما برای انتقال هرچه بهتر حس خود از طریق بیان کلامی همچنان که در جای خود قرار دارند کنش و واکنشهای موجود در نمایشنامه را با انجام حرکت به نمایش خواهند گذاشت. اما این موضوع بازی دیداری و صحنهای به حساب نمیآید.
برخی از گروههای تئاتری در اجرای نمایشنامهخوانی اقدام به اجرای متفاوت نمایشنامهخوانی میکنند و اینگونه موجبات خروج نمایشنامهخوانی از حالت اصلی را فراهم میسازند. به این شیوه که از منظر بسیاری از صاحبنظران تئاتر ایران غلط و نابجا به کار گرفته میشود «اجراخوانی» میگویند. اجراخوانی یعنی هر آنچه برای اجرای صحنهای نیاز است را به کار گیریم اما نمایشنامه در دست بازیگران قرار گیرد تا متن مربوط به خود را از روی آن بخوانند. این در حالی است که اساتید تئاتر اساساً نمایشنامهخوانی را هنری مستقل از اجرای صحنهای تئاتر میدانند. ناظرزاده کرمانی در این خصوص میگوید: «نمایشنامهخوانی جانشین یا ساده شده اجرای صحنهای نیست. بلکه هنری مستقل با استتیک خاص و نشانگان ویژه خود است. نمایشنامهخوانی یک هنر تئاتری مستقل است و این نگاه به نمایشنامهخوانی که «اگر نمیتوانی اجرای صحنهای انجام بدهی لااقل نمایشنامهخوانی کن» نگاهی غلط است و این دو، هنر و مدیومی جداگانه هستند.» (هنر آنلاین، 1397)
نمایشنامهخوانی همچنان که از اجرای صحنهای تئاتر حیطهای جدا دارد، شباهتهایی نیز به اجرای صحنهای در هدایت اثر دارد. از آنجایی که برای اجرای صحنهای تئاتر کارگردان اجازه دخل و تصرف در گفتوگوهای متن و عناصر سازنده نمایشنامه نوشته شده نویسنده را دارد، در نمایشنامهخوانی نیز هدایتگر اثر هم امکان تغییرات را دارد. هدایتگر نمایشنامهخوانی که نقش کارگردان در اجرای صحنهای را ایفا میکند، امکان اعمال نظر و سلیقه خود در چگونگی پیشروی داستان، نوع بیان و لحن گفتوگوهای میان نقشخوانان را دارد. به این ترتیب فهم و درک هدایتگر نمایشنامهخوانی از نمایشنامه مورد نظر اهمیت بسیاری دارد؛ چرا که در غیر اینصورت مخاطب که چشمهایش با هیچ حرکت بازیساز در صحنه مواجه نیست، گمراه شده و نمایشنامهخوانی شکست میخورد. به این ترتیب تمام آنچه یک نمایشنامهخوانی نیاز دارد، ارائه صحیح بیان کلامی نقشخوانان است؛ چرا که هرآنچه میخواهد ذهن مخاطب را تحت اختیار قرار دهد از ناحیه شنوایی عمل میکند.
نمایشنامهخوانی عنوان حرکتی ارزشمند از سوی بزرگان تئاتر کشور است که قدمت چندانی در ایران ندارد. عمر این گونه نمایشی در ایران به زحمت به 40 سال میرسد. اما با این سن کم نسبت به تئاتر در کشور از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. نمایشنامهخوانی هیچگاه نمیتواند جای اجرای صحنهای را بگیرد و اجرای صحنهای هم مزایای بسیار نمایشنامهخوانی را نمیتواند تجلی کند. نمایشنامهخوانی به لحاظ نیازهای مالی و امکانات اجرایی نسبت به تئاتر صحنهای بسیار کمهزینه است. آنچنان که اگر یک سالن تئاتر امکان اجرای 12 الی 20 تئاتر صحنهای در سال را داشته باشد، میتواند 300 اجرای نمایشنامهخوانی را در سال تجربه کند. به این ترتیب هم تعداد نمایشنامههایی که به هنرمندان و علاقهمندان معرفی و ارائه میشود افزایش مییابد و هم تمرین بسیار خوبی برای هنرمندان بهویژه نسل جوان و کمتجربه هنر تئاتر دارد.
