حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار

لشکر عاشورا کورگرههای زیادی را باز کرده است
۲۲ مهر ۱۳۹۴کد خبر: 43116۱
اشاره:
سیزدهمین نمایشگاه کتاب تبریز و ششمین نمایشگاه کتاب دفاعمقدس، دوشنبه 13 مهرماه امسال به کار خود پایان داد. از برنامههای جنبی این دوره از نمایشگاه، نشستهای تخصصی و سخنرانیهای هنرمندان و نویسندگان بود. یکی از این نویسندگان، داود امیریان داستاننویس و روزنامهنگار پرکار کرمانی بود که در پایان برنامهاش، گفتگوی کوتاهی را با او انجام دادیم. وی متولد سال ۱۳۴۹ میباشد که در 16 سالگی راهی جبهه شد و در عملیاتهای مختلفی همچون کربلای 5، بیتالمقدس 4 و مرصاد شرکت کرد. امیریان در حوزه خاطرهنویسى، ادبیات کودک و نوجوان، رمان، طنز، زندگینامهی داستانى شهدا و فیلمنامهنویسى قلم زده، با دفتر هنر و مقاومت حوزه هنری نیز همکاری میکند. برخی از آثار وی عبارتند از: "پسران نیمه شب"، "جام جهانی در جوادیه"، بازنویسی فیلمنامه "مرد خوشبخت"، "دوستان خداحافظى نمىکنند"، "تولد یک پروانه"، زندگینامه داستانی شهید صیاد شیرازی در "آخرین گلوله صیاد"، زندگینامه داستانی شهید مریم فرهانیان در "داستان مریم"، "خداحافظ کرخه"، "آخرین سوار سرنوشت"، "مترسک مزرعه آتشین"، "بهشت برای تو"، "یک آسمان منور"، "تندرهای ابابیل"، "آخرین سوار سرنوشت"، رمان "مرد بهاری"، "لحظه جدایی من"، "سلحشوران امیرخیز"، "دو سلحشور و نصفی"، "هویزه"، مجموعه پنج جلدی "ترکش های ولگرد" و ..
مصاحبه با: داود امیریان
گفتگو از: داود خدایی
*** به نظر خودتان، رمز موفقیت کارهای داود امیریان در چیست؟
همیشه سعی کردهام، نگاهی به دور از شعار و دروغ به موضوعات داشته باشم. اعتقادم بر این است؛ بهترین تکنیک نوشتن، صمیمیت و صداقت است. بعضی از نویسندگان با دروغپردازی سعی میکنند مطلبی را به مخاطب تفهیم نمایند که همین امر سبب میگردد تا مخاطبگریزی اتفاق بیفتد. اگر ما تنها واقعیات را بدون استفاده از تکنیکهای رایج به مخاطب منتقل نماییم، موفق شدهایم کارمان را بهدرستی انجام دهیم. نباید فراموش کنیم، رزمندهای که در جبهه حضور پیدا میکرد، فردی بود معمولی، مثل من و شما. از همین طیف مردم. بچهی همین باغمیشه، گجیل قاپیسی، مارالان و لاله. فوتبال بازی میکردند. شیطنت میکردند. از جیب پدرشان پول کش میرفتند و ... ولی خب در کنار همهی این رفتارها راه درست را انتخاب کرداند و به مقصدشان نیز رسیدند. انتخاب راه درست باعث گردید خداوند گلچینشان کند و دروازه شهادت را به رویشان باز نماید. آنها شهید شدند و ما ماندیم. فکر میکنم عمده دلیل موفقیت کارهای بنده نیز در این باشد که فقط واقعیات را مینویسم. شهید را آنطوری که بود نشان میدهم. مخاطب نیز از این روراستی من خوشش میآید و با اثر همراه میگردد.
شما از نویسندگانی هستید که به خوبی توانسته دفاعمقدس را وارد ادبیات کودک و نوجوان نماید، دلیل این موفقیت را در کجا میبینید؟
حضرت علی می¬گوید: «وقتی با کودکان صحبت می¬کنید باید با زبان خودش با آنها حرف بزنید». متأسفانه بعضاً ماها ابزار و عناصر این زبان را بلد نیستیم. فرض کنید فردی با استفاده از زبانی یکسان از جانب یک رزمنده و هم یک کودک 5 ساله حرف میزند. این اصلاً درست نیست. نگاهها و لحنها متفاوت است و میبایستی این تفاوت در اثر کاملاً مشهود باشد. من به نوعی خاص با همسرم حرف میزنم و به گونهای دیگر با فرزندم. تفاوت در دیالوگها باید مشخص باشد. قرار نیست به یک شکل با مخاطبان خود ارتباط برقرار نماییم. زمانیکه برای کودک و نوجوان مینویسیم، بایستی زبان آن قشر را کاملاً بشناسیم و هم ابعاد مختلف شخصیتیاش را، تا موفق شویم ارتباط منطقی با مخاطب خود برقرار نماییم.
