حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار
نقش هنر در زندگی کلانشهرها

نقش هنر در زندگی کلانشهرها

۱۷ مهر ۱۳۹۶کد خبر: 43335۱

بزرگترین چالش بشر امروزین،ناشی از پافشاری او برای حفظ هویت و تلاش او برای استقلال در مقابل هجوم نیروهای توفنده و درهم کوبنده ی فرهنگی،اجتماعی، سیاسی،اقتصادی و شیوه ی زندگی اوست.

*اگر انسان های اولیه جهت حفظ بقاء خود با طبیعت در ستیز بودند،
*اگر انسانهای قرن هجده جهت رهایی از قیود دولت ها و تغییر نظام اقتصادی و روابط اجتماعی می جنگیدند،
*اگر انسانهای قرن نوزده جهت به چنگ آوردن آزادی های بیشتر،می بایست وظایف تخصصی بیشتر و بهتری انجام می دادند،
*امروزه از آنجایی که مبنای روان شناختی فردیت زندگی کلانشهری بر (تشدید تحریکات عصبی)استوار بوده،و این هم از تغییر سریع و بی وقفه ی (محرک های درونی و بیرونی)نشأت می گیرد انسان معاصر را بر آن می دارد تا تحقیقات عمیق و دامنه داری در جهت زندگی بشردر کلانشهرها انجام داده و معنایی را که ساختار کلانشهرها درباره ی فرد و مضمون فرا فردی زندگی مطرح می کند،روشی را چاره اندیشی کند.
انسان موجودی متمایز است.ذهن او در اثر تاثیرات لحظه ی کنونی با لحظه ی پیشین تحریک می شود.این تحریکات متعدد و پردوام،مدام بر ذهن او هجوم آورده و تاثیرات دائمی و منظمی را ایجاد می کند.
آلودگی های زیست محیطی   
آلودگی های صوتی
آلودگی های تصویری
هجوم لحظه به لحظه ی اتفاقات دور و نزدیک جهان
همگی حاصل زندگی کلانشهری می باشد.
 شتاب زندگی،هزینه های اقتصادی،نحوه ی تامین معاش،عرف جامعه،حتی نحوه ی عبور از عرض خیابان در کلانشهرها.با شهرهای کوچک متفاوت و گاهی در تضاد است.
کلانشهرها از ساکنین خود ،آگاهی،هوشیاری و حرکت بیشتری را طلب می کند،و در همین رابطه است که پیچیدگی زندگی روانی در کلانشهرها قابل درک می گردد و فاصله ی عاطفی بین افراد جامعه را نمایانتر می کند.
در یک جامعه کوچک ،تولید براساس سفارش مصرف کننده و برای رفع نیاز صورت می پذیرد . تولید کننده و مصرف کننده همدیگر را می شناسند،مقدار مورد نیاز هم را می دانند،به همدیگر اعتماد دارند،در مقابل هم صادق هستند.در حالیکه در کلانشهرها کالا برای مصرف کننده ی ناشناس تولید و عرضه می شود.هیچ نوع قرابتی بین تولید کننده و مصرف کننده نیست.حتی در صورت تولید بی کیفیت ،تولید کننده بازخواست نمی شود.اگر هم از سوی دولت کنترل کیفیت کالاها صورت می گیرد،تولید کننده همیشه بدنبال یافتن راه گریز از این کنترل ها تلاش می کند نه برای رفع ایراد و بهبود کیفیت کالا.همواره محاسبات سودجویانه در مناسبات و روابط بین ساکنین کلانشهرها حاکم می باشد.فرار از قانون اعم از قوانین حقوقی یا اخلاقی،در افراد جامعه بصورت مقبول جلوه می نماید.
