به مناسبت روز جهانی قدس؛

خیز اسرائیل از قدس تا جمهوری آذربایجان

خیز اسرائیل از قدس تا جمهوری آذربایجان
حضور تدریجی اسرائیل در جمهوری آذربایجان بر مبنای تفکر ابتدایی « دکترین بن گوریون» صورت گرفته بود. این حضور پس از سال 1992 در گونه های مختلف اقتصادی، مالی، سیاسی و امنیتی و فرهنگی نمود یافته است.
جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۴:۰۰
کد خبر :  ۱۶۷۵۳۸

اشاره: حضور تدریجی اسرائیل در جمهوری آذربایجان که بر مبنای تفکر ابتدایی « دکترین بن گوریون»[1] صورت گرفته بود. این حضور پس از سال 1992 در گونه های مختلف اقتصادی، مالی، سیاسی و امنیتی و فرهنگی نمود یافته است، گرایش جمهوری آذربایجان به تعامل گسترده تر با اسرائیل به منزله متحد استراتژیکی ایالت متحده آمریکا در خاورمیانه و ضعف ساختارهای ناموزون اقتصادی و سیاسی داخلی این کشور، از مقطع زمانی یازدهم سپتامبر2001 تاکنون افزایش یافته است.

 در واقع با حضور بیشتر اسرائیل در جمهوری آذربایجان، می توان انتظار داشت که تعداد کارشناسان اقتصادی-  امنیتی اسرائیل در این کشور افزایش یابد، نخبگان سیاسی- امنیتی واگرا با سیاستگذاری های جمهوری اسلامی ایران در آذربایجان تقویت گردند، میزان مبادلات تجاری و مالی جمهوری اسلامی ایران با کشور آذربایجان در مقابل سرمایه گذاریهای اقتصادی اسرائیل کاهش یابد، ارزشهای سکولاریستی مطلوب اسرائیل و ائتلاف غرب در منطقه به زیان اسلا مگرایی مطلوب جمهوری اسلامی ایران ارتقاء یابد و با توجه به تحدید نفوذ سیاسی– امنیتی جمهوری اسلامی ایران در کشور آذربایجان بر اثر حضور اسرائیل، منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بر اثر تهدیدات فزاینده، به چالش کشیده شود.

سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال اسرائیل

ایران و اسرائیل در دوران پهلوی، دو متحد در منطقه خاورمیانه محسوب می شدند. مناسبات مبتنی بر همکاری استراتژیک میان این دو یک محیط خاص امنیتی را در خاورمیانه شکل داده بود. از یک سو اسرائیل توانست از طریق همکاری با ایران خود را از محاصره کشورهای عربی و انزوای منطقه ای نجات دهد و همچنین منافع اقتصادی به ویژه واردات نفت از ایران را نیز عاید خود سازد؛ از سوی دیگر ایران نیز توانست از طریق همکاری با اسرائیل با تهدید شوروی و همچنین رادیکالیسم عربی مقابله نماید.

اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 شاهد تحولاتی شگرف در سیاست خارجی ایران و به ویژه در مورد اسرائیل بوده ایم؛ به گونه ای که روابط ایران با اسرائیل از یک اتحاد راهبردی به یک باره به تخاصم و ضدیت با موجودیت آن تبدیل شد. جمهوری اسلامی ایران در این راستا با هرگونه صلحی که در آن حقوق حقه ملت فلسطین مورد توجه قرار نگیرد، مخالفت کرد. در این راستا راهکار ایران پیشنهاد برگزاری رفراندم در کشور فلسطین با حضور همه آورگان به منظور حل بحران خاورمیانه بود. نکته قابل توجه این است که مخالفت جمهوری اسلامی با اسرائیل در منطقه از اهمیت استراتژیک برای ایران برخوردار است و جمهوری اسلامی نه تنها نباید از این مخالفت دست بردارد بلکه باید از آن به عنوان اهرمی برای مقابله با هژمونی منطقه ای آمریکا بهره ببرد.

