حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار

ظرفیت رسانههای محلّی در توسعه فرهنگی
۹ شهریور ۱۳۹۳کد خبر: 42819۷
جامعه انسانی در برگیرنده انسان ها و میراث بشری است و یکی از راه های گسترش توسعه فرهنگی در جوامع شناخت سرمایه های فرهنگی، میراث و ارزش های بومی و محلی آن جامعه است.
حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، اساس جامعه را در فرهنگ آن می داند: «بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هرجامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه، هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد اگر فرهنگ جامعه ای وابسته و مرتزق از فرهنگ غرب باشد، ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می کند، و بالاخره در آن مستهلک می شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می دهد»(صحیفه نور، ج 15، ص 16)
زندگی انسان امروز، بیش از هر زمان دیگر مرهون تلاش فعالان عرصه خبر و اطلاعرسانی است؛ رسانهها به عنوان ابزار اطلاع رسانی نقش مهم و انکارناپذیری در تحولات جامعه دارند بطوری که این نقش همواره مورد تاکید بوده و در عصر حاضر نیز به دلیل نیاز جدی جامعه به دانستن و آگاهی برای پیشبرد اهداف زندگی اجتماعی بر اهمیت آن بیش از پیش افزوده شده است و ظرفیت آنها را می توان برای بیان فرهنگ ها و اندیشه ها به کار گرفت.
به صراحت میتوان گفت؛ رسانه ها یکی از ابزارهای فرهنگ سازی در جامعه هستند که با توجه به شناخت آنها از زیر ساختهای توسعه و پرداختن به موضوعات بومی و محلی میتوانند بسترساز توسعه در تمامی زمینهها ، منجمله توسعه فرهنگی شوند و در این میان، ظرفیت رسانههای محلی موضوعی ناشناخته است که نباید از آن چشم پوشی کرد.
به بیانی دیگر یکی از ظرفیت های مهم در عصر ارتباطات، حضور رسانههایی است که در حوزه گستره جغرافیایی محدود با توجه به اهمیت کارکرد آنها فعالیت دارند و در صورت برنامهریزی اصولی در این زمینه می توان از این رسانهها برای توسعه اهداف فرهنگی و کارکردهای مورد نظر بهره مند شد.
رسانه های محلی :
رسانهها، نقش بالقوه معناداری در جهت دهی ادراک و افکار افراد و آحاد جامعه بازی مینمایند، از طرفی دیگر رسانهها در عصر حاضر، حکم تیغ دو لبهای را دارند که نوع کاربرد آن بر افکار عمومی بسیار مؤثر است . هم میتوانند مخرب جامعه در ابتذال فرهنگی باشند و هم می توانند نقش اساسی در توسعۀ همه جانبۀ کشور در راستای سند چشم انداز توسعه ایران اسلامی در افق1404 داشته باشند.
در جغرافیای فعالیت رسانهای در کشورمان ، کارکرد رسانههای محلّی به عنوان بخشی از ظرفیت اطلاع رسانی در جامعه یکی از موضوعات مهم است بطوریکه رسانهها عملاً در توسعه پایدار جوامع نقش بسیار مهمی برعهده دارند و بهعنوان نیروی محرکه در رشد و توسعه فرهنگی جامعه، عامل مهمی بهشمار میآیند. (محمدی پور، www.diyarmirza.ir)
رشد روز افزون رسانههای ارتباط جمعی ؛ اعمّ از رسانههای دیداری و شنیداری، مکتوب و غیرمکتوب، کاربردهای اینترنت از طریق انواع و اقسام وسایل ارتباطی روز و و شبکههای متعدد اجتماعی وماهوارهای، باعث نشده که رسانههای محلّی از متن زندگی مردم خارج شوند. گاه دیده شده است که این رسانههای محلّی با بهره مندی از ظرفیتهای بالای خود علاوه بر محدودههای محلی، در گسترههای ملی و منطقهای نیز به خوبی وارد شوند. (سعیدآبادی، علیرضا،رسانههای محلی ایران، قدرتهای در حال ظهور)
از اینرو، رسانه ها، در عصر امروز نقش بسیار مهم در تعیین سرنوشت توسعه کشورها دارند. در « دهکده جهانی مک لوهان»، تغییر و تحول در عرصه سیاست، فرهنگ، امنیت و... یک امر عادی تلقی میشود و رسانههای گروهی فاصلههای مکانی را از بین می برد و یک حس مشترک جهانی را پدید میآورد. (مک لوهان،1377: 46)
