اشاره: روز سوم خرداد 1361 یکی از بارزترین جلوههای نصرالهی و یکی از مهمترین و زیباترین روزهای انقلاب اسلامی ایران است. در این روز شهر مقاوم خیز خرمشهر که پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبان 1359 به اشغال دشمن در آمده بود، پس از 578 روز (19 ماه)، بار دیگر توسط رزمندگان اسلام فتح شد و پرچم اسلام بر فراز مسجد جامع و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز در آمد.
خبر آزادسازی خرمشهر به سرعت همه ملت مسلمان ایران را غرق شادی و سرور کرد و مردم ایران با حضور در مساجد نماز شکر به جای آورده و ندای الله اکبر سردادند. عملیات بیتالمقدس در دهم اردیبهشت 1361 آغاز شد و در چهار مرحله عملیات در نهایت در سوم خرداد 1361 به آزادسازی خرمشهر انجامید و تلفات زیادی به دشمن بعثی وارد آمد.
خرمشهر اولین و بزرگترین بندر ایران و خاور میانه قبل از وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود. خرمشهر درست در جایی قرار گرفته است که ایران بهپایان میرسد؛ انتهای مرز خاکی و آغاز خلیج فارس. اهمیت اقتصادی و موقعیت استراتژیکی این شهر و وجود ذخائر عظیم نفتی و داشتن دو رودخانه آب شیرین و دسترسی به خلیج فارس از طریق رودخانه اروندرود باعث شده است که همیشه این عروس جنوبی ایران مورد چشم داشت و حسادت دشمنان و استعمارگران قرار گیرد.
کلمات کلیدی: جنگ تحمیلی، خرمشهر، خیانت بنی صدر، کتابها و خاطرات خرمشهر
خرمشهر پس از 35 روز مقاومت، چهارم آبان 1359 سقوط کرد. 19 ماه دراشغال بود، پس از طی 24 روز جنگ سخت، روز سوم خرداد 1361 آزاد شد. نیمه شب سوم آبان سال 59 بود که نیروهای ارتش بعثی با سازماندهی و تجهیز لشکرهای مستقر در جبهه خرمشهر و همچنین فراخوانی نیروهای تازهنفس به این جبهه، هجومی وسیع و گسترده را به شهر آغاز کردند و پس از جنگی نابرابر، وارد خیابانهای خرمشهر شدند. رزمندگان و مردم شهر در اطراف پل خرمشهر که حالا به نام خونینشهر شناخته میشد، تلاش بسیاری کردند تا از پیشروی نیروهای صدام جلوگیری کنند، اما سرانجام در غروب چهارم آبان، غرب خرمشهر به دست دشمن افتاد و تراژدی تلخ خونینشهر رقم خورد.
دلایل سقوط خرمشهر
بههم ریختگی اوضاع سیاسی و بنیصدر بهعنوان رئیس قوه مجریه، عدمآشنایی و باورش به نیروهای سپاه و مردمی، عدمآمادگی نیروهای مسلح و ارتش جمهوری اسلامی و از طرفی آمادگی و پیشبینی رژیم بعث عراق شاید عوامل عمدهای بود که به تصرف خرمشهر به دست نیروهای عراقی انجامید.
سقوط خرمشهر دلایل بسیاری دارد که به شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن زمان، یعنی تقریباً شروع جنگ برمیگردد. عدم آمادگی کامل نیروهای مسلح که عمدتاً ارتش جمهوری اسلامی است، یکی از عوامل است. آن زمان سپاه هم در بُعد نظامیگری بهویژه مرزداری و جنگ، وظیفهای بهعهده نداشت و عمدتاً وقت نیروهایش صرف حفاظت داخلی یعنی مبارزه با گروهکهای ضدانقلاب میشد و بعد هم حرکتهای تجزیهطلبی که در بعضی از شهرهای مرزی مثل کردستان یا مازندران و در برخی موارد ترکمنصحرا و سیستان و بلوچستان بود. یعنی توان نظامی نیروی سپاه که در آن زمان یک نیروی جوان و کمتجربه است و هنوز مجهز به سلاح و تجهیزات لازم و پیشرفته نشده صرف مبارزه با همین گروهکها و تجزیهطلبیها شده بود. در مجموع توان نظامی ایران برای دفاع از خرمشهر مناسب نبود.