نقد و بررسی نمایشنامههای گوناگون یکی دیگر از امکانات نمایشنامهخوانی است. نمایشنامهخوانی آثار با کیفیت و معروف و نمایشنامهخوانی آثار دیده نشده و یا تازه نوشته شده میتواند به جلسه نقد و بررسی آن آثار ختم شود. به تعبیری نمایشنامهخوانی میتواند با هدف نقد و بررسی نمایشنامهها در ابعاد گوناگون برگزار شود. برگزاری جلسات نقد نمایشنامهها به این شیوه علاوه بر واکاوی وجه ممیز آثار گوش هنرمندان تازهکار تئاتر و یا مخاطبان علاقهمند به این هنر را برای رویارویی با تئاتری هرچه حرفهایتر در آینده آماده میکند.
از آنجایی که تئاتر ایران بیش از هر چیز امروزه از کمبود متن نمایشی خوب و یا تکرار چندینباره نمایشنامههای معروف رنج میبرد، نمایشنامهخوانی همراه با نقد و بررسی اساتید، صاحبنظران این هنر و یا حتی مخاطبان عام و علاقهمند به تئاتر گزینه مناسبی برای رشد نمایشنامهنویسان است. چرا که هنگام نقد و بررسی از دیدگاه اساتید و صاحبنظران تئاتر میزان تواناییهای علمی آن اثر مشخص و نقاط ضعف آن نیز نمایان میشود. همچنین مواجه شدن با نظر مخاطبان عام و علاقهمند به تئاتر قدرت تاثیرگذاری و جذابیت اثر برای اجرای صحنهای را آشکار میکند. پس نمایشنامهخوانی همچنان که موجب تربیت و پرورش مخاطب حرفهای در تئاتر میشود، میتواند به پختهتر شدن هر نمایشنامه و رشد کیفی و علمی هر نمایشنامهنویس کمک قابل توجهی کند.
مدیریتهای کلان تئاتر کشور تاکنون اقداماتی در خصوص نمایشنامهخوانی کردهاند. اما سرگردانی تئاتر امروزه ایران و بیبرنامه بودن آن نمایشنامهخوانی را نیز بینصیب نگذاشته است. همچنان که بسیاری از جشنوارههای تئاتر کشور با بیهدفی برگزار میشود و شکل تکلیفی به خود گرفته است، نمایشنامهخوانی هم از سوی سازمانها و مراکز فرهنگی هنری بیهدف دنبال میشود. حوزه هنری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان بسیج هنرمندان از جمله سازمانهای فرهنگی هنری هستند که تاکنون در قالبهای متفاوتی در حوزه نمایشنامهخوانی با حمایت از گروههای نمایشنامهخوانی و برگزاری جشنوارههای آن اقدام به یاری این گونه نمایشی کردند. اما هیچکدام به صورت تمام و کمال برنامه مدون و سریالی منظمی برای آن نداشتهاند. با این حال سازمانی همچون حوزه هنری از سوی مرکز هنرهای نمایشی جشنوارههایی را برگزار و از گروههای موفق آن جهت اجرای نمایشنامهخوانی حمایت کرده تا موجبات رشد و توسعه تئاتر کشور را فراهم سازد. جشنواره نمایشنامهخوانی «وتار» از سوی حوزه هنری استان کردستان، جشنواره نمایشنامه خوانی «سپید» در حوزه هنری آذربایجان غربی، جشنواره نمایشنامه خوانی «نیشابور» از سوی اداره فرهنگ و اراشاد اسلامی نیشابور، جشنواره نمایشنامهخوانی «مشهد» که تاکنون سیزده دوره خود را پشت سر گذاشته است از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، جشنواره نمایشنامهخوانی بسیج از سوی سازمان بسیج هنرمندان، جشنواره نمایشنامهخوانی «نورا» و جشنواره نمایشنامهخوانی «هنر هامون» به صورت خصوصی نمونههایی از جشنوارههای نمایشنامهخوانی است که تاکنون برگزار شده است. با این حال نمایشنامهخوانی رونق مناسبی جهت رشد و توسعه تئاتر کشور نیافته است؛ چرا که برنامه و هدف درازمدت برای آن مد نظر نبوده است.