در مبحث «جهانی شدن» رسانههای ارتباط جمعی در آنِ لحظه یا کمترین زمان ممکن، رویدادهای یک نقطه از جهان را به سایر مناطق انعکاس میدهند و دیگر هیچ امر پوشیده و ناپیدایی در عصر ارتباطات وجود ندارد، بطوریکه، چالش فکری و ارتباطی در مناسبات انسان امروز به مرحله حساس و تعیین کنندهای رسیده است تاجایی که برخی از تحلیل گران برای بیان این وضعیت ، واژگان متعددی همانند دهکده جهانی، جهانی شدن ، عصر پسامدرن و... ساختهاند. نقطه مقابل این تفکّر ، محلّی گرایی و پایبندی به ارزشهای بومی است. چرا که رسانهها بدلیل جنگ نرم نظام سلطه، تاثیرگذارترین نقش را در مواجهه فرهنگی دارد. به بیانی واضحتر، از آنجایی که مختصات و شناسنامه فرهنگی هر بخش از کشور در رسانههای محلّی آن دیده میشوند، بنابراین ظرفیتهای بی نظیر و راهبردی رسانههای محلی، با بهرهمندی از نقش هویت ساز و وحدت بخش، میتواند دربرابر تهاجم فرهنگی و تبلور عینی وحدت ملّی دربین اقوام و نواحی مختلف کشور تأثیر مؤثر و بسزایی داشته باشد..
رسانههای محلّی با توجه به برخورداری از قابلیتها ،خرده فرهنگ ،تنوع قومی و زبانی و دیگر ویژگیهای متمایز از کل جامعه از اهمیت خاص و حساسیت ویژه ای به دلیل؛ 1- حجم مخاطبان بالقوه و بالفعل 2- کیفیت مخاطبان 3- واکنش سریع مخاطبان و.. برخوردارند، بنابراین نیاز به هدایت نظام مند به منظور اثرگذاری مفید و پویا د ر جامعه دارد و ظرفیت بالقوه آنها با حفظ واشاعه ارزش های بجای مانده از گذشته ، زمینه را برای همگرایی ملی فراهم میسازد.
فرهنگ و توسعه فرهنگی:
فرهنگ به عقیده صاحب نظران، دارای تعاریف متعددی است.ادوارد تایلور(مردم شناس انگلیسی) نخستین بار مفهوم فرهنگ را در سال 1871م به کاربرد، فرهنگ را مجموعه ای پیچیده شامل: دانش ها، باورها، هنر، قوانین، اخلاق، آداب و رسوم و دیگر قابلیتها و عادتهایی که انسان به عنوان عضو جامعه آنها را فرا می گیرد، می داند.
فرهنگ به تعبیر گسترده آن عبارت است از نظام مشترکی از باورها، ارزش ها، رسم ها، رفتارها، و مصنوعاتی که اعضای یک جامعه در تطبیق با جهانشان و در رابطه با یکدیگربه کار می برند و از راه آموزش از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد .امروزه فرهنگ بر همه ابزارهایی که در اختیار افراد جامعه است و نیز به تمامی آداب و رسوم، معتقدات، علوم، هنرها و سازمان های اجتماعی که در یک جامعه وجود دارد، اطلاق می شود.(صالحی امیری،1392: 31)
فرهنگ هر جامعه منحصر به فرد و شامل ترکیبی از ارزش ها و هنجارهایی است که در جایی دیگر نمی توان یافت.از طرفی فرهنگ پدیده ای پویا، انتقال پذیر و پایدار است: فرهنگ با انتقال تجربه ها و الگوها قالب های رفتاری را در ذهن افراد جامعه، حک می کند و زمانی که این قالب ها حک شد، آثار تجربه ها، عمیق و مداوم و پایدار می شوند. فرایند حک کردن از طریق «فرهنگ پذیری» انجام می شود و به «پذیرش اجتماعی» میرسد.(همان،68)
توسعه فرهنگی ((cultural development ترکیبی از دو واژه «توسعه» و« فرهنگی» است. هر دو واژه مفهوم خاص خود را دارند . «توسعه وتوسعه فرهنگی مفاهیم بسیار مهمی هستند که در دورههای اخیر از جایگاه ویژهای در برنامه ریزیهای ملّی برخوردار بودهاند. به جرأت میتوان گفت هیچ توسعه و تکاملی بدون توسعه و تکامل فرهنگی مطلوب و مقدور نیست... توسعه یافتگی یعنی فراهم آوردن شرایط و امکاناتی برای آحاد جامعه تا به شاخصهای رشد و توسعه جامه عمل بپوشانند. توسعه فرهنگی نیز به معنای ارتقاء و اعتلای زندگی فرهنگی جامعه و دستیابی به ارزشهای متعالی فرهنگی است.در تعریفی دیگر، توسعه فرهنگی را افزایش قدرت و کارآمدی یک فرهنگ در پاسخگویی به نیازهای فرهنگی، معنوی و مادّی انسانها دانستهاند.» (صالحی امیری،1392: 75)
بنابر این توسعه فرهنگی عبارت است از رشد آگاهی ها، قابلیت ها و امکانات هر قوم در برآوردن نیازهای مادی و معنوی و فراهم آوردن شرایط تعامل مطلوب بین فرهنگ بومی و فرهنگ غیر بومی به منظور دستیابی به فرهنگی غنی تر و پربارتر که کیفیت مادی و معنوی زندگی رابا شدت بیشتر، پیش برد.
