حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار

نعت پیامبر (ص) در کلام عاشیق ها
۳ آذر ۱۳۹۷کد خبر: 44108۱
موسیقی نواحی دارای معیارهای زیباشناسی روشن، قابل بررسی، تئوری های دقیق هرچند نانوشته و ظرفیتی بالقوه است و حاصل این بررسی ها ما را با یک مجموعه پیچیده مواجه می کند نه یک مجموعه ساده. موسیقی نواحی از جنبههای مختلف فرم، محتوا، صدادهی، ارتباط با هنرهای دیگر و تفاوت صوری و محتواییاش با موسیقی ردیف یکصد سال پیش قابل تامل و بررسی است.
موسیقی نواحی ایران به عنوان بخشی از موسیقی عظیم مشرق زمین، مهم ترین بخش از فرهنگ شفاهی و کهن سال این سرزمین است. این موسیقی، مبانی و اسلوب های مخصوص به خود دارد. هر موسیقی دانی از هر ناحیه باید روایتگر این مبانی و اسلوب ها باشد. توجه به معیارهای زیباشناسی، تکنیک های اجرایی، صدادهی سازها، فواصل موسیقیایی، وزن، ساختار سازها، آداب اجرا و در کل رعایت خصوصیات بنیادی موسیقی هر ناحیه از طرف اجراکننده امری ضروری است. اما درباره موسیقی عاشیق باید گفت که « عاشیقی » از جمله موسیقی های متعالی محسوب می شود.
موسیقی به لحاظ کاربرد محتوایی به چهار نوع متعالی، مفید، متعالی و بیهوده تقسیم بندی شده است. موسیقی متعالی قسمتی از موسیقی است که احساسات متعالی شنونده را برمی انگیزد و او را به یاد خدا و بهشت می اندازد و دلبستگی به زخارف دنیا را در وجود او کاهش می دهد و رغبت به عبادت و اطاعت از خدا و تقوا و دینداری را در دل او تقویت می کند و دوری از گناه را سبب می شود. نقش این موسیقی در تلطیف ذوق و پرورش فضایل اخلاقی نیز قابل توجه است. موسیقی عاشیق در گروه موسیقی متعالی قرار می گیرد.
لزوم حراست از موسیقی متعالی
اخوان الصفا موسیقی را وسیله ای برای تنبه و روی آوردن به عالم معنی و دار بقا و به طور کلی غفلت زدایی دانسته اند که اگر در بعضی شرایع تحریم شده، بدین سبب بوده است که برخی ها بر خلاف نظر حکماء آن را وسیله ای برای لهو قرار داده اند. اگر بتوان موسیقی لهوی را افشا کرد می توان به عزت دیرین موسیقی در فرهنگ اسلامی را دوباره احیاء کرد و این همه تلاش در تکامل علم موسیقی از سوی علمای اسلام چون شیخ ابونصر فارابی، شیخ الرئیس ابوعلی سینا، مولانا صفی الدین اورموی و شیخ عبدالقادر مراغه ای و ملامحسن فیض را معنا کرد و دنبال آن بود.
دکتر حسین محمدزاده صدیق در این باره گفته است: برای موسیقی متعادلی در جهان اسلام می توانیم « موسیقی عاشیقی آذربایجان » را مثال بیاوریم که در تمامیت تاریخ شش هزار ساله ی آن در ایران، آنی غبار فسق و لهو بر آن ننشست و همه ی خادمان این مجموعه، خود را « عاشقان خدا » دانستند و برای نشر فضیلت و تقوا و تبلیغ جهان بینی توحیدی، دریایی از متون مکتوب منظوم و منثور و نیز مجموعه ای گران بها از آهنگ ها و نغمه های بدیع عاشیقی را بیافریدند. برخی در تعریف « عاشیق » گفته اند، عاشیق یعنی عاشق خدا. ساز عاشیق وسیله ای برای ستایش خداوند در بین ملل ترک زبان است. آنچه عاشیق را از دیگر نوازندگان متمایز می سازد، عبارتست از: معرفت، حقیقت، شریعت، طریقت، انساندوستی و ادب. عاشیق خود باید بتواند شعر بگوید و بیشتر فیالبداهه بگوید. عاشیق باید طبع شعر داشته باشد، اما نه الزاما مطابق شعر یک شاعر و با پیروی از عروض و قافیه و ارکان شعری. بنابراین هر نوازنده ساز « قوپوز » عاشیق نیست. عاشیق همواره عاشق حقیقت، عاشق مردم، عاشق راستی و درستی است. رسم عاشیق این است که میان نواختن و خواندن ساز را رها می کند و سخن می گوید. او با این کار شعرهای خوانده شده را تفسیر می کند، چنانچه بیش از این نیز عاشیق ها پیام آور مردم بودند و اگر در جایی کسی ظلمی می کرد، عاشیق همه جا رسوایش می کرد.
