چکیده
تصویرسازی مضامین مذهبی و عاشورایی همواره مورد توجه تصویرگران و سفارشدهندگان آثار هنری در ایران بوده است. در دوران معاصر نیز نمایشگاهها، جشنوارهها و مسابقات متنوعی برپا گشته که همگی موجب ایجاد انگیزه در آفرینش و فعالیت در این زمینه شدهاند. هدف مقاله حاضر بررسی آثار خانم تیلا اصغرزاده منصوری به عنوان یکی از تصویرگران معاصر در حوزه تصویرسازی عاشورایی میباشد. برای این مقصود، ابتدا نگاهی اجمالی به ماهیت هنرهای عاشورایی و پیشینۀ تصویرسازی مضامین عاشورایی داشته و سپس با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی آثار ایشان پرداخته شده است. جامعۀ نمونۀ بحث در این جستار، شامل تعدادی از آثار تصویرگر در سالهای اخیر است؛ کارهای مربوط به سال 1391 (تصاویر 1 تا 5) در یک کتابِ آثار تصویرسازی با موضوع عاشورا که توسط تصویرگر و همکاران و شاگردان او منتشر شدهاند، چاپ شده است. این مجموعه به صورت برگهای مجزا از هم (آلبوم) میباشد و ایدۀ انتشار آن، ارائۀ کارتهایی با موضوع مذهبی بوده است. کارهای مربوط به سال 1392 (تصاویر 6 تا10) در نمایشگاهها و جشنوارههای مختلفی به نمایش درآمدهاند. نکتۀ قابل اشارۀ دیگر این است که همگی آثار تصویرگر -در اینجا- به مثابه اثر مستقل هستند و در خدمت یا پیوند با متن کتاب(ها) نبودهاند. کوشش پژوهش حاضر بر آن بوده است تا با شناخت عناصر و فضاسازیهایی که تصویرگر در آثار خویش به کار برده است، به بررسی ارتباط میان آثار و مضامین آنها بپردازد. نتایج حاصل بر آن است که تصویرگر با نگاهی پویا و جستجوگرانه در نمایش مضامین عاشورایی، از مفاهیم، فضاسازیها و نقشمایههای نمادین بهره برده است که از یک سو در پیوند با آموزههای مذهبی و عاشورایی و از سوی دیگر ملهم از سنتهای هنرهای ایرانی است.
کلیدواژهها: تصویرسازی عاشورایی، تصویرسازی معاصر ایران، نمادپردازی، تیلا اصغرزاده منصوری.
عاشورا و هنرهای عاشورایی
پس از واقعه کربلا، حکومت بنیامیه با تبلیغات دامنهدار و گستردهای در سرزمینهای اسلامی سعی داشت تا مردم را از توجه به قیام امام حسین (ع) و حوادث کربلا دور سازد و از آثار تخریبی عمل ننگین خود جلوگیری نماید. در چنین شرایط مسمومی، اهل بیت امام و بازماندگان و دوستداران ایشان به روشنکردن افکار عمومی پرداختند و فریبکاری حکومت بنیامیه را به شکلهای گوناگون خنثی ساختند1. در طول دورههای مختلف تاریخ اسلام نیز تلاشها و مجاهدتهایی که در زنده نگهداشتن بیرق خونین عاشورا صورت گرفته است، در زوایای زندگی مردم و در دستاوردهای آنان در حوزههای متنوعی همچون ادبیات2، معماری3، عناصر محیطی4، هنرهای نمایشی5، صنایع دستی6 و هنرهای تجسمی7 قابل مشاهده است. بر این اساس، هنر حاملی شد تا گوشهای از پیام عاشورا و مصائب امام حسین (ع) و یاران و همراهان ایشان در واقعۀ کربلا را نمودی عینی بخشد و هدف از هنرهای عاشورایی، در حقیقت اهتمام به حفظ و انتقال فرهنگ عاشورا در بطن جامعه بوده است (بلوکباشی، 1383).
