
شهریار و شعر انقلاب اسلامی
کاوش ها و پویش ها، فرهنگ انقلاب را پیش پایمان نهاد فرهنگی که بر اسلام پویا واصیل بنیان گرفته، فرهنگی که ادبیاتی با همه ی گستردگی و با تمام بزرگیش، به یادگار نهاد.
مقاله : شهریار و شعر انقلاب اسلامی
ارائه به دبیر خانه کنگره ی جهانی بزرگداشت یکصدمین سال تولد استاد شهریار
نویسنده: احمد حسین انزابی (مدرس گروه زبان وادب فارسی دانشگاه ازاد اسلامی تبریز و عضو هیئت علمی حوزه هنری آذربایجان)
بسم الله الرحمن الرحیم
آن چه در این مقاله می خوانید :
دیباچه ی سخن
پیشینه ی دگرگونی در سخن پردازی
ادب موفق
ویژگی واژگانی
ویژگی ریشه داری و مایه داری
ویژگی تعهد و پیام
شعورمندی و ادراک سالم
خدامندی وجهان بینی توحیدی
تحلیل عرشی
ختام سخن
شهریار و شعر انقلاب اسلامی
دیباچه ی سخن
کاوش ها و پویش ها، فرهنگ انقلاب را پیش پایمان نهاد فرهنگی که بر اسلام پویا واصیل بنیان گرفته، فرهنگی که ادبیاتی با همه ی گستردگی و با تمام بزرگیش، به یادگار نهاد.
شگفتا که ، بی داشتن ادبیات ، به هیچ فرهنگی و به هیچ جهان بینی و به هیچ مسلک اعتقادی ونظام سیاسی و حرکت اصلاحی ، و تحول آزادی بخش ، نمی توان خدمتی کرد.
اتفا قا ، فرهنگ اسلام را نیز مانند فرهنگ های دیگر ، از راه ادبیات آن باید شناخت و چون انقلاب اسلامی ایران ، بر مکتب توحید و قرآن استوار است آگاهی با متن و متون بر نامه ریزی و طرح روش های تحقیق ، توفیق پیروزی در آشنایی را ممکن و فراهم می سازد !
پیشینه ی دگرگونی در سخن پردازی
حوادث شگرف اجتماعی و سیاسی ، جنگ جهان گیر اول و سال های بعدش ، زمینه جنبش وتحول را دربینش مردم کشور ایران فراهم آورد و در پهنه ادبیات نیز بحرانی با همه ی نا پیدایی ایجاد کرد ، چه این که ادبیات کلاسیک ایران ، بخصوص ادبیات منظوم با قواعد وقوانین سخت خود ، دیگر قادر نبود حیات اجتماعی معاصر را با همه پیچیدگی ها و تضادهای آن بیا ن کند ، این بود که در این دوره، غالب کسانی که دا رای موهبت شاعری بودند از تقلید گذشتگان حتی المقدور احتراز کرده وکوشیدند که مضمون های جدید را در قالب شعری قدیم وارد کنند و جماعتی نیز به فکر انقلاب ادبی افتادند ومدعی تجدید صورت ومضمون اشعار شدند وبحث درباره انقلاب وبه اصطلاح تجدد ادبی در گرفت و...
این همه ، زاییده ی احتیاج مبرمی بود که در جست و جوی راه های نو برای بیان دید و دریافت تازه از زندگی ، احساس می شد و با این که قالب و بافت تغییر نیافت ولی برخی مضامین نو مانند حماییت از ایران انقلابی ، مبارزه با استبداد شاه واطرافیان او ،ستایش از میهن وبیان احساسات میهن پرستانه ،اظهار کینه از جهان خواران امپریالیست و نکوهش از مداخلات ناروای آنان در امور کشور ، بحث از آزادی وحقوق زنان و بحث خرافات و 000در شعر فارسی وارد شد که معروفان و بزرگان از این گوینده ها عبارتند از سید اشرف الدین قزوینی ،علی اکبر دهخدا ،محمد تقی ملک الشعرای بهار ،جعفر خامنه ، خانم پروین اعتصامی ، علی اسفندیاری.
هم چنان که در انقلاب اسلامی –که در واقع از سال 1340 شمسی شروع گردیده بود با همه خشونتی که استعمارگران وعواملشان داشتند اما تو خالی کردن جامعه از فکر اسلامی، دیگر ممکن نبود چرا که پرچمدار مبارزه ،یک مرجع تقلید بود وپنجه درپنجه ی استعمار زده و مبارزه با اسثمار وکاپیتولاسیون امریکا را پی می گرفت0
لذا، نویسندگان وشاعرانی هم آهنگ با مردم کوچه وبازار که ندای اسلام سر می دادند دست به فعالیت زدند؛
طبقه بندی و نقد آثار، مجال خود را می طلبد که کدام از سخن وران به تعهد و مسئولیتی که بر عهده شان بوده بی توجه مانده وستم روا داشته است وآن جا که می توانستنه فریاد بر آورد، ساکت مانده وبا سکوتش، آب به آسیاب دشمن ریخته است!
یعنی، در دوران سردی وسیاهی ودر موقعیتی که از آن تعبیر به عصر شب می شود برخی از نویسند گان وشاعران بی تعهد، راهی را رفتند که چابلوسی سرمایه ی آنان بود اما گروه دیگر ، خود را مجهز به نبردی سخت نمودند و با زبان استعاره و با کمک گرفتن از معانی مجازی واژه ها وکلمات ، نفرت خود را از ظلم وبیدادگری ها نشان دادند.
استاد حکیم ما، شهریار سخن ، این شاعر خردمند، از جمله بزرگانی است که در عصر اختناق به شیوه ی منطقی وستوده ، به دور از جنجال وهیاهو ، به بیان آرا و علایق و باورهای دینی خود پرداخته از موازین اخلاقی – اسلامی ، دفاع نموده آثاری ماندگار، به جای نهاده است:
لاله از خاک جوانان می دمد بردشت و هامون
یا درفش سرخ بر سر، انقلاب گرفتند
خرم آن مردان که روزی خائنین درخون کشیدند
زان سپس،آن روز را،هر ساله عید خون گرفتند
(ادبیات انقلاب اسلامی صفحه47)
هم سو با استاد ، دیگران هم بوده اند که در قبال تعهد انسانی ودینی خود در مقا بل رخ دادها در دهه ی چهلم وپنجاهم ، بی توجه نمانده تابلوهایی از وضع ناگوار عصر شب در قالب شعر به گنجینه ادبیات متعهد تقدیم داشته اند یعنی آقایان جواد محدثی ، دکتر مصفا ، دکتر رعدی ، فریدون مشیری ، هوشنگ ابتهاج ، مهدی اخوان ثالث ، سهراب سپهری ، اکبر اکسیر و...
و... روزی رسید که امام وارد کشور شدند وملت به استقبال ایشان شتافتند – وسلمان هراتی نیز هدیه ی استقبال را چنین سرود:
پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت
شب مانده بود و جرات فردا شدن نداشت
بسیار بود رود در آن برزخ کبود
اما دریغ، زهره ی دریا شدن نداشت (همان صفحه 68)
تاریخ دگرگون شد وانقلابی که از درون، ریشه گرفته بود در پهنه ی کشورایران شکوفا گشت و به ثبوت رسید وقافله سالار زمان، حضرت امام سلام الله علیه با سخنان ومکتوب های ارزشمند، با الهام و تکیه بر آیات قران کریم و کلام معصوم ،به هدایت وارشاد امت پرداخت وازهر گونه راه نمایی فرو گذار نشد!
اما، وظیفه بس دشواربرعهده گویندگان و سخنوران بود زیرا که ، نسبت به یک خیزش وحرکت احساس تعهد می کردند واین کلام پیامبر بزرگوار اسلام ،مسئولیت سنگین اما، افتخارآمیز،برایشان بار می کرد که فرموده اند : وقتی که به وسیله شعر با مخالفین به مخالفت برمی خیزید مانند مجاهدانی هستید که تیرها را به نشان دشمن پرتاب می کنند.
استاد آگاه به وادی بیکران معرفت، هم راه با جویندگان راه حق وهم سو با متفکران و سالکان عارف ، خود را به امواج دریای بی ساحل سپرد بدان امید که به وصال محبوب نایل آید واز لذات وصل، بهره ور شود!
پناه پرچم اسلام با ما ست
خدا این پرچم از ایران بر افراشت
به دوش مرجع اعلا ،خمینی است
به دوش اوست تشریف نیابت
همان فجری که موعود کتاب است
نوید مهدی موعود با اوست
همان خورشید عدل عالم آرا
بیا سوته دلان گرد هم آییم! ( دیوان شهریار جلد 3 صفحه 277)
ادب موفق
هر گاه بپذیریم که عناصر عمده ی ادیبات، دل ربایی و محتوای فرهنگی آن است و به عبارت دیگر «تجلی هنر با بارقه های اندیشه وکمال، قلمرو اصلی وگسترده ی یک ادب موفق را میسازد»
ادبیات انقلاب وشعر انقلاب اسلامی را سر کشیده با قامتی استوار خواهیم یافت وشاعران جوان وسالمند را با سبک های نو وکهن شعر،بازی گران هنرآفرین این معرکه خواهیم دید 0
این اثرها ومانده ها، به داشتن سه ویِژگی، قامت شعر دوره ی انقلاب اسلامی ایران را افراشته می دارند:
ویژگی واژگانی، ریشه داری ومایه وری ، تعهد وپیام
در این نوشته ، در مجال محدود ، نبض تپنده ی پیکر شعر ونیز شور واوج تخیل وهم چنین دل بستگی و تعهد اسلامی در منظومه های پر صلابت شاعر حکیم سید محمد حسین شهریار را با شاهدهایی چند به عرصه ی بررسی آورده «گنجینه ی تنیده و بافته از اندیشه وذوق وزبان» استاد حکیم وغزل سرای بزرگ معاصر را به نظاره ی دوست داران شعر ماندگار ایران عزیز ،این سرزمین ادب وحکمت می کشیم،همچنین در روند بررسی ،نخل بر کشیده ی سخن استاد شهریار را که با شیرینی پیام قرانی نیوشیده از کودکی ،آجیده وانسجام معنوی یافته ودر دهه های آخرعمر استاد ،به بار نشسته است ،جلوه گرش می نماییم!
دمید فجر ،که خورشید باز می گردد
امید در دل نومید، باز می گردد
درفش فتح وظفر ،با سپاهیان خداست
جهان به جبهه ی توحید باز، می گردد (دیوان –جلد 3 صفحه 300)
1-ویژگی واژگانی
بسی واژگان وترکیب ها ، که پیش از این دوره ، یا در شعر ادبیات فارسی راه نیافته بود ویا اندک کاربردی داشته اند که در این دوره با نبض زنده، پیکر شعر را به پویایی وا می دارند واژگانی مانند : شهید – جبهه و جهاد – الله اکبر – فجر – شهادت – عاشورا – مستضعف ومستکبر – فتح – قدس
– نصرت و تسبیح:
شهیدان جهاد و جبهه وجنگ چمنهای خزان ، گلهای پرپر
به هر تکبیر او مستکبران را خلد در حلق و حنجر ، خاروخنجر
واین نمونه ، که مؤثرترین کلمات در قافیه جا داده شده:
سلام ،ای جنگ جویان دلاور
نهنگان به خاک و خون شناور
2-ویژگی ریشه داری و مایه داری
این خصیصه،هم از حیث نیرومندی احساس شورواوج تخیل ،هم از دیدگاه قالب های اصیل شعری ،چیزی است که در شعر این دوره ،نه تنها جای خود را خالی نکرده بلکه تجلی نیکویی هم داشته است0
اتفاقا، شعرکه در این آثار ادبی به خاطر ایجاز وایهام وبه کار گیری استعاره ونیز به سبب موسیقی کلام ،از امتیاز خاصی برخوردار است برتری خود را در گرو جامعیتش به این ارزش ها دارد از جمله، این که، برخوردار از اصل ایجاز بوده هر بیت نمونه ی درخشان یک اندیشه ی متعالی بوده باشد که ناشی ازنهایت دقت و ظرافت تخیل شاعر بوده ودر واقع ،اصل اندیشه را نیز درپی می آورد :
یک جهان وسوسه در لانه ی جاسوسی کشف
وه چه دجال عجیبی که جهانخوارآمد (دیوان جلد 3صفحه 284 )
هر کو ،رضا به ظلم ،همانا شریک ظلم
گیرم که خود به ظالم اصلی نبود ضم (همان صفحه 286)
در قصیده ای با عنوان درود به جهاد گردان می گوید :
«کمال جود »همانا که «بذل موجود» است
در این جهاد فنا شو ،گرت هوای بقاست (همان صفحه 295)
3-ویژ گی تعهد و پیام
برای بیان این خصیصه ،به ابیاتی از استاد شهریار می نگریم که چگونه از سوز دل واز گلوی ملت خویش غریو «الله اکبر» سر داده است :
سلام ای جنگ جویان دلاور
نهگان به خاک وخون شناور
به قران ، وصف او بنیان مرصوص
صف مولا ،علی، سردار صفدر
000
شهادت برترین معراج عشق است
گهش پروازی از عشق برتر
گلوی ملتت، شیپور جنگ است
غریوش نعره ی الله اکبر.
تو هم با خون پاکان شهریارا
بشوی اوراق از این دیبا ودفتر
این ویژگی ، اصل آرمانی است یعنی شعری همه اشتیاق و تسلیم برای عروج وکمال جامعه ،بی هیچ اضطراب وبیم ،به سوی پاک سازی و مانع زدایی، در مسیر ظهور جلال وجمال است از رو است که می گوید :
شعر را مقصد بجز تلطیف احساسات نیست
گر به مقیاسات هست وگر به مقیاسات نیست
شعر باید چنگ در دل زند ،گیرم درآن
ازصنایع فی المثل ایهام یا اعنات نیست. (ادبیات انقلاب صفحه 15)
واین همه بلند نظری وتسخیر عوالم ،حاصل دو مبدا ومنشا می باشد یعنی ماندگاری شعر بزرگ مرحوم استاد شهریار محصول دو نکته است :
شعورمندی وادراک سالم
خدامندی و جهان بینی توحیدی
1- شعورمندی وادراک سالم
مقام معظم رهبری حضرت آیت العظمی خامنه ای در پیامشان به مناسبت هفتمین شب درگذشت استاد شهریار «در دوره ی ریاست جمهوری شان »این چنین از استاد توصیف نمودند:
« شهریار، بیش از نیم قرن،ذهن ودل دوستداران ادبیات وهنر را با شعر خود وبا صفا وخلوصی که از آن چلچراغ رنگارنگ می تراوید نور باران می کرد 000 او بزگترین گنجینه ی غزل و قطعه و مثنوی معاصر را که تنیده وبافته ای از ابریشم خیال وذوق زبان وفکر او بود می آفرید و می اندوخت و آن گاه که این ترک پارسی گوی، زبان به شعر آذری می گشود آن همه را به دو چندان وهم راه با استادی بی نظیر خود ، در معرض تماشای هنر مندان و هنرشناسان می گذاشت »
اسلام او یاتدی خلقی،باشین قاوزیان قاچیر
شیطان باجارمادی که یاتانلار اویانماسین
هر رنگی آت ، فقط بویان آللاه بویاغینه
هر آلدادان بویاخلارا ، قلبین بویانماسین
آغزوندا دادلی سوزلریوی سن ده ، شهریار
ایله پیشتر که خلق دادیندان دویانماسین (کلیات اشعار ترکی آذربایجانی صفحه 174)
2- خدامندی و جهان بینی توحیدی
«او عاشق قران بود و قرآن مجسم و زنده را در انقلاب اسلامی ونظام اسلامی ، مشاهده می کرد»
به قول خودش، آنی از جهاد قلمی باز نایستاد واز روزی که باشخصیت امام- رهبر کبیر انقلاب اسلامی وباشالوده ی مفهوم قیام، آشنا شد با ندای بزرگ عاشق هم نوا گردیده وهم راه امت وامام به فروپاشی طومار ظالم کوشید.
آیت الله هاشمی رفسنجانی به هنگامی که مقام ریاست جمهوری اسلامی را داشت درپیامی به کنگره ی بزرگداشت استاد شهریار – در بخشی از آن، گفتند :
«او به گواهی آثار گران قدرش،مسلمانی راستین ومومنی پاک نهاد بودکه به رسول معظم اسلام و خاندان گرامیش، عشق و ارادتی زائدالوصف داشت وبه همین سبب بود که آفاق دلها را تسخیر کرد وسخنش قبول عام افتاد.»
نبوت به امامت نور واحد
رسالت بی امامت ناتمام است
حکومت گر که با دین نیست ، دین نیست
برای آخرین فرصت که داری
خودی انداز در آغوش اسلام
که با یک صحیحه راه تو بسته است
بیا سوته دلان گرد هم آییم
به قرآن ، این تحول را خداوند
مکرر در مکرر ، وعده داده است (دیوان جلد 3- صفحه 277 )
شهریار در سیر وصیرورت معنوی ، آنی از جهاد قلمی باز نایستاد ودر اشعار معنویش ، از سرچشمه ی لا یزال قرآن ، الهام می گیرد چه این که ، قرآن را،بهترین چراغ هدایت وسرچشمه ی فیض می داند ومهمترین سرمایه اش ، همین قرآن است بویژه هنگامی که اوج می گیرد ودر اندیشه معرفت حق ودر عشق الهی استغراق می جوید وبا فخامتی بی نظیر ، این چنین ،ندا در می دهد :
در فش فتح وظفر ، با سپاهیان خداست
جهان به جبهه ی توحید ، باز می گردد
افق شفق شد و پس فجر زد ، چه می بینم
به چشم کور، مگر دید باز می گردد (ادبیات انقلاب اسلامی ص194 به نقل از دیوان ج3)
تحلیلی عرشی
در عصری که سپیدی انسانیت، زندانی غرب بود دست پر ستاره ای بذر روشنایی در فلات ایران پاشید و دنیای خشکیده ی امروز را به تماشای ساقه های نور، دعوت کرد. جوانان خوش اخلاق این مرز وبوم، سینه ی سبز خود را در برابر سیاهی تجاوز جهانی سپر کردند ومردم پا برهنه ی ایران ، خطوط ایمانشان را از بلندی های زاگرس تا جلگه های خلیج فارس کشیدند وهشت سال مقاومت پا برهنه ها، نعره های جاهلانه ی دشمن را به زمزمه های آشتی و مذاکره در پشت میز ها بدل نمود.
امروز، نویسندگان و هنرمندان ایران زمین ، خود را در کنار اقیانوسی می بینند که از هشت سال دفاع خونین موج می زند موجی که هرگز در آثارشان رنگ نمی بازد واز تپش نمی ایستد
(بر گرفته از میثاق نویسندگان در جهت حفظ آثار وارزش های دفاع مقدس 1370)
استاد شهریار می گوید :
چرخ هر انقلاب اسلامی
از امام و امام محور اوست
چرخش ذره هرگز از خود نیست
که ز خورشید ذره پرور است
مسجدش سنگر و به سنگر
موشک انداز او که منبر اوست (دیوان ج3ص 270)
ختام سخن
اگر هنوز « نغمه ی روح قدسی » است مایه ی تنومندی و توانمندی است:
دلم جواب بلی می دهد صلای ترا
صلا بزن که به جان می خرم بلای ترا (کلیات دیوان صفحه 74 )
و بهانه ای بر امامت جمع وصیرورت و دگر اندیشی هاست :
غبار فقر و فنا ، توتیای چشمم کن
که خضر راه شوم چشمه بقای ترا (همان)
ودرخشانتر، آنگاه خواهد بود که فرد جای گاه حقیقی خودرا بشناسد :
جان ما وصل جهانی است که اجزای وجود
تن به تن کشته ی او وسر هم، زنده از اوست (کلیات دیوان صفحه 79)
استاد شهریار، این نکته را دانست وخود را در خدمت مردم خواست:
گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی
پرسش حال دوستان، گاه به گاه کردن است (همان صفحه 83)
و به مردمیکه جان در گرو اتقلاب وتحول روحی وفکری نهاده بودند پاسخ مثبت داد:
رهایی ابدی با همین مسلمانی است
رها مکن به حریفان نا مسلمانش
شهادت است و صلا ، گوش دل به فرمان دار
مگر فراشوی از خاکدان به فرمانش (دیوان- جلد 3 صفحه 99)
* * *
خط رهبر صراط المستقیم است
نه راه باختر پویی نه خاور (همان 272)
و خود را با آنان خواست :
تو هم با خون پاکان شهریارا
بشوی اوراق از این دیوان و دفتر (همان ص 273)
رحمت و برکات خداوند بر روح عرشی او باد
مشخصات منابع :
کلیات دیوان شهریار – مجموعه پنج جلدی – نشر سعدی – تبریز – بی تا
دیوان شهریار – جلد سوم – نشر رسالت تبریز 1369 – اول
کلیات اشعار ترکی شهر یار – نشر نگاه و زرین – تهران 1369 چهارم
ادبیات انقلاب ، پایان نامه درجه ی کارشناسی ارشد – احمد حسین انزابی
ماهنامه کیهان فرهنگی خرداد ماه 1369 و آذر ماه 1371 و بهمن ماه 1371
فصل نامه ی فرهنگ – پائیز 1366
روزنامه اطلاعات 5 مهر ماه 1371
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
