حوزه هنری آذربایجان شرقی
← همه اخبار
برگزاری محفل خاطره انقلاب در اردبیل

در گرامیداشت هفته هنر انقلاب؛

برگزاری محفل خاطره انقلاب در اردبیل

۲۴ فروردین ۱۴۰۲کد خبر: 161283۶

در محفل خاطره انقلاب که عصر روز سه‌شنبه 22 فروردین‌ماه 1402، در سالن جابر عناصریِ حوزه هنری استان اردبیل برگزار شد، نقش مداحان و شعرای عاشورایی در پیروزی انقلاب بررسی گردید.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان اردبیل، در این مراسم بعد از خیرمقدم‌گویی امیر رجبی سرپرست حوزه هنری استان اردبیل و سخنرانی حجت‌الاسلام قاسم جعفرزاده، مدیرکل سازمان تبلیغات اسلامی استان اردبیل، «غفور شایان» از مداحان و شاعران حسینی پیشکسوت و فعال در مبارزات انقلاب اسلامی به خاطره‌گویی پرداخت. وی در بخشی از خاطرات خود گفت: سال 1356مصادف با چهلم شهدای تظاهرات یزد، در مسجد میرزا علی‌اکبر، شعری انقلابی خواندم و مردم هیجان‌زده شده شعار«مرگ بر شاه» سر دادند. و به‌خاطر این واکنش توسط ساواک دستگیر شده روانه ساختمان ساواک در محلة «آقاکاظم» شدم.
شایان افزود: در ساختمان ساواک یکی از مامورین رده بالا که پیرهن سفید بر تن داشت و کراوت قرمز زده بود، آستین‌های پیراهنش را بالا زده و چرخید دورِ سرم. این کارش باعث ‌شد سرم گیج برود برای همین نگاهم را به زمین دوختم. بعد از چند دور مقابلم ایستاد و گفت: «به من نگاه کن.»
به محض اینکه سرم را بالا آوردم، سیلی محکمی توی گوشم زد و گفت: «مردتیکه لندِهور، حالا کارِت به جایی رسیده که به خودت جرات می‌دهی علیه امنیت کشور اقدام کنی و مردم رو تحریک به شورش بکنی.»
سرم را بالا گرفتم و سینه‌ام را سپر کردم و گفتم: «کدوم امنیت؟ امنیت نور چشمی‌های شاه یا امنیت مردم فقیر و بیچاره.»
هنوز حرفم تمام نشده بود که دومین سیلی را هم توی گوشم زد و با لگد مرا به همراه صندلی نقش زمین کرد و گفت: «خفه شو، کثافت آشغال، حالا منو مسخره می‌کنی.»
شایان گفت: بعد از اینکه زمین افتادم دیدم از شدت عصبانیت مثل دیوانه‌ها این طرف و آن طرف می‌رود و بد و بیراه می‌گوید. از این فرصت استفاده کردم و بلند شدم و دوباره روی صندلی نشستم و شروع کردم به تکاندن لباسم. با عصبانیت بیشتری یقه‌ام را گرفت و کمی از صندلی بلندم کرد و گفت: «اگه حرف نزنی می‌دم قیمه قیمه‌ات کنند. مثل بچه آدم می‌گی از کی سرخط می‌گیری و سرتیم‌تان کیه؟»
گفتم: «سر خط من وجدانمه و سرتیم و سردسته‌ای هم نمی‌شناسم.»
گفت: «غلط کردی، مرتیکه الدنگ، داری! خوبش هم داری.»
به خاطر اینکه زبان باز نکردم مرا به اتاق شکنجه بردند و از خجالتم در آمدند.
نی‌نوازیِ «سیدمهدی صفوی» و مداحی «بهروز سرباز» از بخش های دیگر این محفل خاطره بود.

با ما همراه باشید ...
▫️حوزه هنری استان اردبیل در فضای مجازی:
https://artardabil.ir/
https://eitaa.com/artardabil
https://rubika.ir/artardabil
https://t.me/honarardabil

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://azarsh.hozehonari.ir/s/CUN3QUH

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: azarsh.hozehonari.ir