اختلاف جمهوری اسلامی ایران با جمهوری آذربایجان

جمهوری آذربایجان تا حدود دویست سال پیش جزو کشور ایران بود ولی در جنگ‌های ایران و روسیه، طی قراردادهای گلستان و ترکمانچای به روسیه ملحق شد. با فروپاشی امپراتوری روسیه، جمهوری دمکراتیک آذربایجان که در ۲۸ می ۱۹۱۸ تأسیس شد، در ۱۹۲۰ با حمله ارتش سرخ به باکو، این جمهوری به اتحاد شوروی ضمیمه شد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشور فعلی جمهوری آذربایجان، در روز ۳۰ اوت ۱۹۹۱ به استقلال رسید.

از این نکته هم نباید غافل شد که سال های اولیة پس از استقلال دورة طلایی روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان بود. اما از سال 1995 پس از قرارداد موسوم به قرارداد قرن و تشکیل کنسرسیوم های نفتی با غرب، باکو با هدف تبدیل شدن به کویت قفقاز، تصمیم گرفت تا روابط خود با غرب، ترکیه و آمریکا را گسترش دهد. با خروج ایران از کنسرسیوم نفتی و اختلاف هایی در مورد استفاده از منابع انرژی، ذخایر طبیعی و ظرفیت های اقتصادی دریای خزر در چارچوب رژیم حقوقی دریای خزر، اختلاف های دو کشور آغاز شد و روابط رو به سردی گرایید. سیاست های قوم گرایانة جمهوری آذربایجان دیگر عاملی بود که سبب ایجاد نگرش های امنیتی از سوی دو کشور شد. از طرف دیگر سیاست های قوم گرایانه دولت باکو، موجب بدبینی ایران نسبت به جمهوری آذربایجان در مورد استفاده از ابزار قومیت ها برای فشار به ایران، شده است. اینها همه اختلاف های جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان را شعله ور کرده است.

چرا اسرائیل به جمهوری آذربایجان نزدیک شد؟

تخاصم و ضدیت پس از سه دهه میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم اسرائیل از یک طرف و اختلاف های سیاسی ایران با جمهوری آذربایجان از طرف دیگر باعث شده است مناسبات سیاسی در منطقه رنگ دیگری به خود ببیند. این عوامل بیش از همه سبب نزدیکی اسرائیل و جمهوری آذربایجان به یکدیگر شده است. به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه جمهوری آذربایجان در نزدیکی به ایران، و ظرفیت های بالقوه ای همچون قوم گرایی و ساختار سیاسی غیردینی، مدنظر سیاستمداران اسرائیل قرار گرفته است.

به باور بسیاری از تحلیل گران مسائل قفقاز، اسرائیل برای مقابله با حضور ایران در لبنان، در این منطقه و به ویژه در جمهوری آذربایجان حضور پیدا کرده است. زیرا اسرائیل استقرار نیروهای مورد حمایت و متحد ایران در ورای مرزهای خود (لبنان) را به عنوان تهدیدی بالقوه تلقی کرده است. بنابراین با سرمایه گذاری های سیاسی و امنیتی در آذربایجان به تلاش برای حفظ امنیت خود برآمده است.

همچنانکه گفته شد اسرائیل و جمهوری آذربایجان در ماه آوریل ۱۹۹۲ روابط دیپلماتیک با یکدیگر برقرار نمودند و اسرائیل در سال ۱۹۹۳ سفارت‌خانه خود را در باکو افتتاح کرد. از آن زمان تاکنون، روابط میان این دو گسترش یافته و عمیق‌تر شده است. روابط این دو بر پایه شماری از عوامل ژئواستراتژیک استوار است. عامل اول از دست رفتن کنترل سیاسی آذربایجان بر منطقه ناگورنو ـ قره‌باغ و نیاز فزاینده به اصلاح اوضاع از طریق یک برنامه نظامی توسعه‌طلبانه است. این امر موجب شده تا آذربایجان به واردکننده عمده فناوری‌های دفاعی از اسرائیل تبدیل شود. شرکت‌های دفاعی اسرائیلی نیروهای ویژه و محافظان شخصی آذربایجانی را تعلیم داده‌اند، سیستم‌های امنیتی برای فرودگاه باکو طراحی کرده‌اند، و تجهیزات نظامی مربوط به دوران شوروی (تانک‌ها) را ارتقا داده‌اند.