صاحبان از این نوع اندیشه،ماهیتی مشابه دارند و در عملکردهای ظاهرا بی اهمیت موجود در بطن جامعه،باهم شریک اند. این اندیشه ی جدید،بی آنکه آموزش ببیند،کاملا محاسبه گر و با علوم تجربی هم آهنگ شده است. او می خواهد جهان را به یک قضیه ی جبری تبدیل کرده و برای هر بخشی از آن فرمولی تعیین نماید.لذا زندگی در کلانشهرها بدون محاسبه ی دقیق تمام این فعالیت ها و روابط مشترک با زمانبندی ثابت قابل تصور نمی باشد و نتیجه ی کلی آن چنین خواهد بود،که در زندگی بشر کنونی،بیهوده ترین،پیش پا افتاده ترین،سخیف ترین ظواهر زندگی،با پرمعناترین،پربهاترین مفاهیم درونی او بطور بی رحمانه ای در هم آمیخته و با پیچیدگی خاصی بر زندگی ساکنین کلانشهرها تحمیل شده است.تاثیر و نتایج حاصله از این آمیزش نامبارک را می توان در تمام سطوح زندگی ،اعم از اقتصادی،فرهنگی سیاسی اجتماعی و حتی زندگی درونی جامعه مشاهده کرد.
در گذشته،تمام آن عواملی که دست بدست هم داده و باهم ادغام می شدندتا شکل بنیادین جامعه را بسازند،اکنون در بالاترین حدّ موجود در تخریب و از هم پاشیدن آن می کوشند.این دگرگونی موجب ایجاد یک نوع ذهنیت بی اعتنایی و دلسردی و فردگرایی شده است.شاید هیچ پدیده ی ذهنی دیگری را به اندازه ی رفتار دلسردانه و بی اعتنا نتوان یافت که به طور مطلق حاصل زندگی کلانشهرها بوده باشد.
بروز چنین رفتارهایی ناشی از تغییرات سریع و کاملا فشرده و متراکم تحریکات متناقض دستگاه عصبی است و بهبود وضعیت ذهنی در کلانشهرها نیز یقینا ریشه در همین امر دارد.اشخاص بی خیالی که اصولا زندگی پربار ذهنی ندارند معمولا دلسرد و بی اعتنا نمی شوند.اشخاص فهیم و آگاه جامعه که نقش رهبری جامعه را دارند نیز دلسرد و بی اعتنا نمی شوند.اما گروه سومی که نه این اند و نه آن،از اتفاقات پیرامون خود اشباع نمی شوند،لذا دلسرد و بی اعتنا شده و در مقابل کنشهای اطراف هیچ تحریک و واکنشی نشان نمی دهند.
حالت بی اعتنایی در کلانشهرها علاوه بر این منشا روانی علت دیگری نیز دارد،و آن ناشی از نظام پولی است.عدم اشتغال و درآمد ثابت،عدم ثبات قیمتها،عدم وجود دورنمای روشنی از اقتصاد کلان،تورم سرسام آور و لجام گسیخته و غیرقابل کنترل،همه وهمه از علت و علل این دلسردی و بی اعتنایی می باشد.
حالت بی اعتنایی و دلسردی،در اصل باعث از بین رفتن تمایزها می شود،آنهم نه به این معنا که اشیا همانند حالت خواب و بیداری (آتا فوکوس)دیده می شوند،بلکه همه ی واقعیت ها و معنا و ارزش متمایز کننده ی پدیده ها و در نتیجه خود پدیده ها فاقد جوهره ی وجودی و زاید انگاشته می شوند.