توسعه فرهنگی جزئی از مفهوم توسعه است، اما این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که دستیابی به توسعه فرهنگی به مراتب دشوارتر از توسعه در دیگر بخشها، نظیر توسعه اقتصادی و سیاسی است. توسعه فرهنگی از فرایندهایی است که هرگز نمیتوان آن را به شکل سطحی و کوتاه مدت در جامعه مطرح کرد، زیرا این مقوله به زیرساختهای محکم و مداوم فکری نیاز دارد. در حقیقت توسعه فرهنگی زمانی در جامعهای تحقق مییابد که ذهنیت افراد آن جامعه متحول شده و همگان به امکانات فرهنگی موجود در جامعه به شکل یکسان دسترسی داشته باشند. شایان ذکر است که توسعه فرهنگی به معنای حفظ هویت فرهنگی است و این بدین معنا نیست که با پرهیز از تحول فرهنگی بر اساس درس گرفتن از جوامع پیشرفته تر، از تجارب و فنآوریها، دانش و.. جهانی اجتناب کرد، بلکه بایستی با حفظ هویت فرهنگی خود به آرمانهای نوسازی نیز دست یافت، چرا که این آرمان ها زمینه های توسعه را در جوامع سنتی فراهم می آورد. از طرفی یکی از کارکردهای توسعه فرهنگی، تقویت هویت ملّی است. توسعه فرهنگی همان ارج نهادن به افکار ،آداب و رسوم ملی و بومی جامعه است . که منجربه خود باوری میشود و توانائیهای بالقوه و خلاق آحاد جامعه را در زمینه فرهنگی شکوفا میسازد.
جامعه ایران با وجود فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی و تمدن چند هزار ساله اقوام متعدد ایرانی از قابلیت کافی برای حرکت به سوی توسعه پایدار فرهنگی برخوردار است
کارکردهای اجتماعی – فرهنگی رسانهها:
رسانهها و وسایل ارتباط جمعی به جامعه و افراد آن کمک می کند تا در مسیر و خط مشی معین خود موفق تر و با آگاهی و اطلاعات بیشتری حرکت کند. آنتی گیدنز، جامعه شناس، بوجود آوردن هنجارها و ارزشهای تازه اجتماعی و تغییر در شیوه رفتار افراد جامعه میداند: « رسانه ها در پیدایش عادات تازه، شکل گیری فرهنگهای جدید منطقهای و جهانی، تغییر در رفتار و خلق و خوی انسان، ... سهمی بزرگی بر عهده دارند.» و به عقیده « روژه کلوس» استاد برجسته بلژیکی ارتباطات جمعی:«رسانهها- بویژه رسانههای محلی- در ارتباط همگانی و ایجاد همبستگیها در سطح خرد و کلان بسیار موثر و کارا میباشندو میتوانند همنوایی اجتماعی ایجاد کرده و از این طریق گرایشهای نابهنجار به سوی واگراییهای اجتماعی و افزایش فاصلههای اجتماعی را ترمیم و برطرف سازند. »
در عرصه فرهنگ نیز رسانهها میتوانند در مسئولیت فرهنگ سازی، ترویج، تقویت و نهادینه سازی آموزه ها، باورها و رفتارهای خاص و مطلوب در جامعه نقش کلیدی و کارکردهای موثری داشته باشند. بطوریکه رسانهها ظرفیت ویژهای در تولید و مصرف الگوهای فرهنگی جامعه دارند و آنها را به راحتی میتوانند از طریق تولید و نشر برنامههای خاص در حرکتهای فرهنگی جامعه جهت دهی نماید.
