حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار
معرفی کتاب «پیر پیشگام»

معرفی کتاب «پیر پیشگام»

۱۷ فروردین ۱۳۹۴کد خبر: 42944۳

خاطرات حاج‌حمید فاسونیه‌چی از پیشگامان انقلاب اسلامی در قالب کتاب "پیر پیشگام" به قلم نویسنده گرانسنگ مصطفی قلیزاده منتشر شد.

این اثر در شش بخش با عناوین دوران کودکی و جوانی، به دنبال دانش، ناگهان ژاندارمری، در آستانه انقلاب، سپیده دم پیروزی و اسناد و تصاویر در 160 صفحه توسط انتشارات سوره مهر و به سفارش دفتر مطالعات و ادبیات پایداری حوزه هنری استان آذربایجان غربی به چاپ رسیده است.
حاج‌حمید فاسونیه‌چی راوی کتاب "پیر پیشگام" به سال 1310 در شهر ارومیه به دنیا آمد و در خانواده‌ای مذهبی تربیت یافت. او از دوران تحصیلات دبیرستانی به توصیه‌ی بعضی از علمای بزرگ شهر و به پیشنهاد پدرش، وارد حوزه‌ی علمیه شد. ادبیات عرب و مقدمات علوم و معارف دینی را طی چهار سال فرا گرفت و در سال 1328 برای ادامه تحصیل به شهر مقدس قم مهاجرت کرد. بعد از دو سال ادامه تحصیل در حوزه‌ی علمیه قم، بنا به عللی به تهران رفت و در مدرسه‌ی علمیه مشیریه ادامه تحصیل داد. اما مسائلی سر راه زندگی این جوان مذهبی طالب علوم دینی قرار گرفت که ادامه راه دانش و روحانیت را بر او غیرممکن ساخت. از آن پس وارد آموزشگاه ژاندارمری شد و در این پایگاه کمر خدمت به کشور و ملت بست. او از اولین فعالان انقلابی و مذهبی در ارومیه، استان آذربایجان‌غربی و خرم‌آباد لرستان بود که در لباس یک ژاندارم مسلمان و متدین برخلاف جریان رژیم پهلوی حرکت کرد. ارتباط نزدیک او با روحانیون بانفوذ و انقلابی ارومیه و انتقاداتش از عوامل وفادار به شاه و حتی انتقاد از شخص محمدرضا شاه پهلوی، بیشتر موجب پرونده‌سازی علیه او در سازمان ضداطلاعات هنگ ژاندارمری تهران و ارومیه گردید و بالاخره حکم تبعیدش در قالب انتقال محل خدمت به خرم‌آباد صادر شد. وی آن‌جا هم به فعالیت‌هایش ادامه داد تا جایی‌که عوامل رژیم سعی کردند او را از بدنه‌ی ژاندارمری حذف کنند که با هوشمندی خود و دوستانش توانست قبل از اخراج حکم بازنشستگی‌اش را در 41 سالگی بگیرد.
حاج‌حمید که پدر، پدر بزرگ و برادر شهید است خاطرات جالب و خواندنی از روند شکل‌گیری انقلاب در ارومیه و حوادث بعد از آن را در این کتاب روایت کرده است.
در بخش اول این اثر راوی، خاطره‌ای از ماجرای کشف حجاب در ارومیه و حوادث بعد از آن‌را این‌چنین بیان می‌کند؛ «حدود سال 1318 بود، من هفت هشت ساله بودم و خوب به یاد دارم که یک روز جلوی کارگاه جعبه‌سازی پدرم ایستاده بودم؛ در آن ساعت زنی چادری از آن‌جا می‌گذشت که ناگهان پاسبانی از راه رسید و با گستاخی تمام پیش آمد و چادر آن زن مسلمان را از سرش کشید و شروع کرد به اهانت و بد و بیراه گفتن به آن بانوی محجبه. مردی به نام "مشهدی" روبروی کارگاه پدرم مغازه داشت با مشاهده این حادثه‌ی اسف‌بار، با صدای بلند سر آن پاسبان بی‌غیرت فریاد زد که: ای نامرد، ای بی‌غیرت، کجا می‌بری چادر این خواهر مسلمان را؟ ... ولی پاسبان فرومایه اصلاً گوش نکرد و چادر را با خود برد.»
لازم به ذکر است قبل از این، آثاری چون مردی شبیه خود، خاطرات حجت‌الاسلام بنابی، دعبل خزاعی، از نسل سرافرازان (زندگینامه سردار شهید جواد سبزی) و زندگینامه شیخ‌محمد خیایانی از مصطفی قلیزاده به چاپ رسیده است.
--------------------------------------------------------------------
داود خدایی

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/YYTJ4SA

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: azarsh.hozehonari.ir