در نظر فرد دلسرد و بی اعتنا ،همه چیز به نحو عجیبی بی روح و خاکستری می نماید،از نظر او  هیچ چیز بر دیگر چیزها رجحان ندارد.این حالت دقیقا نشان دهنده ی پذیرش کامل سیاست پولی و ذهنیت مادی است.فردی با این تفکر زیستی،بالاخره مجبور میشود برای همیشه به این نوع زندگی پایان دهد.
برخوردهای ذهنی ساکنین کلانشهرها در مقابل یکدیگر شاید از نظر صوری نوعی خویشتن داری محسوب شود،چرا که اگر واکنش های افراد در مقابل هم مانند واکنشهای محیطهای کوچک می بود،جامعه از نظر درونی خرد و تکه تکه می شد،و وضعیت روانی غیرقابل تحملی بر جامعه مستولی می شد.حالت ملاحظه کاری افراد تا حدودی نتیجه ی وجود واقعیتهای روان شناختی و تاحدودی ناشی از عدم اطمینان به دیگران ،در زندگی عجیب کلانشهری و عناصر ناشناخته آن است.در نتیجه ی همین ملاحظه کاری و گوشه گیری ها،اغلب همسایه ها،همسایه های چندین ساله ی خود را نمی شناسند،این رفتارها ساکنین کلانشهرها را در نظر ساکنین شهرهای کوچک سرد و بی احساس و بی عاطفه نشان می دهد.
چنین تصور می شود که حس درونی این گوشه نشینی و انزوا ،در واقع تنهایی و بی توجهی نیست،بلکه نوعی بیزاری و اکراه است که به شکل نفرت و منازعه خودنمایی میکند.
بیزاری از زندگی پرمشغله و بی حاصلی،
ارتباطات متراکم و گسیخته از هم،
بی توجهی و انزجار از همه ی پدیده ها،
ضربات مداوم و ویرانگر درونی و بیرونی.
این اتفاقات ،طی سلسله مراتبی به وقوع می پیوندد که در وهله ی اول چندان وسیع و گسترده به نظر نمی آید.ذهن ما قادر به تمیز تاثیرات آن نیست،اما حافظه ی ناخودآگاه،سیال و متغیر درون ما را به یک نوع حالت بی اعتنایی و بی توجهی می کشاند،و این بی اعتنایی عملا ذهن ما را در گسترش تلقین های ناصحیح و فاقد تشخیص منتشره در جامعه بی دفاع می نماید.
این دو خطر موجود (بی تفاوتی-تلقین پذیری نادرست)موجب ایجاد فاصله و انزجاری می شود که بدون آن زندگی ناممکن می گردد.شدت و ضعف این فرآیند-ضرب آهنگ پیدایی و نابودی آن شیوه پذیرش و ارضا ما از آن-شیوه ی زندگی در کلانشهرها را تشکیل می دهد.
گسستگی ظاهری در شیوه ی زندگی شهری فقط حالت بنیادین اجتماعی شدن در آنجاست.این حالت احتیاط و خودداری،توام با انزجار پنهان و درونی،هم نوعی صورت ظاهر پدیده ی روانی عمومی جامعه است که به افراد نوعی آزادی شخصی دامنه داری را می بخشد که در شهرهای کوچک امکان پذیر نیست.
انسان شهری معاصر موجودی آزاد است.آزاد به معنی وسیع کلمه که با تنگ نظری ها و پیش داوریهای ساکنین شهرهای کوچک قابل مقایسه نیست.پس چرا ساکنین کلانشهرها با توجه به تراکم جمعیت و شلوغی محیط اطراف همواره احساس تنهایی و گمگشتگی می کند؟چون ضرورتی نمی بیند آزادی را در زندگی عاطفی خود منعکس نماید.یعنی در حقیقت شهرها هرچه بزرگتر می شود،زندگی به همان اندازه محدودتر و بسته تر و منجمد تر می شود.  