تلاش در جهت تقویت باورها و نگرش نسبت به اهداف عالیه نظام مقدس جمهوری اسلامی در حوزه فرهنگی ،ترویج انواع پوششهای مبتنی بر فرهنگ و هویت ملّی- اسلامی، چگونگی تعامل و رفتار متقابل شهروندان با یکدیگر، احترام به اقوام ، باورها، آیین و کیش آنان، ، شیوه ی مصرف و سبک زندگی ایرانی- اسلامی، خودباوریهای فردی و اجتماعی در جهت تقویت هویت ملّی، تقویت روحیه همبستگی و اتحاد، ترغیب شهروندان به تطبیق و رعایت مقررات جامعه، ترویج فرهنگ شهروندی؛ اعم از فرهنگ آپارتمان نشینی، ترافیک ، مناسبات اجتماعی و...، تلاش جهت بارور ساختن فرهنگ بومی و خرده فرهنگهای موجود در یک جامعه ، بازسازی و حفظ خرده فرهنگ ها ، پر کردن شکاف موجود بین فرهنگ عامه و فرهنگ نخبگان،توجه به فرهنگ سنتی ایران (در زمینه های مختلف هنری و فرهنگی) و ... مواردی هستند که رسانههای محلی- در کنار رسانههای سراسری در راستای توسعه فرهنگی جامعه جهت دهی نموده و در بسترسازی گفتمان و توسعه فرهنگی با آگاهی بخشی به جامعه میتوانند موثر باشند.
رسانه ها ، توانایی درک مسیر حرکت جامعه را به افراد و آحاد جامعه می دهند. رسانه ها با کاهش پیچیدگی ارتباطی میان مردم و مسئولین و مردم با مردم به ایجاد وفاق اجتماعی کمک می نمایند . از دیدگاه "دروین " ، رسانه ها راه را هموار می سازند تا مردم با استفاده از آنها درباره جهان پیرامون خود آگاهی یابند . ( دروین ، 1374 : 76 )
بنابراین رسانه ها – بویژه رسانه های محلّی- با اتخاذ سیاست های پویا و موثر اجتماعی و ترکیب آن با سیاست های فرهنگی بومی ، محلی و عامه مردم با ایجاد ارتباط و انتقال اطلاعات نقش تعیین کننده و بسزایی در توسعه همه جانبه کشور و افزایش رشد فرهنگ و از آنجا توسعه فرهنگی دارند. در اینجا رسانهها «به هر وسیله انتقال پیام ها از فرستنده یا فرستندگان به مخاطب یا مخاطبان گفته میشود؛ که شامل روزنامه، کتاب، رادیو، تلویزیون، نشریات، تکنولوژیهای نوین ارتباطات و اینترنت، وبلاگ ها، سایتهای خبری و... است. این وسایل دارای ویژگیهایی مانند پیامگیران ناآشنا، سرعت عمل زیاد و تکثیر پیام هستند»(دادگران، 1384: 6)
با توجه به مطالب ذکر شده در سطور فوق، و توجه به این نکته اساسی و واقعیت انکار ناپذیر، که در هر منطقه و جامعه ای، مردم به هویت محلی خود بیش از گذشته توجه می کنند؛ رسانههای محلّی و منطقهای باید انعکاسدهنده فرهنگ بومی بوده و جوامع منطقهای و محلّی را تقویت و هویتشان را تثبیت نمایند. چرا که مردم از طریق رسانه ها اطلاعات موردنیاز خود را دریافت می کنند و رسانه های محلی این اعتبار را نزد مردم دارند و مرجع آنها هستند ، از این جهت نقش رسانههای محلی در حفظ و صیانت ازفرهنگ بومی و ملّی از اهمّیّت ویژه ای برخوردار است و حتی با بسترسازی ها در زمینه فرهنگ عمومی جامعه، نقشی حیاتی و بیبدیل در زمینه تغییر شیوه های زندگی و نگرش به آن را دارند .
محیط پیرامونی ما به شدت تحت تاثیر عامل فرهنگ قرار دارد و رسانه های محلی پیشتاز عرصه های فرهنگی و توسعه در کشور هستند، هویت رسانه های محلی امری حتمی است و ظرفیت های محلی نه تنها قابل انکار نیست بلکه مستلزم برنامه ریزی است.