پوشیدن لباسی مشابه لباس رزم، نشان از آمادگی عاشیق ها در بیان حق و حقیقت و میهن دارد. اهمیت عاشیق با داستان گفتن اوست. با گفتن از حقیقت است. عاشیقی تنها نواختن ساز و خواندن و شاد کردن مردم نیست.عاشیق باید انسانی پاک باشد. او نباید دروغگو باشد. عاشیق چشم بد ندارد، عاشیق زبانش پاک است و به دنبال انتقال کلام و معرفت است. همان طور که اولین عاشیق ها نظیر «دده قورقود » اینگونه بودند و کلام الهی و نعت پیامبر را بر زبانها جاری می ساختند. امروزه میراث عاشیق یکی از غنی ترین بخش های فرهنگ ملی ایران محسوب می شود. پرفسور حسین محمدزاده صدیق (دوزگون) معتقد است: آن چه که امروزه ما ساز و آواز عاشیق، شعر عاشیق و ادبیات عاشیق می نامیم، مجموعه ی تکامل یافته ی یادگار فرهنگی دوران رستاخیز هنری و ادبی شاه اسماعیل صفوی است که خود با تخلص « ختایی » اشعار عرفانی می سرود و ساز می نواخت و سرودهای خود را با شور و جذبه ی خاص اجرا میکرد. دوران شاه اسماعیل صفوی اوج شکوفایی شعرو آواز عاشیق به شمار می رود.
شعر و ساز عاشیق در طول تاریخ دارای دو وجه اصلی بود. وجه نخست، آئینی بودن آن که منجر به تقدس و رازآلودبودن سروده ها می شد و عاشیق را به یک نیایشگر عرفانی تبدیل می کرد. در محافل سرتا پا خلسه ی دراویش مسالک و طرایق عرفانی شیعی که از قرن نهم به این سوی در آذربایجان و سوی های آن شکل گرفت و به سرعت گسترش یافت، عاشیق ها به عنوان فریضه ی طریقتی در ساز خود به نیایش و استغاثه به درگاه حق تعالی میپرداختند و اصطلاح «حق عاشیغی » (عاشیق حق) از همین جا پیدا شد. این گونه عاشیق ها، آهنگ ها و سروده های آئینی خود را بیرون از محافل عرفانی اجرا نمی کردند و آن چه را که برای عموم جماعت عرضه می داشتند، غیر از اشعار آئینیشان بود. «عاشیق یونس » یا «یونس امره » از اولین عاشیق های آئینی به شمار میرود. وی زاده ی شهر خوی بود و سال ها به سیر آفاق و انفس در آذربایجان غربی و صفحات شرقی آسیای صغیر پرداخت. دیوان پرحجمی از او بر جای مانده است. به گفته دکتر حسین محمدزاده صدیق، ریشه ی تقدس آئینی ساز عاشیق به دوران پیش از اسلام و باورهای شمن گرایانه ی اهالی آذربایجان برمی گردد. در آن دوران به عاشیق «اوزان »(Ozan ) گفته می شد. اوزانها به اسرار دارویی گیاهان شفابخش هم پی برده بودند و در واقع گونه ی طبیب آلام و دردهای جسمی و روحی توده های مردم به شمار می رفتند و با آوازها و اشعار آئینی شمنی خود، در مراسم و محافل خاص مذهبی شمنگرایان مانند یک روحانی ظهور می کردند. یکی از این اوزان ها «دده قورقود » معروف ترین نام در شعر و ادبیات عاشیق به شمار می رود. دکتر صدیق توضیح داد: وجه دیگر شعر و آواز عاشیقی، وجه عمومی و غیر آئین یبودن آن است که بسیاری از عاشیق های معاصر در این رده می گنجند. در گذشته این گونه عاشیق ها به داستانپردازی های بزمی و رزمی می پرداختند. مانند عاشیق عباس توفارقانلی که داستان معروف «گولگز » را سروده است یا حماسه های کوراوغلو که جزو ادبیات رزمی عاشیقی به شمارمی رود.