تاریخ نشان داده که رابطه مستقیمی بین وسعت محل سکونت و آزادی های درونی و بیرونی و یا آزادی های آشکار و پنهان افراد وجود دارد.اما وسعت مناطق و کثرت ساکنین موجب این آزادی نیست،بلکه گسترش سیال و افزایش روزمره آن،سبب شده که کلانشهرها به گوشه ای از پیکره ی واحد جهان تبدیل شود.کرانه شهرها به همان نسبت که ثروت ها فزونی می یابد،گسترش می یابد،به محض عبور از یک واحد مشخص روابط شهروندان بصورت تصاعد هندسی از همدگیر فاصله می گیرد.این فرآیند همچنان پیش می رود،هرگونه افزایش،افزایش دیگر و بیشتری را می طلبد.لذا،زمین های بیشتری برای ساخت کارخانه،آپارتمان،بیمارستان،مدرسه و .....اختصاص می یابد.تداوم این روند موجب می شود همه ی جنبه های کمّی،جای جنبه های کیفی افراد را بگیرد،لذا پرواضح است که در این گونه زندگی،نبرد انسان با طبیعت دیگر معنایی نخواهد داشت،بلکه انسانها برای بقای خود ناگزیرند با همنوعان خود بستیزند.
از سوی دیگر هدف انسان ها در این نبرد،کسب سود بیشتر نیست،بلکه بدنبال ایجاد  نیاز جدید و بیشتری در مشتریان خود است.بدنبال منبع درآمد،ابداع حرفه ی بی بدیل که تنها در انحصار او باشد.
بنابر آنچه که گفته شد،زندگی در کلانشهر ساکنین خود را بسوی تفرّد ذهنی و روانی لاجرم سرخوردگی هدایت می کند.اما مهمترین علت ایجاد حیات فردی در کلانشهرها ،پیشرفت فرهنگی جدید در جمیع ابعاد است که مشخصه ی بارز آن غلبه ی روح بیرونی بر روح درونی شخص می باشد.
     ساکنین کلانشهرها از عناصر تشکیل دهنده فرهنگ جامعه،اعم از علم ،فلسفه،دین،هنر،اخلاق،حقوق و دیگر عناصر برداشتی ناقص و گنگ داشته و هرکدام از این عناصر را در خود حال خود تقسیر می نماید،و از سوی دیگر فرهنگ بومی خود را که بهمراه آورده است چون در تقابل فرهنگ کلانشهری می بیند،لذا از تقابل و تصادم این دو فرهنگ،فرهنگی بوجود می آید که هیچ وجه تشابهی با آنها ندارد.مانند پیکری که ابعاد و اندازه ی ناهم گونی دارد همیشه تزاحم ایجاد کرده و فرد را سرخورده می نماید.اگر بطور مثال،شیوه زندگی صدسال اخیربشر را که در قالب فرهنگ وامکانات زندگی،متجلی شده با شیوه زندگی انسان امروزی مقایسه کنیم،خواهیم دید در بعضی لحظات،بازگشت قهقرایی داشته است.این تغییرات ناشی از رشد فزاینده ی تقسیم کار است.چون لازمه ی تقسیم کار،افزایش مداوم و یک جانبه ی مهارت است و هرچه فرد در این روند یکسویه پیش می رود،بیشتر دچار کمبود شخصیت می شود و توان او در مقابل غلبه بر مشکلات ضعیف تر میشود.او خود را درمقابل مشکلات بی مقدار،و در جامعه بی ارزش حس میکند. او خود را مهره ای ناچیز،در میان انبوهی از پیچ و مهره و دنده و دستگاه عظیم و سازمان یافته ای می یابد که تمام باورها و ارزشهای معنوی او را از او گرفته و زندگی او را به یک زندگی کاملا مادی و عینی،و تهی از همه ی باورها درآورده است.
     این بافت فرهنگی که باهمکاری آگاهانه ملت و دولت و مراکز اجتماعی و فرهنگی و آموزشی و کلیه ارگانها شکل گرفته و چنان محکم برهم تنیده و بردست و پای فرد پیچیده که امکان گشودن و یاتحمل آن وجود ندارد.
از سوی دیگر ،ارائه ی محرک ها و علایق کاذب و نامعقول چنان سهل و آسان شده که کافی است فرد به درون این رودخانه ی خروشان سقوط کند،دیگر خلاصی نخواهد داشت.در نتیجه افراد جامعه به تنهایی و جزیی گرایی،به یگانگی و بیگانگی متمایل شده و به دامن مبلغین و منادیان چنین زندگی چنگ خواهند زد.
در چنین برهه ای زمان و در چنین مکانی از جهان، کلانشهرها بر فرهیختگان و هنرمندان فرض است،تا با اندیشه ای نو ،بدور از هرگونه تنگ نظری ،بین این همه ناهمگونی و ناسازگاری،چاره ای جسته و از ناملایمات خسته نشوند.بر دولتمردان و مسئولین جامعه نیز فرض است.با دور اندیشی و انساندوستی راه هنر را درجامعه هموار سازند و یقین بدانند که هنر هرگز دشمن نبوده،تنها ره رهایی از باتلاق سودجستن و بکار بستن هنر و ابزار هنری است.
نویسنده: مهدی لزیری
            

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/V6PGMNM

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: azarsh.hozehonari.ir