نگاهی اجمالی به پیشینۀ تصویرسازی مضامین عاشورایی
سابقۀ تصویرسازی مضامین عاشورایی، به معنای ساختن تصویرهایی برای یک متن، به نگارگری نسخههای خطی نظیر روضهالشهدا8 و حدیقهالسُعداء9 برمیگردد (شایستهفر، 1389). نگارههای این متون مذهبی، در تعامل با متن و در جهت بیان موضوعات آن بودهاند. در ادامۀ روند تصویرسازیِ نسخ خطی، تحولی اساسی با ظهور چاپ سنگی در دورۀ قاجار به وقوع پیوست و کتابهایی با مضامین عاشورایی همچون حبیبالاوصاف، وسیلهالنجاه، طوفانُالبُکاء و تحفهالذاکرین به این شیوه بارها تصویرسازی شدند. فن چاپ، امکان تکثیر آثار را میسر ساخت و به انتشار آن در بین عامۀ مردم کمک کرد. در کنار کتابآرایی، میتوان نوعی پوستر رِوایی و تزیینی با مضمون مذهبی را نیز سراغ گرفت که در ابتدا به صورت دستی و سپس به وسیله چاپ سنگی، تصویرسازی و خوشنویسی و تکثیر میشدند (ممیز، 1382). این پوسترها توسط مردم در اماکن متبرکه، سقاخانهها، منازل و دکانها بر روی دیوار نصب میشدند و بدین طریق نوعی پیامرسانی را به همراه داشتند. بررسی موارد ذکرشده نشان میدهد که این آثار در میان مردم و بر پایۀ فرهنگ عامه بنیان گرفته و در عین آمیختگی با مجموعهای از نشانههای نمادی و رمزی، از ساختاری ساده و بیانی هماهنگ با شرح وقایع برخوردار بوده است. به عبارت دیگر این تصویرگریها از یک سو، شکل تجسمیافته و صورت تصویری اعتقادات مذهبی مردم بوده و از سوی دیگر، ریشه در سنتهای نقاشی ایرانی داشتند که پیشتر از این آثار و در مواردی همزمان با آنها در قالبهایی همچون دیوارنگاری (بهویژه نقاشی روی گچ یا کاشی)، پردهکشی، نقاشی پشت شیشه و نقاشی قهوهخانهای، روایتگر واقعۀ کربلا بودند (پاکباز، 1385).
بررسی آثار خانم تیلا اصغرزاده منصوری
در یک نگاه اجمالی به مجموعۀ آثار تصویرگر میتوان دریافت که او از یک زمینۀ تخت و یکدست رنگی استفاده کرده و سپس بر روی این زمینه، عناصر و نقوش بصری را به کار میگیرد. این مطلب که پیوندی با کاربرد تکنیک کولاژ دارد، موجب شده تا علیرغم وجه نمادین و چندلایۀ نگارهها، جنبههای گرافیکی و بیان صریح آثار تشدید گردد. در مقابل، تصویرگر بداههسازیهای شخصیای را در درون نقوش و نقشمایهها و با استفاده از اکریلیک و چاپدستی به نمایش میگذارد. به منظور بررسی آثار، ابتدا با نگاهی دقیق به شناخت مجموعۀ عناصر و نقوش موجود در آنها پرداخته و سپس از چشمانداز هر اثر و موضوع مربوط به آن، آثار را مورد مطالعه قرار میدهیم.
1- عناصر و نقوش
عناصر و نقوش به کار رفته در مجموعۀ این تصویرگریها نخستین چیزی است که در مواجهه با آثار دیده میشود و از طیف قابل توجهی نیز برخوردار است؛ از این رو پیش از هر چیز نیاز به یک بررسی و شناخت را ضروری میسازد. موضوع این نقوش را که به نظر میرسد دستمایهای اساسی برای تصویرگر در روند تصویرگری بودهاند، در گروههای زیر میتوان دستهبندی کرد:
1-1- نقوش انسانی شامل پنجۀ دست یا پیکر شهیدان کربلا (جدول1، الف).
1-2- نقوش حیوانی شامل اسب، پرنده و ماهی (جدول1، ب).
1-3- نقوش گیاهی شامل انار، برگهای سرومانند و نقش تزیینی بتهجقه (جدول1، پ).
1-4- عناصر آسمانی شامل آسمان و ماه (جدول1، ت).
1-5- عناصر زمینی شامل دشت نینوا و آب (جدول1، ث).
1-6- اشیاء شامل تیر، نیزه، سپر، کلاهخود و شمشیر (جدول1، ج).
1-7- عناصر و تزیینات معماری شامل محراب و قندیل یا چراغ (جدول1، چ).