دکتر صدیق پیرامون قدمت هنر عاشیقی در خاورمیانه توضیح داد: معمولاً پژوهشگران به مجسمه های گلین کوچک بازمانده از هزاره ی دوم پیش از میلاد استناد می کنند که همانند عاشیق های آذربایجان ساز بر سینه ایستاده اند. همچنین گفته می شود که در مراسم عزاداری برای آتیلا، سردار ترکان هون، عاشیق های آن روزگار شرکت داشته اند و یا به منظومه ی آلپ ارتونقا ( افراسیاب) که پاره هایی از آن در دیوان لغات الترک بر جا مانده، استناد می کنند. مترجم دیوان لغات الترک محمود کاشغری به فارسی، توضیح داد: عاشیق ها در میان ترکمن ها به «باغشی » معروف هستند که مانند عاشیق های آذربایجان، ساز را بر سینه می فشارند. در میان ازبکان، قیرغیزها و قزا قها نیز عاشیق ها با نامهای متفاوت ظهور کرده اند. عاشیق ها دارای سنن ادبی غنی، منسجم و دیرسال هستند به گفته استاد زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی: عاشیق ها را خنیاگران دوره گرد مردمی نام داده اند، اما بی گمان اینان غیر از خوانندگان دوره گردی هستند که ممکن است در مناطق دیگر وجود داشته باشند. او توضیح داد: عاشیق ها دارای سنن ادبی غنی و منسجم و دیرسال هستند. البته همه ی عاشیق ها یک جا صاحب هنرهای عاشیقی نیستند. دکتر صدیق گفت: عاشیق کامل کسی است که هم شعر می سراید، هم آهنگ می سازد و در کنار آن، خود شعر و آهنگ را در ساز اجرا می کند، نقالی می نماید و حتی به حرکات موزون آئینی می پردازد. در کنار همه ی این هنرها، فردی پاکدامن، باتقوا و به دردبخور برای آحاد مردم است که در غم و شادی های جامعه، خود را شریک می کند.
منظومه ها بخش وسیعی از آفرینش ادبی عاشیق ها را تشکیل می دهند
دکتر صدیق درباره انواع هنری عاشیق ها توضیح داد: منظومه ها بخش وسیعی از آفرینش ادبی عاشیق ها را تشکیل می دهند که از دیرباز از سوی اوزان ها و سپس عاشیق ها ایجاد شده اند. از کهن ترین منظومه های دوره ی اسلامی، دوازده منظومه ی دده قورقود را می توان نام برد که صبغه ی حماسی دارند. همین گونه منظومه های کوراوغلو و قاچاق نبی و منظومه ی ستارخان جزو منظومه های حماسی به شمار می روند. اما بیشتر سهم منظومه ها را منظومههای غنایی و بزمی تشکیل می دهند که در میان آنها اصلی وکرم، شاه صنم از معروفیت بیشتری برخوردارند.
گونه های گوناگون شعر عاشیقی
دکتر صدیق توضیح داده است که از گونه های دیگر شعر عاشیقی می توان از وجودنامه ها، اوستادنامه ها و معراج نامهها نیز اسم برد. او گفت: عاشیق علیعسگر که در اواسط دوره ی قاجار نزدیک دویست سال پیش زندگی
می کرد، از معروف ترین عاشیق های تاریخ شعر عاشیقی به شمار می رود که در وجوه دوگانه ی فوق معروف است. اما بیشترین اهمیت ظهور وی را در تدوین شعر عاشیقی و ایجاد مکتب در بدیهه سرایی میدانند. اغلب عاشیق هایی که بعد از او ظهور کردند، از او به نیکی یاد کرده اند و تلاش داشتند که در سرودن اشعار هنری مانند تجنیس، دوداق دهیمز (کاربرد لغاتی با حروف غیر لبی)، مشاعره و مناظرات عاشیق خود را به پای او برسانند. به گفته دکتر صدیق: ارسباران از مراکز مهم ظهور عاشیق در آذربایجان است که هم اکنون یکی از طرائق باطنی دوران صفویه موسوم به «طریقت شاملو » در گستره ی وسیعی از این منطقه سکونت دارند و برخی از سادات این طریقت، خود را از اولاد و احفاد شاه اسماعیل می شمارند. «ساری عاشیق » از عاشیق های معروف تاریخ ادبیات عاشیقی است که در همین منطقه و در یکی از روستاهای شهر اهر به دنیا آمد و معروفیت یافت. در منطقه ی اورمیه نیز در هنر عاشیقی خود ویژگی و مکتب خاصی آفریده شد و در آنجا آهنگ هایی متفاوت با دیگر مناطق نواخته می شود. در طول تاریخ عاشیقهای این خطه با سفر به صفحات گرجستان، در رواج مکتب اورمیه در آن نواحی مؤثر بوده اند. به طوری که امروزه عاشیق های استان بورچالی در جمهوری گرجستان را می توان هنرمندان این مکتب به شمار آورد. برخی از آهنگ های عاشیقی این منطقه مانند «اورمو گؤزلـله مه سی»، «خوی امراهی»،« سماعی» و غیره در مناطق دیگر شناخته شده نیست.