در میان برگزار کنندگان جشنوارههای گوناگون نمایشنامهخوانی، سازمانها و مراکز فرهنگی خصوصی مشخصا برای تبلیغ و معرفی هرچه بیشتر خود اقدام به برگزاری جشنوارههای نمایشنامهخوانی کردهاند. اما سازمانهای غیرخصوصی که نیازی به معرفی شدن ندارند باید برگزاری جشنوارههای نمایشنامهخوانی را با اهداف بلندمدت و برنامهریزیهای دقیق دنبال کنند. نمایشنامهخوانی گونهای از هنر تئاتر است که امکانات بسیاری برای کشورهای مستعد تئاتر دارد. اما سازمانهای فرهنگی هنری آنچنان که باید به آن توجهی نمیکنند. به عنوان مثال مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری ابتدای تیرماه سال جاری اقدام به حمایت از نمایشنامهخوانی نمایشنامه «آرامش از نوعی دیگر» به نویسندگی تام استاپارد و ترجمه هوشنگ حسامی با هدایت «محمودرضا سلیمانی» کرد. این نمایشنامهخوانی دو اجرا در دو روز متوالی داشت که تقریبا استقبالی از آن نشد؛ چرا که همچنان بیتوجهی و بیبرنامگی برای این گونه نمایشی وجود دارد. ابتدای تیرماه امسال با برگزاری امتحانات دانشگاههای سراسر کشور و پخش مسابقات جام جهانی فوتبال همراه بود. اما اینکه چرا برگزاری نمایشنامهخوانی مذکور در این محدوده زمانی برگزار شد جای سوال دارد؟ اینکه جلسه نقد و بررسی برای آن برگزار نشد جای سوال دارد؟ اینکه اجرای این نمایشنامهخوانی با اطلاعرسانی ضعیف به عموم علاقهمندان بود جای سوال دارد؟ آیا هدف از برگزاری نمایشنامهخوانیها تنها برای تهیه آماری از فعالیتهای هر سازمان فرهنگی هنری است؟ آیا گروههای نمایشنامهخوانی باید اجرای تزیینی داشته باشند؟ بهتر است نمایشنامهخوانی را بیش از پیش جدی بگیریم و از مزایای ارزشمند آن در راستای رشد و گسترش تئاتر کشور بهرهمند شویم.
امین سلیمانی فارسانی
نگارش نمایشنامهها توسط نمایشنامهنویس با هدف اجرای صحنهای تمام و کمال آن انجام میشود. در غیر اینصورت نمایشنامهنویس به جای استفاده از قالبهای نمایشنامهنویسی برای بیان آنچه در ذهن پرورانده، اقدام به نگارش ایده خود به شیوه رمان یا داستان میکرد. اما غیر از اجرای صحنهای نمایشنامه راه دیگری برای ارائه آن با همان توان تاثیرگذاری بر مخاطب وجود دارد. این راه دوم را نمایشنامهخوانی گویند. در این روش نقشخوانان گفتوگوهای مربوط به خود را به گونهای باورپذیر و به همان پختگی و گرمی اجرای صحنهای ارائه میدهند. به طور معمول یکی از نقشخوانان به جای خواندن متن مربوطه به شخصیتهای نمایش، صحنههای توضیح داده شده نمایشنامه را میخواند تا مخاطب از وقایع صحنهها و اتصال آنها با هم بهخوبی مطلع شود که به آن «توضیحخوان» گفته میشود. به تعبیر دیگری یکی از نقشخوانان به عنوان راوی در این کار گروهی حضور مییابد. اما نمایشنامه مناسب برای نمایشنامهخوانی به چه ویژگیهایی نیاز دارد؟ انتخاب صحیح متن نمایشی جهت اجرای نمایشنامهخوانی، نقشخوانی، توضیحخوانی و موسیقی اضلاع یک نمایشنامهخوانی موفق محسوب میشود. در نتیجه به چند سوال کلیدی میرسیم. آیا هر نمایشنامهای را میتوان نمایشنامهخوانی کرد؟ آیا در نمایشنامهخوانی الزاما باید هرآنچه نویسنده نمایشنامه در نظر دارد را به اجرا برسانیم؟ آیا نمایشنامهخوانی به میزانسن و طراحی صحنه نیاز دارد؟ آیا نمایشنامهخوانی میتواند کمکی به رشد تئاتر کشور و ارتباط آن با مخاطب کند؟ سوالات مطرح شده را در ادامه با هم بررسی میکنیم.