1-8- اشکال تجریدی شامل دایرههای منظم و نامنظم، نقطهها و لکههای رنگی (جدول1، ح).
1-9- نوشتار که شامل آیات قرآن، نام شهیدان و یا سلام و ستایش و دعا نسبت به آنهاست (جدول1، خ).
1-10- اعداد نظیر 72، چهارده و دوازده (جدول1، د).
2- نگاهی به آثار
"بعد از شهادت" (تصویر 1)، اثری است که در آن تصویرگر به شیوة سنتهای نگارگری ایرانی، در تصویرگری عناصر بر روی سطح دو بعدی کاغذ، از مفهوم فضایی موقعیتِ قائم بهره برده است. به این طریق که بخش پایین تصویر، واحد قابل رؤیت نزدیکتر را نشان میدهد و میزان بالارفتن، موقعیتهای پسرونده را نمایان میسازد؛ در نتیجه، مخاطب میان خود و عناصرِ تصویر، احساسی از مسافت را دریافت میکند. در متن مربوط به این اثر نوشته شده است: «شرمگینم که هم بی سوار بازگشتم و هم بی آب» (اصغرزاده منصوری و دیگران، 1391). با توجه به عنوان اثر و متن مورد نظر، پیداست که تصویر مربوط به زمان بعد از شهادت حضرت ابوالفضل (ع) و بازگشت اسب ایشان به اردوی امام حسین (ع) است. در ترکیببندی افقی و چندبخشی اثر نیز، عناصر به گونهای مطرح شدهاند که در هر بخش قسمتی از سِیر این واقعه را روایت کنند: تکهای از زمین دشت نینوا که با به زمینافتادن مشک حضرت ابوالفضل (ع) به هنگام شهادت، مملو از آب مشک و خون آن حضرت شد؛ بازگشت بی سوارِ اسب به خیمهگاه؛ و پرندگان کوچکی که اسب سرش را به سوی آنها پایین آورده است، گویی کودکانی هستند که در انتظار آوردن آب توسط سقای کربلا بودهاند. با این وصف، رویدادها به طور همزمان و نه در تعاقب مادی در کنار یکدیگر تصویر شدهاند؛ لذا بیننده از سطحی به سطح دیگر میرود و ارتباط بین آنها را در مطابقت با شرح و سرگذشت واقعه درک میکند.
در "روسفیدان عالم" (تصویر 2)، عدد 72 با بهکارگیری رنگ سفید در سطح عناصر موجود در تصویر دیده میشود. ترکیب قرینه در بیقرینگی این اثر یادآور هنرهای سنتی ایران و همچنین جایگاه با اهمیتِ کیفیت بصری ریتم در آنهاست. دایرههای سیاه و سفید، پرندگانی هستند که به صورت تجریدی، تصویر شده و از طریق چند خطِ خلاصه و موجز قابل شناسایی گشتهاند. این هویتبخشیدن با خطوط نازک تیره در داخل دایرههای سفید و بالعکس، به صورت تزیینی در سرتاسر اثر تکرار شده و به نمایش پرندهها انجامیده است. با توجه به عنوان اثر و تأکید بر نمایش عدد 72، به سهولت میتوان دریافت که پرندگان سفید که مورد اصابت تیرها نیز واقع شدهاند، تمثیلی از یاران امام حسین (ع) در صحرای کربلا هستند. در نتیجۀ سادگی و بیان لطیف در طرح و ترکیب این اثر، تکرار عناصر آن
نهتنها ملالآور نیست بلکه بیانگر وجهی مذهبی است زیرا تکرار با ذکر قرابت دارد و به همین دلیل در هنرهای آیینی به طور بارزی مشاهده میشود (حصوری، 1384).