اهداف اسرائیل از حضور در جمهوری آذربایجان

مهم ترین هدف اساسی اسرائیل از حضور در جمهوری آذربایجان مقابله با نفوذ سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در این کشور و به تبع آن در کشورهای این منطقه می باشد. چرا که در چارچوب دکترین امنیتی اسرائیل، جمهوری اسلامی ایران به عنوان خطرناکترین دشمن این رژیم محسوب شده است. بنابراین، بایستی توانایی ها و قدرت نفوذ آن را محدود ساخت. وجود مرزهای طولانی جمهوری آذربایجان با ایران و ارمسنتان و منطقه قفقاز جنوبی به عنوان محیط امنیتی جمهوری اسلامی ایران جذابیت سیاسی و نظامی و امنیتی این منطقه را برای تهدید جمهوری اسلامی ایران، توسط اسرائیل فراهم می سازد.

یکی دیگر از اهداف حضور اسرائیل در جمهوری آذربایجان تسهیل مهاجرت یهودیان این منطقه به اسررائیل و درصورت لزوم استفاده از ساکنان بومی برای اهداف امنیتی و اقتصادی است. این مسئله ناشی از نگرانی شدید کارگزاران این رژیم از افزایش جمعیت فلسطین و نابرابری شدید آن با جمعیت یهودیان ساکن سرزمینهای اشغالی بوده است. از سوی دیگر تلاش در جهت مقابله با اسلامگرایی و بیداری اسلامی در منطقه، بیش از هر چیز این رژیم را نگران می کند، چرا که با حمایت افکار عمومی مسلمانان از فلسطینیان و مسئله قدس، امکان سازش را با مانع مواجه می کند. از طرف دیگر همین مساله حاکمان کشورهای اسلام را ناگزیر به دوری از روابط با اسرائیل و توسعه مناسبات با این رژیم می نماید.

همکاریهای نظامی و سیاسی جمهوری آذربایجان و اسرائیل

جمهوری آذربایجان از زمان استقلال در سال 1991 درگیر تنش با ارمنستان بوده است. ارمنستان توانسته منطقه قره باغ کوهستانی و هفت منطقه اطراف آن را که در مجامع بین المللی جزئی از خاک جمهوری آذربایجان به شمار می آیند، به اشغال خود درآورد. در واقع، مهمترین چالش امنیتی باکو از نظر مقامات این کشور، تجاوز ارمنستان به خاک این کشور است؛ تجاوزی که در اثر آن، 19 درصد از خاک این کشور توسط نیرهای ارمنی اشغال شده است. در چنین شرایطی، باکو برای ایجاد تعادل در برابر فشارهای سیاسی روسیه از یک طرف و آزادسازی اراضی اشغالی خود از دست ارمنستان از طرف دیگر، استراتژی سیاسی اتحاد بیشتر با ترکیه و ائتلاف با غرب و اسرائیل را در پیش گرفته است. برای باکو، داشتن رابطه با اسرائیل مسئله مهمی است؛ زیرا اسرائیل در مناقشه قره باغ کوهستانی همراه با ترکیه از موضع آذربایجان

حمایت می کند.