هر نمایشنامهای قابلیت اجرای نمایشنامهخوانی را ندارد. چرا که تمامی نمایشنامهها مبتنی بر گفتوگوها میان اشخاص نگاشته نمیشوند. چنین نمایشنامههایی بر پایه فرم و حرکت، آنچه مد نظر نمایشنامهنویس است را بیان میکند. این نمایشنامهها بیان بدنی بازیگر را بیش از هر توان دیگر نمایشی میطلبد. در نتیجه نمیتواند در میان نمایشنامههای قابل استفاده در نمایشنامهخوانی قر ار گیرد. همچنین نمایشنامههایی موجود است که با جود گفتوگوهای بسیار میان شخصیتهای داستان آن، باز هم برای فهم و جذب مخاطب به میزانسن نیاز دارد. شاید اگر بخواهیم این نمایشنامهها را به نمایشنامهخوانی تبدیل کنیم به اعمال میزانسنها نیاز داشته باشیم. در این شرایط نمایشنامهخوانی از حالت اصلی خود خارج و به اجراخوانی تبدیل خواهد شد. اما نباید فراموش کنیم که نمایشنامهخوانی باید به گونهای ارائه شود که بدون تماشای زنده آن به اهداف خود دست یابد. به بیانی دیگر نمایشنامهخوانی همان نمایش رادیویی است که نیازی به تصویر خوانشگران آن نیست و مخاطب تنها با شنیدن صدای بازیگران و خلاقیتهای اجرایی آوایی آنها با آن ارتباط برقرار خواهد کرد.
نمایشنامهخوانیها برخلاف بیشتر نمایشهای رادیویی اجرای زنده برای مخاطب دارند. به این شیوه که نقشخوانان در مکانی مناسب برای خوانش، که الزاما صحنه تئاتر نیست، قرار گرفته و علاقهمندان به آن اجرای نمایشنامهخوانی را تماشا میکنند. هنگام تماشای نمایشنامهخوانی ممکن است مخاطبان با حرکات بدنی نقشخوانان همچنان که سر جای خود نشستهاند مواجه شوند که برای شکلگیری هرچه بهتر حس و نقش بازیگر انجام میشود. در این حالت نقشخوانان از جای خود تکان نخواهند خورد. اما برای انتقال هرچه بهتر حس خود از طریق بیان کلامی همچنان که در جای خود قرار دارند کنش و واکنشهای موجود در نمایشنامه را با انجام حرکت به نمایش خواهند گذاشت. اما این موضوع بازی دیداری و صحنهای به حساب نمیآید.
برخی از گروههای تئاتری در اجرای نمایشنامهخوانی اقدام به اجرای متفاوت نمایشنامهخوانی میکنند و اینگونه موجبات خروج نمایشنامهخوانی از حالت اصلی را فراهم میسازند. به این شیوه که از منظر بسیاری از صاحبنظران تئاتر ایران غلط و نابجا به کار گرفته میشود «اجراخوانی» میگویند. اجراخوانی یعنی هر آنچه برای اجرای صحنهای نیاز است را به کار گیریم اما نمایشنامه در دست بازیگران قرار گیرد تا متن مربوط به خود را از روی آن بخوانند. این در حالی است که اساتید تئاتر اساساً نمایشنامهخوانی را هنری مستقل از اجرای صحنهای تئاتر میدانند. ناظرزاده کرمانی در این خصوص میگوید: «نمایشنامهخوانی جانشین یا ساده شده اجرای صحنهای نیست. بلکه هنری مستقل با استتیک خاص و نشانگان ویژه خود است. نمایشنامهخوانی یک هنر تئاتری مستقل است و این نگاه به نمایشنامهخوانی که «اگر نمیتوانی اجرای صحنهای انجام بدهی لااقل نمایشنامهخوانی کن» نگاهی غلط است و این دو، هنر و مدیومی جداگانه هستند.» (هنر آنلاین، 1397)
نمایشنامهخوانی همچنان که از اجرای صحنهای تئاتر حیطهای جدا دارد، شباهتهایی نیز به اجرای صحنهای در هدایت اثر دارد. از آنجایی که برای اجرای صحنهای تئاتر کارگردان اجازه دخل و تصرف در گفتوگوهای متن و عناصر سازنده نمایشنامه نوشته شده نویسنده را دارد، در نمایشنامهخوانی نیز هدایتگر اثر هم امکان تغییرات را دارد. هدایتگر نمایشنامهخوانی که نقش کارگردان در اجرای صحنهای را ایفا میکند، امکان اعمال نظر و سلیقه خود در چگونگی پیشروی داستان، نوع بیان و لحن گفتوگوهای میان نقشخوانان را دارد. به این ترتیب فهم و درک هدایتگر نمایشنامهخوانی از نمایشنامه مورد نظر اهمیت بسیاری دارد؛ چرا که در غیر اینصورت مخاطب که چشمهایش با هیچ حرکت بازیساز در صحنه مواجه نیست، گمراه شده و نمایشنامهخوانی شکست میخورد. به این ترتیب تمام آنچه یک نمایشنامهخوانی نیاز دارد، ارائه صحیح بیان کلامی نقشخوانان است؛ چرا که هرآنچه میخواهد ذهن مخاطب را تحت اختیار قرار دهد از ناحیه شنوایی عمل میکند.