در "72 پرندۀ عاشق" (تصویر 3)، تمهیدات بصری تصویر 2 دیده میشود؛ ضمن اینکه در اینجا از نوشتار هم بهره گرفته شده است. ترتیب قرارگیری پرندگان تیرخورده در میان دوایرِ بخش بالایی اثر، بار دیگر عدد 72 را نشان میدهد؛ در مرکز و در سطحی بزرگتر با قلم نستعلیق نوشته شده "یا حسین ابن علی (ع)"؛ و در پایین بار دیگر تکرار و ریتم دوایر بالا مشاهده میشود. پرهیز از طبیعتپردازی و استفاده از نقشمایههای شیوهیافته، همچنین گرایش به گونهای تزیین ساده و صریح را میتوان از ویژگیهای بصری دو اثر اخیر برشمرد. در اینجا باید به کاربرد نوشتار و اعداد نیز اشاره کرد: مضمون نوشتههای بهکار رفته در مجموعۀ آثار تصویرگر شامل آیات قرآن، نام شهیدان و یا سلام و ستایش و دعا نسبت به آنهاست. کاربرد این نوشتهها هم به منظور پرکردن سطوح است و هم حالت تزیینی دارد و بخشی از ترکیب بصری کار به شمار میرود؛ همچنین بر درک صحیحتر آثار از طریق خواندنشان تأکید مینماید. اعداد نیز عناصر دیگری هستند که تصویرگر از ویژگی نمادین آنها سود میبرد؛ آنها را گاه به وضوح میتوان مشاهده کرد و گاه با شمارش عناصر تصویر میتوان به حضورشان پی برد.
ترکیببندی متمرکز "بَرات" (تصویر 4)، ترکیب غیرمتعارفی در مجموعۀ آثار مورد بحث است. در نتیجۀ عنصری که در گوشۀ چپ و پایین صفحه قرار گرفته و بیانگر اثرِ یک مُهر است که بر آن نوشته شده "علیاکبر (ع) شهادت 10/1/61 [هجری]"، یک توازنِ غیرمتقارن به وجود آمده است. در مقابل، فضاهای خالی بالا به همراه سه خط نازک افقی و کمرنگ همچون نیرویی متوازنکننده عمل کردهاند. در متن مربوط به این اثر آمده است: «پای نامهاش مهر علیاکبر را دیدم، باور کن» (اصغرزاده منصوری و دیگران، 1391). بنابراین پیداست که تصویرگر به منظور بازنمایی یک نامۀ ممهور، چنین ترکیبی را برگزیده است. فضای خالی در بالای صفحه و نبودِ نوشتهای که آن را به فرد خاصی اختصاص دهد، موجب میشود تا بیننده برای لحظهای خود را مخاطب آن یابد. دو انار کوچک در کنار اثر مُهر بر روی صفحه قرار دارند؛ محتملاً آنها به نشانۀ برکت و توسل، تصویر شدهاند.
در اثری دیگر با نام "سالار شهیدان" (تصویر 5) که با تکنیک چاپ دستی کار شده؛ ترکیبی افقی از قرارگرفتن دو ردیف پنجۀ دست در کنار یکدیگر به وجود آمده است. تصویرگر به منظور تنوعبخشیدن به عناصر یکنواخت صفحه، دستی را که بر آن کلمۀ "حُسین" نوشته شده را به طور معکوس چاپ زده است. همچنین تنوع رنگمایهها که در نتیجۀ عمل چاپ صورت پذیرفته و نیز ایجاد تغییر در رنگ پنجهای که در سمت چپ و پایین قرار دارد، تکرار متناوب و متنوعی را به اثر بخشیده است. تکرار چهارده پنجه در کنار هم که اشارهای به چهارده معصوم است؛ بر مفهوم نمادین و گستردۀ معنایِ پنجه تأکید داشته و مظهری از مظلومیت آن بزرگواران است. همچنین کاربرد رنگ سرخ و نقشمایۀ ماهی، مضمون عاشورایی اثر را پررنگ ساخته است چرا که سرخ، رنگ شهادت است و ماهی با آب ارتباط دارد.
در "مشک پاره" (تصویر 6)، همانند "بعد از شهادت" (تصویر 1) بار دیگر، عناصر به طور واحدهای مجزا دیده میشوند؛ ضمن اینکه موضوع این اثر نیز به بخش دیگری از همان واقعه اختصاص دارد. البته در این آثار، زمان و مکان معینی مجسم نمیشود؛ اندک اشارهای به عناصر زمینی و آسمانی نیز تنها صوری نمادین هستند تا شکلهای تقلیدشده از طبیعت. حالت پدیدآمده در ترکیب این دو اثر، به نوعی غربت و تنهایی و بییاوری اشاره دارد. در ترکیب "مشک پاره"، عناصری همچون ماه در بالا، اسب در مرکز و زمینی (گودال) مملو از آب و خون در پایین، نقشآفرینی میکنند. تیرهایی نیز به طور اریب، بر پیکر ماه (قمر بنیهاشم) و زمین فرود آمدهاند و قطراتی از خون و آب در فضا در جریانند. ترکیببندی پرتحرک این اثر، با مفاهیم صحنههای نبرد حق و باطل هماهنگ است؛ همچنین شهادت مظلومانۀ حضرت ابوالفضل (ع) را توسط اشقیا، به طور نمادین و همراه با نوعی بیگناهی و حس کودکانه به تصویر کشیده است.