توسعه، به آموزش و آگاهسازی و آمادهکردن افکار عمومی برای بهرهبرداری از امکانات مادی و معنوی جامعه نیازمند است و در این میان، نقش رسانهها (بهویژه مطبوعات و پایگاههای خبری) با کارکردهای اطلاعرسانی، آموزشی، تفریحی و سرگرمی خود در توسعه همهجانبه بویژه توسعه فرهنگی انکارناپذیر است.
-----------------------------------------------------
جواد کریم نژاد
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فرهنگی
زندگی انسان امروز، بیش از هر زمان دیگر مرهون تلاش فعالان عرصه خبر و اطلاعرسانی است؛ رسانهها به عنوان ابزار اطلاع رسانی نقش مهم و انکارناپذیری در تحولات جامعه دارند بطوری که این نقش همواره مورد تاکید بوده و در عصر حاضر نیز به دلیل نیاز جدی جامعه به دانستن و آگاهی برای پیشبرد اهداف زندگی اجتماعی بر اهمیت آن بیش از پیش افزوده شده است و ظرفیت آنها را می توان برای بیان فرهنگ ها و اندیشه ها به کار گرفت.
به صراحت میتوان گفت؛ رسانه ها یکی از ابزارهای فرهنگ سازی در جامعه هستند که با توجه به شناخت آنها از زیر ساختهای توسعه و پرداختن به موضوعات بومی و محلی میتوانند بسترساز توسعه در تمامی زمینهها ، منجمله توسعه فرهنگی شوند و در این میان، ظرفیت رسانههای محلی موضوعی ناشناخته است که نباید از آن چشم پوشی کرد.
به بیانی دیگر یکی از ظرفیت های مهم در عصر ارتباطات، حضور رسانههایی است که در حوزه گستره جغرافیایی محدود با توجه به اهمیت کارکرد آنها فعالیت دارند و در صورت برنامهریزی اصولی در این زمینه می توان از این رسانهها برای توسعه اهداف فرهنگی و کارکردهای مورد نظر بهره مند شد.
رسانه های محلی :
رسانهها، نقش بالقوه معناداری در جهت دهی ادراک و افکار افراد و آحاد جامعه بازی مینمایند، از طرفی دیگر رسانهها در عصر حاضر، حکم تیغ دو لبهای را دارند که نوع کاربرد آن بر افکار عمومی بسیار مؤثر است . هم میتوانند مخرب جامعه در ابتذال فرهنگی باشند و هم می توانند نقش اساسی در توسعۀ همه جانبۀ کشور در راستای سند چشم انداز توسعه ایران اسلامی در افق1404 داشته باشند.
در جغرافیای فعالیت رسانهای در کشورمان ، کارکرد رسانههای محلّی به عنوان بخشی از ظرفیت اطلاع رسانی در جامعه یکی از موضوعات مهم است بطوریکه رسانهها عملاً در توسعه پایدار جوامع نقش بسیار مهمی برعهده دارند و بهعنوان نیروی محرکه در رشد و توسعه فرهنگی جامعه، عامل مهمی بهشمار میآیند. (محمدی پور، www.diyarmirza.ir)
رشد روز افزون رسانههای ارتباط جمعی ؛ اعمّ از رسانههای دیداری و شنیداری، مکتوب و غیرمکتوب، کاربردهای اینترنت از طریق انواع و اقسام وسایل ارتباطی روز و و شبکههای متعدد اجتماعی وماهوارهای، باعث نشده که رسانههای محلّی از متن زندگی مردم خارج شوند. گاه دیده شده است که این رسانههای محلّی با بهره مندی از ظرفیتهای بالای خود علاوه بر محدودههای محلی، در گسترههای ملی و منطقهای نیز به خوبی وارد شوند. (سعیدآبادی، علیرضا،رسانههای محلی ایران، قدرتهای در حال ظهور)
از اینرو، رسانه ها، در عصر امروز نقش بسیار مهم در تعیین سرنوشت توسعه کشورها دارند. در « دهکده جهانی مک لوهان»، تغییر و تحول در عرصه سیاست، فرهنگ، امنیت و... یک امر عادی تلقی میشود و رسانههای گروهی فاصلههای مکانی را از بین می برد و یک حس مشترک جهانی را پدید میآورد. (مک لوهان،1377: 46)
در مبحث «جهانی شدن» رسانههای ارتباط جمعی در آنِ لحظه یا کمترین زمان ممکن، رویدادهای یک نقطه از جهان را به سایر مناطق انعکاس میدهند و دیگر هیچ امر پوشیده و ناپیدایی در عصر ارتباطات وجود ندارد، بطوریکه، چالش فکری و ارتباطی در مناسبات انسان امروز به مرحله حساس و تعیین کنندهای رسیده است تاجایی که برخی از تحلیل گران برای بیان این وضعیت ، واژگان متعددی همانند دهکده جهانی، جهانی شدن ، عصر پسامدرن و... ساختهاند. نقطه مقابل این تفکّر ، محلّی گرایی و پایبندی به ارزشهای بومی است. چرا که رسانهها بدلیل جنگ نرم نظام سلطه، تاثیرگذارترین نقش را در مواجهه فرهنگی دارد. به بیانی واضحتر، از آنجایی که مختصات و شناسنامه فرهنگی هر بخش از کشور در رسانههای محلّی آن دیده میشوند، بنابراین ظرفیتهای بی نظیر و راهبردی رسانههای محلی، با بهرهمندی از نقش هویت ساز و وحدت بخش، میتواند دربرابر تهاجم فرهنگی و تبلور عینی وحدت ملّی دربین اقوام و نواحی مختلف کشور تأثیر مؤثر و بسزایی داشته باشد..
