
موج سوم و دنبالهء گرایش به پسا مدرنیسم
موج اول و دوم به ترتیب موج نو و شعر چریکی را در بر می گرفت.موج سوم را موج ÷س از اتقلاب و جنگ دانسته اند.وشاعرانی چون محمدعلی سپانلو،شمس لنگرودی،جواد مجابی و محمد مختاری را در این جرگه جای داده اند.سخنان بیانیه وار زیر بیشتر بر محور تصویر،ایجاز و لحظه می چرخد ...
موج سوم و دنبالهء گرایش به پسا مدرنیسم
مرتضی طوسی
دانشجوی مقطع کارشناسی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز
موج اول و دوم به ترتیب موج نو و شعر چریکی را در بر می گرفت. موج سوم را موج پس از اتقلاب و جنگ دانستهاند و شاعرانی چون محمدعلی سپانلو،شمس لنگرودی، جواد مجابی و محمد مختاری را در این جرگه جای داده اند. سخنان بیانیه وار زیر بیشتر بر محور تصویر، ایجاز و لحظه می چرخد:
1.شعر موج سوم شعر برداشت و شعر ایجاز است و شاعران آن،شاعران لحظه های کوتاه میان لحظههایند
2.شعر ایجاز موجودیت شعر بلند را انکار نمی کند-و میدانیم که شعر هایکویی موجز و کوتاه است. بنابراین شعر هایکویی ،شعر مینی مالیستی وشعرموج سوم شعری ماکسی مالیستی ست.
3.شعرموج سوم در نگاهیتند و تصویری در دمی در خود تمام می شود
4.این گونه شعررا میتوان میراث رباعی دانست با همان ساختمان کاملی که در شکل و بیان دارد.یا درنگاهی گشترده تر می تواند میراث شعر مدیترانه ای باشد که به ویژه در شعرهای جوزپه اونگارتی و خوان خیمه نز اسپانیایی یا جورج سفریس یونانی دیده میشود. اینگونه شعرها در هایکو و دیگر گونه های شعر ژاپنی نظایر فراوانی دارد.
بنابراین مهمترین شاخص متفاوت موج سوم،شعر –ایجاز حتی در شعرهای بلند- است. چنین ذوقی البته بر میگردد به معرفت شناسی روح عصری و نیز پارادایم زمانیِ خاص.مقصود این که شعر ی ممکن است موجز نباشد اما روابط متن به گونه ای باشد که مجموعا مناسبت پیدا کند.-در مورد سبک صالحی هم اشاره کردیم که لحنش اجازه میدهد از ایجاز صرف نظر شود.
همین طور است هر مولفه ای که امروز ابداع کردهاند. اینکارفقط به شعر تنوع میدهد. صادر کردن مانیفست ضرورت ندارد. اما به شرطی که موجودیت شعر گذشته را زیر سوال نبرد و مبنای زیبا شناختی مشخصی داشته باشد.
زبان شمس لنگرودی در مجموعه های –باغبان جهنم- 1383-و –ملاح خیابان-1368-روان تر،موجزتر و بیحشو تر گردیده است. او توانسته هنر شاعری خود را به زیبایی به ثبت برساند.گوینده ی این شعر از مجموعهی –باغبان جهنم- ایجاز شعرِ نه چندان کوتاه را نشان می دهد و هم مانند خیامی امروزی جهان را در رباعی امروزی و نگاهی تند و تصویری نشان می دهد که دمی در خود تمام میشود:
به این جهان
به جست و جوی کسی نیامده بودم
و از جهان
به جست و جوی کسی نرفتم
خواستم
آنچه را که نمی بافتم
یافتم
آنچه را که نمی خواستم
شیرین و تلخ لفظ های جهان را چشیدم
سپاس گفتم کدبانوی کور را.
____________________________________
نمونه های شعری شمس لنگرودی:
بگذار تا جهان به زیبایی خود دل ببندد
بگذار تا جهان به زیبایی خود دل ببندد
بهار
در مقدم تو قربانی میشود تا از قطرات گلویش
شقایقی بروید
...
بی حضور تو
هیچ دفتری گشوده نمیماند
بی گذار تو
معبری را پایان نیست
تو الفبای جهان را دیگر کردهای
پرندگان شوریده در نفست ره گم می کنند
شوریدگان هوایت را دریاب!
نگاه کن
دو پرنده روحم را میبرند
و جهان در عبور پرندگان
شکل تو را میگیرد!
2__________________________
دوستت دارم
و پنهان کردن آسمان
پشت میله های قفس
آسان نیست .
آن چه که پنهان می ماند خون است
خون است و عسل
که به نیش زنبوری
آشکار می شود .
دوستت دارم
و نقشه ایی از بهشت را می بینم
دورادور
با دو نهر از عسل
که کشان کشان
خود را به خانه من می رسانند .
___________________________________________
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