در اثری که "اهل بیت" (تصویر 7) نام دارد، ترکیبی افقی از نحوۀ چیدمان عناصر به چشم میخورد. تأکید بر ریتم و حرکت سطوح در مسیری افقی، به القای فضایی آرام انجامیده که با رنگ ملایم آبی مؤکد شده است. در افق رفیع، جایی که رنگ آبی با آسمان تماس پیدا میکند، پیکر شهیدی دیده میشود و بالهایی (محتملاً فرشتگان) بر گِرد آن میچرخند یا آن را بر فراز تختی با خود میبرند (تصویری از عروج). در نیمۀ پایین اثر، تکرار شکل تجریدی دایره را میبینیم که در درون آنها، پرندهها و برگهای سرومانندی کار شده است. بر پیکر هر پرنده به صورت دستنویس، نام امامان نوشته شده و در آخرین دایره نوشته شده "السلام علیک یا اهلالبیت النبوه". این اثر، تصویر 5 را به خاطر میآورد و مظلومیت اهل بیت را بار دیگر بیان میکند. پیکر شهید، تیرها و رنگ غالب آبی در فضای اثر، همان کارکرد بصری رنگ سرخ و نقشمایۀ ماهی را در اینجا بر عهده دارند.
در "نماز عشق" (تصویر 8) که تصویری از نماز ظهر عاشوراست؛ مجدداً ترکیب قرینۀ عمودی که ترکیبی مذهبی است دیده میشود (نک: تصویر 2). امام حسین (ع) به همراه یارانشان در ساعاتی قبل از شهادت خویش، در حال برگزاری نماز هستند. ترکیب صف نمازگزاران و محافظان، یادآور عنصر محراب است و در بالا و درون محراب، پیکر شبیه امام حسین (ع) همچون چراغی میدرخشد. ایجاد این شباهت، یادآور این روایت از پیامبر (ص) دربارۀ امام حسین (ع) است که فرمودند: "همانا حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است"10. دقت در مجموعۀ آثار مورد بحث نشان میدهد که تصویرگر اغلب از بیان فیگوراتیوِ موضوعات پرهیز کرده و چنانچه از انجام آن ناگزیر باشد -نظیر همین اثر- به گونهای عمل میکند تا از بازنمایی مستقیم و صریح پیکر انسانی به دور ماند. استفاده از زاویۀ دید متفاوت و از بالا که در نگارگری ایرانی هم دارای سابقه است، گویی به همین منظور صورت گرفته است. ترکیب کلی این اثر، همان شیوه و تأثیر بصری را به نمایش میگذارد که تصویرگر در تصاویر 2، 3 و 5 به کار گرفته است.
"باب الحوائج" (تصویر 9)، بار دیگر بهکارگیری ترکیب افقی را در آثار تصویرگر نشان میدهد. خطوط افقی مبین فضایی کمتحرک و آرام هستند در حالیکه به نظر میرسد نمایش واقعۀ عاشورا بیشتر به خطوطی پرتحرک نیاز دارد. چنانچه به استفادۀ تصویرگر از نمادهای تجریدی، شخصی و غیرصریح توجه کنیم، به این تناقض پی میبریم. او علیرغم آنکه سعی میکند گوشۀ چشمی به سنتهای تصویرگری ایرانی داشته باشد اما تلاش دارد تا از تکرار آنچه که زیاد و مستقیم به آن پرداخته شده است نظیر صحنههای نبرد و فضاهای پرتحرک، بپرهیزد. در تصویر مورد بحث، چهارده انار در دو ردیف و در بخش بالایی دیده میشوند که دانههایی از آنها به سمت پایین و بر اناری که با تیری سهشعبه مورد اصابت قرار گرفته است، میریزد. مضمون اثر، نمایش مصیبتی است که بر حضرت علیاصغر (ع) گذشته و چهارده معصوم بر آن میگریند. تصویرگر با استفاده از تیری سهشعبه؛ رنگ سفید (قنداق کودک)؛ و دانههای قرمزی که از محل اصابت تیر به بیرون میریزند (خون)؛ و نیز بهکارگیری آبی تیره و عمیق در زمینه، جلوۀ رازآمیز و سکوتِ همراه با تعمقِ موضوع را تداعی ساخته و در کنار روایتگری، نوعی تحلیل عاطفی را به نمایش گذاشته است.