ما باید آن زبان و نگاه خاص را پیدا کنیم و این امر فقط با تمرین و ممارست به دست میآید. اوایل بنده نیز دچار اشتباه میشدم ولی همین آزمون و خطاها و تمرین و ممارستها سبب شد تا به زبان مختص هر قشر دست یابم. وقتی برای کودکان مینویسم سعی میکنم، واقعاً برای آنها و از زبان خودشان بنویسم. در این راه باید از تجربیات هم استفاده کنیم. غرور و خودبینی را کنار بگذاریم و از آنهایی که در راهی موفق شدهاند، دلیل موفقیتاش را بپرسیم تا زودتر به هدف برسیم.
مهمترین آسیبی که ادبیات دفاعمقدس ما را تهدید میکند؟
تحریف اولین و مهمترین آسیبی است که ادبیات دفاعمقدس را تهدید میکند. عامل مهم دیگر اینکه بعضی از رزمدگان فکر میکنند اگر خاطرات خود را بیان کنند، ریا میشود. این نیز تفکر غلطی است که سبب خواهد شد بسیاری از واقعیات بیان نشود و بعد از مدتزمانی با فوت همان فرد دستمان از این خاطرات کوتاه گردد. وقتی فرد صادقی نیاید و احادیث پیامبر را بیان نکند، فردی چون ابوحریبه وارد عمل شده، احادیث جعلی را رواج میدهند که اصلاً در شان پیامبر نمیباشد. در زمان حاضر نیز وقتی رزمندگان اتفاقات هشت سال را روایت نکند، دیگران واقعیات را تحریف خواهند نمود.
نقش آذربایجان در دفاعمقدس و ادبیات را چطور ارزیابی مینمایید؟
آقا فرمودند: «تبریز سر ایران است». هیچوقت نمی¬شود منکر نقش لشکر عاشورا شد. در زمان جنگ هر کجا که کار گره میخورد از رزمندگان لشکر عاشورا مدد میگرفتند. کورگرههای زیادی را باز کرده بود. مردان این لشکر سلحشور بودند و جنگنده و البته، شوخطبع. زبان ترکی، زبان خاصی است و طنز و کنایهاش خیلی به هم نزدیک. بستر خوبی است برای طنازی. دعا می¬کنم این طنازهای تبریزی وارد عرصه شوند و مثل زمان جنگ جریانساز باشند.
تحلیلتان از فعالیتهای حوزهی هنری در پیشبرد جریان ادبیات دفاعمقدس؟
حوزه هنری از سردمداران ادبیات دفاعمقدس است، آنهم در زمانی که خبری از چنین بودجههای هنگفت نبود. دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری با یک میز و صندلی کارش را در اتاقی کوچک شروع کرد. مسئولاش نیز آقای سرهنگی بود که اتاقش درست بغل اتاق آقای آوینی (شهید) بود. در حال حاضر سوره مهر و حوزههنری زیاد روی خاطره سرمایهگذاری می کنند.
در شروع کار اعتماد به نسل جوان بیشتر از الان بود. الان خیلی کمتر شده است. من خودم وقتی وارد این عرصه شدم، بیست سال داشتم. آقای سرهنگی به من اعتماد کرد و من توانستم آثارم را به چاپ برسانم. من اولین مجوعه داستانم را در 20 سالگی به چاپ رساندم. الان هم باید چنین اتفاقی بیفتد. الان هم ما باید به جوان¬ها اعتماد کنیم. الان باید خون تازه وارد رگهای ادبیات ما شود. قرار نیست کار را من به تنهایی انجام دهم. از من بهتران نیز هستند که میتوانند آثار ماندگاری تولید کنند.
مصاحبه با: داود امیریان
گفتگو از: داود خدایی
*** به نظر خودتان، رمز موفقیت کارهای داود امیریان در چیست؟
همیشه سعی کردهام، نگاهی به دور از شعار و دروغ به موضوعات داشته باشم. اعتقادم بر این است؛ بهترین تکنیک نوشتن، صمیمیت و صداقت است. بعضی از نویسندگان با دروغپردازی سعی میکنند مطلبی را به مخاطب تفهیم نمایند که همین امر سبب میگردد تا مخاطبگریزی اتفاق بیفتد. اگر ما تنها واقعیات را بدون استفاده از تکنیکهای رایج به مخاطب منتقل نماییم، موفق شدهایم کارمان را بهدرستی انجام دهیم. نباید فراموش کنیم، رزمندهای که در جبهه حضور پیدا میکرد، فردی بود معمولی، مثل من و شما. از همین طیف مردم. بچهی همین باغمیشه، گجیل قاپیسی، مارالان و لاله. فوتبال بازی میکردند. شیطنت میکردند. از جیب پدرشان پول کش میرفتند و ... ولی خب در کنار همهی این رفتارها راه درست را انتخاب کرداند و به مقصدشان نیز رسیدند. انتخاب راه درست باعث گردید خداوند گلچینشان کند و دروازه شهادت را به رویشان باز نماید. آنها شهید شدند و ما ماندیم. فکر میکنم عمده دلیل موفقیت کارهای بنده نیز در این باشد که فقط واقعیات را مینویسم. شهید را آنطوری که بود نشان میدهم. مخاطب نیز از این روراستی من خوشش میآید و با اثر همراه میگردد.