ائلدار محمدزاده صدیق
موسیقی به لحاظ کاربرد محتوایی به چهار نوع متعالی، مفید، متعالی و بیهوده تقسیم بندی شده است. موسیقی متعالی قسمتی از موسیقی است که احساسات متعالی شنونده را برمی انگیزد و او را به یاد خدا و بهشت می اندازد و دلبستگی به زخارف دنیا را در وجود او کاهش می دهد و رغبت به عبادت و اطاعت از خدا و تقوا و دینداری را در دل او تقویت می کند و دوری از گناه را سبب می شود. نقش این موسیقی در تلطیف ذوق و پرورش فضایل اخلاقی نیز قابل توجه است. موسیقی عاشیق در گروه موسیقی متعالی قرار می گیرد.
لزوم حراست از موسیقی متعالی
اخوان الصفا موسیقی را وسیله ای برای تنبه و روی آوردن به عالم معنی و دار بقا و به طور کلی غفلت زدایی دانسته اند که اگر در بعضی شرایع تحریم شده، بدین سبب بوده است که برخی ها بر خلاف نظر حکماء آن را وسیله ای برای لهو قرار داده اند. اگر بتوان موسیقی لهوی را افشا کرد می توان به عزت دیرین موسیقی در فرهنگ اسلامی را دوباره احیاء کرد و این همه تلاش در تکامل علم موسیقی از سوی علمای اسلام چون شیخ ابونصر فارابی، شیخ الرئیس ابوعلی سینا، مولانا صفی الدین اورموی و شیخ عبدالقادر مراغه ای و ملامحسن فیض را معنا کرد و دنبال آن بود.
دکتر حسین محمدزاده صدیق در این باره گفته است: برای موسیقی متعادلی در جهان اسلام می توانیم « موسیقی عاشیقی آذربایجان » را مثال بیاوریم که در تمامیت تاریخ شش هزار ساله ی آن در ایران، آنی غبار فسق و لهو بر آن ننشست و همه ی خادمان این مجموعه، خود را « عاشقان خدا » دانستند و برای نشر فضیلت و تقوا و تبلیغ جهان بینی توحیدی، دریایی از متون مکتوب منظوم و منثور و نیز مجموعه ای گران بها از آهنگ ها و نغمه های بدیع عاشیقی را بیافریدند. برخی در تعریف « عاشیق » گفته اند، عاشیق یعنی عاشق خدا. ساز عاشیق وسیله ای برای ستایش خداوند در بین ملل ترک زبان است. آنچه عاشیق را از دیگر نوازندگان متمایز می سازد، عبارتست از: معرفت، حقیقت، شریعت، طریقت، انساندوستی و ادب. عاشیق خود باید بتواند شعر بگوید و بیشتر فیالبداهه بگوید. عاشیق باید طبع شعر داشته باشد، اما نه الزاما مطابق شعر یک شاعر و با پیروی از عروض و قافیه و ارکان شعری. بنابراین هر نوازنده ساز « قوپوز » عاشیق نیست. عاشیق همواره عاشق حقیقت، عاشق مردم، عاشق راستی و درستی است. رسم عاشیق این است که میان نواختن و خواندن ساز را رها می کند و سخن می گوید. او با این کار شعرهای خوانده شده را تفسیر می کند، چنانچه بیش از این نیز عاشیق ها پیام آور مردم بودند و اگر در جایی کسی ظلمی می کرد، عاشیق همه جا رسوایش می کرد.