نمایشنامهخوانی عنوان حرکتی ارزشمند از سوی بزرگان تئاتر کشور است که قدمت چندانی در ایران ندارد. عمر این گونه نمایشی در ایران به زحمت به 40 سال میرسد. اما با این سن کم نسبت به تئاتر در کشور از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. نمایشنامهخوانی هیچگاه نمیتواند جای اجرای صحنهای را بگیرد و اجرای صحنهای هم مزایای بسیار نمایشنامهخوانی را نمیتواند تجلی کند. نمایشنامهخوانی به لحاظ نیازهای مالی و امکانات اجرایی نسبت به تئاتر صحنهای بسیار کمهزینه است. آنچنان که اگر یک سالن تئاتر امکان اجرای 12 الی 20 تئاتر صحنهای در سال را داشته باشد، میتواند 300 اجرای نمایشنامهخوانی را در سال تجربه کند. به این ترتیب هم تعداد نمایشنامههایی که به هنرمندان و علاقهمندان معرفی و ارائه میشود افزایش مییابد و هم تمرین بسیار خوبی برای هنرمندان بهویژه نسل جوان و کمتجربه هنر تئاتر دارد.
نقد و بررسی نمایشنامههای گوناگون یکی دیگر از امکانات نمایشنامهخوانی است. نمایشنامهخوانی آثار با کیفیت و معروف و نمایشنامهخوانی آثار دیده نشده و یا تازه نوشته شده میتواند به جلسه نقد و بررسی آن آثار ختم شود. به تعبیری نمایشنامهخوانی میتواند با هدف نقد و بررسی نمایشنامهها در ابعاد گوناگون برگزار شود. برگزاری جلسات نقد نمایشنامهها به این شیوه علاوه بر واکاوی وجه ممیز آثار گوش هنرمندان تازهکار تئاتر و یا مخاطبان علاقهمند به این هنر را برای رویارویی با تئاتری هرچه حرفهایتر در آینده آماده میکند.
از آنجایی که تئاتر ایران بیش از هر چیز امروزه از کمبود متن نمایشی خوب و یا تکرار چندینباره نمایشنامههای معروف رنج میبرد، نمایشنامهخوانی همراه با نقد و بررسی اساتید، صاحبنظران این هنر و یا حتی مخاطبان عام و علاقهمند به تئاتر گزینه مناسبی برای رشد نمایشنامهنویسان است. چرا که هنگام نقد و بررسی از دیدگاه اساتید و صاحبنظران تئاتر میزان تواناییهای علمی آن اثر مشخص و نقاط ضعف آن نیز نمایان میشود. همچنین مواجه شدن با نظر مخاطبان عام و علاقهمند به تئاتر قدرت تاثیرگذاری و جذابیت اثر برای اجرای صحنهای را آشکار میکند. پس نمایشنامهخوانی همچنان که موجب تربیت و پرورش مخاطب حرفهای در تئاتر میشود، میتواند به پختهتر شدن هر نمایشنامه و رشد کیفی و علمی هر نمایشنامهنویس کمک قابل توجهی کند.