"نیزهسواران" (تصویر 10)، بیانگر واقعۀ حمل سرهای شهیدان بر فراز نیزه است که توسط سپاهیان اشقیا، از کربلا به سوی کوفه و سپس شام صورت گرفت. هم در تصویر 9 و هم در اینجا، بار دیگر خشونت دشمنان امام حسین (ع) و مظلومیت آن حضرت و یارانشان را از ورای تصویر میتوان درک و دریافت کرد. تداعی ذهنی رنگ سرخ انار، آن را به عنصری مهم در ترکیب دو اثر اخیر تبدیل ساخته است؛ از ورای این رنگ، میتوان مفاهیمی همچون مقاومت، شهادتطلبی و مرگ سرخ را درک کرد. استفاده از معنای نمادین انار نیز قابل توجه است چرا که در قرآن، انار به عنوان میوهای بهشتی آمده است11و در فرهنگ عامیانۀ مردم، میوهای مقدس تلقی میشود.
"نیزهسواران" تنها اثری است که در مجموعۀ آثار مورد بحث، ترکیبی اریب دارد و تصویرگر بهرغم استفاده از این ترکیب، به لحظۀ پس از شهادت شهیدان کربلا و یکی از مصائب بعد از آن واقعه پرداخته است. او در نوشتار پایین اثر که همانند یک زمزمه تکرار شده، از آیه 9 سورۀ کهف12بهره برده و با بهکارگیری گستردۀ رنگ آبی نیلگون، مخاطب را به تأملی درونی فرا خوانده است.
3- بیان نمادین مضامین
با نگاهی به ویژگیهای بصری و محتوایی آثار، مشخص شد تصویرگر از عناصر و نمادهای آشنای عاشورایی در بیان تصویریِ موضوعات بهره برده است. مخاطبان به خوبی، پنجۀ دست را مظهر دست بریدۀ حضرت ابوالفضل (ع) میدانند؛ ماه نیز نمادی آشنا برای قمر بنیهاشم است؛ آبی لاجوردی و شبانه میتواند نمادی از آسمان باشد؛ اشیاء و تجهیزات جنگی نیز گویای صحنۀ نبرد هستند و غیره. اما تصویرگر همیشه چنین گزینش و برخورد آشنایی ندارد بلکه با آشناییزدایی سعی کرده است تا علیرغم ایجاد تنوع و تازهگی، نمادهایی را به زعم خویش برای نمایش موضوعات بیافریند. این نمادها معنیِ از پیششناختهای ندارند اما از زمینه (context) و مجموع اجزای اثری که در آن به کار رفتهاند میتوان تا حدی به مفهوم اختصاصی آنها پی برد. استفادههای مکرر و متنوع از نقش تجریدی دایره؛ پرندگان کوچک معصومی که آماج تیرها شدهاند؛ انارهایی که بر بالای نیزهاند؛ و یا اناری به رنگ سفید از این موارد به شمار میروند. تکرار دایرهها و معنایی که از به هم پیوستن آنها قابل دریافت است، مفهوم کثرت در وحدت را در اغلب آثار بیان میدارد. به همین ترتیب، بهکارگیری نماد گیاهی انار که چنین مفهومی را در درون خود دارد، به گونهای دیگر این مطلب را به تصویر کشیده است. محتملاً تصویرگر از طریق استفاده از نمادها و فشردن معانی در وجودی واحد، از آن رو کثرت را در وحدت به نمایش گذاشته تا از دنیای ظاهر و پراکندۀ مادی به عالم باطن و مجرد معنای حاصل از مضامین عاشورایی گام نهد. بدیهی است که خلق چنین نمادها و رمزهایی در هنرهای عاشورایی، با توجه به امکانات و ملزومات اثر، همیشه نقشی اساسی در بیان خلاقانۀ موضوعات بر عهده داشته است و تنها مختص آثار تصویرگری نیست13. هنرمندان با ابتکار خود این نمادها را ابداع کرده و با تکرار آنها در اثر یا آثار خود، باعث تشخّص آنها میشوند (بلوکباشی، 1383).