پوشیدن لباسی مشابه لباس رزم، نشان از آمادگی عاشیق ها در بیان حق و حقیقت و میهن دارد. اهمیت عاشیق با داستان گفتن اوست. با گفتن از حقیقت است. عاشیقی تنها نواختن ساز و خواندن و شاد کردن مردم نیست.عاشیق باید انسانی پاک باشد. او نباید دروغگو باشد. عاشیق چشم بد ندارد، عاشیق زبانش پاک است و به دنبال انتقال کلام و معرفت است. همان طور که اولین عاشیق ها نظیر «دده قورقود » اینگونه بودند و کلام الهی و نعت پیامبر را بر زبانها جاری می ساختند. امروزه میراث عاشیق یکی از غنی ترین بخش های فرهنگ ملی ایران محسوب می شود. پرفسور حسین محمدزاده صدیق (دوزگون) معتقد است: آن چه که امروزه ما ساز و آواز عاشیق، شعر عاشیق و ادبیات عاشیق می نامیم، مجموعه ی تکامل یافته ی یادگار فرهنگی دوران رستاخیز هنری و ادبی شاه اسماعیل صفوی است که خود با تخلص « ختایی » اشعار عرفانی می سرود و ساز می نواخت و سرودهای خود را با شور و جذبه ی خاص اجرا میکرد. دوران شاه اسماعیل صفوی اوج شکوفایی شعرو آواز عاشیق به شمار می رود.
شعر و ساز عاشیق در طول تاریخ دارای دو وجه اصلی بود. وجه نخست، آئینی بودن آن که منجر به تقدس و رازآلودبودن سروده ها می شد و عاشیق را به یک نیایشگر عرفانی تبدیل می کرد. در محافل سرتا پا خلسه ی دراویش مسالک و طرایق عرفانی شیعی که از قرن نهم به این سوی در آذربایجان و سوی های آن شکل گرفت و به سرعت گسترش یافت، عاشیق ها به عنوان فریضه ی طریقتی در ساز خود به نیایش و استغاثه به درگاه حق تعالی میپرداختند و اصطلاح «حق عاشیغی » (عاشیق حق) از همین جا پیدا شد. این گونه عاشیق ها، آهنگ ها و سروده های آئینی خود را بیرون از محافل عرفانی اجرا نمی کردند و آن چه را که برای عموم جماعت عرضه می داشتند، غیر از اشعار آئینیشان بود. «عاشیق یونس » یا «یونس امره » از اولین عاشیق های آئینی به شمار میرود. وی زاده ی شهر خوی بود و سال ها به سیر آفاق و انفس در آذربایجان غربی و صفحات شرقی آسیای صغیر پرداخت. دیوان پرحجمی از او بر جای مانده است. به گفته دکتر حسین محمدزاده صدیق، ریشه ی تقدس آئینی ساز عاشیق به دوران پیش از اسلام و باورهای شمن گرایانه ی اهالی آذربایجان برمی گردد. در آن دوران به عاشیق «اوزان »(Ozan ) گفته می شد. اوزانها به اسرار دارویی گیاهان شفابخش هم پی برده بودند و در واقع گونه ی طبیب آلام و دردهای جسمی و روحی توده های مردم به شمار می رفتند و با آوازها و اشعار آئینی شمنی خود، در مراسم و محافل خاص مذهبی شمنگرایان مانند یک روحانی ظهور می کردند. یکی از این اوزان ها «دده قورقود » معروف ترین نام در شعر و ادبیات عاشیق به شمار می رود. دکتر صدیق توضیح داد: وجه دیگر شعر و آواز عاشیقی، وجه عمومی و غیر آئین یبودن آن است که بسیاری از عاشیق های معاصر در این رده می گنجند. در گذشته این گونه عاشیق ها به داستانپردازی های بزمی و رزمی می پرداختند. مانند عاشیق عباس توفارقانلی که داستان معروف «گولگز » را سروده است یا حماسه های کوراوغلو که جزو ادبیات رزمی عاشیقی به شمارمی رود.