مدیریتهای کلان تئاتر کشور تاکنون اقداماتی در خصوص نمایشنامهخوانی کردهاند. اما سرگردانی تئاتر امروزه ایران و بیبرنامه بودن آن نمایشنامهخوانی را نیز بینصیب نگذاشته است. همچنان که بسیاری از جشنوارههای تئاتر کشور با بیهدفی برگزار میشود و شکل تکلیفی به خود گرفته است، نمایشنامهخوانی هم از سوی سازمانها و مراکز فرهنگی هنری بیهدف دنبال میشود. حوزه هنری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان بسیج هنرمندان از جمله سازمانهای فرهنگی هنری هستند که تاکنون در قالبهای متفاوتی در حوزه نمایشنامهخوانی با حمایت از گروههای نمایشنامهخوانی و برگزاری جشنوارههای آن اقدام به یاری این گونه نمایشی کردند. اما هیچکدام به صورت تمام و کمال برنامه مدون و سریالی منظمی برای آن نداشتهاند. با این حال سازمانی همچون حوزه هنری از سوی مرکز هنرهای نمایشی جشنوارههایی را برگزار و از گروههای موفق آن جهت اجرای نمایشنامهخوانی حمایت کرده تا موجبات رشد و توسعه تئاتر کشور را فراهم سازد. جشنواره نمایشنامهخوانی «وتار» از سوی حوزه هنری استان کردستان، جشنواره نمایشنامه خوانی «سپید» در حوزه هنری آذربایجان غربی، جشنواره نمایشنامه خوانی «نیشابور» از سوی اداره فرهنگ و اراشاد اسلامی نیشابور، جشنواره نمایشنامهخوانی «مشهد» که تاکنون سیزده دوره خود را پشت سر گذاشته است از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، جشنواره نمایشنامهخوانی بسیج از سوی سازمان بسیج هنرمندان، جشنواره نمایشنامهخوانی «نورا» و جشنواره نمایشنامهخوانی «هنر هامون» به صورت خصوصی نمونههایی از جشنوارههای نمایشنامهخوانی است که تاکنون برگزار شده است. با این حال نمایشنامهخوانی رونق مناسبی جهت رشد و توسعه تئاتر کشور نیافته است؛ چرا که برنامه و هدف درازمدت برای آن مد نظر نبوده است.
در میان برگزار کنندگان جشنوارههای گوناگون نمایشنامهخوانی، سازمانها و مراکز فرهنگی خصوصی مشخصا برای تبلیغ و معرفی هرچه بیشتر خود اقدام به برگزاری جشنوارههای نمایشنامهخوانی کردهاند. اما سازمانهای غیرخصوصی که نیازی به معرفی شدن ندارند باید برگزاری جشنوارههای نمایشنامهخوانی را با اهداف بلندمدت و برنامهریزیهای دقیق دنبال کنند. نمایشنامهخوانی گونهای از هنر تئاتر است که امکانات بسیاری برای کشورهای مستعد تئاتر دارد. اما سازمانهای فرهنگی هنری آنچنان که باید به آن توجهی نمیکنند. به عنوان مثال مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری ابتدای تیرماه سال جاری اقدام به حمایت از نمایشنامهخوانی نمایشنامه «آرامش از نوعی دیگر» به نویسندگی تام استاپارد و ترجمه هوشنگ حسامی با هدایت «محمودرضا سلیمانی» کرد. این نمایشنامهخوانی دو اجرا در دو روز متوالی داشت که تقریبا استقبالی از آن نشد؛ چرا که همچنان بیتوجهی و بیبرنامگی برای این گونه نمایشی وجود دارد. ابتدای تیرماه امسال با برگزاری امتحانات دانشگاههای سراسر کشور و پخش مسابقات جام جهانی فوتبال همراه بود. اما اینکه چرا برگزاری نمایشنامهخوانی مذکور در این محدوده زمانی برگزار شد جای سوال دارد؟ اینکه جلسه نقد و بررسی برای آن برگزار نشد جای سوال دارد؟ اینکه اجرای این نمایشنامهخوانی با اطلاعرسانی ضعیف به عموم علاقهمندان بود جای سوال دارد؟ آیا هدف از برگزاری نمایشنامهخوانیها تنها برای تهیه آماری از فعالیتهای هر سازمان فرهنگی هنری است؟ آیا گروههای نمایشنامهخوانی باید اجرای تزیینی داشته باشند؟ بهتر است نمایشنامهخوانی را بیش از پیش جدی بگیریم و از مزایای ارزشمند آن در راستای رشد و گسترش تئاتر کشور بهرهمند شویم.
امین سلیمانی فارسانی
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/E3T67Z5
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