رسانههای محلّی با توجه به برخورداری از قابلیتها ،خرده فرهنگ ،تنوع قومی و زبانی و دیگر ویژگیهای متمایز از کل جامعه از اهمیت خاص و حساسیت ویژه ای به دلیل؛ 1- حجم مخاطبان بالقوه و بالفعل 2- کیفیت مخاطبان 3- واکنش سریع مخاطبان و.. برخوردارند، بنابراین نیاز به هدایت نظام مند به منظور اثرگذاری مفید و پویا د ر جامعه دارد و ظرفیت بالقوه آنها با حفظ واشاعه ارزش های بجای مانده از گذشته ، زمینه را برای همگرایی ملی فراهم میسازد.
فرهنگ و توسعه فرهنگی:
فرهنگ به عقیده صاحب نظران، دارای تعاریف متعددی است.ادوارد تایلور(مردم شناس انگلیسی) نخستین بار مفهوم فرهنگ را در سال 1871م به کاربرد، فرهنگ را مجموعه ای پیچیده شامل: دانش ها، باورها، هنر، قوانین، اخلاق، آداب و رسوم و دیگر قابلیتها و عادتهایی که انسان به عنوان عضو جامعه آنها را فرا می گیرد، می داند.
فرهنگ به تعبیر گسترده آن عبارت است از نظام مشترکی از باورها، ارزش ها، رسم ها، رفتارها، و مصنوعاتی که اعضای یک جامعه در تطبیق با جهانشان و در رابطه با یکدیگربه کار می برند و از راه آموزش از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد .امروزه فرهنگ بر همه ابزارهایی که در اختیار افراد جامعه است و نیز به تمامی آداب و رسوم، معتقدات، علوم، هنرها و سازمان های اجتماعی که در یک جامعه وجود دارد، اطلاق می شود.(صالحی امیری،1392: 31)
فرهنگ هر جامعه منحصر به فرد و شامل ترکیبی از ارزش ها و هنجارهایی است که در جایی دیگر نمی توان یافت.از طرفی فرهنگ پدیده ای پویا، انتقال پذیر و پایدار است: فرهنگ با انتقال تجربه ها و الگوها قالب های رفتاری را در ذهن افراد جامعه، حک می کند و زمانی که این قالب ها حک شد، آثار تجربه ها، عمیق و مداوم و پایدار می شوند. فرایند حک کردن از طریق «فرهنگ پذیری» انجام می شود و به «پذیرش اجتماعی» میرسد.(همان،68)
توسعه فرهنگی ((cultural development ترکیبی از دو واژه «توسعه» و« فرهنگی» است. هر دو واژه مفهوم خاص خود را دارند . «توسعه وتوسعه فرهنگی مفاهیم بسیار مهمی هستند که در دورههای اخیر از جایگاه ویژهای در برنامه ریزیهای ملّی برخوردار بودهاند. به جرأت میتوان گفت هیچ توسعه و تکاملی بدون توسعه و تکامل فرهنگی مطلوب و مقدور نیست... توسعه یافتگی یعنی فراهم آوردن شرایط و امکاناتی برای آحاد جامعه تا به شاخصهای رشد و توسعه جامه عمل بپوشانند. توسعه فرهنگی نیز به معنای ارتقاء و اعتلای زندگی فرهنگی جامعه و دستیابی به ارزشهای متعالی فرهنگی است.در تعریفی دیگر، توسعه فرهنگی را افزایش قدرت و کارآمدی یک فرهنگ در پاسخگویی به نیازهای فرهنگی، معنوی و مادّی انسانها دانستهاند.» (صالحی امیری،1392: 75)
بنابر این توسعه فرهنگی عبارت است از رشد آگاهی ها، قابلیت ها و امکانات هر قوم در برآوردن نیازهای مادی و معنوی و فراهم آوردن شرایط تعامل مطلوب بین فرهنگ بومی و فرهنگ غیر بومی به منظور دستیابی به فرهنگی غنی تر و پربارتر که کیفیت مادی و معنوی زندگی رابا شدت بیشتر، پیش برد.
