
آوینی و راه طی شده اش
همزمان با هفته هنر انقلاب اسلامی، مقاله ای با عنوان « آوینی و راه طی شده اش آوینی و راه طی شده اش» توسط حوزه هنری آذربایجان شرقی منتشر می شود.
حوزه هنری آذربایجان شرقی: اصولا نباید کاری به این داشته باشیم که انسان ها در گذشته چگونه بوده اند و چطور زیسته اند. باید انسانها را با معیار در اکنون زیستنشان سنجید. بر همین اساس نباید کاری به این داشته باشیم که چرا آوینی قبل از انقلاب، دست به کارهایی میزد که خودش به روشنفکران گفت، « تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری نا آشنا هستم؛ خیر، من از یک «راه طی شده» برگشتم.» آوینی قبل از انقلاب ؛ تندرویی میکرد و خیلی از کارها را تا آخر تجربه میکرد تا اینکه کم مانده بود از آن طرف بام بیفتد.
اما ناگهان شهید آوینی با اندیشه های امام خمینی (ره) آشنا شد و این آشنایی او را متحول کرد. سید مرتضی تسلیم آگاهانه در اندیشههای حضرت امام خمینی (ره) شد و این تسلیم شدن صدایش را مقدس کرد.
شهید سید مرتضی آوینی در روایتی که از خود به جا گذاشته، چنین بیان می کند:« تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری ناآشنا هستم. خیر. من از یک «راه طی شده» با شما حرف میزنم. من هم سالهای سال در یکی از دانشکدههای هنری درس خواندهام. من هم سالها با جلوهفروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیستهام، ریش پروفسوری و سبیل نیچهای گذاشتهام اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشاندهاست که ناچار شدهام رو دربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که «تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمیشود و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمیآید.»
او علاقه وافری هم به شعر و ادبیات داشت و در گفتههای خود آورده که به شبهای شعر و گالریهای نقاشی میرفته، آثار هیچکاک را به دلیل تکنیک سینماییاش می دیده و موسیقی کلاسیک گوش میداده است. به فروغ فرخزاد، مهدی اخوان ثالث و احمد شاملو علاقه مند بوده است و جالب این که پیوند او با هنر به گفته نزدیکانش از همان دوران کودکی به شکل نقاشی، داستاننویسی و شاعری آشکار بود و او بعدها به همین دلیل در رشته معماری دانشکده هنرهای زیبای تهران مشغول به تحصیل شد.
این علاقه مندی ها به صاحت هنر او را به جستوجوی حقیقت نائل کرد و حقیقت را متاعی دانست که هر کس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت و در نزد خویش نیز خواهد یافت... . سید مرتضی آوینی در حالی این عبارات را بیان می کند که خود در جستجوی حقیقت برای رسیدن به دانایی شربت شهادت به سر کشید.
سید شهیدان اهل قلم را پیش از آنکه روایتگر روایت فتح بدانیم باید او را راوی اندیشه ای بدانیم که از خود بر جای گذاشت و آن چیزی نیست جز اندیشه هنری شهید سید مرتضی آوینی.
هم او در تبیین معنای هنر می نویسد: «در زبان ما، هرگز هنر به معنایی که این روزها مصطلح است، به کار نمی رفته است. ارباب هنر، ارباب کمال بوده اند...؛ حال آن که هنر در معنای اصطلاحی آن، نه به مفهوم کمال و فضیلت، بلکه به مجموعه مساعی خاصی اطلاق می گردد که توسط جماعت هنرمندان و منتزع از سایر مظاهر حقیقت در حیات بنی آدم انجام می شود.
قدما هنر را به همین مفهوم به کار می برده اند و اگر می گفته اند «عیب مبین تا هنر آری به دست» هنر را مفهومی در مقابل عیب و به معنای کمال و فضیلت اعتبار می کرده اند. مفهوم اصطلاحی هنر، در این قرن اخیر باب شده است.»
با وقوع انقلاب اسلامی هنر در مفهومی جدید قد علم می کند که قبل از آن در مفاهیم ارزشی و دینی در دوره رضاشاهی جایگاهی نداشت. با انقلاب اسلامی ایران مفاهیمی چون دفاع از ارزش ها، دفاع از حق مظلوم، و توجه به ارزش های ایجاد شده در دوران هشت سال دفاع مقدس نقش کلیدی در هنر بعد از انقلاب داشته و دارند. کسی که بیش از سایرین این مفاهیم را در قالب و زبان هنر جاری و ساری نمود سید مرتضی آوینی بود. در اثر تلاش ها و مجاهدت های این سید شهید بود که الان شاهد این هستیم که هنرمندان بسیاری با داشتن روحیه انقلابی به خلق آثار هنری مرتبط با مضامین دینی و انقلابی می پردازند.
هنرمندان به رسالت ذاتی خود که همان انتقال مفاهیم انسانی به نوع بشر است، به خوبی عمل می نمایند و ذات خود را با حقیقت عالم وجود و با روح کلی عالم پیوند زده اند؛ طبق باور شهید آوینی که انسان در فطرت خویش دارای شعور باطنی نسبت به حقیقت عالم است که ما آن را شعور باطن می خوانیم. این شعور باطن، دارای پیوندی بی واسطه و مستقیم با حقیقت کلی عالم است و از آن جا که حقیقت عالم وجودْ مطلق کمال و جمال است، انسان دارای شعور فطری نسبت به کمالات و فضایل و زیبایی هاست.
هنر نیز از همین پیوند ذاتی انسان با حقیقت عالم وجود و با روح کلی عالم منشأ میگیرد؛ همانگونه که عبادت و پرستش نیز از همین پیوند ذاتی با حقیقت کلی برمیخیزد. احساس انسان در برابر طلوع و غروب خورشید، در برابر وزش نسیم در لابهلای برگهای درختان، در برابر گلها و در برابر تجلیات فصول مختلف در طبیعت، احساس انسان در برابر آسمان پرستاره و...، تجلیات احساس مختلفی است که در روح انسان در برابر حقیقت واحد ظهور و بروز پیدا می کند.»
دیدگاههای آوینی به معنا و مفهوم کلی هنر محدود نمیشود. از آنجایی که خود فیلمساز بود و آثار مستند او در دوران دفاع مقدس و پس از آن، مورد استقبال عموم مردم قرار گرفت، برخلاف دیگران که مبهوت ماهیت سینما، در برابر این جادوی تصویر موضعی منفعلانه داشتند، در قامت یک هنرمند مسلمان به معنای واقعی کلمه که نفسانیات خود را قربانی کرده بود و هیچ چیز جز رضای حق مطلوبش نبود، از موضعی معرفتی، این رسانه را نقد میکرد. حتی در مقطعی که جایزه اسکار برگزار شد به نقد این رویداد پرداخت و معتقد بود که غرب این جایزه را بیهوده به کسی نمیدهد.
این اندیشه متعالی آوینی است که وی را در روز بیستم فروردین ماه سال 1372 به فکه کشاند تا فیلم مستند « شهری در آسمان» را روایت کند و در همانجا نیز با اصابت ترکش مین در زمین مانده از دوران هشت سال دفاع مقدس به درجه رفیع شهادت نائل آمد و همان روز نیز در تقویم رسمی کشور به روز « هنر انقلاب اسلامی» نامگذاری شد.
علی آقایاری
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: azarsh.hozehonari.ir
