
جریان شعر موج ناب با خوانشی از آثار سید علی صالحی
موج اول"شعردیگری"بود که به منظور عبور از شعر مدرن نیمایی پا گرفت،شاعران دیگر به ویژه حجم گرایان،تلاش میکردند تا معضلات آت را برطرف سازند و در هر حال –شعردیگر- را سامان بخشند ...
نویسنده:
مرتضی طوسی
دانشجوی مقطع
کارشناسی رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز
موج اول"شعردیگری"بود که به منظور عبور از شعر مدرن نیمایی پا گرفت،شاعران دیگر به ویژه حجم گرایان،تلاش میکردند تا معضلات آت را برطرف سازند و در هر حال –شعردیگر- را سامان بخشند و اینبار در سال 1355"موج ناب" را پایه گذاری کردند.این موج که پس از شعر اجتماعی و چریکی –مو ج دوم- ایجاد شده بود،نامزد عنوان موج سوم نیز بود،اما عده ای آن را ادامه ی موج اول میدانستند،از سویی موج سوم برای گروهی دیگر عنوان شد که به آن خواهیم پرداخت.
شاعران شعرناب را عبارت از سید علی صالحی،آریا آریاپور،یارمحمد اسدپور،هرمزعلی پور،هوشنگ چالنگی،فیروزه میزانی، سیروس رادمنش،همایونتاج طباطبائی،مهین خدیوی دانسته اند.
و منوچهر آتشی را معرف این نوع شعر می دانند:اینجا سخن از شعر تاب است،در بیانی فشرده که حشو را به غیبت می نشینند.شعری از حس ها و چگونگی گره خوردنشان با نشانه ها که عناصر طبیعت باشد.اما در اینجا عناصر طبیعت نیز چنان با خیال و حس می آمیزند که بازشناختنشان از کلام دشوار است.
شاعران این گروه مدعی تداوم موج نو دربیانی ساده ترند تا مخاطبانی بیشتر داشته باشند،هرمز علی پور،در بند اول شعر "سیاووشانه" به ساختی الگویی رو میکند:آتشی که سیاوش از آن می گذرد و آنگاه با پرشی کوتاه از سیاوش –دلتنگی من- تداعی می شود:
هیمه های یکسالهء ایل را
برافروزید
عبور سیاوشانه را
بنگرید
در آسمان
اگر فرشته ای باقی است
دلواپس دلتنگی من است.
شعرهای ساده و صمیمی سید علی صالحی 1334از موج نو جدا می شود اگر چه شعرش را ادامه ی موج نو دانسته اند.شعرصالحی،به سبب ادامه و تشدید همین صمیمیت و به دلیل لحن خاص گفتاری اش موج ناب را نیز پشت سر می گذارد.این شعر پیش تر به گفتار نزدیک بود اما اخیرا خودآگاهانه به لحن گفتاری،تخاطبی و با وزنی طبیعی و متناسب با گفتار تکیه میکند.شعر "از چراغ اول"از مجموعه پیش از منظومه ها 1357:
چه ساده ایم!چه ساده...
لبخند آمرانه ای کافی ست
تا هرجا و هر کجا
سفره ی یکرنگ دل را
حراج کنیم،حراج...
دیدی؟!
دیدی چه ساده از شب با ستاره
سخن گفتیم؟!
دیدی چراغ معرکه تا صبح نسوخت
حالا دیده بیار
دریا ببار
---برخلاف مدعای آتشی،شعر این موج چندان هم موجر و بی حشو نیست،مثل شعر پیش اگرچه کوتاه است.التبه ساخت غالبا روایی شعر او با لحن خطابی و زبان نثروار و روانش می آمیزد که حتا دراز نفسی هایش خستگی نمی آورد؛یعنی با وجود جملات بلند معترضه و اضافه های پی در پی اش مشکل بتوان در آنها کلامی زاید پیدا کرد.
ری را جان
میان ما مگر چند رود گل آلود پرگریه می گذرد
که از این دامه تا آن دامنه که تویی
هیچ پلی از خواب پروانه نمی بینم
اما صالحی با اینکار ذهنیتی القا می کند که انتظار می رود رشته ی قطعه های شعرش نباید پایان یابد.مخصوصا اگر ممیز مصرع ها برداشته شود،تبدیل به نوعی بحر طویل منثور میشود بحر طویل ها دیر به پایان میرسند.به پایان هم که می رسند چه بسا ظرفیت آن را داشته باشند که ادامه یابند.
صالحی این را دریافته است.ازهمین رو گاهی به شعرهای=گسسته،پیوسته= پناه می برد.
نشانی ها / نامه ها/ دیر آمدی ری را(که برداشتی شخصی از ری رای نیماست)از جمله ی آنها به شمار می آید.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