توسعه فرهنگی جزئی از مفهوم توسعه است، اما این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که دستیابی به توسعه فرهنگی به مراتب دشوارتر از توسعه در دیگر بخشها، نظیر توسعه اقتصادی و سیاسی است. توسعه فرهنگی از فرایندهایی است که هرگز نمیتوان آن را به شکل سطحی و کوتاه مدت در جامعه مطرح کرد، زیرا این مقوله به زیرساختهای محکم و مداوم فکری نیاز دارد. در حقیقت توسعه فرهنگی زمانی در جامعهای تحقق مییابد که ذهنیت افراد آن جامعه متحول شده و همگان به امکانات فرهنگی موجود در جامعه به شکل یکسان دسترسی داشته باشند. شایان ذکر است که توسعه فرهنگی به معنای حفظ هویت فرهنگی است و این بدین معنا نیست که با پرهیز از تحول فرهنگی بر اساس درس گرفتن از جوامع پیشرفته تر، از تجارب و فنآوریها، دانش و.. جهانی اجتناب کرد، بلکه بایستی با حفظ هویت فرهنگی خود به آرمانهای نوسازی نیز دست یافت، چرا که این آرمان ها زمینه های توسعه را در جوامع سنتی فراهم می آورد. از طرفی یکی از کارکردهای توسعه فرهنگی، تقویت هویت ملّی است. توسعه فرهنگی همان ارج نهادن به افکار ،آداب و رسوم ملی و بومی جامعه است . که منجربه خود باوری میشود و توانائیهای بالقوه و خلاق آحاد جامعه را در زمینه فرهنگی شکوفا میسازد.
جامعه ایران با وجود فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی و تمدن چند هزار ساله اقوام متعدد ایرانی از قابلیت کافی برای حرکت به سوی توسعه پایدار فرهنگی برخوردار است
کارکردهای اجتماعی – فرهنگی رسانهها:
رسانهها و وسایل ارتباط جمعی به جامعه و افراد آن کمک می کند تا در مسیر و خط مشی معین خود موفق تر و با آگاهی و اطلاعات بیشتری حرکت کند. آنتی گیدنز، جامعه شناس، بوجود آوردن هنجارها و ارزشهای تازه اجتماعی و تغییر در شیوه رفتار افراد جامعه میداند: « رسانه ها در پیدایش عادات تازه، شکل گیری فرهنگهای جدید منطقهای و جهانی، تغییر در رفتار و خلق و خوی انسان، ... سهمی بزرگی بر عهده دارند.» و به عقیده « روژه کلوس» استاد برجسته بلژیکی ارتباطات جمعی:«رسانهها- بویژه رسانههای محلی- در ارتباط همگانی و ایجاد همبستگیها در سطح خرد و کلان بسیار موثر و کارا میباشندو میتوانند همنوایی اجتماعی ایجاد کرده و از این طریق گرایشهای نابهنجار به سوی واگراییهای اجتماعی و افزایش فاصلههای اجتماعی را ترمیم و برطرف سازند. »
در عرصه فرهنگ نیز رسانهها میتوانند در مسئولیت فرهنگ سازی، ترویج، تقویت و نهادینه سازی آموزه ها، باورها و رفتارهای خاص و مطلوب در جامعه نقش کلیدی و کارکردهای موثری داشته باشند. بطوریکه رسانهها ظرفیت ویژهای در تولید و مصرف الگوهای فرهنگی جامعه دارند و آنها را به راحتی میتوانند از طریق تولید و نشر برنامههای خاص در حرکتهای فرهنگی جامعه جهت دهی نماید.
تلاش در جهت تقویت باورها و نگرش نسبت به اهداف عالیه نظام مقدس جمهوری اسلامی در حوزه فرهنگی ،ترویج انواع پوششهای مبتنی بر فرهنگ و هویت ملّی- اسلامی، چگونگی تعامل و رفتار متقابل شهروندان با یکدیگر، احترام به اقوام ، باورها، آیین و کیش آنان، ، شیوه ی مصرف و سبک زندگی ایرانی- اسلامی، خودباوریهای فردی و اجتماعی در جهت تقویت هویت ملّی، تقویت روحیه همبستگی و اتحاد، ترغیب شهروندان به تطبیق و رعایت مقررات جامعه، ترویج فرهنگ شهروندی؛ اعم از فرهنگ آپارتمان نشینی، ترافیک ، مناسبات اجتماعی و...، تلاش جهت بارور ساختن فرهنگ بومی و خرده فرهنگهای موجود در یک جامعه ، بازسازی و حفظ خرده فرهنگ ها ، پر کردن شکاف موجود بین فرهنگ عامه و فرهنگ نخبگان،توجه به فرهنگ سنتی ایران (در زمینه های مختلف هنری و فرهنگی) و ... مواردی هستند که رسانههای محلی- در کنار رسانههای سراسری در راستای توسعه فرهنگی جامعه جهت دهی نموده و در بسترسازی گفتمان و توسعه فرهنگی با آگاهی بخشی به جامعه میتوانند موثر باشند.
رسانه ها ، توانایی درک مسیر حرکت جامعه را به افراد و آحاد جامعه می دهند. رسانه ها با کاهش پیچیدگی ارتباطی میان مردم و مسئولین و مردم با مردم به ایجاد وفاق اجتماعی کمک می نمایند . از دیدگاه "دروین " ، رسانه ها راه را هموار می سازند تا مردم با استفاده از آنها درباره جهان پیرامون خود آگاهی یابند . ( دروین ، 1374 : 76 )
بنابراین رسانه ها – بویژه رسانه های محلّی- با اتخاذ سیاست های پویا و موثر اجتماعی و ترکیب آن با سیاست های فرهنگی بومی ، محلی و عامه مردم با ایجاد ارتباط و انتقال اطلاعات نقش تعیین کننده و بسزایی در توسعه همه جانبه کشور و افزایش رشد فرهنگ و از آنجا توسعه فرهنگی دارند. در اینجا رسانهها «به هر وسیله انتقال پیام ها از فرستنده یا فرستندگان به مخاطب یا مخاطبان گفته میشود؛ که شامل روزنامه، کتاب، رادیو، تلویزیون، نشریات، تکنولوژیهای نوین ارتباطات و اینترنت، وبلاگ ها، سایتهای خبری و... است. این وسایل دارای ویژگیهایی مانند پیامگیران ناآشنا، سرعت عمل زیاد و تکثیر پیام هستند»(دادگران، 1384: 6)
با توجه به مطالب ذکر شده در سطور فوق، و توجه به این نکته اساسی و واقعیت انکار ناپذیر، که در هر منطقه و جامعه ای، مردم به هویت محلی خود بیش از گذشته توجه می کنند؛ رسانههای محلّی و منطقهای باید انعکاسدهنده فرهنگ بومی بوده و جوامع منطقهای و محلّی را تقویت و هویتشان را تثبیت نمایند. چرا که مردم از طریق رسانه ها اطلاعات موردنیاز خود را دریافت می کنند و رسانه های محلی این اعتبار را نزد مردم دارند و مرجع آنها هستند ، از این جهت نقش رسانههای محلی در حفظ و صیانت ازفرهنگ بومی و ملّی از اهمّیّت ویژه ای برخوردار است و حتی با بسترسازی ها در زمینه فرهنگ عمومی جامعه، نقشی حیاتی و بیبدیل در زمینه تغییر شیوه های زندگی و نگرش به آن را دارند .
محیط پیرامونی ما به شدت تحت تاثیر عامل فرهنگ قرار دارد و رسانه های محلی پیشتاز عرصه های فرهنگی و توسعه در کشور هستند، هویت رسانه های محلی امری حتمی است و ظرفیت های محلی نه تنها قابل انکار نیست بلکه مستلزم برنامه ریزی است.
توسعه، به آموزش و آگاهسازی و آمادهکردن افکار عمومی برای بهرهبرداری از امکانات مادی و معنوی جامعه نیازمند است و در این میان، نقش رسانهها (بهویژه مطبوعات و پایگاههای خبری) با کارکردهای اطلاعرسانی، آموزشی، تفریحی و سرگرمی خود در توسعه همهجانبه بویژه توسعه فرهنگی انکارناپذیر است.
-----------------------------------------------------
جواد کریم نژاد
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فرهنگی
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/Q4KMQHX
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