دکتر صدیق پیرامون قدمت هنر عاشیقی در خاورمیانه توضیح داد: معمولاً پژوهشگران به مجسمه های گلین کوچک بازمانده از هزاره ی دوم پیش از میلاد استناد می کنند که همانند عاشیق های آذربایجان ساز بر سینه ایستاده اند. همچنین گفته می شود که در مراسم عزاداری برای آتیلا، سردار ترکان هون، عاشیق های آن روزگار شرکت داشته اند و یا به منظومه ی آلپ ارتونقا ( افراسیاب) که پاره هایی از آن در دیوان لغات الترک بر جا مانده، استناد می کنند. مترجم دیوان لغات الترک محمود کاشغری به فارسی، توضیح داد: عاشیق ها در میان ترکمن ها به «باغشی » معروف هستند که مانند عاشیق های آذربایجان، ساز را بر سینه می فشارند. در میان ازبکان، قیرغیزها و قزا قها نیز عاشیق ها با نامهای متفاوت ظهور کرده اند. عاشیق ها دارای سنن ادبی غنی، منسجم و دیرسال هستند به گفته استاد زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی: عاشیق ها را خنیاگران دوره گرد مردمی نام داده اند، اما بی گمان اینان غیر از خوانندگان دوره گردی هستند که ممکن است در مناطق دیگر وجود داشته باشند. او توضیح داد: عاشیق ها دارای سنن ادبی غنی و منسجم و دیرسال هستند. البته همه ی عاشیق ها یک جا صاحب هنرهای عاشیقی نیستند. دکتر صدیق گفت: عاشیق کامل کسی است که هم شعر می سراید، هم آهنگ می سازد و در کنار آن، خود شعر و آهنگ را در ساز اجرا می کند، نقالی می نماید و حتی به حرکات موزون آئینی می پردازد. در کنار همه ی این هنرها، فردی پاکدامن، باتقوا و به دردبخور برای آحاد مردم است که در غم و شادی های جامعه، خود را شریک می کند.
منظومه ها بخش وسیعی از آفرینش ادبی عاشیق ها را تشکیل می دهند
دکتر صدیق درباره انواع هنری عاشیق ها توضیح داد: منظومه ها بخش وسیعی از آفرینش ادبی عاشیق ها را تشکیل می دهند که از دیرباز از سوی اوزان ها و سپس عاشیق ها ایجاد شده اند. از کهن ترین منظومه های دوره ی اسلامی، دوازده منظومه ی دده قورقود را می توان نام برد که صبغه ی حماسی دارند. همین گونه منظومه های کوراوغلو و قاچاق نبی و منظومه ی ستارخان جزو منظومه های حماسی به شمار می روند. اما بیشتر سهم منظومه ها را منظومههای غنایی و بزمی تشکیل می دهند که در میان آنها اصلی وکرم، شاه صنم از معروفیت بیشتری برخوردارند.
گونه های گوناگون شعر عاشیقی
دکتر صدیق توضیح داده است که از گونه های دیگر شعر عاشیقی می توان از وجودنامه ها، اوستادنامه ها و معراج نامهها نیز اسم برد. او گفت: عاشیق علیعسگر که در اواسط دوره ی قاجار نزدیک دویست سال پیش زندگی
می کرد، از معروف ترین عاشیق های تاریخ شعر عاشیقی به شمار می رود که در وجوه دوگانه ی فوق معروف است. اما بیشترین اهمیت ظهور وی را در تدوین شعر عاشیقی و ایجاد مکتب در بدیهه سرایی میدانند. اغلب عاشیق هایی که بعد از او ظهور کردند، از او به نیکی یاد کرده اند و تلاش داشتند که در سرودن اشعار هنری مانند تجنیس، دوداق دهیمز (کاربرد لغاتی با حروف غیر لبی)، مشاعره و مناظرات عاشیق خود را به پای او برسانند. به گفته دکتر صدیق: ارسباران از مراکز مهم ظهور عاشیق در آذربایجان است که هم اکنون یکی از طرائق باطنی دوران صفویه موسوم به «طریقت شاملو » در گستره ی وسیعی از این منطقه سکونت دارند و برخی از سادات این طریقت، خود را از اولاد و احفاد شاه اسماعیل می شمارند. «ساری عاشیق » از عاشیق های معروف تاریخ ادبیات عاشیقی است که در همین منطقه و در یکی از روستاهای شهر اهر به دنیا آمد و معروفیت یافت. در منطقه ی اورمیه نیز در هنر عاشیقی خود ویژگی و مکتب خاصی آفریده شد و در آنجا آهنگ هایی متفاوت با دیگر مناطق نواخته می شود. در طول تاریخ عاشیقهای این خطه با سفر به صفحات گرجستان، در رواج مکتب اورمیه در آن نواحی مؤثر بوده اند. به طوری که امروزه عاشیق های استان بورچالی در جمهوری گرجستان را می توان هنرمندان این مکتب به شمار آورد. برخی از آهنگ های عاشیقی این منطقه مانند «اورمو گؤزلـله مه سی»، «خوی امراهی»،« سماعی» و غیره در مناطق دیگر شناخته شده نیست.
ائلدار محمدزاده صدیق
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/84FPMG3
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