شما از نویسندگانی هستید که به خوبی توانسته دفاعمقدس را وارد ادبیات کودک و نوجوان نماید، دلیل این موفقیت را در کجا میبینید؟
حضرت علی می¬گوید: «وقتی با کودکان صحبت می¬کنید باید با زبان خودش با آنها حرف بزنید». متأسفانه بعضاً ماها ابزار و عناصر این زبان را بلد نیستیم. فرض کنید فردی با استفاده از زبانی یکسان از جانب یک رزمنده و هم یک کودک 5 ساله حرف میزند. این اصلاً درست نیست. نگاهها و لحنها متفاوت است و میبایستی این تفاوت در اثر کاملاً مشهود باشد. من به نوعی خاص با همسرم حرف میزنم و به گونهای دیگر با فرزندم. تفاوت در دیالوگها باید مشخص باشد. قرار نیست به یک شکل با مخاطبان خود ارتباط برقرار نماییم. زمانیکه برای کودک و نوجوان مینویسیم، بایستی زبان آن قشر را کاملاً بشناسیم و هم ابعاد مختلف شخصیتیاش را، تا موفق شویم ارتباط منطقی با مخاطب خود برقرار نماییم.
ما باید آن زبان و نگاه خاص را پیدا کنیم و این امر فقط با تمرین و ممارست به دست میآید. اوایل بنده نیز دچار اشتباه میشدم ولی همین آزمون و خطاها و تمرین و ممارستها سبب شد تا به زبان مختص هر قشر دست یابم. وقتی برای کودکان مینویسم سعی میکنم، واقعاً برای آنها و از زبان خودشان بنویسم. در این راه باید از تجربیات هم استفاده کنیم. غرور و خودبینی را کنار بگذاریم و از آنهایی که در راهی موفق شدهاند، دلیل موفقیتاش را بپرسیم تا زودتر به هدف برسیم.
مهمترین آسیبی که ادبیات دفاعمقدس ما را تهدید میکند؟
تحریف اولین و مهمترین آسیبی است که ادبیات دفاعمقدس را تهدید میکند. عامل مهم دیگر اینکه بعضی از رزمدگان فکر میکنند اگر خاطرات خود را بیان کنند، ریا میشود. این نیز تفکر غلطی است که سبب خواهد شد بسیاری از واقعیات بیان نشود و بعد از مدتزمانی با فوت همان فرد دستمان از این خاطرات کوتاه گردد. وقتی فرد صادقی نیاید و احادیث پیامبر را بیان نکند، فردی چون ابوحریبه وارد عمل شده، احادیث جعلی را رواج میدهند که اصلاً در شان پیامبر نمیباشد. در زمان حاضر نیز وقتی رزمندگان اتفاقات هشت سال را روایت نکند، دیگران واقعیات را تحریف خواهند نمود.
نقش آذربایجان در دفاعمقدس و ادبیات را چطور ارزیابی مینمایید؟
آقا فرمودند: «تبریز سر ایران است». هیچوقت نمی¬شود منکر نقش لشکر عاشورا شد. در زمان جنگ هر کجا که کار گره میخورد از رزمندگان لشکر عاشورا مدد میگرفتند. کورگرههای زیادی را باز کرده بود. مردان این لشکر سلحشور بودند و جنگنده و البته، شوخطبع. زبان ترکی، زبان خاصی است و طنز و کنایهاش خیلی به هم نزدیک. بستر خوبی است برای طنازی. دعا می¬کنم این طنازهای تبریزی وارد عرصه شوند و مثل زمان جنگ جریانساز باشند.
تحلیلتان از فعالیتهای حوزهی هنری در پیشبرد جریان ادبیات دفاعمقدس؟
حوزه هنری از سردمداران ادبیات دفاعمقدس است، آنهم در زمانی که خبری از چنین بودجههای هنگفت نبود. دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری با یک میز و صندلی کارش را در اتاقی کوچک شروع کرد. مسئولاش نیز آقای سرهنگی بود که اتاقش درست بغل اتاق آقای آوینی (شهید) بود. در حال حاضر سوره مهر و حوزههنری زیاد روی خاطره سرمایهگذاری می کنند.
در شروع کار اعتماد به نسل جوان بیشتر از الان بود. الان خیلی کمتر شده است. من خودم وقتی وارد این عرصه شدم، بیست سال داشتم. آقای سرهنگی به من اعتماد کرد و من توانستم آثارم را به چاپ برسانم. من اولین مجوعه داستانم را در 20 سالگی به چاپ رساندم. الان هم باید چنین اتفاقی بیفتد. الان هم ما باید به جوان¬ها اعتماد کنیم. الان باید خون تازه وارد رگهای ادبیات ما شود. قرار نیست کار را من به تنهایی انجام دهم. از من بهتران نیز هستند که میتوانند آثار ماندگاری تولید کنند.
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/EFPH9U4
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