در برخی از آثار مورد بحث، میتوان وجوه مشترک نمادینی را مشاهده کرد که برای نمایش آثاری متفاوت به کار گرفته شدهاند. به طور مثال، در تمهیدات بهکار رفته در تصویر 5 میتوان دو وجه نمادین تصویری را در مشابهت با آثار دیگر تصویرگر نیز یافت: الف) با دقت در این اثر مشاهده میشود که دست سمت چپ و پایین کادر، با رنگی متفاوت مورد تأکید قرار گرفته و همین شیوه در تصویر 7 با استفاده از نوشتار، صورت یافته است. به روشنی پیداست که مقصود تصویرگر در هر دو اثر، اشارهای ضمنی به امام زمان (عج) بوده است و نمادهای مورد اشاره بیش از آنکه چیزی را به تصویر کشند، معنایی را در خود نهفته دارند. ب) قبلاً گفته شد که با شمارش عناصر تصویر 5، میتوان به حضور عدد چهارده که اشاره به چهارده معصوم (ع) است، پی برد. اما تصویرگر با استفاده از نماد پنجۀ دست که «هم مظهر دست بریدۀ حضرت ابوالفضل (ع) در واقعۀ کربلاست و هم مظهر مظلومیت تشیع» (داد، 1390: 500)، به نشانه مظلومیت معصومین و همچنین به طور ضمنی بر مصیبت شهادت حضرت ابوالفضل (ع) در نزد ایشان اشاره داشته است. حال چنانچه دقت کنیم، همین مضمون را به گونهای دیگر در تصویر 9 بازمییابیم؛ در اینجا چهارده معصوم بر شهادت حضرت علیاصغر (ع) میگریند. مجموع این بحث بیان میدارد که در تصویرگری مضامین دینی و مذهبی، درک زمینههای اجتماعی موضوع از سوی تصویرگر، امکان خوانش و درک آثار را برای مخاطب فراهم ساخته و مخاطب نیز کوچکترین اشارههای تصویری را مورد تأمل و تفسیر قرار میدهد.
همانطور که قبلاً اشاره شد به کمک عوامل زمینه و مجموع اجزای یک اثر میتوان به معنای نمادهای ابداعی تصویرگر پی برد؛ اما باید توجه داشت که چنانچه زمینه و فضای اثر تغییر کند، نماد مورد نظر لزوماً دارای همان معنای قبلی خود نخواهد بود. بنابراین در این موارد، نماد بعد از توصیف و تحلیلِ جنبههای متنوع تصویر، درک میشود. به طور مثال، پرنده در مجموعۀ آثار تصویرگر که در اینجا مورد بحث قرار گرفتهاند، همیشه در یک معنا به کار نرفته است. پرنده در تصویر 1، نمادی از کودکان کاروان امام حسین (ع) و به نشانۀ معصومیت و بیگناهی آنهاست؛ در تصاویر 2 و 3، نماد شهیدان کربلا و رمز پرواز و عروج است؛ و در تصویر 7، نمادی از امامان معصوم و به معنای راهنماست. بیشک شناخت تصویرگر نسبت به متن، و اشتراک میان او و مخاطبان در درک نمادها، دریافت مفاهیم آنها را آسان میسازد. بنابراین درک این موضوع که پرندگان تیرخورده، شهیدانی هستند که در نینوا «پرواز را آموختند» (اصغرزاده منصوری و دیگران، 1391) و یا بازنماییِ بخشی از زمین میتواند نشانهای از دشت کربلا باشد چندان دشوار نیست. انتخاب چنین نمادها و
تمثیلهایی از سوی تصویرگر و بهکارگیری آنها در معناهای متنوع، ضمن اینکه بیننده را به فرهنگ نمادپردازی هنرهای عاشورایی رهنمون میسازد، یافتن معانی آنها را نیز دلنشین و تأثیرگذار میگرداند.
