
عکاسی سریالی
بسیاری از عکاسان کارهایشان را به صورت مجموعه ، طراحی و ارائه می کنند، که در آن تصاویر موضوعی واحد،در توالی و ترکیب ویژه ای سازمان می یابد....
عکاسی سریالی
| ترجمه:کریم متقی | ![]() |
بسیاری از عکاسان کارهایشان را به صورت مجموعه ، طراحی و ارائه می کنند، که در آن تصاویر موضوعی واحد،در توالی و ترکیب ویژه ای سازمان می یابد.
استفاده از شکل عکاسی سریالی( Serial Photography) باید از دیگر روش های مرتبط با آن تمیز داده شود،روشهای مشابه آن نظیر تکرار(Repetition) یک موتیف را نباید با عکاسی سریالی اشتباه گرفت، آنچنان که برخی از عکاسان باهاوس (دهه 1920) موتیفی را در کولاژها و فتومونتاژهایشان تکرار می کردند.
تجمع(Accumulation) نیز، همتای تکرار است، نظیر متروپولیس ( Metropolis) پل سیتروئن (PaulCitroen) (1925)، فتومونتاژی که در آن تصویر چندین ساختمان بر روی یک صفحه جمع شده اند.
تسلسل تکرار و تجمع از دل بررسی های عکاسان باهاوس و عینیت نو تکامل یافتند، عکاسانی نظیر آلبرت رنگر- پاتچ (Albert Ranger Patzsch)، کسی که از اشیای صنعتی عکاس می کرد، و کارل بلاسفلت (Karl Blossfeldt) که نماهای بسته ای از زندگی گیاهی تهیه می کرد. چنین کارهایی پاسخ مثبت عکاسان به ساده گرایی و استانداردسازی تولید انبوه صنعتی را منعکس می کرد. لازلوموهولی ناگی (Laszlo Moholy Nagy) در سال 1947 اعلام کرد:« تکرار یا به عبارت دیگر تسلسل، جنبهی مهم تکنولوژی معاصر است.انسان مدرن تکنولوژی جهان را متحول ساخته و زیبایی آن را تشخیص می دهد.» این مفهوم بعدها توسط هنرمندان پاپ دهه 1960، خصوصاً اندی وارهول( Andy Warhol) به کار گرفته شد.
عکاسان علاقمند به فرهنگ بومی، تمایل به تأکید بر ویژگی سریالی عکاسی داشته اند. برای مثال واکر وانز(Walker Evans) در سال 1935 آرشیوی بصری از انواع معینی از ساختمان ها در جنوب آمریکا، کلیساها،عمارتهای مربوط به قبل از جنگ داخلی و نمای مغازه ها- با استفاده از زاویه دید روبرو تهیه کرد. لی فرید لندر( Lee Friedlander) در کتابش، ابنیه تاریخی آمریکا (American Monuments) (1975)، رویکرد اونز را در پیش گرفت.
تنوع بالقوه شیوه سریالی در کتاب مفهومی ادروشا (Ed Ruscha) و پروژه های سریالی برند و هیلابکر (Bernd and HillaBecher) مشخص است که انواع مختلف ساختارهای صنعتی را در گروههای مرتبط با معدن، ذوب آهن و غیره تصویر می کنند.
آگوست ساندر (August Sander) در پرتره هایش در فاصله بین دو جنگ از آلمانیها، از این رویکرد استفاده کرد. بسیاری از عکاسان معاصر دیگر نظیر توماس راف (Thomas Ruff)، مجموعه پرتره هایش از جوانان در آپرتو(Aperto)(1988)، تیبات کوییست (Thibaut Cuisset) در عکسهای معماری، پل دن هلندر(Paul den Hollander)، در عکاسی از اشیا، نیز این رویکرد را به کار گرفته اند.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir

