
یادداشت l مرتضی طوسی
جریان شعر موج نو/ و نمو آن در آثار احمدرضا احمدی
شعر موج نو را متاثر از سینمای موج نو فرانسه (تروفو) دانسته اند، احمد رضا احمدی متولد (1319کرمان) با مجموعه طرح (1341) این گونه شعر را پایه گذاشت، شعری که با سنت و نیز نیما سرستیز داشت
جریان شعر موج نو/ و نمو آن در آثار احمدرضا احمدی
نویسنده: مرتضی طوسی
شعر موج نو را متاثر از سینمای موج نو فرانسه (تروفو) دانسته اند، احمد رضا احمدی متولد (1319کرمان) با مجموعه طرح (1341) این گونه شعر را پایه گذاشت، شعری که با سنت و نیز نیما سرستیز داشت و چون این شاعران از آفرینش درونمایهها بیزار بودند، تنها با فرم شعر، فضای شاعرانه ایجاد میکردند. آنها با طفره رفتن از سیر طبیعی شعر و پرورندان حسآمیزیهای ناآشنا، عبارات دور از ذهن حتی به دور از ذهن، تصویرسازیهای بیاندازه و ایماژهای بیرابطه باهم /نه بیربط/، بیگانهسازیها و پارادکسهای وحشی، دشواریهای دستوری و زبانی/ شکست ساختار دستور زبان/ و عینیتگرایی افراطی و شخصی که در امر ارتباط و انتقال، پارازیت ایجاد میکند و ایجاد دنیای دیگر به وسیلهی زبان، جانشینی و پرتاب آنی کلمات و استعارههای پرتابی، ایجاد غیاب[1] بین فرستنده و گیرنده، سفید نویسیهای عینی و محتوایی نفی روایتهای کلان سنت و سنتهای ادبی تکیه برحادثه های زبانی ایجاد زبانی مداخلهگر/ در طبیعت و واقعیت/ نه منفعل، تعلیق و باز کردن پارانتز و عدم قاطعیت و گرهگشایی و تقریبا در یک کلام پرشها و تداعی های حجمی بر ابهام شعر افزودند، ابهامی که مدرنیستهای متعارف و مدرنیست های امروز از آن اِبا دارند. البته این شاعران با همان عناصر زبانی مدرنیستها بنابر فرم گرایی به تغییر روابط و فرم شعر کوشیدند.
شرح اسماعیل نوری علاء بر اشعار موج نو-که بیانیه و مانیفستش ارائه نشده بودند- تا حدی مبانیاش را روشن کرد، نوری علاء دربارهی ابزار و ادواتی که به گونهی پرتابی و بدون ارزشهای استعاری معهود و سمبولیک، جهان متن را جهان به رخ میکشد، مشخصههایی را برشمرده است:
1. شاعر/ به بارهای اجتماعی و تاریکی ادوات شعری نظر دارد/ مثلا کلمهی -گل میخ- از جمله یادآور زندگی گذشتهی ماست که درهای خانه ها به شکل خاصی تزیین میشد.
2. شاعر شکل ترکیبی این ادوات را مورد توجه قرار میدهد.
3. شاعر قدرت خیال انگیزی/تخیل/ و نیز تجسم کلمات را مورد استفاده قرار میدهد، در این باره باید گفت که کلمات از کلمه بودن معاف میشوند تا تبدیل به همان شئی شوند که برآن دلالت میکنند.
تا اینجا شرح اینگونه شعر دربارهی شگردهای واژگانی و حداکثر بیانی شعر است، نه بافت[2] و ساختارکلی آن.
بنابراین چه بسا که این شاعران و منتقدانِ آنها از ساختگرایی و فرمالیسم همین قدر در مییافتند نه قرائتی دیگر. آنها به خط شعر و یا شکست خط عادی و زمانی ِآن و نیز تاثیر پریشانی که کلیت شعر ایجاد میکند توجه نداشتند. شمس لنگرودی از مهرداد صمدی در بارهی این سطر احمدرضا احمدی:"در اینجا پنجرهی شکوفهها باز شد و پیمان گل میخها لبریز گشت"نقل میکند که: گل میخ، گلی است که در اثر جادویی فلز شده است
و پیمان دارد که چیزهای نچسبیده را به هم وصل کند و زینت دهد، و در انتها آن پیمان جادویی لبریز و پر میشود و ترکد و چیزهای نچسبیده به تجرد خود باز میگردند"و همچنین میگوید: کار شاعر موج نویی به اینجا ختم نمیشود، از آنجا که نقش عملی و ظاهر کلمه اهمیت خود را از دست داده است، شاعر میتواند به راحتی مترادفهای آن را جانشین کلمه کند.
در انتها شاعر موج نو در وهلهی نخست تلاش میکند که واژه، بدون استعاره و نماد در شعر ظاهر شود حتی به نحوی که قابلیت تاویل نمادین را پیدا نکند.کلمات، ناشی از حس شخصی شاعر نسبت به یک لحظه و یا تصویر باشد و تداعیهای خصوصیتر بیابد.
2- نوری علاء،اسماعیل،صوراسباب در شعر امروز ایران،انتشارات بامداد 1348
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