در نبرد 44 روزه که میان باکو و ارمنستان به وقوع پیوست بیانیه سه  جانبه روسای جمهوری آذربایجان، روسیه و نخست وزیر ارمنستان در باره پایان جنگ در قره باغ حاکی از ایجاد یک شرایط کاملا جدید در منطقه می باشد. در این نبرد جمهوری آذربایجان توانست مناطق خود را از اشغال نیروهای ارمنستان در قره باغ آزاد کند. اما علیرغم تلاش و نفوذ لابی اسرائیل در جمهوری آذربایجان، اسلامگرایی در باکو رشد چشمگیر داشته و در جنگ اخیر نیز فرهنگ تشیع در امر مقاومت مردمی تاثیر زیادی بر جای گذاشت.

همکاریهای اقتصادی جمهوری آذربایجان و اسرائیل

نیاز مبرم آذربایجان به تکنولوژیهای پیشرفته، پیشرفتهای اقتصادی، سرمایه گذاری خارجی و نبود این امکانات در منطقه قفقاز جنوبی، مقامات جمهوری آذربایجان را متقاعد کرده که با برقراری رابطه با اسرائیل که دارای تکنولوژی پیشرفته ای در بخش صنعت و کشاورزی و همچنین دارای سرمایه های لازم برای سرمایه گذاری است، می تواند به اقتصاد آذربایجان کمک کند. اسرائیلی ها تلاشهای دیپلماتیک زیادی برای سرمایه گذاری در حوزه های نفتی و گازی آذربایجان انجام داده اند. بیشرترین حجم روابط تجاری میان باکو و تلاویو، مربوط به فعالیتها در زمینه انرژی است. اسرائیل پس از ایتالیا، دومین واردکننده نفت آذربایجان است.

داشتن بازار 40 درصدی در اسرائیل ، با توجه به اینکه 90 درصد صادرات آذربایجان را نفت و گاز تشکیل می دهد، برای باکو بسیار مهم است. دشمنی ایدئولوژیک اعراب با اسرائیل و عدم اطمینان خاطر اسرائیل از تأمین امنیت انرژی این رژیم از سوی کشورهای حوزه خلیج فارس، باعث جلب توجه مقامات تلآویو به حوزه نفتی و گازی خزر برای سرمایه گذاری و واردات انرژی در طولانی مدت شده و این تمایل به تداوم روابط اقتصادی در درازمدت، یکی از دلایل تمایل این رژیم برای اتحاد استراتژیک با آذربایجان است.

نتیجه گیری

با توجه به جایگاه و اهمیت اسرائیل در میان کشورهای غربی به ویژه آمریکا، رهبران باکو به برقراری رابطه با اسرائیل روی آورده اند. همچنین، با توجه به تحریم تسلیحاتی سازمان همکاری و امنیت اروپا علیه ارمنستان و آذربایجان، اسرائیل منبع مناسبی برای تأمین نیازهای تسلیحاتی آذربایجان محسوب می شود. در این وضعیت و با توجه به خصومت و دشمنی در روابط ایران و اسرائیل و تلاش تلآویو برای مقابله با ایران، روابط جمهوری آذربایجان و اسررائیل اهمیت زیادی برای هر دو طرف دارد. در واقع، آذربایجان در راستای مقابله با ارمنستان در قضیه ناگورنو قره باغ و کسب حمایتهای نظامی، اطلاعاتی و اقتصادی به سمت نوعی اتحاد و همکاری راهبردی با اسررائیل پیش رفته است.

در مقابل، رژیم صهیونیستی نیز در چارچوب دکترین پیرامونی که هدف آن رهایی از انزوا و یافتن دوستانی در منطقه برای اعمال فشار بر رقبا و دشمنان خود است، به همکاری های نزدیک با جمهوری آذربایجان اقبال نشان داده است.

 

[1] - دکترین بن گوریون یا دکترین پیرامون،  دکترینی است که توسط بن گوریون و الیاهو ساسون مطرح شد. این دکترین بر این پایه است که اسرائیل بایستی با ممالک غیر عرب نزدیک به منطقه روابط محکم و دوستانه برقرار کرده تا در مقابله با خطر اعراب، موازنه قدرت حاصل آید.

ارسال نظر