حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار
خرمشهر از بنادر مهم تجاری کشور در جنوب ایران است. دشمن وقتی آنجا را تصرف کرد از گمرک شهر مقادیر زیادی وسایل و امکانات را به تاراج برده از آنها استفادههای زیادی کرد. ما بندر مهم سوقالجیشی را از دست داده، از نظر روانی هم فوقالعاده تحت فشار بودیم. دشمن نیز روی همین قضیه، سرمایهگذاری زیادی کرده بود. روی همین اساس دژ محکمی اطراف این منطقهی حساس ایجاد کرده بود. تصور نمیکردند نیروهای ایرانی بتوانند از عهدهی عبور از این دژ برآیند. آهنهایی را در زمین کاشته بودند برای جلوگری از هلیبرد نیروها. کانالهای عریضی را دور تا دور منطقه حفر کرده و درونشان انواع و اقسام مینها را کار گذاشته بودند. چندین ردیف میادین فوقالعاده مجهز و پیشرفته را در دشتهای اطراف، طراحی و اجراء کرده بودند. ضدنفر، ضدخودرو و ضدتانک. مینهای جهندهای را کار گذاشته بودند که ما برای اولین بار با آنها برخورد میکردیم که اگر پرندهای هم به تارهایشان میخورد، منفجر میشدند. عرض این موانع در حدود 5/1 کیلومتر میشد. خود خرمشهر را نیز با خاک یکسان کرده بودند. تلهای خاکی را ایجاد کرده بودند که داخلش وسایل منازل وجود داشت و ذهن هر بینندهای را مکدر میکرد. فرش خانهای از داخل تل خاک دیده میشد یا یخچال له شدهای با مواد غذایی درونش. اینها از نظر روانی روی بچهها تاثیر میگذاشت و نوعی جنگ روانی ایجاد میکرد.
به سبک خودشان، معابر نظامی عریض و طویل داخل شهر اجراء کرده بودند. طراحی عریض و طویل معابر برای دسترسی آسان نیروهایشان با خط مقدم انجام یافته بود. با این اوصاف عبور از آن موانع مستحکم با امکانات محدود ما کار بسیار شاقی بود و شبیه به اعجاز الهی. ما خودمان هم تصور نمیکردیم، با این سرعت وارد خرمشهر شویم. برادران تخریب با از جانگذشتگی فراوان توانستند معابری را ایجاد کنند تا نیروها بهسرعت از سد موانع عبور نمایند. کار کردن در دشت با وجود دکلهای 20، سی متری بسیار سخت بود. آواکسهای آمریکایی و هواپیماهای عربستانی در منطقه مستقر شده، هر لحظه تحرکات نظامیمان را به دشمن مخابره میکردند. رعایت اصل غافلگیری، عنایت الهی، تدبیر و مدیریت فرماندهان جنگ، وحدت و همدلی ارتش و سپاه سبب گشت تا این عملیات با موفقیت به سرانجام برسد.
کار مهندسی در دشت نیروی فوقالعاده بالای ایثار و از خودگذشتگی میخواهد. همانطوریکه مستحضرید ارتفاع نیروی پیاده، حداکثر یکمتر و هشتاد سانتیمتر است اگر زمینگیر شود و بهحالت سینهخیز حرکت نماید حداکثر ارتفاعش سی سانتیمتر میگردد ولی حداقل ارتفاع نیروی مهندسی رزمی در ارتفاع 2 متری است، یعنی بالاتر از نیروی سر پا ایستاده. طبیعی است که همواره بهصورت سیبل عمل خواهند کرد. رانندههای ادوات و ماشینآلات ما دارای روحیهی ایثار، نشاط، جهاد و شهادت بودند و عملاً نیز این موضوع را به اثبات رساندند. نیروهای مهندسی رزمی همواره در مسیر مشخصی حرکت میکردند و قدرت مانور بیش از این را مثلاً بهصورت مارپیچ نداشتند. یا در عرض خاکریز میزدند یا در عمق با دشمن مقابله مینمودند. در این عملیات چندین لودر و بولدزر ما با تیر مستقیم دشمن منهدم شدند و جمعی از عزیزان مهندسی به شهادت رسیدند. تیم پیشرو ما نیز واحد تخریب بود که ایثار زیادی از خود نشان داده و موانع پیش رو را پشت سر گذاشت. روی کانالهایی به عرض 3 تا 5 متر، نردبانهای خاصی طراحی و تعبیه شد تا معابر در کمترین زمان برای عبور نیروها باز شوند بدون اینکه دشمن متوجه این تحرکات گردد. در این عملیات حتی چندین معبر جایگزین نیز در نظر گرفته شده بود تا معابر اضافی بازگشایی گردد و نیروها به مشکل برنخورند، یا توسط نیروهای دشمن از یک خط و معبر تحت فشار نباشند. چرا که بارها تجربه کرده بودیم اگر تنها یک معبر میبود، دشمن میتوانست بهصورت گازانبری آن معبر را تحت فشار قرار داده و رزمندگان ما را با مشکل روبرو سازد. فلذا تمام ابعاد قضیه پیشبینی شده بود تا عملیات متوقف نگردد.
مسئول فنی مهندسی کل سپاه در آن مقطع، مهندس "مهرداد" بود که خودشان نیز در منطقه حضور داشتند. دو محور راست و چپ را در نظر گرفتند که بنده مسئول یکی از محورها بودم. همانطوریکه عرض کردم با کمک جهاد فارس توانستیم به اهدافمان به نحو احسنت عمل نماییم و توسط مهندس مهرداد نیز مورد تشکر و قدردانی قرار گرفتیم. بعد از این عملیات شهید مهدی باکری که تیپ عاشورا را از آقای امین شریعتی تحویل گرفته بودند، از من نیز خواستند تا مهندسی تیپ عاشورا را به عهده بگیرم. آمدیم و مهندسی رزمی را راهاندازی کردیم.
برگشتیم تبریز و چندین دستگاه ماشینآلات از ادارهی راه تبریز و پارسآباد مغان گرفتیم و به مهندسی تیپ عاشورا منتقل کردیم. سپس تیپ به لشکر تبدیل شد و عملیاتهای مختلفی را طراحی و اجرا کردیم. بعداً به درخواست آقای محسن رضایی و موافقت مهندس مهرداد بنده را به عنوان مسئول مهندسی غرب، خواستند. بعد از عملیات مسلمبنعقیل بود که آقامهدی به من گفت؛ خیلی اصرار میکنند. با وجود اینکه موافق نیستم ولی دستور فرماندهی است و باید عمل کنیم. گفتم: هر کجا بفرمائید، آنجا خدمت میکنم.
مجدداً تماس گرفتند. اصلاً از خاطرم نمیرود. آقا مهدی صبحانهاش را خورد. همدیگر را بغل کرده، گریه کردیم.
گفتم: آقامهدی من از شما جدا نمیشدم. مسئولین چنین خواستند. بدین شکل از هم جدا شده، آمدیم فنی مهندسی آذربایجان غربی را راه انداختیم. بعد از آن رفتم دانشگاه. حین تحصیل با فرمان امام (ره) که فرمودند؛ جنگ در راس امور قرار دارد، جنگ را یکسره کنید، برگشتم به منطقه که درست شب شهادت آقامهدی باکری بود. آقای کبیری تحویلم گرفت. وقتی دید خیلی ناراحتم، دلداریم داد. آقا مهدی دوست چندین سالهام بودند و از قبل از انقلاب با هم آشنایی داشتیم.
*
موفقیت در عملیات فتح خرمشهر، تمامی تئوریسینهای نظامی دنیا را مات و مبهوت نمود. اولین عملیات موفق مشترک سپاه و ارتش در حد وسیع بود. تمامی شیوخ حوزهی خلیج فارس و کشورهای غربی از این حرکت، انگشت حیرت بهدهان گرفته بودند که چطور رزمندگان ایران توانسته بودند از سد دژهای عظیم عبور نمایند. صدام فیلم اوضاع خرمشهر و نحوهی دژبندی و ایجاد سدهای عبوری را برای تمام سران کشورهای عربی فرستاده، اعلام کرده بود که ایران به هیچ وجه نمیتواند از عهدهی این موانع برآید. سر این موضوع و فتح خرمشهر صدام بسیاری از فرماندهان و سربازان خود را اعدام کرد. بعد از عملیات بیتالمقدس عراق دست به عملیاتهای روانی گستردهای زد تا در سطح فرماندهان رده بالا و میانی، میان رزمندگان و مردم دودستگی و اختلاف ایجاد نماید که خوشبختانه با درایت امام و مسئولین این نقشهها، نقش بر آب شد. اگر حمایت مادی و معنوی نیروهای مردمی نبود مطمئناً در جنگ موفق نمیشدیم. اگر شکافی بین مردم و رزمندگان بوجود میآمد به مشکلات بزرگی برمیخوردیم که این طرح صدام، با شکست روبرو شد. نیروهای مردمی با تمام توان جبههها را حمایت میکردند و رزمندگان اسلام نیز نهایت انرژی خود را به کار میگرفتند. بچهها تا دو سه برابر ماکسیمم ادوات از آنها کار میکشیدند و به وظایف محوله کاملاً عمل مینمودند، تا تاخیری در اجرای عملیاتها بوجود نیاید. این امور محقق نمیشد مگر با عشق، علاقه و ایثار بچههای رزمنده. سنگرسازان بیسنگر شعار نبود. از نزدیک شاهد تمام این ایثارها بودیم.
--------------------------------------------------------------------------------
مصاحبه و نگارش: داود خدایی

به بهانهی سالگرد آزادسازی خرمشهر
سنگرسازان بیسنگر شعار نبود
۳ خرداد ۱۳۹۴کد خبر: 42977۴
به بهانهی سالگرد آزادسازی خرمشهر پای صحبت مهندس محمدحسین طایفه یونسی از فرماندهان مهندسی رزمی دوران دفاع مقدس و از فاتحان خرمشهر نشستیم تا از نقش این واحد در عملیات بیتالمقدس و پیامدهای فتح خونینشهر در مجامع بینالمللی برایمان بگویند.
خرمشهر از بنادر مهم تجاری کشور در جنوب ایران است. دشمن وقتی آنجا را تصرف کرد از گمرک شهر مقادیر زیادی وسایل و امکانات را به تاراج برده از آنها استفادههای زیادی کرد. ما بندر مهم سوقالجیشی را از دست داده، از نظر روانی هم فوقالعاده تحت فشار بودیم. دشمن نیز روی همین قضیه، سرمایهگذاری زیادی کرده بود. روی همین اساس دژ محکمی اطراف این منطقهی حساس ایجاد کرده بود. تصور نمیکردند نیروهای ایرانی بتوانند از عهدهی عبور از این دژ برآیند. آهنهایی را در زمین کاشته بودند برای جلوگری از هلیبرد نیروها. کانالهای عریضی را دور تا دور منطقه حفر کرده و درونشان انواع و اقسام مینها را کار گذاشته بودند. چندین ردیف میادین فوقالعاده مجهز و پیشرفته را در دشتهای اطراف، طراحی و اجراء کرده بودند. ضدنفر، ضدخودرو و ضدتانک. مینهای جهندهای را کار گذاشته بودند که ما برای اولین بار با آنها برخورد میکردیم که اگر پرندهای هم به تارهایشان میخورد، منفجر میشدند. عرض این موانع در حدود 5/1 کیلومتر میشد. خود خرمشهر را نیز با خاک یکسان کرده بودند. تلهای خاکی را ایجاد کرده بودند که داخلش وسایل منازل وجود داشت و ذهن هر بینندهای را مکدر میکرد. فرش خانهای از داخل تل خاک دیده میشد یا یخچال له شدهای با مواد غذایی درونش. اینها از نظر روانی روی بچهها تاثیر میگذاشت و نوعی جنگ روانی ایجاد میکرد.به سبک خودشان، معابر نظامی عریض و طویل داخل شهر اجراء کرده بودند. طراحی عریض و طویل معابر برای دسترسی آسان نیروهایشان با خط مقدم انجام یافته بود. با این اوصاف عبور از آن موانع مستحکم با امکانات محدود ما کار بسیار شاقی بود و شبیه به اعجاز الهی. ما خودمان هم تصور نمیکردیم، با این سرعت وارد خرمشهر شویم. برادران تخریب با از جانگذشتگی فراوان توانستند معابری را ایجاد کنند تا نیروها بهسرعت از سد موانع عبور نمایند. کار کردن در دشت با وجود دکلهای 20، سی متری بسیار سخت بود. آواکسهای آمریکایی و هواپیماهای عربستانی در منطقه مستقر شده، هر لحظه تحرکات نظامیمان را به دشمن مخابره میکردند. رعایت اصل غافلگیری، عنایت الهی، تدبیر و مدیریت فرماندهان جنگ، وحدت و همدلی ارتش و سپاه سبب گشت تا این عملیات با موفقیت به سرانجام برسد.
کار مهندسی در دشت نیروی فوقالعاده بالای ایثار و از خودگذشتگی میخواهد. همانطوریکه مستحضرید ارتفاع نیروی پیاده، حداکثر یکمتر و هشتاد سانتیمتر است اگر زمینگیر شود و بهحالت سینهخیز حرکت نماید حداکثر ارتفاعش سی سانتیمتر میگردد ولی حداقل ارتفاع نیروی مهندسی رزمی در ارتفاع 2 متری است، یعنی بالاتر از نیروی سر پا ایستاده. طبیعی است که همواره بهصورت سیبل عمل خواهند کرد. رانندههای ادوات و ماشینآلات ما دارای روحیهی ایثار، نشاط، جهاد و شهادت بودند و عملاً نیز این موضوع را به اثبات رساندند. نیروهای مهندسی رزمی همواره در مسیر مشخصی حرکت میکردند و قدرت مانور بیش از این را مثلاً بهصورت مارپیچ نداشتند. یا در عرض خاکریز میزدند یا در عمق با دشمن مقابله مینمودند. در این عملیات چندین لودر و بولدزر ما با تیر مستقیم دشمن منهدم شدند و جمعی از عزیزان مهندسی به شهادت رسیدند. تیم پیشرو ما نیز واحد تخریب بود که ایثار زیادی از خود نشان داده و موانع پیش رو را پشت سر گذاشت. روی کانالهایی به عرض 3 تا 5 متر، نردبانهای خاصی طراحی و تعبیه شد تا معابر در کمترین زمان برای عبور نیروها باز شوند بدون اینکه دشمن متوجه این تحرکات گردد. در این عملیات حتی چندین معبر جایگزین نیز در نظر گرفته شده بود تا معابر اضافی بازگشایی گردد و نیروها به مشکل برنخورند، یا توسط نیروهای دشمن از یک خط و معبر تحت فشار نباشند. چرا که بارها تجربه کرده بودیم اگر تنها یک معبر میبود، دشمن میتوانست بهصورت گازانبری آن معبر را تحت فشار قرار داده و رزمندگان ما را با مشکل روبرو سازد. فلذا تمام ابعاد قضیه پیشبینی شده بود تا عملیات متوقف نگردد.
مسئول فنی مهندسی کل سپاه در آن مقطع، مهندس "مهرداد" بود که خودشان نیز در منطقه حضور داشتند. دو محور راست و چپ را در نظر گرفتند که بنده مسئول یکی از محورها بودم. همانطوریکه عرض کردم با کمک جهاد فارس توانستیم به اهدافمان به نحو احسنت عمل نماییم و توسط مهندس مهرداد نیز مورد تشکر و قدردانی قرار گرفتیم. بعد از این عملیات شهید مهدی باکری که تیپ عاشورا را از آقای امین شریعتی تحویل گرفته بودند، از من نیز خواستند تا مهندسی تیپ عاشورا را به عهده بگیرم. آمدیم و مهندسی رزمی را راهاندازی کردیم.
برگشتیم تبریز و چندین دستگاه ماشینآلات از ادارهی راه تبریز و پارسآباد مغان گرفتیم و به مهندسی تیپ عاشورا منتقل کردیم. سپس تیپ به لشکر تبدیل شد و عملیاتهای مختلفی را طراحی و اجرا کردیم. بعداً به درخواست آقای محسن رضایی و موافقت مهندس مهرداد بنده را به عنوان مسئول مهندسی غرب، خواستند. بعد از عملیات مسلمبنعقیل بود که آقامهدی به من گفت؛ خیلی اصرار میکنند. با وجود اینکه موافق نیستم ولی دستور فرماندهی است و باید عمل کنیم. گفتم: هر کجا بفرمائید، آنجا خدمت میکنم.
مجدداً تماس گرفتند. اصلاً از خاطرم نمیرود. آقا مهدی صبحانهاش را خورد. همدیگر را بغل کرده، گریه کردیم.
گفتم: آقامهدی من از شما جدا نمیشدم. مسئولین چنین خواستند. بدین شکل از هم جدا شده، آمدیم فنی مهندسی آذربایجان غربی را راه انداختیم. بعد از آن رفتم دانشگاه. حین تحصیل با فرمان امام (ره) که فرمودند؛ جنگ در راس امور قرار دارد، جنگ را یکسره کنید، برگشتم به منطقه که درست شب شهادت آقامهدی باکری بود. آقای کبیری تحویلم گرفت. وقتی دید خیلی ناراحتم، دلداریم داد. آقا مهدی دوست چندین سالهام بودند و از قبل از انقلاب با هم آشنایی داشتیم.
*
موفقیت در عملیات فتح خرمشهر، تمامی تئوریسینهای نظامی دنیا را مات و مبهوت نمود. اولین عملیات موفق مشترک سپاه و ارتش در حد وسیع بود. تمامی شیوخ حوزهی خلیج فارس و کشورهای غربی از این حرکت، انگشت حیرت بهدهان گرفته بودند که چطور رزمندگان ایران توانسته بودند از سد دژهای عظیم عبور نمایند. صدام فیلم اوضاع خرمشهر و نحوهی دژبندی و ایجاد سدهای عبوری را برای تمام سران کشورهای عربی فرستاده، اعلام کرده بود که ایران به هیچ وجه نمیتواند از عهدهی این موانع برآید. سر این موضوع و فتح خرمشهر صدام بسیاری از فرماندهان و سربازان خود را اعدام کرد. بعد از عملیات بیتالمقدس عراق دست به عملیاتهای روانی گستردهای زد تا در سطح فرماندهان رده بالا و میانی، میان رزمندگان و مردم دودستگی و اختلاف ایجاد نماید که خوشبختانه با درایت امام و مسئولین این نقشهها، نقش بر آب شد. اگر حمایت مادی و معنوی نیروهای مردمی نبود مطمئناً در جنگ موفق نمیشدیم. اگر شکافی بین مردم و رزمندگان بوجود میآمد به مشکلات بزرگی برمیخوردیم که این طرح صدام، با شکست روبرو شد. نیروهای مردمی با تمام توان جبههها را حمایت میکردند و رزمندگان اسلام نیز نهایت انرژی خود را به کار میگرفتند. بچهها تا دو سه برابر ماکسیمم ادوات از آنها کار میکشیدند و به وظایف محوله کاملاً عمل مینمودند، تا تاخیری در اجرای عملیاتها بوجود نیاید. این امور محقق نمیشد مگر با عشق، علاقه و ایثار بچههای رزمنده. سنگرسازان بیسنگر شعار نبود. از نزدیک شاهد تمام این ایثارها بودیم.
--------------------------------------------------------------------------------
مصاحبه و نگارش: داود خدایی
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/PM99QM4
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