بنیصدر عهدهدار مسئولیت ریاست جمهوری بود. او با مسائل آشنایی نداشت و اطلاعات دقیقی در مسائل دفاعی و نظامی نداشت. عمدتاً سرنوشت کار را به دست مشاورانی داده بود که نه آدمهای کاردانی بودند، نه خیلی دلسوز بودند و نه به یک مقاومت مردمی و همهجانبه و ایستادگی مقابل دشمن اعتقاد داشتند. دشمن با توان بالا از اصل غافلگیری استفاده کرد و وارد خاک ما شد. محور اصلی خوزستان بود.
چند ماه قبل از 31 شهریور 59 و آغاز رسمی جنگ، عراق بهطور غیررسمی جنگ را آغاز کرده بود و در استانها و مناطق میانی یعنی در منطقه ایلام و کرمانشاه، درست در مناطقی که مقابل بغداد در مرز غربی خاک جمهوری اسلامی قرار دارد، در ارتفاعات و نقاط سرکوبی که احتمال میداد اگر جنگ شروع شود، ایران از آنجا بغداد را تهدید میکند، ایجاد آشوب کرده بود. فاصله بین بغداد تا مرزهای ایران حدود 130 کیلومتر است و در واقع عراق پیشدستی کرده و این مناطق را اشغال کرده بود و بعد جنگ را رسماً آغاز کرد، خصوصاً از جنوب برای تجزیه خوزستان آمد. با توان بالا و غافلگیری تا نزدیکی اهواز پیشروی کرد و طبیعی بود که در چنین شرایطی ما آمادگی مقابله نداشتیم.
بعضیها آنموقع بهاصطلاح یک ایده ای را به بنیصدر داده بودند که ما میتوانیم به دشمن زمین بدهیم و زمان از آنها بگیریم به این معنا و مفهوم که ما الآن آمادگی مقابله نداریم و اشکالی ندارد که اجازه بدهیم نیروهای نظامی عراق در خاک ما گسترش پیدا کنند تا ما آمادگی لازم را به دست بیاوریم و بعد نیروها را با یک توان بالا منهدم کنیم. در تاریخ هم آمده که مثلاً اشکانیان هم، در جنگهایشان زمین میدادند و زمان میگرفتند. یک استدلال تاریخی برای بنیصدر پیدا کرده بودند و با استناد به این استدلال تاریخی ذهن او را مشغول کرده بودند. بنیصدر با نیروهای انقلابی مثل سپاه میانه خوبی نداشت. سپاه و نیروهای مردمی را هم باور نداشت.
نیروهای ارتش که همراه انقلاب بودند، آمادگی همکاری با سپاه را داشتند اما یک دستور صریحی از بنیصدر داشتند به عنوان فرمانده کل قوا که اجازه واگذاری سلاح و تجهیزات را از آنها میگرفت. البته به صورت پنهانی بعضی از فرماندهان ارتش تجهیزات و امکاناتی را در اختیار سپاه قرار میدادند. نیروهای عراقی حدوداً از مرز شلمچه وارد شدند، از کارون هم گذشتند و به سمت آبادان آمدند تا جاده آبادان و اهواز را هم گرفتند و در واقع یک حلقه محاصره برای آبادان و خرمشهر آماده کردند. نیروهای ما بهتعبیری 35 روز و بهتعبیر دیگر 45 روز در خرمشهر مقاومت کردند در حالی که هیچ مسیری برای کمکرسانی به آنها نبود و تجهیزات و امکانات هم همان تجهیزاتی بود که سپاه بهصورت انتظامی داشت.
سلاحهای سبک؛ یعنی اسلحههای ژ3 و امیک قدیمی بدون پشتوانه مهمات و بدون عقبهای که بهعنوان آتش توپخانهای، آنها را حمایت بکند داشتههای ما بود. متأسفانه فریاد فرماندهان سپاه و مردم در خرمشهر هم به جایی نرسید. نهایتاً در طول مدتی که از خرمشهر دفاع میکردند، پیغامهایی که برای درخواست کمک نیروهای زرهی، توپ و تانک و سلاحهای پیشرفته فرستاده بودند به جایی نرسید. بهطور مداوم فرماندهان میگفتند که یگانهای زرهی از فلان شهر مثلاً از قزوین یا همدان حرکت کرده و شما تحمل کنید ولی این امکانات تا روز سقوط خرمشهر فراهم نشد.
خرمشهر بیش از یک ماه و نیم مقاومت کرد و نهایتاً به تصرف نیروهای بعثی درآمد.در تاریخ هم ثبت است که نیرویی با آمادگی بالا و با لشکر و تیپ زرهی و مکانیزه با پشتوانه آتش هوایی بالا، برای تصرف یک شهر کوچک، مثل خرمشهر، 45 روز نبرد میکند. در حالی که مدافعان شهر تعداد بسیار محدود نیروهایی هستند که شاید نتوان به آنها نیروهای نظامی هم گفت، بلکه شبهنظامی با امکانات محدود بودند. در روزهای ابتدایی که عراق خرمشهر را محاصره کرد، بنیصدر و بعضی از فرماندهان گفتند بر اساس اصل نظامی شهر سقوط کرده است. یعنی شهر محاصره شده را سقوط کرده تلقی میکردند و میگفتند بهتر این است که نیروها عقبنشینی کنند و جان خود را نجات داده شهر را تسلیم کنند.
زمینه آزادی خرمشهر
زمینه آزادی خرمشهر در استان خوزستان با عملیاتهای محدود از اسفند 1359 تا 27 شهریور1360 یعنی نیمه اول سال 1360 و از 5 مهر1360 که عملیات ثامنالائمه آغاز شد، با اجرای عملیات طریقالقدس در آذر ماه 1360 و عملیات فتحالمبین در آغاز سال 1361، زمینه آزادی خرمشهر فراهم شد. منطقهای به وسعت بیش از 11هزار کیلومترمربع در اشغال ارتش متجاوز بعث عراق بود. با اجرای این عملیات آزادسازی، 4 هزار کیلومتر مربع آزاد شد و مهمترین منطقه به وسعت 6 هزار کیلومتر مربع در اشغال ارتش بعث عراق ماند.
رهبر معظم انقلاب فرمودند: «همیشه حمله کردن سختتر از دفاع کردن است. اگر نیرویی بخواهد حمله کند، بر اساس روشهای نظامی، توان آن باید سه برابر نیرویی باشد که مورد حمله قرار میگیرد. ما باید سه برابر نیروهای عراقی توان و نیرو میداشتیم تا میتوانستیم حمله کنیم و خرمشهرِ خودمان را از دست آنها نجات دهیم. آن موقع نیروی ما اصلاً قابل مقایسه با آنها نبود؛ یک برابر، نیم برابر و یک سومِ برابر هم نبود. در این شرایط، امام گفتند خرمشهر باید آزاد شود. این به نظر من حقیقت عجیبی را در خودش دارد که باید روی آن فکر و تدقیق و مطالعه کرد؛ با گفتن و تشریح زبانی هم بهدست نمیآید. چقدر اعتماد به نفس، توکّل، عزم راسخ و جدّ در تصمیم و امید و خوشبینی به نیروهای پنهانی که ما آنها را کشف نکردیم، باید در آن دل بزرگ و نورانی به نور الهی و نور ایمانِ حقیقی متمرکز باشد تا آنطور قرص و محکم بگویند خرمشهر باید آزاد شود. امام نمیگفتند که حرفشان تحقّق پیدا نکند. انسان حرفی را که بداند زمین میافتد، به زبان نمیآورد؛ آن هم به این قرصی. میگفتند و میدانستند این حرف زمین نخواهد افتاد و زمین نیفتاد و تحقّق پیدا کرد و خرمشهر آزاد شد.»
بخشی از بیانات حضرت آیتالله خامنهای در 1382/3/3 در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت چهاردهمین سالگرد رحلت حضرت امام خمینی(ره)
آزادسازی خرمشهر چگونه اتفاق افتاد؟
عملیات بیت المقدس یکی از بزرگترین و استراتژیکترین عملیاتهای هشت سال دفاع مقدس است که طی چهار مرحله مختلف نهایتا منجر به آزادسازی خرمشهر شد. این عملیات از دهم اردیبهشت ماه سال 61 آغاز شد . لذت بخش ترین پیروزی هشت سال جنگ تحمیلی در این عملیات رقم خورد و شهیدان و سرداران مبارز این رزم به فاتحان خرمشهر مشهور شدند که با مقاومت خود توجه جهان را به نتیجه بزرگ این عملیات جلب کردند. و سرانجام بعد از 19 ماه اشغالگری در سوم خرداد ماه سال 61 خرمشهر آزاد شد.
در ساعت 12 قوای ایران از سمت شمال و شرق وارد شهر شدند و نیروهای متجاوز بعثی که 24 ساعت در محاصره کامل قرار داشتند، راهی جز اسارت یا فرار و یا کشته شدن نداشتند. بدین جهت واحدهای عراقی گروه گروه به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند. در ساعت 2 بعد از ظهر، خرمشهر به طور کامل آزاد شد و پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی ایران برفراز «مسجد جامع» و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز درآمد.بدین ترتیب این شهر مقاوم که پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبان 1359 به اشغال دشمن درآمده بود، پس از 578 روز (19 ماه) اسارت، بار دیگر به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت و پیکره پاک آن از لوث وجود متجاوزان تطهیر شد.
رزمندگان اسلام در اولین اقدام خود پس از آزاد سازی شهر، نماز شکر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه کردند. خبر آزاد سازی خرمشهر به سرعت در همه جا طنین افکند و ملت ایران اسلامی را که مدت ها در آرزوی شنیدن چنین خبر مسرت بخشی بودند، غرق در شادی و سرور کرد. مردم به خیابان ها ریختند و با پخش شیرینی به جشن و شادی پرداختند. در پایان آن روز امت شهید پرور ایران با حضور در مساجد، نماز شکر به جای آورده و با فرا رسیدن شب به یمن پیروزی حق بر باطل بر پشت بام ها ندای الله اکبر سردادند.
معرفی کتاب در موضوع خرمشهر
در ادامه به کتاب هایی که توسط سوره مهر به عنوان ناشر اندیشه و هنر ایران اسلامی با موضوع خرمشهر منتشر کرده اشاره می شود.
سوره مهر حوزه هنری ۱۹ عنوان کتاب در حوزه خاطرات روزهای خرمشهر از جمله «خرمشهر خانه رو به آفتاب»، «ماموریت در خرمشهر»، «مهمان فشنگهای جنگی»، «خانه ام همین جاست»، «خرمشهر کو جهان آرا»، «آزادی خرمشهر»، «بادهای برفی»، «توفان سرخ»، «گردان گم شده»، «به داد ما برسید»، «جنایتهای ما در خرمشهر»، «عبور از آخرین خاکریز»، «در کوچههای خرمشهر»، «پاییز ۵۹»، «من در شلمچه بودم»، «رازهای دوران پر التهاب»، «اعترافات»، «خرمشهر در آتش» را منتشر کرده است و همچنین سه عنوان کتاب «پوتینهای مریم»، «آتش و خون در خرمشهر» و «آخرین شب در خرمشهر» توسط این انتشارات، منتشر شده است.
اگر بخواهیم در مورد خرمشهر کتابی را معرفی کنیم که به تمام معنا به روزهای خونین آن پرداخته است بی گمان کتاب «دا» اولین خواهد بود.
این کتاب خاطرات دختری هفده ساله به نام سید زهرا حسینی از ۲۰ روز حضورش در خرمشهر و اتفاقات جنگ تحمیلی است که توانست در مدتی اندک تمام نگاهها را به خود جلب کند. این کتاب را «دا» نام نهادند که تشکری باشد از همه ماداران ایران اسلامی و همه مادرانی که در طول این سالها فرزندان خویش را راهی آزمونهای سخت کرده اند و صبورانه سوخته اند و در فراغ عزیزانشان مویه کرده اند.
اما سوره مهر به مناسبت آزادی خرمشهر مجموعه کتابهایی را با هدف بازگویی خاطرات آن روزها منتشر کرده که بخش زیادی از این کتاب ها خاطرات افسران و نظامیان عراقی از روزهای اشغال این شهر است.
از جمله این کتابها میتوان به این عناوین اشاره کرد: «من در شلمچه بودم» خاطرات سرهنگ عراقی ثامر عبدالله، «رازهای دوران پر التهاب» خاطرات سروان ثامر حمود الخالصی، «آخرین شب در خرمشهر» خاطرات سرهنگ کامل جابر، «آتش و خون در خرمشهر» خاطرات سرهنگ دوم ستاد خالد سلمان محمود کاظمی، «ماموریت در خرمشهر» خاطرات سرهنگ صبار فلاح اللامی، «حمله بزرگ» خاطرات سرهنگ دوم موفق اسعد الدجیلی، «اعترافات» خاطرات سرهنگ عبدالعزیز قادر السامرایی، «جنایت در خرمشهر» خاطرات افسران عراقی، «عبور از خاکریز» خاطرات اسیر عراقی دکتر احمد عبدالرحمن و ... همچنین پنج عنوان کتاب از این مجموعه هم به روایت خاطرات زنان خرمشهر اختصاص دارد که کتاب «خرمشهر کو جهان آرا» به مصاحبه با صغرا اکبرنژاد همسر سردار شهید سید محمد جهان آرا اختصاص دارد. «خرمشهر خانه رو به آفتاب» هم خاطرات صدیقه زمانی همسر سردار شهید سید عبدالرضا موسوی است.
«خانه ام همین جاست» خاطرات افسانه قاضی زاده، «پاییز ۵۹» خاطرات زهرا ستوده، «پوتینهای مریم» خاطرات مریم امجدی است. اما در همین مجموعه سعید فخرزاده و احمد دهقان هم کتاب «آزادی در خرمشهر»؛ خاطرات سپهبد شهید علی صیاد شیرازی و سید قاسم یاحسینی «مهمان فشنگهای جنگی» خاطرات اسیر آزاد شده ایرانی مجید بنشاخته (سجادیان) را ارائه کرده اند و مریم شانکی هم کتاب «در کوچههای خرمشهر» را که شامل مجموعه گفتگوهایی است که در سال ۶۰ و ۶۱ صورت گرفته را نوشته است. آخرین کتاب از این مجموعه هم اختصاص به ناگفتههای نامه تاریخی علی شمخانی فرمانده سپاه خوزستان با عنوان «به داد ما برسید» دارد.
اما کتابهای خرمشهر به این مجموعه منتهی نمی شود و سوره مهر کتابهایی دیگری را هم درباره خرمشهر، از پس این مجموعه منتشر کرد. کتاب «گل سیمین» یکی از این کتاب هاست که بی ارتباط به خرمشهر نیست. این کتاب در برگیرنده خاطرات سهام طاقتی از دوران جنگ ایران و عراق در فاصله سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۱ است.
طاقتی در این خاطرات به بیان واقعه اشغال خرمشهر توسط دشمن، فجایعی که رخ میدهد، آزادسازی خرمشهر، عملیاتهای ثامنالائمه و بیتالمقدس در شکست حصر آبادان و فتح خرمشهر، خاطراتی از شهیدانی چون: محمد جهان آرا و مهدی آلبوغبیش و ... میپردازد. و، اما کتاب آخر درباره خرمشهر که در این مجال به آن اشاره میشود، کتاب «خرمشهر در اسناد ارتش عراق» است. در این کتاب به بررسى اسناد ارتش صدام درباره تجاوز به شهر خرمشهر و دوره اشغال آن، پرداخته شده است. در این کتاب ۱۳۰ سند گردآمده که نمایانگر چگونگى اشغال این شهر به دست ارتش متجاوز صدام است.
در متن این اسناد اهمیت سیاسى، نظامى و تبلیغاتى اشغال خرمشهر مشخص شدهاند. فرمان تخریب پل خرمشهر - آبادان، دستوراتى مبنى بر حفظ و کنترل خرمشهر پس از اشغال کامل آن، پاکردن شعارهاى فارسى از دیوارهاى شهر و نوشتن شعارى با عنوان «ما آمدیم تا بمانیم» به جاى آنها، اطلاعاتى درباره اسارت محمدجواد تندگویان (وزیر وقت نفت ایران)، اخبار و گزارشهای رسیده از اوضاع سیاسى، اجتماعى و نظامىایران، درخواست جمعآورى خاک ایران و نحوه ارسال آن به بغداد، تشویق سربازان عراقى به ادامه تجاوز و اشغال و دستور غارت نفت ایران محتوای برخی از این اسنادند.
«آغاز تجاوز»، «اشغال خرمشهر»، «تبلیغات دشمن»، «کشتار و غارت»، «تخریب» و «آزادسازى خرمشهر» عناوین فصلهای این کتاباند و در بخش پایانی، تصویر تمام اسناد بررسی شده، گردآمدهاند. آنچه مذکور افتاد تنها اشارهای بود به چند عنوان کتاب درباره خرمشهر؛ چه اینکه درباره داستان مقاومت ما در خرمشهر، اشغال آن توسط بعثیها و آزادسازیاش، بسیار کتابهای دیگری نوشته شده که در این گزارش به آنها اشاره نشد و بسیار کتابهایی که نوشته نشده و باید نوشته شود.