نتیجه
گرچه تصویرسازی مذهبی، در پیوند با متن، مورد خوانش قرار میگیرد اما درک آن همچنین مستلزم شناخت نمادهایی است که به معنای مضامین، جنبۀ عینی و محسوس میدهند. بررسی آثار مورد بحث نشان میدهد که تصویرگر در نمایش مضامین عاشورایی از مفاهیم، فضاسازیها و نقشمایههای نمادین بهره برده است که از یک سو در پیوند با متون مذهبی و عاشورایی و از سوی دیگر ملهم از سنتهای هنرهای ایرانی است. استفاده از نقوش شیوهیافته، بداههسازی، تزیین و تجرید از ویژگیهای بصری این آثار هستند که بر کیفیت نمادین آنها افزودهاند. از ورای این آثار میتوان نگاه پویا و جستجوگرانۀ تصویرگر در توجه به جنبههای مختلف و گاه ناآشنای وقایع عاشورا و تلاشی که سعی دارد تا به "زیبایی" به تصویرسازی آن واقعه بپردازد را مشاهده کرد. با آنکه واقعۀ عاشورا یکی از دردناکترین وقایع تاریخ اسلام است اما از بازنمایی حالات تند عاطفی، شکلهای اعوجاجیافته و رنگهای تشویشانگیز برای بیان شدت خشونت این واقعه، نهتنها در این آثار بلکه در تاریخ تصویرگری عاشورایی خبری نیست. چرا که در تصویرگری مضامین عاشورایی، تلاش در جهت بازنمایی زیبایی، در حقیقت حاکی از بیان زیبایی الهی است و تصویرگر با تأسی از حضرت زینب (س)14، به تصویرگری میپردازد.
پینوشتها
1- حضرت زینب (س) خواهر امام حسین (ع)، اولین فردی هستند که به پیامرسانی حقایق عاشورا پرداختهاند.
2- نظیر مقتلنگاری، مرثیهسرایی و سوگچامهنویسی.
3- حسینیه و تکیه.
4- سقاخانه.
5- تعزیهخوانی و پردهخوانی.
6- کتیبهدوزی، فلزکاری.
7- تصویرگری، نقاشی، قطعات خوشنویسی و غیره.
8- اولین مقتل به زبان فارسی است که توسط ملا حسین واعظ کاشفی در قرن نهم هجری نوشته شده است.
9- ترجمهای از کتاب روضهالشهداست که توسط ملا محمد فضولی در قرن دهم هجری به زبان ترکی نوشته شده است.
10- "إن الحسین مِصباح الهدی و سَفینه النجاه".
11- سوره الرحمن، آیه 68.
12- "أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا" ؛ مگر پنداشتی اصحاب کهف و رقیم از آیات ما شگفت بوده است؟
13- به طور مثال در تعزیهخوانی، «استفاده از تشت آب و چند شاخهی گیاه نشان و رمزی از رود فرات و نخلستان؛ چند بار دورزدن گرداگرد صحنه نشانۀ پیمودن راه دراز و سفر طولانی؛ آرام یا به تاخت سوار بر اسب یا پیاده مظهر رفتن از جایی به جایی دیگر؛ و چرخزدن به دور خود، نماد تغییر محل است» (بلوکباشی، 1383: 64).
14- "و ما رأیتُ الاّ جمیلاً"؛ و جز زیبایی ندیدم.
فهرست منابع
قرآن کریم.
اصغرزاده منصوری، مهلا. و دیگران. (1391). بی نا. تهران: پویانما.
بلوکباشی، علی. (1383). تعزیهخوانی: حدیث قدسی مصائب در نمایش آئینی. تهران: امیرکبیر.
پاکباز، رویین. (1385). دایرهالمعارف هنر. چاپ پنجم. تهران: فرهنگ معاصر.
حصوری، علی. (1384). آئینشناخت. تهران: چشمه.
داد، سیما. (1390). فرهنگ اصطلاحات ادبی. چاپ پنجم. تهران: مروارید.
شایستهفر، مهناز. (1389). «حضور واقعۀ عاشورا در نگارگری صفوی و قاجاری». کتاب ماه هنر، شماره 150، صص 87-82.
ممیز، مرتضی. (1382). «بررسی کوتاه تاریخچۀ اعلان در ایران» در: حرفهای تجربه. صص 87-81. تهران: دید.
در صورت تمایل به دیدن تصاویر، فایل زیر را دانلود کنید: