
شعر l رامین بخشی
شهریار شهر شعر
سه روز از ماه شهریور فقط باقیست ...
شهریار شهر شعر
سه روز از ماه شهریور فقط باقیست
پرستو بار می بندد
چکاوک باز می گرید
خزان آواز می خواند :
«بخواب ای شاعر شیدا
که دیگر شعر عمرت رو به پایان است»
دلش میگیرد از پائیز
درخت عمر پر بارش
ولی هرگز نمی نالد
درخت مردانه می میرد.
به آغوشش به نرمی می نوازد خاک گنجش را
و می خواند برایش یک قصیده یک غزل یک شعر یک لالا :
«بخواب ای افتخار من که تو سلطان عشق و شهریار شعر ایرانی1
در آغوشم بیا طفلم که پیرت کرده آن دنیا »
***
سه روز از ماه فروردین گذشته
پرستو باز می گردد
چکاوک لانه می سازد
خزان دیگر نمی خواند
زشادی ابر می گرید
جوانه می زند شعرت
زهر بیتش هزاران بیت می روید
مرامت چاپ چندم می شود با عشق
زشادی ابر می گرید
درخت از خنده ی خورشید می خندد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ فلک گو با من این نامردی و نا مردمی بس کن
که مــــن سلطان عشق و شهریارشعرایــــــرانم
از غزل «به مرغان چمن» استاد شهریار
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
